سبأ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب')
خط ۲۲: خط ۲۲:
گزارش [[قرآن کریم]] درباره قوم و سرزمین سبأ مربوط به دو دوره [[تاریخی]] متفاوت است: در [[سوره نمل]] خبر آوردن هُدهُد از قوم سبأ، [[حکومت]] باشکوه و [[مقتدر]] ملکه سبأ، [[دیدار]] وی با [[حضرت سلیمان]]{{ع}} و [[ایمان]] آوردنش گزارش شده‌اند. {{متن قرآن| فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ إِنِّي وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ  وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ أَلاَّ يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ اذْهَب بِّكِتَابِي هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَلاَّ تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ قَالُوا نَحْنُ أُوْلُوا قُوَّةٍ وَأُوْلُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَالأَمْرُ إِلَيْكِ فَانظُرِي مَاذَا تَأْمُرِينَ قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِم بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ فَلَمَّا جَاءَ سُلَيْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِّمَّا آتَاكُم بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ فَلَمَّا جَاءَتْ قِيلَ أَهَكَذَا عَرْشُكِ قَالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِينَ قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref>«آنگاه (هدهد) درنگی کوتاه کرد و گفت: من به چیزی دست یافتم که تو نیافته‌ای و برای تو از (سرزمین) سبا خبر بی‌گمانی آورده‌ام من زنی  یافته‌ام که بر آنان پادشاهی می‌کند و از همه چیز برخورداری یافته است و اورنگی سترگ دارد. او و قومش را (چنین) یافتم که به جای خداوند به خورشید سجده می‌برند و شیطان کارهایشان را برای آنان آراسته و از راه (درست) آنان را باز داشته است، از این روی راهنمایی نیافته‌اند. (شیطان چنان کرد) تا برای خداوند سجده نبرند، همان (خداوند) که نهان آسمان‌ها و زمین را آشکار می‌گرداند و آنچه پنهان می‌کنید یا آشکار می‌دارید، می‌داند. خداوند است که خدایی جز او نیست، پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان). (سلیمان) گفت: به زودی خواهیم دید که راست گفته‌ای یا از دروغگویان بوده‌ای؟ این نامه مرا ببر و نزد آنان فرو افکن، آنگاه از آنان رو بگردان و (گوشه‌ای کمین کن و) بنگر چه پاسخی می‌دهند. (آن زن) گفت: ای سرکردگان! نزد من نامه‌ای ارزشمند افکنده‌اند. آن (نامه) از سوی سلیمان است و (متن آن) این است: «به نام خداوند بخشنده بخشاینده ... با من گردنکشی نورزید و گردن نهاده، نزد من آیید.» (آنگاه) گفت: ای سرکردگان! در کار، به من نظر دهید که من هیچ کاری را تا گواهم نبوده‌اید به پایان نبرده‌ام. گفتند: ما نیرومند و سخت دلیریم و فرمان با توست، بنگر تا چه فرمان خواهی داد. گفت: پادشاهان چون به شهری درآیند آن را ویران و مردم گرانمایه آن را خوار و بدین‌گونه رفتار می‌کنند.و من ارمغانی برای آنان می‌فرستم و می‌نگرم تا فرستادگان چه باز آورند. پس چون (فرستاده) نزد سلیمان آمد (سلیمان) گفت: آیا به من با مالی (اندک) مدد می‌رسانید؟ آنچه خدا به من ارزانی داشته است از آنچه به شما داده بهتر است بلکه شما به ارمغان خود شادی می‌ورزید. نزد آنان باز گرد (و بگو) بی‌گمان سپاهی به سوی آنان خواهیم آورد که تاب رویارویی با آن را ندارند و آنان را از آنجا با زبونی و خواری  بیرون خواهیم راند. (سلیمان) گفت: ای سرکردگان! کدام یک از شما پیش از آنکه (آنان) گردن نهاده نزد من آیند اورنگ آن زن را پیش من می‌آورد؟ دیوساری از جن گفت: من آن را پیش از آنکه از جایت برخیزی برایت می‌آورم و من در این کار بسی توانمند درستکارم. آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت می‌آورم و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس می‌گزارم یا ناسپاسی می‌کنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بی‌گمان پروردگار من بی‌نیازی ارجمند است. (سلیمان) گفت: اورنگش را برای او ناشناخته گردانید تا ببینیم (بدان) راه می‌برد یا از کسانی است که (بدین چیزها) راه نمی‌برند. و چون آمد گفتند: آیا اورنگ تو این چنین بود؟ گفت: گویی این، همان است و ما پیش از این (از همه چیز) آگاه شده و گردن نهاده بودیم. و آنچه او به جای خداوند می‌پرستید او را (از پرستش خداوند) باز داشته بود که او از گروهی کافر بود. به او گفتند به کاخ  در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساق‌هایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است ؛ (آن زن) گفت: پروردگارا! من به خویش ستم کرده‌ام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۲۲-۴۴.</ref>
گزارش [[قرآن کریم]] درباره قوم و سرزمین سبأ مربوط به دو دوره [[تاریخی]] متفاوت است: در [[سوره نمل]] خبر آوردن هُدهُد از قوم سبأ، [[حکومت]] باشکوه و [[مقتدر]] ملکه سبأ، [[دیدار]] وی با [[حضرت سلیمان]]{{ع}} و [[ایمان]] آوردنش گزارش شده‌اند. {{متن قرآن| فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ إِنِّي وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ  وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ أَلاَّ يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ اذْهَب بِّكِتَابِي هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَلاَّ تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُونِ قَالُوا نَحْنُ أُوْلُوا قُوَّةٍ وَأُوْلُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَالأَمْرُ إِلَيْكِ فَانظُرِي مَاذَا تَأْمُرِينَ قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِم بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ فَلَمَّا جَاءَ سُلَيْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِّمَّا آتَاكُم بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لّا قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ فَلَمَّا جَاءَتْ قِيلَ أَهَكَذَا عَرْشُكِ قَالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِينَ قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref>«آنگاه (هدهد) درنگی کوتاه کرد و گفت: من به چیزی دست یافتم که تو نیافته‌ای و برای تو از (سرزمین) سبا خبر بی‌گمانی آورده‌ام من زنی  یافته‌ام که بر آنان پادشاهی می‌کند و از همه چیز برخورداری یافته است و اورنگی سترگ دارد. او و قومش را (چنین) یافتم که به جای خداوند به خورشید سجده می‌برند و شیطان کارهایشان را برای آنان آراسته و از راه (درست) آنان را باز داشته است، از این روی راهنمایی نیافته‌اند. (شیطان چنان کرد) تا برای خداوند سجده نبرند، همان (خداوند) که نهان آسمان‌ها و زمین را آشکار می‌گرداند و آنچه پنهان می‌کنید یا آشکار می‌دارید، می‌داند. خداوند است که خدایی جز او نیست، پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان). (سلیمان) گفت: به زودی خواهیم دید که راست گفته‌ای یا از دروغگویان بوده‌ای؟ این نامه مرا ببر و نزد آنان فرو افکن، آنگاه از آنان رو بگردان و (گوشه‌ای کمین کن و) بنگر چه پاسخی می‌دهند. (آن زن) گفت: ای سرکردگان! نزد من نامه‌ای ارزشمند افکنده‌اند. آن (نامه) از سوی سلیمان است و (متن آن) این است: «به نام خداوند بخشنده بخشاینده ... با من گردنکشی نورزید و گردن نهاده، نزد من آیید.» (آنگاه) گفت: ای سرکردگان! در کار، به من نظر دهید که من هیچ کاری را تا گواهم نبوده‌اید به پایان نبرده‌ام. گفتند: ما نیرومند و سخت دلیریم و فرمان با توست، بنگر تا چه فرمان خواهی داد. گفت: پادشاهان چون به شهری درآیند آن را ویران و مردم گرانمایه آن را خوار و بدین‌گونه رفتار می‌کنند.و من ارمغانی برای آنان می‌فرستم و می‌نگرم تا فرستادگان چه باز آورند. پس چون (فرستاده) نزد سلیمان آمد (سلیمان) گفت: آیا به من با مالی (اندک) مدد می‌رسانید؟ آنچه خدا به من ارزانی داشته است از آنچه به شما داده بهتر است بلکه شما به ارمغان خود شادی می‌ورزید. نزد آنان باز گرد (و بگو) بی‌گمان سپاهی به سوی آنان خواهیم آورد که تاب رویارویی با آن را ندارند و آنان را از آنجا با زبونی و خواری  بیرون خواهیم راند. (سلیمان) گفت: ای سرکردگان! کدام یک از شما پیش از آنکه (آنان) گردن نهاده نزد من آیند اورنگ آن زن را پیش من می‌آورد؟ دیوساری از جن گفت: من آن را پیش از آنکه از جایت برخیزی برایت می‌آورم و من در این کار بسی توانمند درستکارم. آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت می‌آورم و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس می‌گزارم یا ناسپاسی می‌کنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بی‌گمان پروردگار من بی‌نیازی ارجمند است. (سلیمان) گفت: اورنگش را برای او ناشناخته گردانید تا ببینیم (بدان) راه می‌برد یا از کسانی است که (بدین چیزها) راه نمی‌برند. و چون آمد گفتند: آیا اورنگ تو این چنین بود؟ گفت: گویی این، همان است و ما پیش از این (از همه چیز) آگاه شده و گردن نهاده بودیم. و آنچه او به جای خداوند می‌پرستید او را (از پرستش خداوند) باز داشته بود که او از گروهی کافر بود. به او گفتند به کاخ  در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساق‌هایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است ؛ (آن زن) گفت: پروردگارا! من به خویش ستم کرده‌ام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۲۲-۴۴.</ref>


در [[سوره سبأ]] نیز حکایت بهره‌مندی قوم سبأ از سرزمینی آباد و باغ‌های سرسبز و انقراض آنان و ویرانی سرزمین‌شان به وسیله سیل عرم به سبب رویگردانی از [[خداوند]] آمده‌اند. {{متن قرآن| لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلاَّ الْكَفُورَ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref>«برای (قوم) سبا در مسکن‌هایشان نشانه‌ای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده. اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر  را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوه‌هایی تلخ و (درختان) شوره‌گز و اندکی از درخت کنار.  چنین آنان را برای آن ناسپاسی که ورزیدند، کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را به کیفر می‌رسانیم؟ و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شب‌ها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید.اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است. و به راستی ابلیس گمان خویش را درباره آنان درست یافت؛ پس (همه) جز گروهی از مؤمنان از او پیروی کردند» سوره سبأ، آیه ۱۵-۲۰.</ref> [[مفسران]] در [[تفسیر]] این [[آیات]] به موضوعاتی مانند ویژگی‌های سرزمین سبأ، [[فرهنگ]] و [[تمدن]] قوم سبأ، شرح و [[وصف]] سد مأرب و سبب ساخت آن، حادثه سیل ویرانگر عرم، خبرآوردن هدهد، دیدار ملکه سبأ با حضرت سلیمان{{ع}} و [[ایمان آوردن]] وی، فرجام قوم سبأ و جز آن پرداخته‌اند.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[ سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.
در [[سوره سبأ]] نیز حکایت بهره‌مندی قوم سبأ از سرزمینی آباد و باغ‌های سرسبز و انقراض آنان و ویرانی سرزمین‌شان به وسیله سیل عرم به سبب رویگردانی از [[خداوند]] آمده‌اند. {{متن قرآن| لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلاَّ الْكَفُورَ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref>«برای (قوم) سبا در مسکن‌هایشان نشانه‌ای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده. اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر  را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوه‌هایی تلخ و (درختان) شوره‌گز و اندکی از درخت کنار.  چنین آنان را برای آن ناسپاسی که ورزیدند، کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را به کیفر می‌رسانیم؟ و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شب‌ها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید.اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است. و به راستی ابلیس گمان خویش را درباره آنان درست یافت؛ پس (همه) جز گروهی از مؤمنان از او پیروی کردند» سوره سبأ، آیه ۱۵-۲۰.</ref> [[مفسران]] در [[تفسیر]] این [[آیات]] به موضوعاتی مانند ویژگی‌های سرزمین سبأ، [[فرهنگ]] و [[تمدن]] قوم سبأ، شرح و [[وصف]] سد مأرب و سبب ساخت آن، حادثه سیل ویرانگر عرم، خبرآوردن هدهد، دیدار ملکه سبأ با حضرت سلیمان{{ع}} و [[ایمان آوردن]] وی، فرجام قوم سبأ و جز آن پرداخته‌اند.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.


==موقعیت جغرافیایی [[سبأ]]==
==موقعیت جغرافیایی [[سبأ]]==
خط ۳۹: خط ۳۹:
[[قرآن کریم]] از دو [[سلسله]] باغ و بوستان پرمحصول یاد می‌کند که در دو سمت راست و چپ زیستگاه سبأ قرار داشتند و آن را نشانه‌ای از [[وحدانیت]]، [[قدرت]] کامل و [[رحمت]] و [[نعمت الهی]] معرفی می‌کند. <ref> مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۴؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۶۱-۳۶۴.</ref> [[خداوند]] این [[نعمت‌ها]] را در [[اختیار]] [[قوم]] سبأ نهاده بود تا از آن بهره برده، [[شکر]] [[خدا]] را به جای آورند. مفسران در [[تفسیر]] آیت بودن باغ‌ها [[اختلاف]] دارند: باغ‌ها و بوستان‌های سبأ را دارای درختانی بسیار انبوه با میوه‌های فراوان [[وصف]] کرده‌اند؛ به گونه‌ای که به گفته [[سدی]] و [[مقاتل]]، اگر کسی سبدی بر سر می‌نهاد و از زیر درختان می‌گذشت، سبد در مدت کوتاهی از میوه پر می‌شد. <ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۴؛ نهایة الارب، ج۱۵، ص۳۳۳.</ref> برخی آیت بودن باغ‌ها را به همین سبب دانسته‌اند. <ref>نک: تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۲۸۴.</ref> برخی‌ دیگر آن را به شکوفه‌های رنگارنگ و میوه‌های گوناگون یکایک درختان [[تفسیر]] کرده‌اند. <ref>نک: مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۴.</ref> بر اساس برخی گزارش‌ها دو باغ بزرگ هر یک به مسافت چند [[روز]] [[راه]] بود و فراوانی درختان و [[درهم]] تنیدگی آنها به گونه‌ای بود که [[آفتاب]] بر [[زمین]] باغ‌ها نمی‌تابید. <ref> تفسیر قمی، ج۲، ص۲۰۰؛ البرهان، ج۴، ص۵۱۴.</ref>
[[قرآن کریم]] از دو [[سلسله]] باغ و بوستان پرمحصول یاد می‌کند که در دو سمت راست و چپ زیستگاه سبأ قرار داشتند و آن را نشانه‌ای از [[وحدانیت]]، [[قدرت]] کامل و [[رحمت]] و [[نعمت الهی]] معرفی می‌کند. <ref> مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۴؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۶۱-۳۶۴.</ref> [[خداوند]] این [[نعمت‌ها]] را در [[اختیار]] [[قوم]] سبأ نهاده بود تا از آن بهره برده، [[شکر]] [[خدا]] را به جای آورند. مفسران در [[تفسیر]] آیت بودن باغ‌ها [[اختلاف]] دارند: باغ‌ها و بوستان‌های سبأ را دارای درختانی بسیار انبوه با میوه‌های فراوان [[وصف]] کرده‌اند؛ به گونه‌ای که به گفته [[سدی]] و [[مقاتل]]، اگر کسی سبدی بر سر می‌نهاد و از زیر درختان می‌گذشت، سبد در مدت کوتاهی از میوه پر می‌شد. <ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۴؛ نهایة الارب، ج۱۵، ص۳۳۳.</ref> برخی آیت بودن باغ‌ها را به همین سبب دانسته‌اند. <ref>نک: تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۲۸۴.</ref> برخی‌ دیگر آن را به شکوفه‌های رنگارنگ و میوه‌های گوناگون یکایک درختان [[تفسیر]] کرده‌اند. <ref>نک: مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۴.</ref> بر اساس برخی گزارش‌ها دو باغ بزرگ هر یک به مسافت چند [[روز]] [[راه]] بود و فراوانی درختان و [[درهم]] تنیدگی آنها به گونه‌ای بود که [[آفتاب]] بر [[زمین]] باغ‌ها نمی‌تابید. <ref> تفسیر قمی، ج۲، ص۲۰۰؛ البرهان، ج۴، ص۵۱۴.</ref>


سد [[تاریخی]] مأرب در آبادی [[سرزمین]] [[سبأ]] و پیدایش باغ‌های بسیار [[زیبا]] و کشتزارهای پر برکت در دو طرف مسیر رودخانه و قریه‌های آباد و به هم پیوسته این سرزمین نقش اصلی و اساسی داشت. <ref>نک: تمدن اسلام و عرب، ص۹۷-۹۸.</ref> این سد برای مهار آب چشمه‌ها و [[باران]] و سیلاب‌های گسیل‌ شده از کوه‌ها و ذخیره‌سازی آن برای آبیاری دشت‌های پیرامونی ساخته شده بود. <ref>جامع‌البیان، ج۲۲، ص۵۴-۵۵؛ مجمع‌البیان، ج۸، ص۶۰۵.</ref> میان سد و [[شهر]] مأرب جلگه‌ای پهناور، باغ‌هایی بسیار سرسبز و زیبا و کشتزارهایی سرشار از محصول قرار داشتند <ref> تفسیر قمی، ج۲، ص۲۰۰-۲۰۱؛ الروض المعطار، ص۳۰۲؛ الصافی، ج۶، ص۸۹-۹۰.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[ سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.
سد [[تاریخی]] مأرب در آبادی [[سرزمین]] [[سبأ]] و پیدایش باغ‌های بسیار [[زیبا]] و کشتزارهای پر برکت در دو طرف مسیر رودخانه و قریه‌های آباد و به هم پیوسته این سرزمین نقش اصلی و اساسی داشت. <ref>نک: تمدن اسلام و عرب، ص۹۷-۹۸.</ref> این سد برای مهار آب چشمه‌ها و [[باران]] و سیلاب‌های گسیل‌ شده از کوه‌ها و ذخیره‌سازی آن برای آبیاری دشت‌های پیرامونی ساخته شده بود. <ref>جامع‌البیان، ج۲۲، ص۵۴-۵۵؛ مجمع‌البیان، ج۸، ص۶۰۵.</ref> میان سد و [[شهر]] مأرب جلگه‌ای پهناور، باغ‌هایی بسیار سرسبز و زیبا و کشتزارهایی سرشار از محصول قرار داشتند <ref> تفسیر قمی، ج۲، ص۲۰۰-۲۰۱؛ الروض المعطار، ص۳۰۲؛ الصافی، ج۶، ص۸۹-۹۰.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.


==[[شهرها]] و آبادی ها==
==[[شهرها]] و آبادی ها==
یکی از شهرهای مهم سبأ به نام مأرب در فاصله سه ‌منزلی (سه الی ۴ روز راه) [[شهر]] [[صنعا]] <ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۹، ص۲۸۶۴؛ بلوغ الارب، ج۱، ص۲۰۷؛ التحقیق، ج۸، ص۱۰۱.</ref> نزدیک حضرموت قرار داشته است.<ref>معجم البلدان، ج۵، ص۳۴-۳۵؛ المصباح، ص۱۱، «ارب»؛ تفسیر قاسمی، ج۸، ص۱۳۸.</ref> این شهر پایتخت [[کشور]] سبأ بود <ref>معجم البلدان، ج۵، ص۳۴-۳۵؛ الروض المعطار، ص۵۱۵؛ تفسیر قاسمی، ج۸، ص۱۳۸.</ref> و در انتهای درّه‌هایی قرار داشت که باران‌های سیلابی کوه‌های اطراف از کنار آن می‌گذشتند.
یکی از شهرهای مهم سبأ به نام مأرب در فاصله سه ‌منزلی (سه الی ۴ روز راه) [[شهر]] [[صنعا]] <ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۹، ص۲۸۶۴؛ بلوغ الارب، ج۱، ص۲۰۷؛ التحقیق، ج۸، ص۱۰۱.</ref> نزدیک حضرموت قرار داشته است.<ref>معجم البلدان، ج۵، ص۳۴-۳۵؛ المصباح، ص۱۱، «ارب»؛ تفسیر قاسمی، ج۸، ص۱۳۸.</ref> این شهر پایتخت [[کشور]] سبأ بود <ref>معجم البلدان، ج۵، ص۳۴-۳۵؛ الروض المعطار، ص۵۱۵؛ تفسیر قاسمی، ج۸، ص۱۳۸.</ref> و در انتهای درّه‌هایی قرار داشت که باران‌های سیلابی کوه‌های اطراف از کنار آن می‌گذشتند.


سد [[عظیم]] و تاریخی مأرب در این شهر قرار داشت.<ref>معجم البلدان، ج۵، ص۳۴-۳۵؛ الروض المعطار، ص۵۱۵.</ref> (سد مأرب) از [[نعمت‌های الهی]] به [[مردم]] سبأ این بود که میان سرزمین آنها و مناطق آباد و پرخیر و [[برکت]] دیگری که سبئیان با آنها [[ارتباط]] داشتند، آبادی‌هایی نزدیک به هم با فاصله معین وجود داشت؛ به‌گونه‌ای که یکی از دیگری دیده می‌شد. چنین فاصله نزدیکی موجب می‌شد تا [[امنیت]] کامل شبانه‌روزی در [[سفر]] برای مردم سبأ برقرار باشد و آنها بدون [[هراس]] از [[گرسنگی]]، [[تشنگی]]، خستگی و هرگونه خطر جانی به [[مسافرت]] بپردازند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}}<ref>«و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شب‌ها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید» سوره سبأ، آیه ۱۸.</ref>.<ref>التبیان، ج۸، ص۳۸۸-۳۸۹؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۵؛ بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۳۸.</ref> چنین موقعیتی سبب می‌شد تا سبئیان در سفرهای تجاری به سرزمین‌های دیگر از یک آبادی به آبادی دیگر بروند و هرگز [[نیازمند]] گذر از بیابان‌های گسترده و غیر مسکونی نباشند؛<ref>تفسیر بغوی، ج۳، ص۴۷۹.</ref> ولی آنان به جای [[شکر]]، [[ناسپاسی]] در پیش گرفته و گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله‌های طولانی قرار ده که این همه [[شهر]] و دیار در طول [[سفر]] خسته ‌کننده‌اند: {{متن قرآن|فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>.<ref> مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶.</ref> به گفته [[مفسران]]، آنها از [[خدا]] خواستند بیابان‌ها را بی‌آب و علف گرداند تا آنان نیز مانند دیگر مسافران به همراه خود زاد و راحله ببرند<ref>تفسیر بغوی، ج۳، ص۴۷۹؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶؛ روض الجنان، ج۱۶، ص۶۴.</ref>؛[[غافل]] از اینکه با این درخواست بی‌مورد بر خود [[ستم]] کردند.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[ سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.
سد [[عظیم]] و تاریخی مأرب در این شهر قرار داشت.<ref>معجم البلدان، ج۵، ص۳۴-۳۵؛ الروض المعطار، ص۵۱۵.</ref> (سد مأرب) از [[نعمت‌های الهی]] به [[مردم]] سبأ این بود که میان سرزمین آنها و مناطق آباد و پرخیر و [[برکت]] دیگری که سبئیان با آنها [[ارتباط]] داشتند، آبادی‌هایی نزدیک به هم با فاصله معین وجود داشت؛ به‌گونه‌ای که یکی از دیگری دیده می‌شد. چنین فاصله نزدیکی موجب می‌شد تا [[امنیت]] کامل شبانه‌روزی در [[سفر]] برای مردم سبأ برقرار باشد و آنها بدون [[هراس]] از [[گرسنگی]]، [[تشنگی]]، خستگی و هرگونه خطر جانی به [[مسافرت]] بپردازند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}}<ref>«و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شب‌ها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید» سوره سبأ، آیه ۱۸.</ref>.<ref>التبیان، ج۸، ص۳۸۸-۳۸۹؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۵؛ بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۳۸.</ref> چنین موقعیتی سبب می‌شد تا سبئیان در سفرهای تجاری به سرزمین‌های دیگر از یک آبادی به آبادی دیگر بروند و هرگز [[نیازمند]] گذر از بیابان‌های گسترده و غیر مسکونی نباشند؛<ref>تفسیر بغوی، ج۳، ص۴۷۹.</ref> ولی آنان به جای [[شکر]]، [[ناسپاسی]] در پیش گرفته و گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله‌های طولانی قرار ده که این همه [[شهر]] و دیار در طول [[سفر]] خسته ‌کننده‌اند: {{متن قرآن|فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>.<ref> مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶.</ref> به گفته [[مفسران]]، آنها از [[خدا]] خواستند بیابان‌ها را بی‌آب و علف گرداند تا آنان نیز مانند دیگر مسافران به همراه خود زاد و راحله ببرند<ref>تفسیر بغوی، ج۳، ص۴۷۹؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶؛ روض الجنان، ج۱۶، ص۶۴.</ref>؛[[غافل]] از اینکه با این درخواست بی‌مورد بر خود [[ستم]] کردند.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.


==ویرانی [[سرزمین]] [[سبأ]]==
==ویرانی [[سرزمین]] [[سبأ]]==
در پی ناسپاسی و [[کفرورزی]] [[قوم]] سبأ [[خداوند]] باغ‌های آنان را با سیل عَرِم نابود کرد و درختانی با میوه‌های تلخ و درخت شوره‌گز و سدر را جایگزین آنها ساخت: {{متن قرآن|فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ}}<ref>«اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر  را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوه‌هایی تلخ و (درختان) شوره‌گز و اندکی از درخت کنار» سوره سبأ، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ}}<ref>«چنین آنان را برای آن ناسپاسی که ورزیدند، کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را به کیفر می‌رسانیم؟» سوره سبأ، آیه ۱۷.</ref> به گفته مفسران، قوم سبأ نهرهای روان و [[اموال]] فراوانی داشتند. آبادی‌های آنان به هم پیوسته بودند؛ اما بر اثر [[فراوانی نعمت]]، [[امنیت]] و [[آسایش]]، به [[تجمل‌گرایی]] و عیاشی پرداختند و دچار [[کبر]]، [[کفر]]،<ref>تفسیر ثعلبی، ج۸، ص۸۳؛ التبیان، ج۸، ص۳۸۷.</ref> ناسپاسی <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۲۹؛ التبیان، ج۸، ص۳۸۷.</ref> و [[طغیان]] <ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۵ - ۵۶.</ref> شده و [[پیامبران الهی]] را [[تکذیب]] کردند.<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۴، ۵۷؛ زادالمسیر، ج۶، ص۲۳۰.</ref> سرانجام [[خداوند]] با سیل عرم سد مأرب را ویران و همه مزارع خرم و بوستان‌های پرنعمت آنان را به صحرایی سوزان بدل کرد.<ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۲۹؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۲۰۱؛ جامع البیان، ج۲۲، ص۵۵-۵۶.</ref> در روایتی منسوب به [[امام صادق]]{{ع}} نیز به این مطلب اشاره شده است.<ref>الکافی، ج۲، ص۲۷۴؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref> درباره چگونگی و [[تاریخ]] ویرانی سد مأرب و نابودی [[سرزمین]] [[سبأ]] [[اختلاف]] است.<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۵؛ تفسیر مراغی، ج۲۲، ص۷۲.</ref>
در پی ناسپاسی و [[کفرورزی]] [[قوم]] سبأ [[خداوند]] باغ‌های آنان را با سیل عَرِم نابود کرد و درختانی با میوه‌های تلخ و درخت شوره‌گز و سدر را جایگزین آنها ساخت: {{متن قرآن|فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ}}<ref>«اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر  را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوه‌هایی تلخ و (درختان) شوره‌گز و اندکی از درخت کنار» سوره سبأ، آیه ۱۶.</ref>، {{متن قرآن|ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ}}<ref>«چنین آنان را برای آن ناسپاسی که ورزیدند، کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را به کیفر می‌رسانیم؟» سوره سبأ، آیه ۱۷.</ref> به گفته مفسران، قوم سبأ نهرهای روان و [[اموال]] فراوانی داشتند. آبادی‌های آنان به هم پیوسته بودند؛ اما بر اثر [[فراوانی نعمت]]، [[امنیت]] و [[آسایش]]، به [[تجمل‌گرایی]] و عیاشی پرداختند و دچار [[کبر]]، [[کفر]]،<ref>تفسیر ثعلبی، ج۸، ص۸۳؛ التبیان، ج۸، ص۳۸۷.</ref> ناسپاسی <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۲۹؛ التبیان، ج۸، ص۳۸۷.</ref> و [[طغیان]] <ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۵ - ۵۶.</ref> شده و [[پیامبران الهی]] را [[تکذیب]] کردند.<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۴، ۵۷؛ زادالمسیر، ج۶، ص۲۳۰.</ref> سرانجام [[خداوند]] با سیل عرم سد مأرب را ویران و همه مزارع خرم و بوستان‌های پرنعمت آنان را به صحرایی سوزان بدل کرد.<ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۲۹؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۲۰۱؛ جامع البیان، ج۲۲، ص۵۵-۵۶.</ref> در روایتی منسوب به [[امام صادق]]{{ع}} نیز به این مطلب اشاره شده است.<ref>الکافی، ج۲، ص۲۷۴؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref> درباره چگونگی و [[تاریخ]] ویرانی سد مأرب و نابودی [[سرزمین]] [[سبأ]] [[اختلاف]] است.<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۵۵؛ تفسیر مراغی، ج۲۲، ص۷۲.</ref>


(سد مأرب) در [[منابع تفسیری]] و [[تاریخی]] حکایتی با اندکی تفاوت در این باره [[نقل]] شده که بر اساس آن کاهنی با [[پیش‌بینی]] کردن ویرانی قریب‌الوقوع سد مأرب و نابودی باغ‌ها، از [[قوم]] سبأ خواست به سرزمین‌های دیگر کوچ کنند. در پی ویرانی سد و پیدایش [[خشکسالی]]، ساکنان سبأ به مناطقی دیگر مانند [[شام]]، یثرب، تهامه و [[عمان]] [[مهاجرت]] کردند.<ref>نک: معجم البلدان، ج۵، ص۳۵-۳۶؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶؛ دایرة المعارف فارسی، ج۲، ص۲۵۷۲.</ref> پراکنده شدن قوم سبأ در میان [[عرب]]، به [[مَثَل]] تبدیل شد:<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶؛ معجم البلدان، ج۳، ص۱۸۱؛ بلوغ الارب، ج۳، ص۲۸۷.</ref> هنگامی که از اضمحلال و پراکندگی شدید قوم و قبیله‌ای سخن به میان می‌آمد، آن را به [[سرنوشت]] قوم سبأ [[تشبیه]] می‌کردند. [[قرآن کریم]] نیز به این پراکندگی و مثل شدن حکایت قوم سبأ در تاریخ اشاره می‌کند: {{متن قرآن|فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[ سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.
(سد مأرب) در [[منابع تفسیری]] و [[تاریخی]] حکایتی با اندکی تفاوت در این باره [[نقل]] شده که بر اساس آن کاهنی با [[پیش‌بینی]] کردن ویرانی قریب‌الوقوع سد مأرب و نابودی باغ‌ها، از [[قوم]] سبأ خواست به سرزمین‌های دیگر کوچ کنند. در پی ویرانی سد و پیدایش [[خشکسالی]]، ساکنان سبأ به مناطقی دیگر مانند [[شام]]، یثرب، تهامه و [[عمان]] [[مهاجرت]] کردند.<ref>نک: معجم البلدان، ج۵، ص۳۵-۳۶؛ مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶؛ دایرة المعارف فارسی، ج۲، ص۲۵۷۲.</ref> پراکنده شدن قوم سبأ در میان [[عرب]]، به [[مَثَل]] تبدیل شد:<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۶۰۶؛ معجم البلدان، ج۳، ص۱۸۱؛ بلوغ الارب، ج۳، ص۲۸۷.</ref> هنگامی که از اضمحلال و پراکندگی شدید قوم و قبیله‌ای سخن به میان می‌آمد، آن را به [[سرنوشت]] قوم سبأ [[تشبیه]] می‌کردند. [[قرآن کریم]] نیز به این پراکندگی و مثل شدن حکایت قوم سبأ در تاریخ اشاره می‌کند: {{متن قرآن|فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانه‌ها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[ سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']]
# [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[سبأ / سرزمین (مقاله)|مقاله «سبأ / سرزمین»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش