بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[قرآن (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[قرآن (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
==مقدمه== | |||
[[قرآن]] [[کتاب]] [[پیامبر اسلام]] و راهنمای [[مسلمانان]] است. این کتاب از نظر [[مسلمانان]] آخرین کتابی است که بر [[پیامبران]] نازل شده و به لحاظ [[جایگاه]] و شیوه طرح [[معارف]] دارای ویژگیهایی است؛ زیرا فرستادن [[پیامبری]] مشخص با کتابی ماندگار و گسترشپذیر و [[مهیمن]] و جهانی، {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«و تو از آنان برای این (رسالت خویش) پاداشی نمیخواهی؛ این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره یوسف، آیه ۱۰۴.</ref>، {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا}}<ref>«بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره ص، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«در حالی که این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست» سوره قلم، آیه ۵۲.</ref>، تابع شرایط [[انسانی]] و جغرافیایی و پیدایش زمینه برای [[پذیرش]] با ویژگیهای زبانی و ادبی است که [[قرآن]] آنها را برشمرده است<ref>(این ویژگیها در سوره اعراف، آیه ۱۵۸؛ سوره احزاب، آیه ۲۱؛ سوره نور، آیه ۶۳؛ سوره احزاب، آیه ۴۰؛ سوره بقره، آیه ۱۴۳؛ سوره انفال، آیه ۲۴؛ سوره توبه، آیه ۱۲۸؛ سوره قلم، آیه ۴؛ سوره صف، آیه ۶؛ سوره جمعه، آیه ۲؛ سوره مائده، آیات ۱۵ و ۱۹ و ۴۸؛ سوره توبه، آیه ۳۳؛ سوره فتح، آیه ۲۸ و برخی آیات دیگر آمده است</ref>. از سوی دیگر توجه به مخاطب خاص آن یعنی [[پیامبر]] ـ جدای از بحث مخاطب عام آن ـ نکته دیگر در [[شناخت پیامبر]] است، زیرا نشان میدهد او چه کسی بوده که این کتاب را با این موقعیت و محتوا نازل کرده است؛ مثلاً این مسأله که [[قرآن]] به شخصی در جزیرةالعرب و نه در میان [[تمدن]] [[ایران]] و [[روم]] و میان اقوامی [[امی]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ}}<ref>«اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت» سوره جمعه، آیه ۲.</ref> [[وحی]] شده و یا در سطح انسانهایی که با [[دانش]] کسبی بالا، به مراتبی [[گزینش]] نشده و فردی امّی [[انتخاب]] شده، یا از [[تربیت]] و مراتب [[کمالات]] نازل شده است. یا چه [[سیر]] و تحولی در این شخص [[پیش از بعثت]] رخ داده تا [[آمادگی]] برای کسب [[وحی]] و [[توانایی]] برای [[ابلاغ]] و [[رسالت]] پیدا کرده، تابع قواعد و [[سنتهای الهی]] است. اینگونه نیست که در هر جا بشود شخصیتی [[ظهور]] کند و نقطه عطفی در [[تاریخ]] [[بشریت]] به وجود آورد و تحولی ایجاد کند. بسیاری از انسانهای متفکر و با نبوغ در [[جهان]] بوده؛ ولی یا [[رشد]] نیافتهاند، یا [[سرکوب]] شده و یا [[اندیشه]] آنان در [[انزوا]] قرار گرفته است. حرکت و [[رشد]] اندیشهای در [[جامعه]] از قواعد عام و [[سنتهای الهی]] [[پیروی]] میکند. یک درخت و گل در هر زمینی نمیروید و اگر بروید ماندگار نمیشود و اگر ماندگار شود، جلوه نمیکند و اگر جلوه کند، بازتاب نمییابد و فراگیر نمیشود، تا چه رسد به [[انسانها]] و آن هم [[پیامبران]]. اینکه در [[فلسفه تاریخ]] گفته شده؛ این [[مردم]] هستند که شخصیتهای [[تاریخی]] را میسازند، یا شخصیتهای [[تاریخی]] [[مردم]] را، میتوان رابطهای متقابل از تأثیر و تأثر [[شخصیت]] و [[جامعه]] را مطرح کرد که تا اندازهای درباره [[پیامبران]] صادق است. در میان هزاران [[پیامبر]] و منذری که [[خداوند]] فرستاده، تنها چند نفر آنها [[اولوالعزم]]، یعنی دارای ارادهای [[استواری]] و اصالت در [[رأی]] و نگرشی و بینشی جهانی بودهاند و توانستهاند فرا ملیتی شوند. [[خداوند]] در اینکه [[مردم]] باید به [[پیامبران]] [[ایمان]] بیاورند، تفاوتی نگذاشته است: {{متن قرآن|لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ}}<ref>«میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>. اما در ایجاد موقعیت [[رسالت]] و چگونگی ارتباط با حضرت و استفاده از کتاب [[حق]] برتریهایی داده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ}}<ref>«و بیگمان ما برخی از پیامبران را بر برخی (دیگر) برتری بخشیدیم» سوره اسراء، آیه ۵۵.</ref>. در [[حقیقت]] برخی از [[پیامبران]] را بر بعضی دیگر [[برتری]] بخشیدیم. [[قرآن کریم]] دارای دو رویکرد عمومی است: برای [[عامه]] [[مردم]] مبین و روشنگر است و برای [[متقین]] [[هدایتگر]] و [[راهنما]] است. اما برای [[پیامبر]] جهتدهنده و تربیتکننده و تسلیبخش و تعیینکننده قلمرو [[رسالت]] و [[تعیین]] روش برای انجام [[مأموریت]] است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | |||
==معناشناسی== | |||
[[قرآن]]، در اصل، مصدر به معنای [[خواندن]] است<ref>مفردات راغب، ص ۶۶۸، «قرأ».</ref>، برخی گفته اند: [[قرآن]] اسم عَلَمِ غیر مشتق و مختص به [[کلام خدا]] است و همزه آن از حروف اصلی نیست<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref> و برخی آن را مشتق از "قرن الشّیء بالشّیء" پیوند زدن و افزودن چیزی بر چیزی دانستهاند، زیرا [[سورهها]] و [[آیات]] و حروف آن برهم افزوده شده و مقارنت دارند<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref>. عدّهای از کسانی که [[قرآن]] را مهموز دانستهاند آن را مصدر "قرأت" ذکر کردهاند که در واقع "مقرؤ" خوانده شده را [[قرآن]] [[خواندن]] نامیدهاند و جمعی دیگر آن را [[وصف]] و از مادّه "قرء" به معنای جمع دانستهاند<ref>التبیان، ج ۱، ص ۱۸؛ الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref>. | |||
[[قرآن]] [[وحی]] [[نامه]] [[اعجازآمیز]] [[الهی]] است که به [[زبان عربی]]، به عین الفاظ به وسیله [[فرشته]] [[امین وحی]] ([[جبرئیل]]) از جانب [[خداوند]] و از [[لوح محفوظ]]، بر [[قلب]] و زبان [[پیامبر اسلام]]{{صل}} هم اجمالاً یک بار و هم تفصیلاً در مدّت بیست و سه سال نازل شده و [[حضرت]] آن را بر گروهی از [[اصحاب]] خود خوانده و [[کاتبان وحی]]] از میان [[اصحاب]] [آن را با [[نظارت]] مستقیم و مستمرّ [[حضرت]]{{صل}} نوشتهاند و حافظان بسیار هم از میان [[اصحاب]] آن را [[حفظ]] و به [[تواتر]] [[نقل]] کردهاند. [[قرآن]] در [[عصر پیامبر]]{{صل}}، مکتوب، ولی مدوّن نبوده و بعدها از [[سوره فاتحه]] تا ناس در ۱۱۴ [[سوره]] مدوّن گردیده و متن آن [[مقدّس]]، [[متواتر]] و [[قطعی الصّدور]] است<ref>دانشنامه قرآن، خرّمشاهی، ج ۲، ص ۱۶۳۰.</ref>.<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، واژه «قرآن».</ref> | |||
[[قرآن]] [[ | |||
==[[قرآن]] در [[قرآن]]== | ==[[قرآن]] در [[قرآن]]== | ||
درباره [[شناخت قرآن]] [[نبوی]] محمدی{{صل}}، [[بهترین]] منبع خود این کتاب است، لذا در آغاز لازم است به آیاتی اشاره شود که خود در توصیف بر این کتاب در آغاز برخی از [[سورهها]] آمده و [[شخصیت پیامبر]] و [[قدرت]] [[تحمل]] [[پیامبر]] را در دریافت آن نشان داده است: اهمیت این توصیفها در معرفی [[شخصیت پیامبر]] است که نشان میدهد که [[وحی]] بر [[پیامبر]] [[امر]] بیرونی و جدا از [[شخصیت]] او بوده است، ثانیاً، بازتابدهنده واکنشهای [[پیامبر]] گوناگون نسبت به خارج است | درباره [[شناخت قرآن]] [[نبوی]] محمدی{{صل}}، [[بهترین]] منبع خود این کتاب است، لذا در آغاز لازم است به آیاتی اشاره شود که خود در توصیف بر این کتاب در آغاز برخی از [[سورهها]] آمده و [[شخصیت پیامبر]] و [[قدرت]] [[تحمل]] [[پیامبر]] را در دریافت آن نشان داده است: اهمیت این توصیفها در معرفی [[شخصیت پیامبر]] است که نشان میدهد که [[وحی]] بر [[پیامبر]] [[امر]] بیرونی و جدا از [[شخصیت]] او بوده است، ثانیاً، بازتابدهنده واکنشهای [[پیامبر]] گوناگون نسبت به خارج است: | ||
#{{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref>. | #{{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ * نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست * (این) کتاب را که کتابهای آسمانی پیش از خود را راست میشمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>. | #{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ * نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست * (این) کتاب را که کتابهای آسمانی پیش از خود را راست میشمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد» سوره آل عمران، آیه ۳.</ref>. | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۹: | ||
'''نکات''': | '''نکات''': | ||
#این | #این کتابِ تردیدناپذیر برای [[پیامبر]] بوده {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ}} و در اینکه [[وحی]] و امری بیرون از [[شخصیت]] اوست، برای [[هدایت]] پرواداران ([[متقیان]]) است: {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}؛ | ||
#به [[حق]] نازل شده {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ}} و از مقامی بالا تنزل یافته تا قابل [[تبلیغ]] باشد و تصدیقکننده تجربه [[وحی نبوی]] پیشینیان است. {{متن قرآن|مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ}}؛ | #به [[حق]] نازل شده {{متن قرآن|نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ}} و از مقامی بالا تنزل یافته تا قابل [[تبلیغ]] باشد و تصدیقکننده تجربه [[وحی نبوی]] پیشینیان است. {{متن قرآن|مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ}}؛ | ||
#از سوی [[حکیم]] فرزانه نازل | #از سوی [[حکیم]] فرزانه نازل شده که میدانسته چگونه و با چه تناسبی آن را نازل کند: {{متن قرآن|كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ}} و دارای تفصیل [[معارف]] و [[احکام]]، وسیله [[تذکر]]: {{متن قرآن|وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}، {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ}}، [[بینات]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}، [[فرقان ]]: {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ}}، [[هدایت]]: {{متن قرآن|هُدًى لِلْمُتَّقِينَ}}، [[بشارت]] {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ}}، از [[عزیز]] [[رحیم]]: {{متن قرآن|آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}} و نازله [[عربی]] است: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا}}؛ از اوصاف سلبی مانند: [[عوج]] ندارد: {{متن قرآن|قُرْآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ}}، تردیدآور نیست: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ}}، کسی آن را مس نمیکند و به [[درستی]] در نمییابد، مگر [[دل]] خود را [[پاک]] کرده باشد: {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}؛ این توصیفها نکات کلیدی در معرفی این کتاب است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==[[ویژگیهای قرآن]]== | ==[[ویژگیهای قرآن]]== | ||
| خط ۳۶: | خط ۴۰: | ||
'''نکات''': | '''نکات''': | ||
#آسان شدن و راحت به زبان آمدن {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ}} و روش تدریجی نازل شدن [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ}} یکی از ویژگیهای مهم این کتاب [[شریف]] برای ایجاد [[روحیه]] [[ثبات]] قدم در مرحله اول برای [[پیامبر]] و در مرحله بعد برای [[مؤمنان]] است {{متن قرآن|لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}} و از سویی زمینه [[تفکر]] فراهم کردن و مجال دادن به [[کافران]]، یا تازه | #آسان شدن و راحت به زبان آمدن {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ}} و روش تدریجی نازل شدن [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ}} یکی از ویژگیهای مهم این کتاب [[شریف]] برای ایجاد [[روحیه]] [[ثبات]] قدم در مرحله اول برای [[پیامبر]] و در مرحله بعد برای [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}} و از سویی زمینه [[تفکر]] فراهم کردن و مجال دادن به [[کافران]]، یا تازه ایمان آورندگان، برای ترک [[عقاید]] [[باطل]] و ایجاد [[عقاید]] [[حق]] و درست به جای آن است: {{متن قرآن|وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}. [[قرآن]] را بخشبخش نازل کردیم {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ}} تا آن را به آرامی بر [[مردم]] بخوانی: {{متن قرآن|لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ}} و آن را به تدریج نازل کردیم: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}؛ | ||
#آسان به زبان جاری شدن تا جایی که حتی [[کودکان]] بتوانند بخوانند و از [[حفظ]] کنند و [[نزول قرآن]] تدریجی و هم با [[آرامش]] و آرام آرام برای [[مردم]] خوانده شده، تا به [[راحتی]] آن را یاد بگیرند و با [[تحمل]] بتوانند عمل کنند. [[خداوند]] در آیهای در برابر این [[شبهه]] [[کفّار]] که چرا [[قرآن]] یکباره نازل نشده و به مانند دیگر کتب [[الهی]] نیست، چنین پاسخی میدهد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref>؛ | #آسان به زبان جاری شدن تا جایی که حتی [[کودکان]] بتوانند بخوانند و از [[حفظ]] کنند و [[نزول قرآن]] تدریجی و هم با [[آرامش]] و آرام آرام برای [[مردم]] خوانده شده، تا به [[راحتی]] آن را یاد بگیرند و با [[تحمل]] بتوانند عمل کنند. [[خداوند]] در آیهای در برابر این [[شبهه]] [[کفّار]] که چرا [[قرآن]] یکباره نازل نشده و به مانند دیگر کتب [[الهی]] نیست، چنین پاسخی میدهد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref>؛ | ||
#یکی از اوصاف [[قرآن]] [[وصف]] [[راهنمایی]] و [[هدایت]] و [[روشنگری]] و [[پند]] برای [[مردم]] است {{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ}} و راهنمونی و پندی برای تقواپیشگان: {{متن قرآن|وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ}}؛ | #یکی از اوصاف [[قرآن]] [[وصف]] [[راهنمایی]] و [[هدایت]] و [[روشنگری]] و [[پند]] برای [[مردم]] است {{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ}} و راهنمونی و پندی برای تقواپیشگان: {{متن قرآن|وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ}}؛ | ||
#یکی دیگر از [[ویژگیهای قرآن]] [[کریم]]، هماهنگی آوایی آن است. هماهنگ بودن از نظر بهکارگیری حروف، بهکارگیری واژهها، [[پیوستگی]] مطالب و پیوند موضوعات، و [[نظم]] منطقی [[حاکم]] بر [[آیات]] و [[سورهها]]. مثلاً درباره بهکارگیری حروف؛ برخی از [[سورههای قرآن]] با حروف و آهنگ واحدی چون الف، ی، ه، ر، د، س، ختم میشوند. مانند پایان [[آیات]] [[سوره مریم]] که با الف تمام میشود: [[زکریا]]، حَفّیا، شقیا، ولّیا، رضیاً، سُمیّا، و برخی با دو یا سه حرف مانند ون و ین چنانکه قسمتی از [[سوره انبیاء]] بدینگونه ختم شده: حافظین، راحمین، عابدین، [[صابرین]]، [[صالحین]]، ظالمین، [[مؤمنین]]، وارثین و... و برخی با حروف و آهنگی متنوعتر، که البته بیش از همه، حرف ن در انتهای [[آیات قرآن کریم]] به چشم میخورد و به پایان [[آیات]] آهنگی مخصوص و دلنشین و شنیدنی بخشیده است. | #یکی دیگر از [[ویژگیهای قرآن]] [[کریم]]، هماهنگی آوایی آن است. هماهنگ بودن از نظر بهکارگیری حروف، بهکارگیری واژهها، [[پیوستگی]] مطالب و پیوند موضوعات، و [[نظم]] منطقی [[حاکم]] بر [[آیات]] و [[سورهها]]. مثلاً درباره بهکارگیری حروف؛ برخی از [[سورههای قرآن]] با حروف و آهنگ واحدی چون الف، ی، ه، ر، د، س، ختم میشوند. مانند پایان [[آیات]] [[سوره مریم]] که با الف تمام میشود: [[زکریا]]، حَفّیا، شقیا، ولّیا، رضیاً، سُمیّا، و برخی با دو یا سه حرف مانند ون و ین چنانکه قسمتی از [[سوره انبیاء]] بدینگونه ختم شده: حافظین، راحمین، عابدین، [[صابرین]]، [[صالحین]]، ظالمین، [[مؤمنین]]، وارثین و... و برخی با حروف و آهنگی متنوعتر، که البته بیش از همه، حرف ن در انتهای [[آیات قرآن کریم]] به چشم میخورد و به پایان [[آیات]] آهنگی مخصوص و دلنشین و شنیدنی بخشیده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==تمهیدات و آماده کردن [[پیامبر]]== | ==تمهیدات و آماده کردن [[پیامبر]]== | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۸: | ||
#شیوه [[القای وحی]] [[محمد]]{{صل}} که چیزی را فراموش نکند و [[مصونیت]] پیدا کند و در آن [[شک]] ننماید که این [[وحی]] است؛ | #شیوه [[القای وحی]] [[محمد]]{{صل}} که چیزی را فراموش نکند و [[مصونیت]] پیدا کند و در آن [[شک]] ننماید که این [[وحی]] است؛ | ||
#رفع [[نگرانی]] از خاطر [[پیامبر]] در [[تحفظ]] [[قرآن]]. در [[تفسیر]] [[مجمع البیان]] به [[نقل]] از [[ابن عباس]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] آمده است که چون [[قرآن]] بر [[پیامبر]] نازل میشد پیش از اتمام [[نزول وحی]] [[رسول]] اللَّه به [[خواندن]] مبادرت میفرمود. [[خداوند]] او را خطاب میکند که در [[خواندن قرآن]] شتاب مکن {{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}} شاید شدت علاقه و [[محبت]] آن [[حضرت]] به [[وحی]] او را به چنین کاری وادار میکرد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۱۹، چاپ دارالتقریب.</ref>. | #رفع [[نگرانی]] از خاطر [[پیامبر]] در [[تحفظ]] [[قرآن]]. در [[تفسیر]] [[مجمع البیان]] به [[نقل]] از [[ابن عباس]] در [[تفسیر]] این [[آیه]] آمده است که چون [[قرآن]] بر [[پیامبر]] نازل میشد پیش از اتمام [[نزول وحی]] [[رسول]] اللَّه به [[خواندن]] مبادرت میفرمود. [[خداوند]] او را خطاب میکند که در [[خواندن قرآن]] شتاب مکن {{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}} شاید شدت علاقه و [[محبت]] آن [[حضرت]] به [[وحی]] او را به چنین کاری وادار میکرد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۱۹، چاپ دارالتقریب.</ref>. | ||
#این [[قرآن]] به زبان [[عربی]] نازل شده {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ...* بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ}}و توسط [[روح]] الامین و بر [[قلب]] [[پیامبر]] بوده و [[هدف]] از [[انذار]] بوده است{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. | #این [[قرآن]] به زبان [[عربی]] نازل شده {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ...* بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ}}و توسط [[روح]] الامین و بر [[قلب]] [[پیامبر]] بوده و [[هدف]] از [[انذار]] بوده است{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref> | ||
==توصیف اهداف [[وحی]] و کیفیت بیان آن برای [[پیامبر]]== | ==توصیف اهداف [[وحی]] و کیفیت بیان آن برای [[پیامبر]]== | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۶: | ||
