اسوه در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==اسوه در دانشنامه فقه سیاسی== | ==اسوه در دانشنامه فقه سیاسی== | ||
[[اسوه]] عبارت است از [[تأسی]] و [[الگو]] و [[مقتدا]] قرار دادن دیگری در عمل و [[پیروی]] از آنان در [[اعمال]] و [[رفتار]]. | [[اسوه]] عبارت است از [[تأسی]] و [[الگو]] و [[مقتدا]] قرار دادن دیگری در عمل و [[پیروی]] از آنان در [[اعمال]] و [[رفتار]]. | ||
گفتار و [[کردار]] [[معصومین]]{{ع}} از آن جهت که ظرف [[مشیّت]] و [[اراده خداوند]] [[متعال]] هستند، همواره منطبق با خواست [[حضرت حق]] است. قلمروی تأسی از [[معصوم]]{{ع}} حامل افعالی است که اقتضای عمومیت داشته و مانعی از شمول آن به غیر معصومین وجود نداشته باشد. در [[نصوص]] [[اسلامی]] از [[اصول حاکم بر نظام اداری]] اسوه بودن است. مدیران باید تجسّم عینی [[ارزشها]] و خصایص نیروهای زبده و کارآمد باشند تا از آنها الگو ساخته شود و برای سایر نیروها اسوه باشند {{متن حدیث|أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ الْعَيْشِ}} <ref>نهج البلاغه، نامه ۴۵.</ref> | گفتار و [[کردار]] [[معصومین]]{{ع}} از آن جهت که ظرف [[مشیّت]] و [[اراده خداوند]] [[متعال]] هستند، همواره منطبق با خواست [[حضرت حق]] است. قلمروی تأسی از [[معصوم]]{{ع}} حامل افعالی است که اقتضای عمومیت داشته و مانعی از شمول آن به غیر معصومین وجود نداشته باشد. در [[نصوص]] [[اسلامی]] از [[اصول حاکم بر نظام اداری]] اسوه بودن است. مدیران باید تجسّم عینی [[ارزشها]] و خصایص نیروهای زبده و کارآمد باشند تا از آنها الگو ساخته شود و برای سایر نیروها اسوه باشند {{متن حدیث|أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ الْعَيْشِ}} <ref>نهج البلاغه، نامه ۴۵.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۴۹۴.</ref> | ||
یعنی: آیا به همین [[رضایت]] دهم که مرا [[امیرالمؤمنین]] خواننده و در تلخیهای [[روزگار]] با [[مردم]] [[شریک]] نباشم و در سختیهای [[زندگی]] الگوی آنان نگردم؟<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۳.</ref>. | یعنی: آیا به همین [[رضایت]] دهم که مرا [[امیرالمؤمنین]] خواننده و در تلخیهای [[روزگار]] با [[مردم]] [[شریک]] نباشم و در سختیهای [[زندگی]] الگوی آنان نگردم؟<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۸۳.</ref>. | ||
نسخهٔ ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۱:۳۸
مقدمه
- أُسوة: اقتدا نمودن و پیرویکردن[۱]، سرمشق[۲].
- ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾[۳].
- واژه "اُسوه" سه بار در قرآن کریم آمده است. در این سه بار سه اسوه در زندگی فردی و اجتماعی به مؤمنان معرفی شده است: رسول اکرم(ص): ﴿رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾[۴]، حضرت ابراهیم(ع) ﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ﴾[۵] و کسانی که همراه ایشان بودند: ﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ﴾[۶].
- آنچه از حکم رسالت حضرت محمد(ص) و ایمان به رسالت آن حضرت مستفاد میگردد، لزوم تأسی و اقتدا به گفتار و کردار اوست و از دیدگاه قرآن، تأسی به رسول خدا(ص) خصلت نیکویی است که مخصوص کسانی است که به خدا و روز واپسین امید (قلبی و عملی) دارند و خدا را بسیار یاد میکنند: ﴿لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا﴾[۷][۸][۹].
اسوه در دانشنامه فقه سیاسی
اسوه عبارت است از تأسی و الگو و مقتدا قرار دادن دیگری در عمل و پیروی از آنان در اعمال و رفتار. گفتار و کردار معصومین(ع) از آن جهت که ظرف مشیّت و اراده خداوند متعال هستند، همواره منطبق با خواست حضرت حق است. قلمروی تأسی از معصوم(ع) حامل افعالی است که اقتضای عمومیت داشته و مانعی از شمول آن به غیر معصومین وجود نداشته باشد. در نصوص اسلامی از اصول حاکم بر نظام اداری اسوه بودن است. مدیران باید تجسّم عینی ارزشها و خصایص نیروهای زبده و کارآمد باشند تا از آنها الگو ساخته شود و برای سایر نیروها اسوه باشند «أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ الْعَيْشِ» [۱۰][۱۱]
یعنی: آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خواننده و در تلخیهای روزگار با مردم شریک نباشم و در سختیهای زندگی الگوی آنان نگردم؟[۱۲].
منابع
پانویس
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۷۶.
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۰۸.
- ↑ «بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.
- ↑ «فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.
- ↑ «بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند» سوره ممتحنه، آیه ۴.
- ↑ «بیگمان برای شما آنان نمونهای نیکویند» سوره ممتحنه، آیه ۶.
- ↑ «برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد میکند» سوره احزاب، آیه ۲۱.
- ↑ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۲۸۸- ۲۸۹. محسن معینی، "اسوه"، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۱، ص۲۲۷.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص:۹۴.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۵.
- ↑ فقه سیاسی، ج۷، ص۴۹۴.
- ↑ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۱۸۳.