شبهه استبداد ولی فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = ولایت فقیه
| موضوع مرتبط = ولایت فقیه
خط ۱۰: خط ۹:
== شبهه استبداد در ولایت مطلقه ==
== شبهه استبداد در ولایت مطلقه ==
{{اصلی|ولایت مطلقه فقیه|دیکتاتوری}}
{{اصلی|ولایت مطلقه فقیه|دیکتاتوری}}
[[ولایت فقیه]] [[بهترین]] و [[صالح‌ترین]] مرکز تصمیم‌گیری برای [[جامعۀ اسلامی]] است منتها یکی از اشکالات عمده‌ای که از [[ناحیه]] منتقدین به “ولایت مطلقه فقیه”، وارد می‌شود، امکان تبدیل شدن نظام [[ولایت فقیه]] به [[حکومت استبدادی]] [[فقیه]] است؛ هرچند این ایرادها به طور عمده از ناحیه [[مخالفین]] نظام اسلامی مطرح می‌شود؛ ولی اگر در [[ذهن]] علاقمندان نظام اسلامی نیز چنین سؤالی خطور کند و آن را به [[گفتگو]] بگذارند، [[امر]] ناپسندی نخواهد بود و می‌توان آن را دغدغه‌ای نسبت به تداوم و [[سلامت]] نظام اسلامی دانست. اما برای رسیدن به پاسخ، ابتدا باید منشا استبداد را بشناسیم و آنگاه ببینیم آیا راهی برای [[خودکامگی]] [[ولی فقیه]] وجود دارد یا خیر؟<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۲۲.</ref>
[[ولایت فقیه]] [[بهترین]] و [[صالح‌ترین]] مرکز تصمیم‌گیری برای [[جامعۀ اسلامی]] است منتها یکی از اشکالات عمده‌ای که از [[ناحیه]] منتقدین به “ولایت مطلقه فقیه”، وارد می‌شود، امکان تبدیل شدن نظام [[ولایت فقیه]] به [[حکومت استبدادی]] [[فقیه]] است؛ هرچند این ایرادها به طور عمده از ناحیه [[مخالفین]] نظام اسلامی مطرح می‌شود؛ ولی اگر در [[ذهن]] علاقمندان نظام اسلامی نیز چنین سؤالی خطور کند و آن را به [[گفتگو]] بگذارند، [[امر]] ناپسندی نخواهد بود و می‌توان آن را دغدغه‌ای نسبت به تداوم و [[سلامت]] نظام اسلامی دانست. اما برای رسیدن به پاسخ، ابتدا باید منشا استبداد را بشناسیم و آنگاه ببینیم آیا راهی برای [[خودکامگی]] [[ولی فقیه]] وجود دارد یا خیر؟<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۳۲۲.</ref>


خط ۳۰: خط ۳۰:
دسته‌ای دیگر از عوامل که موجب استبداد و [[دیکتاتوری]] یک حاکم و [[زمامدار]] می‌شود، ناشی از ویژگی‌های شخصی است که برخی از مهم‌ترین آنها تحت عنوان عوامل درونی بیان می‌شود:
دسته‌ای دیگر از عوامل که موجب استبداد و [[دیکتاتوری]] یک حاکم و [[زمامدار]] می‌شود، ناشی از ویژگی‌های شخصی است که برخی از مهم‌ترین آنها تحت عنوان عوامل درونی بیان می‌شود:


#[[خودخواهی]]: این خصیصه، ریشه در [[شخصیت فردی]] دارد و احساسی است که [[حاکم]] نسبت به خود و دیگران دارد و خود را [[برتر]] از دیگران دانسته و [[شایسته]] [[فرمان]] دادن می‌داند؛ حتی در صحت فرمان‌ها و [[حقانیت]] آنها تردید نمی‌کند و همواره دیگران را تحت امر، برده و [[فرمانبردار]] خود می‌داند و هیچ‌گونه [[حق]] اظهارنظر و رأیی برای [[مردم]] قائل نیست؛ همانند [[فرعون]] که این ویژگی او را به چنان [[خودکامگی]] و استبدادی کشاند که گذشته از به [[بندگی]] گرفتن [[مردمان]]، ادعای {{متن قرآن|أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref> سر داد. در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref>. خودکامگی‌های فرعون در این [[آیه]] به دنبال [[برتری‌جویی]] او آمده است.
# [[خودخواهی]]: این خصیصه، ریشه در [[شخصیت فردی]] دارد و احساسی است که [[حاکم]] نسبت به خود و دیگران دارد و خود را [[برتر]] از دیگران دانسته و [[شایسته]] [[فرمان]] دادن می‌داند؛ حتی در صحت فرمان‌ها و [[حقانیت]] آنها تردید نمی‌کند و همواره دیگران را تحت امر، برده و [[فرمانبردار]] خود می‌داند و هیچ‌گونه [[حق]] اظهارنظر و رأیی برای [[مردم]] قائل نیست؛ همانند [[فرعون]] که این ویژگی او را به چنان [[خودکامگی]] و استبدادی کشاند که گذشته از به [[بندگی]] گرفتن [[مردمان]]، ادعای {{متن قرآن|أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}}<ref>«و گفت: من پروردگار برتر شمایم» سوره نازعات، آیه ۲۴.</ref> سر داد. در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴.</ref>. خودکامگی‌های فرعون در این [[آیه]] به دنبال [[برتری‌جویی]] او آمده است.
#[[دنیاطلبی]]: [[روحیه]] دنیاطلبی که تجلی بارز آن در [[ثروت‌اندوزی]] و [[دلبستگی]] شدید به [[جاه و مقام]] می‌باشد از ویژگی‌هایی است که [[زمامداران]] را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و برای [[حفظ]] [[ثروت]] و [[مقام]]، آنها را وادار می‌کند که دست به [[استبداد]] و خودکامگی و [[جنایت]] و [[بیداد]] بزنند.
# [[دنیاطلبی]]: [[روحیه]] دنیاطلبی که تجلی بارز آن در [[ثروت‌اندوزی]] و [[دلبستگی]] شدید به [[جاه و مقام]] می‌باشد از ویژگی‌هایی است که [[زمامداران]] را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و برای [[حفظ]] [[ثروت]] و [[مقام]]، آنها را وادار می‌کند که دست به [[استبداد]] و خودکامگی و [[جنایت]] و [[بیداد]] بزنند.
#عدم [[خداترسی]] و [[تقوی]]: [[زمامداری]] که از یک طرف [[بیگانه]] با مردم و از سوی دیگر بی‌ارتباط با [[خداوند]] و عالم معنا باشد، هیچ نیروی مافوقی برای کنترل غرایض و [[خواسته‌های نفسانی]] او وجود ندارد؛ از این‌رو خودکامگی و استبداد کم‌ترین ثمره فقدان تقوی و خداترسی است.
#عدم [[خداترسی]] و [[تقوی]]: [[زمامداری]] که از یک طرف [[بیگانه]] با مردم و از سوی دیگر بی‌ارتباط با [[خداوند]] و عالم معنا باشد، هیچ نیروی مافوقی برای کنترل غرایض و [[خواسته‌های نفسانی]] او وجود ندارد؛ از این‌رو خودکامگی و استبداد کم‌ترین ثمره فقدان تقوی و خداترسی است.


خط ۷۰: خط ۷۰:


[[رده:ولایت فقیه]]
[[رده:ولایت فقیه]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش