←واژه شناسی لغوی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
از جمله [[مقامات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} [[مقام]] [[صادقین]] که در [[زیارت جامعه کبیره]] با عبارت {{عربی|اندازه=150%|"بُرْهَانِهِ"}}<ref> شهادت میدهم که شما در زمره صادقانید</ref> آمده است. | از جمله [[مقامات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} [[مقام]] [[صادقین]] که در [[زیارت جامعه کبیره]] با عبارت {{عربی|اندازه=150%|"بُرْهَانِهِ"}}<ref> شهادت میدهم که شما در زمره صادقانید</ref> آمده است. | ||
== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
*[[برهان][ واژهای عربی است که درباره ریشه آن میان لغت شناسان اختلاف است؛ برخی آن را مصدر ثلاثی مجرد «بَرِهَ یَبْرَه بُرْهاناً» به معنای سفید شدن<ref>مفردات، ص۱۲۱، «بره».</ref> و برخی دیگر آن را مشتق از ریشه رباعی مجرّد «بَرْهَنَ یُبَرْهِنُ بَرهَنةً» و به معنای حجّت و دلیل دانستهاند<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۹۴، «برهن».</ref>؛ ولی بعید نیست این واژه در اصل مصدر «بَرِهَ یَبْرَه» به معنای سفید شدن بوده و پس از آن بر کلام آشکاری که ابهامی ندارد یا چیز روشنی که در آن خفایی نیست اطلاق شده و سپس به طور اشتقاق انتزاعی فعل رباعی «بَرْهَنَ» از آن اشتقاق یافته است، بنابراین نونِ برهان با توجّه به مادّه اصلی، زاید و با توجّه به اشتقاق ثانوی اصلی است و شاید این معنای سخن کسانی است که گفتهاند: بَرْهَنَ مُوَلَّد است<ref>التحقیق، ج۱، ص۲۶۲، «برهن».</ref>، به هر تقدیر برهان در لغت اخص از دلیل و به معنای حجّت و بیان واضح<ref>منتهی الارب، ج۱، ص۷۷.</ref> و دلیل قاطع<ref>لغت نامه، ج۳، ص۴۰۴۵، «برهان».</ref> است. | |||
*برخی واژه "برهن" که ریشه "[[برهان]]" است را رباعی مجرّد دانسته و "نون" را اصلی میدانند و بعضی دیگر آن را از ریشه "بره، یبره" دانسته و "نون" را زاید میدانند. این دو قول را مصباح المنیر فیّومی آورده است<ref>المصباح المنیر، ج۱، ص:۴۶؛ والبرهان الحجّة وایضاحها وقیل النون زائدة وقیل اصلیّة.</ref></ref> آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | *برخی واژه "برهن" که ریشه "[[برهان]]" است را رباعی مجرّد دانسته و "نون" را اصلی میدانند و بعضی دیگر آن را از ریشه "بره، یبره" دانسته و "نون" را زاید میدانند. این دو قول را مصباح المنیر فیّومی آورده است<ref>المصباح المنیر، ج۱، ص:۴۶؛ والبرهان الحجّة وایضاحها وقیل النون زائدة وقیل اصلیّة.</ref></ref> آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | ||
*این تفاوت در ریشه، تأثیری در معنای آن ندارد؛ زیرا اکثر اهل لغت "برهان" را به معنای "دلیل روشن" گرفتهاند<ref> به عنوان نمونه ر.ک: اساس البلاغه، ص:۳۸؛ والبرهان بیان الحجّة وایضاحها؛ کتاب العین، ج۴، ص:۴۹؛ القاموس المحیط، ج۴، ص:۲۰۱.</ref>.راغب اصفهانی آن را "محکمترین دلیل گرفته است"<ref>المفردات، ص:۴۵؛ ...فالبرهان اوکد الأدلّة.</ref></ref> آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | *این تفاوت در ریشه، تأثیری در معنای آن ندارد؛ زیرا اکثر اهل لغت "برهان" را به معنای "دلیل روشن" گرفتهاند<ref> به عنوان نمونه ر.ک: اساس البلاغه، ص:۳۸؛ والبرهان بیان الحجّة وایضاحها؛ کتاب العین، ج۴، ص:۴۹؛ القاموس المحیط، ج۴، ص:۲۰۱.</ref>.راغب اصفهانی آن را "محکمترین دلیل گرفته است"<ref>المفردات، ص:۴۵؛ ...فالبرهان اوکد الأدلّة.</ref></ref> آمده است<ref>[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص:۱۲۴.</ref>. | ||