←پاسخ
(←پاسخ) |
|||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
ببینیم قرآن با توجه به این موضوع چه چیزی برای گفتن دارد؟ | ببینیم قرآن با توجه به این موضوع چه چیزی برای گفتن دارد؟ | ||
======آیه ۱====== | |||
پس از روایت داستان حضرت نوح، خداوند در سوره هود به حضرت محمد{{صل}} میگوید: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی میکنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمیدانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.</ref>. این یک آیه روشن است. خداوند آشکارا میگوید که پیامبر درباره داستان حضرت نوح چیزی نمیدانست پیش از آنکه این داستان در قرآن برای وی نازل شود. خداوند این موضوع را با اضافه کردن عبارت «پیش از این نه تو این را میدانستی و نه قوم تو» روشن و واضح میکند. با در نظر گرفتن آن، محققین مورد نظر در پیچیده کردن معنی این آیهها و تطبیق آن با باورهای خود، بسیار خوب عمل کردهاند. اگر آیه تنها گفته بود که: «تو (ای پیامبر!) این داستان را نمیدانستی...» ممکن بود محققین بگویند که این آیه درباره عالم زر یا عالم ارواح سخن میگوید یعنی حتی پیش از آفرینش حضرت آدم{{ع}}، و آن زمانی است که خداوند داستان نوح را بر پیامبر{{صل}} نازل کرده است. اما خداوند با بیان قید «نه تو و نه مردم تو این داستان را پیش از این نمیدانستند» این موضوع را روشن و تصریح میکند که آشکارا نشان میدهد، خداوند درباره این دنیا صحبت میکند نه قلمرو دیگری از جهان و این نشان میدهد که پیامبر{{صل}} نسبت به قرآن پیش از نزولش در این دنیا، آگاهی نداشته است. | |||
======آیه ۲====== | |||
در سوره ص خداوند به پیامبر تعلیم میدهد که به مردم بگوید: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ * أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ * مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ * إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلاَّ أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}<ref>«بگو: این خبری سترگ است * که شما از آن رویگردانید * مرا دانشی به گروه (فرشتگان) فراتر نیست، هنگامی که همستیزی میکردند * به من جز این وحی نمیشود که من تنها بیمدهندهای آشکارم» سوره ص، آیه ۶۷-۷۰.</ref>. با توجه به نظر بیشتر مفسرین ملاء اعلی اشاره دارد به واقعهای که در آن از فرشتگان خواسته شد تا در برابر آدم سجده کنند و درباره این موضوع جدالی سرسختانه سر گرفت. صرف نظر از معنای این داستان، یک چیز آشکار است که پیامبر درباره ملاء اعلی آگاهی نداشته، وقتی که این اتفاق رخ داده است، با اینکه با توجه به یک باور معروف، پیامبر{{صل}} بسیار پیش از آفرینش آدم، خلق شده بود؛ بنابراین باید شاهد هر آنچه در ملاء اعلی اتفاق افتاد، میبود. | |||
======آیه ۳====== | |||
خداوند در سوره توبه به پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref>. نه تنها گذشته و آینده بلکه مانند هر انسان عادی، پیامبر حتی درباره مردم زمان خود و شهر خود آگاهی کامل نداشت؛ به همین دلیل است که خداوند میفرماید: «تو آنها را نمیشناسی...». | |||
======آیه ۴====== | |||
پیش از روایت داستان حضرت یوسف، خداوند در سوره یوسف به پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ}}<ref>«ما با این قرآن که به تو وحی کردهایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان میگوییم و بیگمان تو پیش از آن از ناآگاهان بودی» سوره یوسف، آیه ۳.</ref>. بحثی به وجود آمده است که واژه «غافل» به معنی ناآگاه نیست بلکه به این معناست که پیامبر از این داستان آگاه بوده ولی به مردم چیزی نگفته بوده است. چرا خداوند باید پیامبر را غافل (که بار معنایی منفی دارد) خطاب کند در حالی که پیامبر{{صل}} تنها چیزهایی را میگوید که خداوند از او خواسته باشد؟ همچنین اگر فرض کنیم که پیامبر همه چیز را میدانسته پس نعوذ باللَّه در حالی از دنیا رفته که غافل بوده است، زیرا او هر چه که میدانسته را در طول حیاتش به مردم نگفته بوده است. این آشکارا غیر منطقی است. همچنین مراجعه کنید به: {{متن قرآن|ذَلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ}}<ref>«آن از این روست که (سنّت) پروردگارت (این است که) نابود کننده شهرها به ستم- در حال بیخبری مردم آن (شهر) ها- نبوده است» سوره انعام، آیه ۱۳۱.</ref>، {{متن قرآن|أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ}}<ref>«مبادا بگویید: کتاب (آسمانی، تنها) بر دو گروه پیش از ما فرو فرستاده شده است و به راستی ما از خواندن (و بحث و بررسی) آنان ناآگاه بودیم» سوره انعام، آیه ۱۵۶.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زادههای آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی میدهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref> و... که در آنها واژه غافل به معنای ناآگاه بودن به کار رفته است. | |||
======آیه ۵====== | |||
در سوره احقاف خداوند از پیامبر میخواهد تا برای مردم بگوید: {{متن قرآن|قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمیدانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم و من جز بیمدهندهای آشکار نیستم» سوره احقاف، آیه ۹.</ref>. برخی میگویند آیهای که بیان میکند: «نمیدانم با من و شما چه خواهد شد...» درباره روز قیامت صحبت میکند و شامل علم غیب نمیشود و هر چیزی که پیش از روز قیامت اتفاق میافتد در علم غیب شمول مییابد. این مسئله برخلاف چیزی است که در نهج البلاغه (خطبه ۱۲۸) از امام علی{{ع}} نقل شده است. در حالی که امام علی به مردم اتفاقات قطعی آینده را اطلاع میداد، فردی از قبیله کلب از جا برخاست و گفت: «ای امیرالمؤمنین به تو دانش غیب عطا شده است». (زیرا این صحابه تصور میکرد اگه امام علم غیب نداشته باشد پس چگونه میتواند به ما درباره این اتفاقات پیش رو اطلاع دهد؟ اما امام چنان که در ادامه میبینید این سخن او را اصلاح کرد.) در نتیجه امیرالمؤمنین خندید و به مردی که به قبیله بنی کلب تعلق داشت، گفت: «ای برادر کلبی! این دانش چیزهای نهان نیست (علم الغیب)؛ بلکه اینها مسائل سادهای هستند که من از صاحب دانش (منظور پیامبر اسلام) که آنها را میدانست، فرا گرفتهام. درباره علم غیب که دانش روز قیامت و چیزهایی است که توسط خداوند در این آیه اشاره شده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«بیگمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو میفرستد و از آنچه در زهدانهاست آگاه است و هیچ کس نمیداند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بیگمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref>. بنابراین، فقط خداوند آنچه در ارحام هست را میداند اینکه مذکر است و یا مؤنث؛ زیبا یا زشت است؛ بخشنده است یا بخیل؛ پلید است یا پاکیزه؛ چه کسی سوخت (هیزم) جهنم خواهد بود و چه کسی همراه پیامبر در بهشت خواهد بود. این همان دانش غیب و مسائل پنهانی است که هیچ کس جز خداوند از آن برخوردار نیست. جز اینها، علمی است که به پیامبرش آموخته و او نیز به من آموخته است و از خداوند خواسته که سینهام آن را در خود حفظ کند و دلم در درون خود جای دهد»<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: لَقَدْ أُعْطِيتَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عِلْمَ الْغَيْبِ؛ فَضَحِكَ{{ع}} وَ قَالَ لِلرَّجُلِ وَ كَانَ كَلْبِيّاً: يَا أَخَا كَلْبٍ، لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ وَ إِنَّمَا عِلْمُ الْغَيْبِ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا عَدَّدَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِقَوْلِهِ: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}، فَيَعْلَمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مَا فِي الْأَرْحَامِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ قَبِيحٍ أَوْ جَمِيلٍ وَ سَخِيٍّ أَوْ بَخِيلٍ وَ شَقِيٍّ أَوْ سَعِيدٍ وَ مَنْ يَكُونُ [لِلنَّارِ] فِي النَّارِ حَطَباً أَوْ فِي الْجِنَانِ لِلنَّبِيِّينَ مُرَافِقاً فَهَذَا عِلْمُ الْغَيْبِ الَّذِي لَا يَعْلَمُهُ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَعِلْمٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ نَبِيَّهُ صفَعَلَّمَنِيهِ وَ دَعَا لِي بِأَنْ يَعِيَهُ صَدْرِي وَ تَضْطَمَّ عَلَيْهِ جَوَانِحِي}}؛ نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص۱۸۶.</ref>. همانطور که میبینیم، با توجه به بیان امام علی{{ع}}، روز قیامت تحت شعاع علم غیب قرار میگیرد، بنابراین آگاهی نداشتن از روز قیامت الزاماً دلالت بر نداشتن علم غیب ندارد. | |||
======آیه ۶====== | |||
