←حقيقت دعا به اسم اعظم
| خط ۱۱۰: | خط ۱۱۰: | ||
*مرتبه چهارم اسم اعظم، مقام اطلاق حقیقت محمّدیه{{صل}} یعنی مقام مشیت «وجود منبسط» است، چنان که از روایت منقول از [[امام صادق]]{{ع}} <ref> الكافى، ج۱، ص۱۱۲.</ref> برخی درباره این مقام، چنین استفاده کردهاند که خداوند اسمی آفرید که همه حدود از آن دور است، حتّی حدّ ماهیت و در حالی که مستور است، مستور نیست؛ یعنی خفای آن بر اثر شدّت ظهور آناست<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | *مرتبه چهارم اسم اعظم، مقام اطلاق حقیقت محمّدیه{{صل}} یعنی مقام مشیت «وجود منبسط» است، چنان که از روایت منقول از [[امام صادق]]{{ع}} <ref> الكافى، ج۱، ص۱۱۲.</ref> برخی درباره این مقام، چنین استفاده کردهاند که خداوند اسمی آفرید که همه حدود از آن دور است، حتّی حدّ ماهیت و در حالی که مستور است، مستور نیست؛ یعنی خفای آن بر اثر شدّت ظهور آناست<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | ||
*مرتبه پنجم اسم اعظم، وجود عنصری [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از عالم علم الهی به عالم مُلک نازل شده و آن مجمل حقیقت انسانیه است و جمیع مراتب وجود خارجی در آن منطوی است؛ مانند انطوای عقل تفصیلی در عقل بسیط اجمالی<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> پایینترین مرتبهاسم اعظم، اسم اعظم لفظی است<ref> شرح دعاى سحر، ص۹۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | *مرتبه پنجم اسم اعظم، وجود عنصری [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} است که از عالم علم الهی به عالم مُلک نازل شده و آن مجمل حقیقت انسانیه است و جمیع مراتب وجود خارجی در آن منطوی است؛ مانند انطوای عقل تفصیلی در عقل بسیط اجمالی<ref> شرح دعاى سحر، ص۸۶.</ref> پایینترین مرتبهاسم اعظم، اسم اعظم لفظی است<ref> شرح دعاى سحر، ص۹۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>. | ||
== | ==حقیقت دعا به اسم اعظم== | ||
اجابت | *اجابت دعایی که خداوند وعده آن را در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}﴾}} <ref> چون مرا بخواند دعای او را پاسخ میدهم؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref> داده است، بر دعا و طلب حقیقی و اینکه دعا و طلب از خداوند نه غیر او بوده باشد، توقف دارد، بنابراین کسی که از هر سببی منقطع شده و برای حاجتی به پروردگارش متصل بشود، همانا به اسم مناسب با حاجتش متصل گردیده است، پس اسم به حقیقتش تأثیر گذاشته و دعایش مستجاب میشود، و این حقیقت دعا به اسم میباشد، و به حسب حال اسمی که داعی به سوی آن منقطع شده، حال تأثیر از حیث عموم و خصوص تحقق مییابد، و اگر این اسم اعظم باشد هر چیزی برای حقیقت آن منقاد گردیده و دعای کسی که به این اسم خدا را خوانده به صورت اطلاق مستجاب میشود. بنابر این آنچه از روایات و ادعیه در این باب وارد شده، باید بر این حقیقت حمل شود، نه بر اسم لفظی یا مفهوم آن <ref>(المیزان، ج۸، ص ۳۵۶.</ref>. دعوت خداوند به اسم اعظم یا اسم دیگر به آن است که داعی در آن اسم فانی شود، و سپس خاصیت اسم در او ظاهر و دعا مستجاب گردد... و اسم اعظم دارای خاصیت همه اسما است که امامان{{عم}} وقتی بدان اسم، خدا را میخواندند و بدان متحقق می شدند هر معجزهای را اظهار میکردند؛ از مرده زنده کردن و شفا دادن بیماران و خرق قواعد طبیعت و همان میشد که میخواستند<ref>(دمع السجوم، پاورقی، ص ۲۹۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
بنابر | ==معناى تعليم اسم اعظم== | ||
معناى ياد دادن اسمى از اسما ، يا چيزى از اسم اعظم بر يكى از پيامبران ، يا يكى از بندگان اين است كه براى او راه انقطاع به سوى خداوند متعال را به واسطه اين اسمش در دعا و مسئلتش بگشايد ، پس اگر در اينجا اسم لفظى اى بود و براى آن مفهومى باشد ، اين ، تنها بدان منظور است كه الفاظ و معانى آنها وسايل و اسبابو هستند كه به واسطه آنها حقايق به نوعى حفظ مى شوند (الميزان ، ج8 ، ص 356).<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | |||
بنابراين مى توان گفت الفاظ همه اسماى حسناى خداوند متعال ، به ويژه اسم اعظم در حوادث عالم وجود ، مؤثرند ، اما در حدّ اعداد ، و تلفظ نمودن اين اسما با انقطاع تام به مسماى آنها نفس متلفظِ به آنها را براى رسيدن به خواسته خود از ناحيه فاعل تام آماده مى كند.<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | |||
حاصل آن كه: حقيقت دعا به اسم اعظم ، انقطاع از هر سببى غير از خداوند ، و اتصال به پروردگار است. | |||
و تعليم اسم اعظم ، يعنى گشودن راه انقطاع به سوى خداوند.<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | |||
و لفظ اسم اعظم در حدّ معدّ تأثير دارد ، و در روايات به لفظ دعا به اسم اعظم و تكلم به اسم اعظم تعبير آورده شده است (بصائر الدرجات ، ص 217 ، ح1 ; ص 219 ، ح3).<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | |||
==حاملان اسم اعظم== | ==حاملان اسم اعظم== | ||