# [[قرآن]] کتابی نازل شده بر [[پیامبر]] به زبان [[عربی]] [[فصیح]] که در انتقال [[پیام]] [[وحی]] دارای پیامی روشن و آشکاراست و با توجه به موقعیت جغرافیایی زیست و [[بعثت پیامبر]] در [[آیات]] متعدد بر این نکته تأکید شده است و بر این [[پیام]] که [[پیامبران]] با زبان مردمی که در میان آنها هستند فرستاده شدند تا چگونگی انتقال [[پیام]] [[دعوت]] با سهولت و آسانی انجام پذیرد {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا}}، {{متن قرآن|وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}؛ | # [[قرآن]] کتابی نازل شده بر [[پیامبر]] به زبان [[عربی]] [[فصیح]] که در انتقال [[پیام]] [[وحی]] دارای پیامی روشن و آشکاراست و با توجه به موقعیت جغرافیایی زیست و [[بعثت پیامبر]] در [[آیات]] متعدد بر این نکته تأکید شده است و بر این [[پیام]] که [[پیامبران]] با زبان مردمی که در میان آنها هستند فرستاده شدند تا چگونگی انتقال [[پیام]] [[دعوت]] با سهولت و آسانی انجام پذیرد {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا}}، {{متن قرآن|وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}؛ | ||
# [[نعمت]] زبان گویای پیامبرکه از طرف [[خداوند]] به ایشان عطا شده واسطه آسان شدن محتوای بسیار عالی [[قرآن]] برای [[درک]] همگان و [[بشارت]] به [[تقوا]] پیشگان: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}، {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}؛ | # [[نعمت]] زبان گویای پیامبرکه از طرف [[خداوند]] به ایشان عطا شده واسطه آسان شدن محتوای بسیار عالی [[قرآن]] برای [[درک]] همگان و [[بشارت]] به [[تقوا]] پیشگان: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}، {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}؛ | ||
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] میفرماید که محور بیان [[دعوت]] [[توحیدی]] تو [[وحی الهی]] باشد و آنچه را از کتاب پروردگارت به سوی تو [[وحی]] شده، بخوان و [[پیروی]] کن {{متن قرآن|وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ}} و به [[خرافات]]، مطالب بیاساس و دروغهای دیگران توجه نکن؛ برای اینکه سخنان و [[علم الهی]] همچون سخنان و [[دانش]] [[مردم]] نیست که هر روز بر اثر کشفیات [[جدید]]، دستخوش [[تغییر]] شود، و نتوان بر آن [[اعتماد]] کرد، بلکه [[علم الهی]] و [[وحی]] و سخنان [[خدا]] تغییرناپذیر و [[استوار]] است، چون زمینههای [[تغییر]] در آنها وجود ندارد. {{متن قرآن|لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ}} و هیچ پناهگاهی جز او نمییابی {{متن قرآن|وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا}} و همین [[استحکام]] و [[تغییرناپذیری]] [[کلام خداوند]] مهمترین نقش را در تأثیرگذاری بیان [[وحی الهی]] از طرف [[پیامبر]] را دارد. | # [[خداوند]] به [[پیامبر]] میفرماید که محور بیان [[دعوت]] [[توحیدی]] تو [[وحی الهی]] باشد و آنچه را از کتاب پروردگارت به سوی تو [[وحی]] شده، بخوان و [[پیروی]] کن {{متن قرآن|وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ}} و به [[خرافات]]، مطالب بیاساس و دروغهای دیگران توجه نکن؛ برای اینکه سخنان و [[علم الهی]] همچون سخنان و [[دانش]] [[مردم]] نیست که هر روز بر اثر کشفیات [[جدید]]، دستخوش [[تغییر]] شود، و نتوان بر آن [[اعتماد]] کرد، بلکه [[علم الهی]] و [[وحی]] و سخنان [[خدا]] تغییرناپذیر و [[استوار]] است، چون زمینههای [[تغییر]] در آنها وجود ندارد. {{متن قرآن|لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ}} و هیچ پناهگاهی جز او نمییابی {{متن قرآن|وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا}} و همین [[استحکام]] و [[تغییرناپذیری]] [[کلام خداوند]] مهمترین نقش را در تأثیرگذاری بیان [[وحی الهی]] از طرف [[پیامبر]] را دارد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==[[قرآن]] و پیوند با تحقق [[اهداف]] [[وحیانی]] [[پیامبر]]== | ==[[قرآن]] و پیوند با تحقق [[اهداف]] [[وحیانی]] [[پیامبر]]== | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۸: | ||
#{{متن قرآن|إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ}}<ref>«تو تنها به آن کس میتوانی بیم دهی که از این قرآن پیروی میکند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.</ref>. | #{{متن قرآن|إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ}}<ref>«تو تنها به آن کس میتوانی بیم دهی که از این قرآن پیروی میکند و از (خداوند) بخشنده در نهان بیم دارد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند نوید ده» سوره یس، آیه ۱۱.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بیگمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.</ref>. | #{{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«پس، بدانچه به تو وحی شده است دست بیاز که بیگمان تو بر راهی راست هستی» سوره زخرف، آیه ۴۳.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا * فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا}}<ref>«و تا به آن کسان که میگویند: “خداوند فرزندی گزیده است”، بیم دهد * بسا اگر به این سخن ایمان نیاورند تو، به دنبال ایشان از دریغ، جان خود بفرسایی» سوره کهف، آیه ۴ و ۶.</ref> | #{{متن قرآن|وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا * فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا}}<ref>«و تا به آن کسان که میگویند: “خداوند فرزندی گزیده است”، بیم دهد * بسا اگر به این سخن ایمان نیاورند تو، به دنبال ایشان از دریغ، جان خود بفرسایی» سوره کهف، آیه ۴ و ۶.</ref>. | ||
'''نکات''': | '''نکات''': | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۴: | ||
# [[پیامبر]] [[مأمور]] [[اعلان]] [[اطاعت]] و [[پیروی]] حتمی خود از [[قرآن]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي}}، {{متن قرآن|قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ}} و دوری از [[مشرکین]] {{متن قرآن|اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ.... وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ}} و [[پیروی]] نکردن از [[خواستهها]] و [[تمایلات]] بهانهجویانه آنان {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}؛ | # [[پیامبر]] [[مأمور]] [[اعلان]] [[اطاعت]] و [[پیروی]] حتمی خود از [[قرآن]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي}}، {{متن قرآن|قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ}} و دوری از [[مشرکین]] {{متن قرآن|اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ.... وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ}} و [[پیروی]] نکردن از [[خواستهها]] و [[تمایلات]] بهانهجویانه آنان {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}؛ | ||
# [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[تمسک]] و [[پیروی]] از [[قرآن]] برای بودن در [[صراط مستقیم]] و [[هدایت]] دیگران {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}؛ | # [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[تمسک]] و [[پیروی]] از [[قرآن]] برای بودن در [[صراط مستقیم]] و [[هدایت]] دیگران {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}؛ | ||
#از [[اهداف]] [[وحیانی]] [[پیامبر]] [[مبارزه]] با [[شرک]] و [[انذار]] [[مشرکین]] {{متن قرآن|وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا}}. | #از [[اهداف]] [[وحیانی]] [[پیامبر]] [[مبارزه]] با [[شرک]] و [[انذار]] [[مشرکین]] {{متن قرآن|وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==کیفیت [[وحی قرآنی]] به [[پیامبر]]== | ==کیفیت [[وحی قرآنی]] به [[پیامبر]]== | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۴۱: | ||
# [[عبودیت]] [[محمّد]]{{صل}} برای [[خدا]]، سبب کسب [[لیاقت]] جهت [[نزول قرآن]] خالی از هر گونه اعوجاج و کژی {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا}} و با بیانی جداکننده میان [[حق و باطل]] و نذیر برای جهانیان: {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا}}؛ | # [[عبودیت]] [[محمّد]]{{صل}} برای [[خدا]]، سبب کسب [[لیاقت]] جهت [[نزول قرآن]] خالی از هر گونه اعوجاج و کژی {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا}} و با بیانی جداکننده میان [[حق و باطل]] و نذیر برای جهانیان: {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا}}؛ | ||
#تصریح و تأکید [[خداوند]] بر این که [[قرآن]] از طرف او بر [[بنده]] [[خدا]] [[محمد]]{{صل}} نازل شده است و [[پیامبر]] از خودش چیزی نیاورده است و [[آیات قرآن]] توسط [[پیامبر]] به [[حق]] [[تلاوت]] شده است {{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}، {{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ}}؛ | #تصریح و تأکید [[خداوند]] بر این که [[قرآن]] از طرف او بر [[بنده]] [[خدا]] [[محمد]]{{صل}} نازل شده است و [[پیامبر]] از خودش چیزی نیاورده است و [[آیات قرآن]] توسط [[پیامبر]] به [[حق]] [[تلاوت]] شده است {{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}، {{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ}}؛ | ||
#همانگونه که مخاطب این کتاب مهم است، زمان و مکان [[نزول قرآن]] دارای اهمیت است. [[قرآن]] در [[ماه مبارک رمضان]] نازل شده، ماهی که یک [[شب]] آن برابر با هزار ماه است {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ}} | #همانگونه که مخاطب این کتاب مهم است، زمان و مکان [[نزول قرآن]] دارای اهمیت است. [[قرآن]] در [[ماه مبارک رمضان]] نازل شده، ماهی که یک [[شب]] آن برابر با هزار ماه است {{متن قرآن|شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==[[ویژگیهای قرآن]]== | ==[[ویژگیهای قرآن]]== | ||
منظور آن دسته از اوصافی است که از [[وحی نبوی]] در قالب [[قرآن]] شده و در این زمینه نقش [[پیامبر]] را برجسته و متمایز از [[انبیای پیشین]] میکند، هر چند که در راستای [[انبیای پیشین]] بوده است. | منظور آن دسته از اوصافی است که از [[وحی نبوی]] در قالب [[قرآن]] شده و در این زمینه نقش [[پیامبر]] را برجسته و متمایز از [[انبیای پیشین]] میکند، هر چند که در راستای [[انبیای پیشین]] بوده است. | ||
| خط ۱۶۷: | خط ۱۷۲: | ||
# [[کفایت]] [[گواهی]] [[خداوند]] بر حقّانیت [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}}: {{متن قرآن|لَكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}؛ | # [[کفایت]] [[گواهی]] [[خداوند]] بر حقّانیت [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}}: {{متن قرآن|لَكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}؛ | ||
# [[محمّد]]{{صل}} از [[ایمان]] آورندگان به [[قرآن]] نازل شده و [[گواهی]] [[خداوند]] بر [[ایمان]] [[پیامبر]] به [[قرآن]]: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ}}؛ | # [[محمّد]]{{صل}} از [[ایمان]] آورندگان به [[قرآن]] نازل شده و [[گواهی]] [[خداوند]] بر [[ایمان]] [[پیامبر]] به [[قرآن]]: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ}}؛ | ||
# [[خداوند]] میگوید: و به خاطر بیاورید آن روز را که ما از میان هر امتی [[گواهی]] از خود آنها بر آنها [[مبعوث]] میکنیم {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}} و ما تو را [[شاهد]] و [[گواه]] بر این گروه [[مسلمانان]] قرار میدهیم {{متن قرآن|وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ}} و از آنجا که قرار دادن [[شهید]] و [[گواه]] فرع بر این است که قبلاً برنامه کامل و جامعی در [[اختیار]] افراد قرار داده شده باشد، به طوری که [[حجت]] بر همگی تمام شود، تا به دنبال آن، مسأله [[نظارت]] و [[مراقبت]] مفهوم صحیحی پیدا کند، لذا بلافاصله میگوید: و ما این [[کتاب ]]- [[قرآن]] - را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} و هم [[هدایت]] است و هم [[رحمت]]، و هم مایه [[بشارت]] برای همه [[مسلمانان]] [[جهان]] {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}} [[علامه طباطبایی]] درباره معنای اینکه [[قرآن]] بیان کننده همه چیز است {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} مینویسد: تبیان برای هر چیزی است و تبیان - بهطوری که گفته شده - به معنای بیان است، و چون [[قرآن کریم]] [[کتاب هدایت]] برای عموم [[مردم]] است و جز این کار و شانی ندارد لذا ظاهراً مراد از {{متن قرآن|لِكُلِّ شَيْءٍ}} همه آن چیزهایی است که برگشتش به [[هدایت]] باشد از قبیل [[معارف]] [[حقیقی]] مربوط به [[مبدأ و معاد]] و [[اخلاق فاضله]] و [[شرایع الهی]] و قصص و مواعظی که [[مردم]] در اهتداء و راه یافتنشان به آن محتاجند، و [[قرآن]] تبیان همه اینها است - نه اینکه تبیان برای همه [[علوم]] هم باشد - و صفت خصوصی آنکه مربوط به خصوص [[مسلمین]] است که حاضر شدهاند در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شوند این است که هدایتی است که [[مسلمین]] به وسیله آن به سوی [[صراط مستقیم]] راه یافته و رحمتی است از [[ناحیه]] [[خدای سبحان]] به سوی ایشان که به وسیله عمل به آن، به خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] رسیده به [[ثواب]] [[خدا]] و [[رضوان]] او نائل میگردند، و بشارتی است برای ایشان که به ایشان [[مغفرت]] و [[رضوان]] و بهشتهای [[خدا]] را که در آن نعیم مقیم است نوید میدهد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۴۶۹.