خداوند در سوره انعام به پیامبر بیان میکند که به امتش بگوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بگو: من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است و غیب نمیدانم و به شما نمیگویم که من فرشتهام؛ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.</ref>. برخی به این مسئله اینطور پاسخ میدهند که پیامبر نگفته است که: «من دانش غیب ندارم» بلکه ایشان به مشرکین میفرمایند: «من به شما نمیگویم که علم غیب دارم» که اینطور معنا میدهد که او دانش غیب دارد اما آن را به مشرکین نمیگوید. چه بحث غیرمنطقیای! اگر نگاهی به لیست چیزهایی که پیامبر ذکر کرده است که به مشرکین نمیگوید بیندازیم، میبینیم که جمله «همچنین به شما نمیگویم که من یک فرشتهام» را شامل میشود. پس یعنی این جمله اینطور معنا میدهد که پیامبر یک فرشته است اما فقط نمیخواهد این موضوع را به مشرکین بگوید؟! | |||
======آیه ۷====== | |||
خداوند به پیامبرش در سوره اعراف میگوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب میدانستم خیر بسیار مییافتم و (هیچ) بلا به من نمیرسید؛ من جز بیمدهنده و مژدهآور برای گروهی که ایمان میآورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. این دانش چیست که اگر پیامبر{{صل}} داشت، میتوانست خیر بیشتری به دست بیاورد و هیچ آسیبی به واسطه آن به او نمیرسید؟ اگر استدلال شود که این فقط به این معناست که دانش او مستقل نیست و به وسیله خدا به او اعطا شده است، سوالی که پیش میآید این است که چطور ممکن است که تنها پیامبر علم غیب مستقل داشته باشد و تنها در آن صورت میتوانست خیر بیشتر به دست بیاورد و آسیبی به او نرسد. چرا اتفاقی مشابه زمانی که علم غیب از طرف خدا به او داده شود، ممکن نیست؟ برای مثال فرض کنیم کسی بلغزد و روی زمین بیفتد و سپس بگوید: من میدانستم که در اینجا میلغزم. سپس کسی از او بپرسد: اگر میدانستی که اینجا میلغزی چرا مراقب نبودی؟ و او در پاسخ بگوید: زیرا این دانش مستقل من نبود و کس دیگری آن را به من گفته بود. سپس به او گفته میشود: مهم نیست که این دانش مستقل تو باشد و یا دانش غیر مستقل تو، موضوع این است که تو این آگاهی را داشتی بنابراین باید از آن استفاده میکردی. نقطه دیگر اینکه، اگر پیامبر آگاهی از غیب داشت، هیچ آسیبی به او نمیرسید. بیایید نگاهی به اتفاقی بیندازیم که در آن به پیامبر آسیب رسید. در جنگ احد برخی از اصحاب موقعیت خود در نبرد را ترک و پیامبر را در شرایط ناامن رها کردند و از همین رو پیامبر به وسیله دشمن آسیب دید، پس آسیب متوجه شخص پیامبر شد. واضح است که اگر پیامبر از غیب آگاه بود با توجه به این آیه نباید هیچ آسیبی میدید و از آنجا که به ایشان آسیب رسید میتوانیم به این نتیجه برسیم که او علم غیب نداشت. | |||
======آیه ۸====== | |||
خداوند در سوره شورا از پیامبر میخواهد تا به مردم بگوید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. این آیه آشکارا نشان میدهد که پیامبر پیش از نزول قرآن هیچ آگاهیای نسبت به آن نداشته است و همچنین چیزی درباره ایمان نمیدانسته اما آن به این معنا نیست که بتها را میپرستیده است؛ زیرا پیامبر در خانهای متولد شده است که اهل آن بر ملت و آیین حضرت ابراهیم و یکتاپرستانی پاک بودهاند و (در زندگینامه پیامبر) جایی برای بتپرستی نیست. | |||
======آیه ۹====== | |||
وقتی مردم از پیامبر درباره زمان فرارسیدن روز قیامت پرسیدند؛ ببینید خداوند در سوره ملک از پیامبر خواست تا چه پاسخی به آنها بدهد: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و میگویند: اگر راست میگویید این وعده کی میرسد؟ * بگو: دانش (آن) نزد خداوند است و من تنها بیمدهندهای آشکارم» سوره ملک، آیه ۲۵-۲۶.</ref>. | |||
======آیه ۱۰====== | |||
دوباره در سوره جن: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا}}<ref>«بگو: نمیدانم آیا آنچه به شما وعده میدهند نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی دراز مینهد؟» سوره جن، آیه ۲۵.</ref>. برخی ادعا میکنند که همه آیات قرآن که به این حقیقت اشاره میکند که پیامبر علم غیب نداشت تنها به این معناست که ایشان آگاهی مستقلی از غیب نداشته و دانش غیب پیامبر وابسته به خداوند بوده است. این افراد نمیتوانند این اصل را در اینجا به کار ببرند، زیرا حتی اگر پیامبر علم غیب وابسته به خداوند درباره روز قیامت داشت هرگز نمیگفت: «نمیدانم آنچه به شما وعده داده شده نزدیک است یا ...». او میتوانست بگوید: «من میدانم که چه زمانی وعده خدا محقق میشود اما این آگاهی سرّیای است که نمیتواند فاش شود». ولی ایشان اینچنین نفرمودهاند. | |||
