فدک در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۳۵۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ ژوئن ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:


و در کتاب‌های [[شیعه]] همین خبر را با اختلافاتی نقل کرده‌اند، از آن جمله در بعضی [[روایات]] آمده است که عمر در ضمن گرفتن سند از دست فاطمه{{س}} وی را چنان مضروب ساخت که بر اثر آن، سقط جنین کرد و چند ماه بعد درگذشت<ref>ر.ک: شیخ مفید، الاختصاص، ص۱۸۵؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۵۴۹.</ref>
و در کتاب‌های [[شیعه]] همین خبر را با اختلافاتی نقل کرده‌اند، از آن جمله در بعضی [[روایات]] آمده است که عمر در ضمن گرفتن سند از دست فاطمه{{س}} وی را چنان مضروب ساخت که بر اثر آن، سقط جنین کرد و چند ماه بعد درگذشت<ref>ر.ک: شیخ مفید، الاختصاص، ص۱۸۵؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۵۴۹.</ref>
==داستان باغ‌های [[فدک]]==
یکی از اتفاقات مهم دیگری که پس از فتح قلعه‌های [[خیبر]] رخ داد و بعد از آن نیز در [[سرنوشت]] [[تاریخ اسلام]] و [[مسلمین]] تأثیر به سزایی داشت، به دست آمدن [[سرزمین]] فدک بود. البته در بخش‌های پایانی همین کتاب، بیشتر از این مختصر در این باره سخن خواهیم گفت.
===موقعیت و درآمد سرشار باغات فدک===
فدک، ده یا دهستانی پر [[ثروت]] و [[نعمت]] و حاصل‌خیز و دارای نخلستان‌هایی با درختان بسیار و چشمه‌های جوشان بود<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۸۵۵.</ref> و اهالی آن بیشتر به کشاوزی و صنایع دستی [[اشتغال]] داشتند. خرما و برخی محصولات [[تجاری]] آن نیز نامبرده شده است. این سرزمین، دو تا سه [[روز]] با [[مدینه]] فاصله داشت و از منابع مهم درآمد در منطقه [[حجاز]] محسوب می‌شد<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.</ref>.
همچنین این سرزمین به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش، یکی از نزدیک‌ترین منزلگاه‌ها به مسیر تجاری [[مکه]] به [[شام]] بود و این مسئله بر اهمیت [[اقتصادی]] آن می‌افزود. فاصله اندک آن با قلعه‌های خیبر که از نظر اقتصادی و نظامی مهم بودند- نیز دلیل دیگری بر اهمیت آن بود.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۲۲۲.</ref>
===چگونگی فتح فدک===
در [[سال هفتم هجری]]، [[رسول خدا]]{{صل}} که برای خاموش کردن [[فتنه]] [[یهود]] به خیبر می‌رفت، [[محیصة بن مسعود]] را [[مأمور]] کرد تا اهالی فدک را به [[مصالحه]] با [[سپاه اسلام]] و [[حمایت]] نکردن از خیبریان [[ترغیب]] نماید<ref>السیرة النبویة، ج۲، ص۳۳۷؛ تاریخ الطبری، ج۲، ص۳۰۲.</ref>؛ لذا [[اهل]] فدک که در ابتدا آماده مقابله و [[جنگ]] با [[مسلمانان]] می‌شدند از [[دشمنی]] با اهل [[اسلام]] دست برداشته و از مقابله با مسلمانان دست کشیدند<ref>المغازی، ج۲، ص۷۰۶؛ سبل الهدی، ج۵، ص۱۳۸.</ref>. در واقع آنها به خاطر [[قدرت]] اهل اسلام و رعبی که بر آنها [[حاکم]] شده بود، [[صلح]] را پذیرفتند.
آن‌گاه که رسول خدا{{صل}} از کار خیبر [[فراغت]] یافت، پرچمی بست و فرمود: چه کسی این را بر می‌دارد و حقش را ادا می‌کند؟! ایشان می‌خواست کسانی را (برای بستن [[قرارداد صلح]]) به سوی باغ‌های [[فدک]] بفرستد. «[[زبیر]]» برخواست و گفت: من! [[پیامبر]] فرمود: تو نه! سپس [[سعد]](ابن ابی وقاص) به پا خواست. [[حضرت]] به او هم فرمود: تو هم نه! (آیا پیامبر آنها را [[شایسته]] این کار نمی‌دانست؟!) سرانجام رو به علی کرد، فرمود: ای علی! برخیز و آن را تو بگیر. یعنی پیامبر تنها ایشان را شایسته و توانا برای انجام این امر می‌دانستند. علی{{ع}} نیز [[پرچم]] را گرفته و با سربازانی که به همراه داشت، به فدک رفت. او با اهالی آنجا [[قرارداد]] صلحی بست که در آن محفوظ ماندن جانشان اصل اولیه بود<ref>اعلام الوری، ج۱، ص۲۰۹؛ مکاتیب الرسول، ج۱، ص۲۹۱؛ بحارالانوار، ج۲۱، ص۲۲.</ref>.
اما در مورد [[زمین‌ها]] و [[اموال]] [[مردمان]] فدک، آنها تقاضا کرده بودند که پیامبر با ایشان همانند اهالی [[خیبر]] [[رفتار]] کند و در مقابل بخشی از اموال و زمین‌های فدک، به آنان اجازه دهد در این [[سرزمین]] باقی بمانند. [[رسول خدا]]{{صل}} نیز این پیشنهاد را پذیرفت.
بنابراین فدک بدون [[جنگ]] و تنها با [[صلح]]، در [[اختیار]] رسول خدا{{صل}} قرار گرفت.