</ref>. | # [[خداوند]] میگوید: و به خاطر بیاورید آن روز را که ما از میان هر امتی [[گواهی]] از خود آنها بر آنها [[مبعوث]] میکنیم {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}} و ما تو را [[شاهد]] و [[گواه]] بر این گروه [[مسلمانان]] قرار میدهیم {{متن قرآن|وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ}} و از آنجا که قرار دادن [[شهید]] و [[گواه]] فرع بر این است که قبلاً برنامه کامل و جامعی در [[اختیار]] افراد قرار داده شده باشد، به طوری که [[حجت]] بر همگی تمام شود، تا به دنبال آن، مسأله [[نظارت]] و [[مراقبت]] مفهوم صحیحی پیدا کند، لذا بلافاصله میگوید: و ما این [[کتاب ]]- [[قرآن]] - را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} و هم [[هدایت]] است و هم [[رحمت]]، و هم مایه [[بشارت]] برای همه [[مسلمانان]] [[جهان]] {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}} [[علامه طباطبایی]] درباره معنای اینکه [[قرآن]] بیان کننده همه چیز است {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}} مینویسد: تبیان برای هر چیزی است و تبیان - بهطوری که گفته شده - به معنای بیان است، و چون [[قرآن کریم]] [[کتاب هدایت]] برای عموم [[مردم]] است و جز این کار و شانی ندارد لذا ظاهراً مراد از {{متن قرآن|لِكُلِّ شَيْءٍ}} همه آن چیزهایی است که برگشتش به [[هدایت]] باشد از قبیل [[معارف]] [[حقیقی]] مربوط به [[مبدأ و معاد]] و [[اخلاق فاضله]] و [[شرایع الهی]] و قصص و مواعظی که [[مردم]] در اهتداء و راه یافتنشان به آن محتاجند، و [[قرآن]] تبیان همه اینها است - نه اینکه تبیان برای همه [[علوم]] هم باشد - و صفت خصوصی آنکه مربوط به خصوص [[مسلمین]] است که حاضر شدهاند در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شوند این است که هدایتی است که [[مسلمین]] به وسیله آن به سوی [[صراط مستقیم]] راه یافته و رحمتی است از [[ناحیه]] [[خدای سبحان]] به سوی ایشان که به وسیله عمل به آن، به خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] رسیده به [[ثواب]] [[خدا]] و [[رضوان]] او نائل میگردند، و بشارتی است برای ایشان که به ایشان [[مغفرت]] و [[رضوان]] و بهشتهای [[خدا]] را که در آن نعیم مقیم است نوید میدهد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۴۶۹.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref> | ||
==اهداف تنزیلی و [[تعلیمی]] [[قرآن]]== | ==اهداف تنزیلی و [[تعلیمی]] [[قرآن]]== | ||
| خط ۲۰۶: | خط ۲۱۱: | ||
#حل اختلافها از فلسفههای [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] و یکی از اهداف تنزیلی [[قرآن]] بر ایشان این است {{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ}} که به [[اختلافات]] [[بشر]] خاتمه میدهد {{متن قرآن|إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ}} وسوسههای [[شیطان]] و پردههای نفس [[فریبنده]] را از چهره حقایق کنار میزند و اختلافاتی را که در سایه [[هوسها]] پدید آمده برمیچیند و [[نور هدایت]] و [[رحمت]] آن همه جا را روشن میسازد {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}؛ | #حل اختلافها از فلسفههای [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] و یکی از اهداف تنزیلی [[قرآن]] بر ایشان این است {{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ}} که به [[اختلافات]] [[بشر]] خاتمه میدهد {{متن قرآن|إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ}} وسوسههای [[شیطان]] و پردههای نفس [[فریبنده]] را از چهره حقایق کنار میزند و اختلافاتی را که در سایه [[هوسها]] پدید آمده برمیچیند و [[نور هدایت]] و [[رحمت]] آن همه جا را روشن میسازد {{متن قرآن|وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}؛ | ||
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] [[دستور]] میدهد آنچه را بر تو [[وحی]] شده محکم بگیر که تو بر [[صراط مستقیم]] قرار داری {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} کمترین اعوجاج و کجی در کتب و برنامه تو نیست، این [[قرآنی]] که بر تو [[وحی]] شده مایه [[یادآوری]] تو و [[قوم]] تو است {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ}} “ذکر” به معنی [[یادآوری]] پندگیری و [[عبرتآموزی]]، از [[اهداف]] [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] و [[هدف]] بیدار ساختن [[انسانها]] و آشنا نمودن آنها به وظائفشان است {{متن قرآن|وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}، {{متن قرآن|وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}؛ | # [[خداوند]] به [[پیامبر]] [[دستور]] میدهد آنچه را بر تو [[وحی]] شده محکم بگیر که تو بر [[صراط مستقیم]] قرار داری {{متن قرآن|فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} کمترین اعوجاج و کجی در کتب و برنامه تو نیست، این [[قرآنی]] که بر تو [[وحی]] شده مایه [[یادآوری]] تو و [[قوم]] تو است {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ}} “ذکر” به معنی [[یادآوری]] پندگیری و [[عبرتآموزی]]، از [[اهداف]] [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] و [[هدف]] بیدار ساختن [[انسانها]] و آشنا نمودن آنها به وظائفشان است {{متن قرآن|وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}، {{متن قرآن|وَلِيَذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}؛ | ||
# [[قضا]] و [[داوری]] و [[حل اختلاف]]، [[پیامبر]] بین [[مردم]] بر اساس [[حکم خدا]] و [[قرآن]] علت [[نزول]] آن: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}، {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ *... فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا}} | # [[قضا]] و [[داوری]] و [[حل اختلاف]]، [[پیامبر]] بین [[مردم]] بر اساس [[حکم خدا]] و [[قرآن]] علت [[نزول]] آن: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}، {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ *... فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==برخورد [[مخالفان پیامبر]] با [[قرآن]]== | ==برخورد [[مخالفان پیامبر]] با [[قرآن]]== | ||
منظور آن دسته از مخالفتهایی است که ناظر به خود [[وحی]] و [[کتاب الهی]] و [[پیامبر]] است که در [[قرآن]] نظرات و واکنشهای آن بازتاب یافته و بهگونهای [[مخالفت]] غیر مستقیم با [[پیامبر]] را نشان میدهد و از این جهت معرف اهداف و شخصیت است. | منظور آن دسته از مخالفتهایی است که ناظر به خود [[وحی]] و [[کتاب الهی]] و [[پیامبر]] است که در [[قرآن]] نظرات و واکنشهای آن بازتاب یافته و بهگونهای [[مخالفت]] غیر مستقیم با [[پیامبر]] را نشان میدهد و از این جهت معرف اهداف و شخصیت است. | ||
| خط ۲۶۲: | خط ۲۶۸: | ||
#خواسته بهانهجویانه [[مشرکان]] برای تبدیل – [[تغییر]] [[احکام]] و [[معارف]] و [[آیات]] - [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ}} و [[دستور خداوند]] به [[پیامبر]] به اعلام مجاز نبودن ایشان به تبدیل [[قرآن]] از پیش خود {{متن قرآن|قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي}} و فقط [[اطاعت]] از [[وحی الهی]] [[رسالت]] اوست: {{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | #خواسته بهانهجویانه [[مشرکان]] برای تبدیل – [[تغییر]] [[احکام]] و [[معارف]] و [[آیات]] - [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ}} و [[دستور خداوند]] به [[پیامبر]] به اعلام مجاز نبودن ایشان به تبدیل [[قرآن]] از پیش خود {{متن قرآن|قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي}} و فقط [[اطاعت]] از [[وحی الهی]] [[رسالت]] اوست: {{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==قرآن در | ==صفات قرآن== | ||
===صفات قرآن در قرآن=== | |||
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعدد صفاتی را در یک نگاه کلی برای خود بیان میفرماید که در اینجا به طور مختصر آنها را مرور مینماییم: | [[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعدد صفاتی را در یک نگاه کلی برای خود بیان میفرماید که در اینجا به طور مختصر آنها را مرور مینماییم: | ||
#[[قرآن]] [[نور]] و [[برهان]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا}}<ref>«ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستادهایم» سوره نساء، آیه ۱۷۴.</ref>. | #[[قرآن]] [[نور]] و [[برهان]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا}}<ref>«ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستادهایم» سوره نساء، آیه ۱۷۴.</ref>. | ||
#قرآن [[کتابی]] مبین و روشنگر سایر امور است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به راستی به سوی شما آیاتی روشنگر و مثلی (عبرت آموز) از کسانی که پیش از شما گذشتند و اندرزی برای پرهیزگاران فرو فرستادهایم» سوره نور، آیه ۳۴.</ref>. | #قرآن [[کتابی]] مبین و روشنگر سایر امور است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به راستی به سوی شما آیاتی روشنگر و مثلی (عبرت آموز) از کسانی که پیش از شما گذشتند و اندرزی برای پرهیزگاران فرو فرستادهایم» سوره نور، آیه ۳۴.</ref>. | ||
| خط ۲۷۰: | خط ۲۷۸: | ||
#مفاد [[قرآن]] [[ارتباط]] موضوعی و ماهوی با یکدیگر دارند. [[خداوند متعال]] در [[وصف]] قرآن میفرماید: «این [[کتابی]] است که [[آیات]] آن [[متشابه]] و منعطف و ناظر بر یکدیگر است»: {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ}}<ref>«خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است» سوره زمر، آیه ۲۳.</ref>. «إنثناء کتاب» به معنای انعطاف و [[گرایش]] مطالب کتاب به یکدیگر است؛ به گونهای که هر یک دیگری را تقیید یا تخصیص نموده و [[تأیید]] و تبیین مینماید. | #مفاد [[قرآن]] [[ارتباط]] موضوعی و ماهوی با یکدیگر دارند. [[خداوند متعال]] در [[وصف]] قرآن میفرماید: «این [[کتابی]] است که [[آیات]] آن [[متشابه]] و منعطف و ناظر بر یکدیگر است»: {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ}}<ref>«خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است» سوره زمر، آیه ۲۳.</ref>. «إنثناء کتاب» به معنای انعطاف و [[گرایش]] مطالب کتاب به یکدیگر است؛ به گونهای که هر یک دیگری را تقیید یا تخصیص نموده و [[تأیید]] و تبیین مینماید. | ||
به این ترتیب، اگر در آیهای تشابه وجود دارد، امکان ارجاع به [[آیه]] دیگر برای تبیین وجود دارد که از این طریق، در نهایت معنای روشنی حاصل میگردد | به این ترتیب، اگر در آیهای تشابه وجود دارد، امکان ارجاع به [[آیه]] دیگر برای تبیین وجود دارد که از این طریق، در نهایت معنای روشنی حاصل میگردد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۳۰۰.</ref>. | ||
===صفات قرآن در [[کلام]] [[معصومین]]{{عم}}=== | ===صفات قرآن در [[کلام]] [[معصومین]]{{عم}}=== | ||
در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} نیز برای قرآن اوصافی ذکر شده که مؤید بیان فوق درباره قرآن است: | در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} نیز برای قرآن اوصافی ذکر شده که مؤید بیان فوق درباره قرآن است: | ||
#قرآن؛ کتاب [[تدبر]] و [[تفقه]]: [[خداوند]] در قرآن بیشترین [[ارزش]] را به متدبرین در [[آیات الهی]] میدهد و با تأکیدی توبیخگونه میفرماید: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}<ref>«آیا در قرآن نیک نمیاندیشند یا بر دلها، کلون زدهاند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>. در همین راستا است که [[نبیّ]] مکرم{{صل}} [[تدبر در قرآن]] را بر همه [[مؤمنان]] [[واجب]] نموده و میفرمایند: {{متن حدیث|مَا مِنْ مُؤْمِنٍ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى حُرٍّ أَوْ مَمْلُوكٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ عَلَيْهِ حَقٌّ وَاجِبٌ أَنْ يَتَعَلَّمَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ يَتَفَقَّهَ فِيهِ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ {{متن قرآن|وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ}}<ref>«هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (میتواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش میداده و درس میگرفتهاید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref> | #قرآن؛ کتاب [[تدبر]] و [[تفقه]]: [[خداوند]] در قرآن بیشترین [[ارزش]] را به متدبرین در [[آیات الهی]] میدهد و با تأکیدی توبیخگونه میفرماید: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}<ref>«آیا در قرآن نیک نمیاندیشند یا بر دلها، کلون زدهاند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>. در همین راستا است که [[نبیّ]] مکرم{{صل}} [[تدبر در قرآن]] را بر همه [[مؤمنان]] [[واجب]] نموده و میفرمایند: {{متن حدیث|مَا مِنْ مُؤْمِنٍ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى حُرٍّ أَوْ مَمْلُوكٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ عَلَيْهِ حَقٌّ وَاجِبٌ أَنْ يَتَعَلَّمَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ يَتَفَقَّهَ فِيهِ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ {{متن قرآن|وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ}}<ref>«هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (میتواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش میداده و درس میگرفتهاید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref>.<ref>مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط. مؤسسة آل البیت{{عم}}، ۱۴۰۸ه.ق.)، ج۲، ص۲۳۳.</ref> | ||
#[[قرآن]]؛ [[کتاب عمل]]: در [[آیات]] فراوان، [[عمل به قرآن]] توصیه شده است. [[خداوند]] کسانی را که تنها به [[خواندن قرآن]] بسنده میکنند و بنای عمل به آن را ندارند، به درازگوشهایی [[تشبیه]] میکند که تنها [[حمال]] کتاب هستند و بهره آنها از [[کتاب خدا]]، تنها وزرووبالی است که بر پشتشان سنگینی میکند. [[فرهنگ]] [[تعلم]] قرآن در میان [[اصحاب رسول اکرم]]{{صل}} نیز چنین بود که به تدریج آیات را از آن [[حضرت]] میآموختند و بنا را بر عمل به آنها میگذاشتند تا آیات دیگر را دریافت نمایند: {{متن حدیث|أَنَّهُمْ كَانُوا يَأْخُذُونَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} عَشْرَ آيَاتٍ فَلَا يَأْخُذُونَ فِي الْعَشْرِ الْأُخْرَى حَتَّى يَعْلَمُوا مَا فِي هَذِهِ مِنَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ}}<ref>مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۴، ص۳۷۲.</ref>. [[بدیهی]] است کسی میتواند به [[آیات الهی]] عمل نماید که مفهوم و معنای [[واقعی]] آنها را فهمیده باشد. | #[[قرآن]]؛ [[کتاب عمل]]: در [[آیات]] فراوان، [[عمل به قرآن]] توصیه شده است. [[خداوند]] کسانی را که تنها به [[خواندن قرآن]] بسنده میکنند و بنای عمل به آن را ندارند، به درازگوشهایی [[تشبیه]] میکند که تنها [[حمال]] کتاب هستند و بهره آنها از [[کتاب خدا]]، تنها وزرووبالی است که بر پشتشان سنگینی میکند. [[فرهنگ]] [[تعلم]] قرآن در میان [[اصحاب رسول اکرم]]{{صل}} نیز چنین بود که به تدریج آیات را از آن [[حضرت]] میآموختند و بنا را بر عمل به آنها میگذاشتند تا آیات دیگر را دریافت نمایند: {{متن حدیث|أَنَّهُمْ كَانُوا يَأْخُذُونَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} عَشْرَ آيَاتٍ فَلَا يَأْخُذُونَ فِي الْعَشْرِ الْأُخْرَى حَتَّى يَعْلَمُوا مَا فِي هَذِهِ مِنَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ}}<ref>مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۴، ص۳۷۲.</ref>. [[بدیهی]] است کسی میتواند به [[آیات الهی]] عمل نماید که مفهوم و معنای [[واقعی]] آنها را فهمیده باشد. | ||
#قرآن؛ [[بهار]] [[دلها]]، طراوت قلبها و شفادهنده [[بیماریها]]: در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} تعابیر زیبای گوناگونی درباره قرآن به کار رفته که هر یک اشاره به بعدی از ابعاد آن دارد؛ از جمله آنکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرمایند: «قرآن شفای [[بیماری]] دلها و مایه طراوت و [[شادابی]] آن است». {{متن حدیث|تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَصِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمِهِ كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِي لَا يَسْتَفِيقُ مِنْ جَهْلِهِ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ أَعْظَمُ وَ الْحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَلْوَمُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۲، ص۱۶۵.</ref>. در این [[روایت شریف]]، حضرت ابتدا امر به تعلم قرآن همراه با عمیقنگری و [[تفقه]] در آیات نمودهاند. مسلماً چنانچه کسی چیزی را نفهمد، نمیتواند آن را [[تلاوت]] کند و در نتیجه، [[تبعیت]] نماید. [[قلب]] نیز با فهمیدن [[معارف]] بلند [[نشاط]] پیدا میکند. حال اگر [[قرآن کریم]] [[کتابی]] معمّاگونه باشد که مطالب آن برای عموم قابل [[فهم]] نیست، چگونه میتوان برای شفای بیماریهای [[قلب]] از آن استشفا جست؟! بر همین منوال میتوان نتیجه گرفت سایر صفاتی که در این [[روایت]] برای [[قرآن]] ذکر شده، فرع بر [[درک]] قرآن است. | #قرآن؛ [[بهار]] [[دلها]]، طراوت قلبها و شفادهنده [[بیماریها]]: در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} تعابیر زیبای گوناگونی درباره قرآن به کار رفته که هر یک اشاره به بعدی از ابعاد آن دارد؛ از جمله آنکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرمایند: «قرآن شفای [[بیماری]] دلها و مایه طراوت و [[شادابی]] آن است». {{متن حدیث|تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَصِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمِهِ كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِي لَا يَسْتَفِيقُ مِنْ جَهْلِهِ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ أَعْظَمُ وَ الْحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَلْوَمُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۲، ص۱۶۵.</ref>. در این [[روایت شریف]]، حضرت ابتدا امر به تعلم قرآن همراه با عمیقنگری و [[تفقه]] در آیات نمودهاند. مسلماً چنانچه کسی چیزی را نفهمد، نمیتواند آن را [[تلاوت]] کند و در نتیجه، [[تبعیت]] نماید. [[قلب]] نیز با فهمیدن [[معارف]] بلند [[نشاط]] پیدا میکند. حال اگر [[قرآن کریم]] [[کتابی]] معمّاگونه باشد که مطالب آن برای عموم قابل [[فهم]] نیست، چگونه میتوان برای شفای بیماریهای [[قلب]] از آن استشفا جست؟! بر همین منوال میتوان نتیجه گرفت سایر صفاتی که در این [[روایت]] برای [[قرآن]] ذکر شده، فرع بر [[درک]] قرآن است. | ||