تقیه در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:


==مقدمه==
==مقدمه==
*هرگاه شخص [[مسلمان]] برای دور ماندن از زیان جانی، [[مالی]] یا عِرضی، از اظهار [[عقیده]] [[دینی]] خویشتنداری کند، به کار او [[تقیه]] می‌گویند. [[دانشمندان]] متقدم [[شیعه]]، [[تقیه]] را چنین تعریف کرده‌اند که عبارت از [[کتمان]] [[حق]] و [[اعتقاد]] قلبی است برای پرهیز از زیان [[دینی]] و [[دنیوی]]<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲/ ۱۳۶.</ref>. هر چند این تعریف، درست است، جامع موارد متعدد [[تقیه]] نیست. تعریف جامع و مانع این است که [[تقیه]] عبارت از پنهان ساختن [[حق]] از دیگران یا اظهار خلاف آن است برای مصلحتی که از [[مصلحت]] اظهار، مهمتر است<ref>نقش تقیه در استنباط، ۵۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
"[[تقیه]]" از [[باورهای اعتقادی]] انحصاری [[شیعه]] است که هم در گفتار و هم در [[رفتار]] [[امامان معصوم]]{{عم}} به وضوح بر آن تأکید شده است. [[تقیه]] نه تنها در مصادر [[روایی]] مورد توجه است؛ بلکه از برخی [[آیات قرآن]] نیز این اصل [[شیعی]] قابل دریافت است.
*علمای [[اهل تسنن]] [[تقیه]] را روا نمی‌دانند مگر تعدادی انگشت‌شمار همانند [[فخر رازی]]<ref>شیعه و تشیع‌، ۹۹۹- ۱۹۶.</ref>. بنابراین، می‌توان گفت که [[تقیه]] از ویژگی‌های [[اعتقادی]] [[مذهب تشیع]] است. [[شیعیان]] همواره- به خصوص در عصر [[امامان]] {{عم}}- در تنگنا و فشار [[حکومت‌ها]] بوده‌اند. از این رو، بیشتر از [[مسلمانان]] دیگر، به [[تقیه]] [[نیازمند]] شده‌اند. [[تقیه]] با [[علم]] یا [[گمان]] [[قوی]] به ضرر، [[واجب]] می‌شود. اگر خطری نباشد، نه تنها [[تقیه]] [[واجب]] نیست، بلکه [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز- با شرایط خود- [[واجب]] می‌شود؛ زیرا اصل اول در [[دفاع]] از [[دین]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] است و [[تقیه]]، پس از آن به میان می‌آید. [[تقیه]] اساساً از امور استثنائی و اضطراری است<ref>وسائل الشیعه‌، ۱۱/ باب ۲۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
 
*[[تقیه]] شرایطی دارد که بی‌توجهی به آنها ممکن است به [[افراط و تفریط]] بینجامد. از این شرایط است: بی‌فایده بودن اظهار [[حق]]، [[حفظ جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] و [[دین]]، مشتاق کردن [[مخالفان]] به راه [[حق]] و [[حفظ وحدت]] [[اسلامی]]. در برخی [[کارها]] به هیچ روی، [[تقیه]] روا نیست؛ مثلًا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]]، [[مال]] و یا آبروی خویش، در برابر نابودی [[دین]] [[سکوت]] کند، یا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]] خود، کسی دیگر را به ناحق بکشد. به طور کلی، در کارهایی که موجب [[قتل]] [[نفس]] محترم یا رواج [[باطل]] یا [[فساد]] [[دین]] یا ضرر مهمی به [[مسلمانان]] و [[گمراهی]] آنان و یا رواج [[ظلم و جور]] میان آنان می‌شود، [[تقیه]] جایز نیست<ref>پاسخ به شبهاتی پیرامون مکتب تشیع‌، ۱۰۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] [[آیه]] بیست و هشتم [[سوره]] آل‌عمران<ref>البته ایشان بحث تقیه را در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره نحل {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ...}} نیز طرح می‌‌کند.</ref>، درباره این بخش [[آیه]]: {{متن قرآن|إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً...}} می‌‌فرماید: [[کتاب و سنت]] فی الجمله [[تقیه]] را تأیید می‌‌کنند. [[عقل]] نیز به سبب عدم پذیرش [[ظلم]] در [[دین]] آن را تأیید می‌‌کند؛ زیرا [[تقیه]] باعث حفظ [[مصلحت]] [[دین]] و حفظ [[حق]] در مقابل [[دشمنان دین]] می‌‌شود<ref>طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۵۳.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۰.</ref>
*بنابراین، می‌توان اقسام [[تقیه]] را از نظر [[حکم تکلیفی]] بدین‌سان تقسیم کرد:
 
==معناشناسی==
[[تقیه]]، یعنی مخفیانه و در حالتی استتاری از خود [[دفاع]] کردن<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۰.</ref>. هرگاه شخص [[مسلمان]] برای دور ماندن از زیان جانی، [[مالی]] یا عِرضی، از اظهار [[عقیده]] [[دینی]] خویشتن‌داری کند، به کار او [[تقیه]] می‌گویند. [[دانشمندان]] متقدم [[شیعه]]، [[تقیه]] را چنین تعریف کرده‌اند که عبارت از [[کتمان]] [[حق]] و [[اعتقاد]] قلبی است برای پرهیز از زیان [[دینی]] و [[دنیوی]]<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲/ ۱۳۶.</ref>. هر چند این تعریف، درست است منتها جامع موارد متعدد [[تقیه]] نیست. تعریف جامع و مانع این است که [[تقیه]] عبارت از پنهان ساختن [[حق]] از دیگران یا اظهار خلاف آن است، برای مصلحتی که از [[مصلحت]] اظهار، مهمتر است<ref>نقش تقیه در استنباط، ۵۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>
 
به‌عبارتی دیگر [[تقیه]] عبارت است از: به کاربردن تاکتیک معقول در [[مبارزه]] برای حفظ بهتر و بیشتر نیروها و [[سرمایه]]‌ها، تا [[جبهه]]، هرچه قوی‌تر و نیرومندتر بماند. [[وظیفه]] فردِ [[مبارز]] تنها این نیست که با حریف [[مبارزه]] کند و آن را [[شکست]] بدهد، بلکه حفظ و نگهداری نیروها و سرمایه‌ها از جمله [[وظایف]] اوست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۰.</ref>.
 
==روایات و تقیه==
#[[امام صادق]]{{ع}} از قول [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ}}.
#[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ آمُرُكَ أَنْ تَسْتَعْمِلَ التَّقِيَّةَ فِي دِينِكَ}}.
#[[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|التَّقِيَّةُ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ يُضْطَرُّ إِلَيْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُ}}.
 
[[روایات]] مبتنی بر [[مشروعیت]] [[تقیه]] از طرق [[اهل بیت]] به قدری زیاد است که چه بسا به [[حد]] [[تواتر]] برسند<ref>بنگرید به: طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۶۳ - ۱۶۲.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۱.</ref>
 
==تقیه از اعتقادات خاص شیعه==
[[تقیه]] از مختصات شناخته شده [[شیعه]] است، به طوری که دو واژه [[شیعه]] و [[تقیه]] لازم و ملزوم یکدیگر شناخته شده‌اند. به [[گواهی]] [[تاریخ]]، همه [[ائمه]] [[دین]] [[تقیه]] می‌‌کرده‌اند؛ مثلاً: شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} نکته‌ای را سؤال کرد و حضرت جوابی دادند. شخص دیگری به آن حضرت گفت: قبلاً همین مسئله از [[پدر]] شما، [[امام باقر]]{{ع}} سؤال شده بود، اما جواب ایشان با جواب شما متفاوت است! کدامیک درست است؟! [[امام صادق]]{{ع}} در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته، درست است. بعد اضافه کردند: "[[شیعیان]]، آن وقت که سراغ پدرم می‌‌آمدند، با [[خلوص]] [[نیت]] می‌‌آمدند و قصدشان این بود که [[حقیقت]] را دریابند. او هم عین [[حقیقت]] را به آنها می‌‌گفت؛ ولی قصد کسانی که از من سؤال می‌‌کنند، [[هدایت]] یافتن و عمل به آن نیست، بلکه می‌‌خواهند [[فتنه]] به پا کنند و من ناچارم که با [[تقیه]] به آنها جواب دهم"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الشِّيعَةَ أَتَوْا أَبِي مُسْتَرْشِدِينَ فَأَفْتَاهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ وَ أَتَوْنِي شُكَّاكاً فَأَفْتَيْتُهُمْ بِالتَّقِيَّةِ}}؛ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج4، ص264.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۰.</ref>
 