این‌گونه [[سرزمین‌ها]] را «[[فیئ]]»<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}} «و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست * آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۶-۷؛ تفسیر التبیان، ج۹، ص۵۹۴.</ref> یا خالصه می‌گویند<ref>{{عربی|کان فدک لرسول الله به جا خالصة}} (السیرة النبویة، ج۲، ص۳۵۳)؛ {{عربی|و کان الرسول الله به جاثلاث صفایا: مال بنی النضیر و خیبر و فدک}} (انساب الاشراف، ج۱، ص۵۱۹)؛ تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۵؛ امتاع الاسماع، ج۱، ص۳۲۵؛ کتاب الاموال، لقاسم بن سلام، ج۱، ص۱۶؛ کتاب الاموال لحمید بن زنجویه، ج۱، ص۷۶ و ۷۹؛ معجم البلدان، ج۳، ص۸۵۵؛ فتوح البلدان، ص۳۸.</ref> که [[اختیار]] آن به طور کامل در دست [[رسول خدا]]{{صل}} قرار دارد و ایشان آن را طبق [[مصالح اسلام]] و [[مسلمین]] به [[مصرف]] می‌رسانند.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۲۲۳.</ref>
===[[فدک]]، [[مال]] بخشیده شده [[پیامبر]] به دخترشان===
مدتی بعد رسول خدا{{صل}} دستور یافت تا فدک را به تنها دخترش واگذار کند. [[شیعه]] و [[سنی]] [[دلایل]] این سخن را نقل کرده‌اند<ref>الکافی، ج۱، ص۵۴۳؛ عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۳۳؛ تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۸؛ تفسیر فرات، ص۲۳۹؛ تفسیر التبیان، ج۶، ص۴۶۸؛ مجمع البیان، ج۶، ص۲۴۳؛ فتوح البلدان، ص۳۵؛ مسند ابی یعلی، ج۲، ص۳۳۴، ح۱۰۷۵؛ ج۲، ص۵۳۴، ح۱۴۰۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج۵، ص۶۳؛ میزان الاعتدال (ذهبی)، ج۳، ص۱۳۵؛ شواهد التنریل، ج۱، ص۴۳۸؛ مجمع الزوائد، ج۷، ص۴۹؛ الدر المنثور، ج۵، ص۲۷۳؛ معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.</ref>. این [[سرزمین]] سه سال در [[مالکیت]] [[دختر پیامبر]] بود. وکلای ایشان در آن به کار مشغول بودند<ref>الکافی، ج۱، ص۵۴۳؛ المقنعة، ج۱، ص۲۸۹؛ علل الشرایع، ج۱، ص۱۹۰؛ تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۹؛ البرهان، ج۳، ص۵۲۱؛ التبیان، ج۶، ص۴۶۸؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۱۵۷.</ref> و درآمد آن برای فقرای [[مدینه]] به مصرف می‌رسید<ref>فدک و العوالی، ص۱۶۳ (للحسینی الجلالی)؛ الموسوعة الکبری فی فاطمه الزهرا، ج۱۲، ص۱۳۳.</ref>.
[[مورخان]] گفته‌اند: یک بار هنگامی که درآمد فدک را به محضر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آورده بودند و پول‌های طلای آن را در برابر ایشان ریخته بودند، چنان انبوه بود که آن کس که در سوی دیگر نشسته بود دیده نمی‌شد؛ اما همه آنها تا ظهر آن [[روز]] در میان فقرای [[شهر]] تقسیم شد و هیچ چیز باقی نماند<ref>کشف المحجة لثمرة المهجة، ص۱۸۲؛ الطرائف، ص۳۹۲.</ref>. درآمد [[فدک]] را در آن [[روزگار]] بیست و چهار هزار دینار گفته‌اند<ref>الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۱۳؛ کشف المحجة، ص۱۲۴.</ref>.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۲۲۴.</ref>
===مناقشه [[غاصبان]] درباره فدک===
هنوز ده روز از [[رحلت پیامبر]] نگذشته بود که [[دولت]] [[خلفا]] فدک را [[مصادره]] کرد و دستور داد عمال و کارکنان [[فاطمه]]{{س}} را از فدک بیرون کردند و عمالی را در جایشان [[نصب]] نمود. البته بهانه می‌آوردند که [[فتوحات]] [[اسلام]] احتیاج به [[اموال]] زیاد دارد. در یک گزارش معتبر می‌خوانیم که [[عمر]] می‌گوید: آن‌گاه که [[پیامبر]] این [[جهان]] را ترک کرد، من و [[ابوبکر]] به نزد علی{{ع}} رفتیم و به او گفتیم: در مورد آنچه پیامبر به جای گذارده چه می‌گویی؟ او گفت: ما از همه کس به [[رسول خدا]]{{صل}} نزدیک‌تر هستیم. (پس طبق [[قانون]]، همه آنها به ما می‌رسد). من گفتم: در مورد آنچه از ماترَک ایشان در [[خیبر]] به جای مانده است؟ او گفت: آنچه در خیبر است هم [[مال]] ماست! من گفتم: آنچه در فدک باقی مانده است چه؟ او گفت: آن هم مال ماست! من گفتم: به اینها (که می‌گویید نخواهید رسید مگر اینکه سرهای ما را با اره جدا کنید<ref>معجم الاوسط، ج۵، ص۲۸۸؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۳۹؛ الاحکام السلطانیة للماوردی، ص۱۷۱؛ معالم المدرستین، ج۲، ص۱۷۸؛ المسترشد، ج۱، ص۴۹۹؛ کامل البهائی، ج۲، ص۸.</ref>.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۲۲۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۳۸۰

ویرایش