======آیه ۱۱====== | |||
خداوند در سوره غافر به پیامبر{{صل}} میگوید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان، زیانکار میگردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref>. فرستادگانی هستند که داستانشان برای پیامبر{{صل}} بیان نشده است و اگر خداوند آنها را برای پیامبر نگفته است قطعاً ایشان از هیچ طریق دیگری نمیتوانسته به این قصص آگاهی داشته باشد. اگر بحث این باشد که این آیات متوجه پیامبر{{صل}} نبوده است بلکه امت او را مخاطب قرار داده است، این نظر میتواند با توجه به این سخن خداوند رد شود که میفرماید: {{متن قرآن|قَصَصْنَا عَلَيْكَ}} و نمیگوید: {{عربی|قَصَصْنَا عَلَيْكُم}}. همچنین در ترجمه قرآن علی قلی قرائی (مترجم شیعه قرآن): هر زمان چیزی خطاب به پیامبر عنوان میشد، واژه «تو» به صورت ایتالیک نوشته میشد و در ترجمه این آیات نیز واژه «تو» به صورت ایتالیک نوشته شده است. بنابراین شکی نیست که این آیات پیامبر{{صل}} را مخاطب قرار داده است. | |||
======آیه ۱۲====== | |||
خداوند در سوره نساء به پیامبر{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و پیامبرانی را (فرستادیم) که (داستان) آنها را برای تو پیشتر گفتهایم و پیامبرانی که (داستان) آنان را برای تو نگفتهایم؛ و موسی با خداوند بیمیانجی سخن گفت» سوره نساء، آیه ۱۶۴.</ref>. و بار دیگر، اگر خداوند داستان برخی فرستادگانش را بر پیامبر{{صل}} نازل و بیان نکرده است، پیامبر نیز بر همین مبنا هیچ راه دیگری برای آگاهی از این داستانها نداشته است. | |||
#'''آیه ۱۳:''' خداوند در سوره ابراهیم میفرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمیشناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهانها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شدهاید انکار میکنیم و بیگمان به آنچه ما را بدان فرا میخوانید در دودلی گمانانگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref>. «هیچ کس جز خداوند بر آنها آگاه نیست» آیا پیامبر{{صل}} شامل معنای این جمله در این آیه میشود یا نه؟ البته که میشود. این آشکارا به این معناست که رسول الله{{صل}} آگاه بر آنچه پس از عاد و ثمود آمده است، نیست و تنها خود خداوند از آنها آگاه است و اسثنایی در اینباره وجود ندارد. این مسئله به خوبی آشکار میکند که خداوند آگاهی کامل بر همه چیز را به پیامبر{{صل}} اعطا نکرده است. پیامبر تنها درباره اتفاقات قطعی گذشته و آینده میدانستهاند (مانند آن چیزهایی که در قرآن آمده است). و هر آن چیزی که ائمه{{عم}} میدانستند، از قرآن و پیامبر{{صل}} فرا گرفته بودهاند. از این روست که میتوان گفت حتی ائمه{{عم}} آگاهی و دانش کامل بر همه چیز را نداشتهاند. | #'''آیه ۱۳:''' خداوند در سوره ابراهیم میفرماید: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}}<ref>«آیا خبر کسان پیش از شما چون قوم نوح و عاد و ثمود و کسان پس از ایشان که جز خداوند کسی آنان را نمیشناسد به شما نرسیده است؟ پیامبران آنان برهانها برای آنها آوردند اما آنان (از خشم) دست بر دهان بردند و گفتند: هر چه را که شما برای آن فرستاده شدهاید انکار میکنیم و بیگمان به آنچه ما را بدان فرا میخوانید در دودلی گمانانگیزی هستیم» سوره ابراهیم، آیه ۹.</ref>. «هیچ کس جز خداوند بر آنها آگاه نیست» آیا پیامبر{{صل}} شامل معنای این جمله در این آیه میشود یا نه؟ البته که میشود. این آشکارا به این معناست که رسول الله{{صل}} آگاه بر آنچه پس از عاد و ثمود آمده است، نیست و تنها خود خداوند از آنها آگاه است و اسثنایی در اینباره وجود ندارد. این مسئله به خوبی آشکار میکند که خداوند آگاهی کامل بر همه چیز را به پیامبر{{صل}} اعطا نکرده است. پیامبر تنها درباره اتفاقات قطعی گذشته و آینده میدانستهاند (مانند آن چیزهایی که در قرآن آمده است). و هر آن چیزی که ائمه{{عم}} میدانستند، از قرآن و پیامبر{{صل}} فرا گرفته بودهاند. از این روست که میتوان گفت حتی ائمه{{عم}} آگاهی و دانش کامل بر همه چیز را نداشتهاند. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||