علمای [[اهل تسنن]] [[تقیه]] را روا نمی‌دانند مگر تعدادی انگشت‌شمار همانند [[فخر رازی]]<ref>شیعه و تشیع‌، ۹۹۹- ۱۹۶.</ref>. بنابراین، می‌توان گفت [[تقیه]] از ویژگی‌های [[اعتقادی]] [[مذهب تشیع]] است. [[شیعیان]] همواره ـ به خصوص در عصر [[امامان]] {{عم}} ـ در تنگنا و فشار [[حکومت‌ها]] بوده‌اند. از این رو، بیشتر از [[مسلمانان]] دیگر، به [[تقیه]] [[نیازمند]] شده‌اند. [[تقیه]] با [[علم]] یا [[گمان]] [[قوی]] به ضرر، [[واجب]] می‌شود. اگر خطری نباشد، نه تنها [[تقیه]] [[واجب]] نیست، بلکه [[امر به معروف و نهی از منکر]] نیز ـ با شرایط خود ـ [[واجب]] می‌شود؛ زیرا اصل اول در [[دفاع]] از [[دین]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] است و [[تقیه]]، پس از آن به میان می‌آید. [[تقیه]] اساساً از امور استثنائی و اضطراری است<ref>وسائل الشیعه‌، ۱۱/ باب ۲۵.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>
 
==شرایط تقیه==
[[تقیه]] شرایطی دارد که بی‌توجهی به آنها ممکن است به [[افراط و تفریط]] بینجامد. از این شرایط است: بی‌فایده بودن اظهار [[حق]]، [[حفظ جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] و [[دین]]، مشتاق کردن [[مخالفان]] به راه [[حق]] و [[حفظ وحدت]] [[اسلامی]]. در برخی [[کارها]] به هیچ روی، [[تقیه]] روا نیست؛ مثلًا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]]، [[مال]] و یا آبروی خویش، در برابر نابودی [[دین]] [[سکوت]] کند، یا کسی نمی‌تواند برای [[حفظ جان]] خود، کسی دیگر را به ناحق بکشد. به طور کلی، در کارهایی که موجب [[قتل]] [[نفس]] محترم یا رواج [[باطل]] یا [[فساد]] [[دین]] یا ضرر مهمی به [[مسلمانان]] و [[گمراهی]] آنان و یا رواج [[ظلم و جور]] میان آنان می‌شود، [[تقیه]] جایز نیست<ref>پاسخ به شبهاتی پیرامون مکتب تشیع‌، ۱۰۶.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 188.</ref>
 
==اقسام تقیه از نظر حکم==
بنابراین، می‌توان اقسام [[تقیه]] را از نظر [[حکم تکلیفی]] بدین‌سان تقسیم کرد:
#[[تقیه]] [[واجب]]: هنگام دفع ضرر فوری؛
#[[تقیه]] [[واجب]]: هنگام دفع ضرر فوری؛
#[[تقیه]] [[مستحب]]: هنگام دفع ضرر تدریجی؛
#[[تقیه]] [[مستحب]]: هنگام دفع ضرر تدریجی؛
#[[تقیه]] [[مباح]]: هنگامی که [[تقیه]] و عدم آن یکسان است؛
#[[تقیه]] [[مباح]]: هنگامی که [[تقیه]] و عدم آن یکسان است؛
#[[تقیه]] [[مکروه]]: هنگامی که ترک [[تقیه]] و برتابیدن ضرر بهتر است؛
#[[تقیه]] [[مکروه]]: هنگامی که ترک [[تقیه]] و برتابیدن ضرر بهتر است؛
#[[تقیه]] [[حرام]]: هنگامی که [[تقیه]] موجب ترک امر مهم‌تر می‌شود<ref>التقیة، شیخ مرتضی انصاری، ۳۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 189.</ref>.
#[[تقیه]] [[حرام]]: هنگامی که [[تقیه]] موجب ترک امر مهم‌تر می‌شود<ref>التقیة، شیخ مرتضی انصاری، ۳۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 189.</ref>
*[[تقیه]] را از نظر انگیزه و [[علت]] نیز بر دو گونه دانسته‌اند: [[تقیه]] حفظی (خوفی) و [[تقیه]] مداراتی. [[تقیه]] حفظی آن گاه پیش می‌آید که پای [[حفظ دین]]، [[جان]]، [[مال]] یا آبرو در میان باشد. [[تقیه]] مداراتی برای فراهم ساختن حُسن [[معاشرت]] با [[اکثریت]] [[مسلمانان]] و ایجاد [[وحدت]] [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] انجام می‌گیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 189.</ref>.
 
==[[تقیه]] در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]]==
*"[[تقیه]]" از [[باورهای اعتقادی]] انحصاری [[شیعه]] است که هم در گفتار و هم در [[رفتار]] [[امامان معصوم]]{{عم}} به وضوح بر آن تأکید شده است. [[تقیه]] نه تنها در مصادر [[روایی]] مورد توجه است؛ بلکه از برخی [[آیات قرآن]] نیز این اصل [[شیعی]] قابل دریافت است.
*[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] [[آیه]] بیست و هشتم [[سوره]] آل‌عمران<ref>البته ایشان بحث تقیه را در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره نحل {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ...}} نیز طرح می‌‌کند.</ref>، درباره این بخش [[آیه]]: {{متن قرآن|إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً...}} می‌‌فرماید: [[کتاب و سنت]] فی الجمله [[تقیه]] را تأیید می‌‌کنند. [[عقل]] نیز به سبب عدم پذیرش [[ظلم]] در [[دین]] آن را تأیید می‌‌کند؛ زیرا [[تقیه]] باعث حفظ [[مصلحت]] [[دین]] و حفظ [[حق]] در مقابل [[دشمنان دین]] می‌‌شود<ref>طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۵۳.</ref>.
*[[تقیه]]، یعنی مخفیانه و در حالتی استتاری از خود [[دفاع]] کردن<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۰.</ref>.
*[[تقیه]] عبارت است از: به کاربردن تاکتیک معقول در [[مبارزه]] برای حفظ بهتر و بیشتر نیروها و [[سرمایه]] ها، تا [[جبهه]]، هرچه قوی‌تر و نیرومندتر بماند. [[وظیفه]] فردِ [[مبارز]] تنها این نیست که با حریف [[مبارزه]] کند و آن را [[شکست]] بدهد، بلکه حفظ و نگهداری نیروها و سرمایه‌ها از جمله [[وظایف]] اوست.
*[[تقیه]] از مختصات شناخته شده [[شیعه]] است، به طوری که دو واژه [[شیعه]] و [[تقیه]] لازم و ملزوم یکدیگر شناخته شده‌اند. به [[گواهی]] [[تاریخ]]، همه [[ائمه]] [[دین]] [[تقیه]] می‌‌کرده‌اند؛ مثلاً: شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} نکته‌ای را سؤال کرد و [[حضرت]] جوابی دادند. شخص دیگری به آن [[حضرت]] گفت: قبلاً همین مسئله از [[پدر]] شما، [[امام باقر]]{{ع}} سؤال شده بود، اما جواب ایشان با جواب شما متفاوت است! کدامیک درست است؟! [[امام صادق]]{{ع}} در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته، درست است. بعد اضافه کردند: "[[شیعیان]]، آن وقت که سراغ پدرم می‌‌آمدند، با [[خلوص]] [[نیت]] می‌‌آمدند و قصدشان این بود که [[حقیقت]] را دریابند. او هم عین [[حقیقت]] را به آنها می‌‌گفت؛ ولی قصد کسانی که از من سؤال می‌‌کنند، [[هدایت]] یافتن و عمل به آن نیست، بلکه می‌‌خواهند [[فتنه]] به پا کنند و من ناچارم که با [[تقیه]] به آنها جواب دهم"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الشِّيعَةَ أَتَوْا أَبِي مُسْتَرْشِدِينَ فَأَفْتَاهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ وَ أَتَوْنِي شُكَّاكاً فَأَفْتَيْتُهُمْ بِالتَّقِيَّةِ}}؛ مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار{{عم}}، ص۱۲ و ۱۷۱؛ همو، ده گفتار، ص۳۰۱؛ همو، علل گرایش به مادی‌گری، ص۱۸۶ - ۱۸۵.</ref>.
*[[المیزان]] در بحث [[روایی]] پایان [[آیه]] پیش گفته، به سخنانی از [[معصومین]] در تأیید [[تقیه]] اشاره می‌‌کند:
*[[امام صادق]]{{ع}} از قول [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|لَا دِينَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ}}.
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ آمُرُكَ أَنْ تَسْتَعْمِلَ التَّقِيَّةَ فِي دِينِكَ}}.
*[[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|التَّقِيَّةُ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ يُضْطَرُّ إِلَيْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُ}}.
*[[روایات]] مبتنی بر [[مشروعیت]] [[تقیه]] از طرق [[اهل بیت]] به قدری زیاد است که چه بسا به [[حد]] [[تواتر]] برسند<ref>بنگرید به: طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۶۳ - ۱۶۲.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۸۱.</ref>.


==تقیه در فرهنگ مطهر==
==اقسام تقیه از نظر انگیزه==
یعنی به کار بردن تاکتیک در [[امر به معروف و نهی از منکر]]؛ از مادّه “وقی” به معنی نگهداری است یعنی چه؟ یعنی امر به معروف و نهی از منکر [[مبارزه]] است<ref>حماسه حسینی، ج۲، ص۱۹۱.</ref>.
[[تقیه]] را از نظر انگیزه و [[علت]] نیز بر دو گونه دانسته‌اند: [[تقیه]] حفظی (خوفی) و [[تقیه]] مداراتی. [[تقیه]] حفظی آن گاه پیش می‌آید که پای [[حفظ دین]]، [[جان]]، [[مال]] یا آبرو در میان باشد. [[تقیه]] مداراتی برای فراهم ساختن حُسن [[معاشرت]] با [[اکثریت]] [[مسلمانان]] و ایجاد [[وحدت]] [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] انجام می‌گیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 189.</ref>.
در [[شیعه]] مفهوم معقول و خردمندانه‌ای وجود دارد که هم [[قرآن]] آن را [[تأیید]] می‌کند و هم [[خرد]]، و آن مفهوم “تقیّه” است. [[تقیّه]] عبارت است از تاکتیک معقول به کار بردن در مبارزه برای [[حفظ]] بهتر و بیشتر نیروها<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۵۷۸.</ref>. تقیّه نوعی سپر به کاربردن در مبارزه است. این کلمه از مادّه “وَقی” است که به معنی نگهداری است. [[وظیفه]] یک فرد [[مبارز]] در مبارزه تنها این نیست که حریف را بکوبد؛ [[خود نگهداری]] تا حدّ امکان نیرو وظیفه مبارز است. تقیّه یعنی هر چه بیشتر زدن و هر چه کمتر خوردن. به هر حال، تقیّه تاکتیک معقول و خردمندانه‌ای است در مبارزه<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۵۷۸.</ref>. از نظر [[عافیت]] طلبان، تقیّه یعنی از میدان به در رفتن و صحنه را به [[دشمن]] واگذار کردن و در مقابل، به جرّ و بحث و هو و جنجال پرداختن<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۵۷۸.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۷۲.</ref>


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش