جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
برخلاف آنچه مشهور است، ابابیل نام آن پرندگان نیست؛ بلکه معنای وصفی دارد.<ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۳۳۶.</ref> به نظر [[ابن سیّده]]، ابابیل به معنای گروهها و دستههایی از پرندگان، اسبان و شتران است.<ref> لسانالعرب، ج ۱، ص ۴۹، «ابل».</ref> [[ابن عبّاس]] آن را به معنای دسته، دسته میداند.<ref> الدرّالمنثور، ج ۸، ص ۶۳۰.</ref> ابابیل، همچنین به معنای زیاد،<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۳۴.</ref> گروه متفرّق،<ref>لسانالعرب، ج ۱، ص ۴۹، «ابل».</ref> جمعیّتهای بزرگ،<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۳۴.</ref> جمعیّتها،<ref>سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۵۵.</ref> بعضی به دنبال بعض،<ref>قمی، ج ۲، ص ۴۸۱.</ref> جماعتهایی متفرّق از اینجا و آنجا <ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰.</ref> و رنگهای گوناگون<ref>ماوردی، ج ۶، ص ۳۴۲.</ref> دانسته شده است. | برخلاف آنچه مشهور است، ابابیل نام آن پرندگان نیست؛ بلکه معنای وصفی دارد.<ref>نمونه، ج ۲۷، ص ۳۳۶.</ref> به نظر [[ابن سیّده]]، ابابیل به معنای گروهها و دستههایی از پرندگان، اسبان و شتران است.<ref> لسانالعرب، ج ۱، ص ۴۹، «ابل».</ref> [[ابن عبّاس]] آن را به معنای دسته، دسته میداند.<ref> الدرّالمنثور، ج ۸، ص ۶۳۰.</ref> ابابیل، همچنین به معنای زیاد،<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۳۴.</ref> گروه متفرّق،<ref>لسانالعرب، ج ۱، ص ۴۹، «ابل».</ref> جمعیّتهای بزرگ،<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۳۴.</ref> جمعیّتها،<ref>سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۵۵.</ref> بعضی به دنبال بعض،<ref>قمی، ج ۲، ص ۴۸۱.</ref> جماعتهایی متفرّق از اینجا و آنجا <ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰.</ref> و رنگهای گوناگون<ref>ماوردی، ج ۶، ص ۳۴۲.</ref> دانسته شده است. | ||
به نظر مصطفوی، بعید نیست که اصل در مادّه "أ ـ ب ـ ل" به معنای [[تحمّل]] [[سختی]]، [[بردباری]] و [[مقاومت]]، و ابل (شتر) نیز یکی از مصادیق این معنا باشد، و شاید [[ابابیل]] هم | به نظر مصطفوی، بعید نیست که اصل در مادّه "أ ـ ب ـ ل" به معنای [[تحمّل]] [[سختی]]، [[بردباری]] و [[مقاومت]]، و ابل (شتر) نیز یکی از مصادیق این معنا باشد، و شاید [[ابابیل]] هم وصف پرندهای با همین ویژگیها باشد و {{متن قرآن|طَيْرًا أَبَابِيلَ}}، یعنی پرندگان گروه گروه، [[قوی]]، [[مقاوم]] و [[صبور]].<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۲۶، «ابل».</ref> | ||
آرتور جفری میگوید: واژه "ابابیل" ربطی به پرندگان ندارد؛ بلکه نام بلایی است؛ گذشته از آن، این کلمه از "ابیله" به معنای "تاول" گرفته شده است. "اشپرنگل" خیلی پیشتر در ۱۹۷۴ میلادی میان این واژه و [[بیماری]] آبله، رابطهای را [[حدس]] زده بود و آن را مشتق از "اَب" به معنای [[پدر]] و "ابیل" به معنای [[نوحه]] و [[ندبه]] میپنداشت و میگفت: [[ایرانیان]]، واژه "ابیله" را به معنای آبله به کار میبرند. این نظریّه را [[روایات]] موجود که میگوید: [[لشکریان]] [[ابرهه]] به بیماری آبله دچار و نابود گشتند، [[تأیید]] میکند؛ امّا مشکل، [[اثبات]] [[فارسی]] بودن آن است؛ زیرا آبله در [[زبان فارسی]]، خود دخیل از [[عربی]] و بیتردید از همین [[آیه]] گرفته شده است.<ref>واژههای دخیل، ص ۹۸.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | آرتور جفری میگوید: واژه "ابابیل" ربطی به پرندگان ندارد؛ بلکه نام بلایی است؛ گذشته از آن، این کلمه از "ابیله" به معنای "تاول" گرفته شده است. "اشپرنگل" خیلی پیشتر در ۱۹۷۴ میلادی میان این واژه و [[بیماری]] آبله، رابطهای را [[حدس]] زده بود و آن را مشتق از "اَب" به معنای [[پدر]] و "ابیل" به معنای [[نوحه]] و [[ندبه]] میپنداشت و میگفت: [[ایرانیان]]، واژه "ابیله" را به معنای آبله به کار میبرند. این نظریّه را [[روایات]] موجود که میگوید: [[لشکریان]] [[ابرهه]] به بیماری آبله دچار و نابود گشتند، [[تأیید]] میکند؛ امّا مشکل، [[اثبات]] [[فارسی]] بودن آن است؛ زیرا آبله در [[زبان فارسی]]، خود دخیل از [[عربی]] و بیتردید از همین [[آیه]] گرفته شده است.<ref>واژههای دخیل، ص ۹۸.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
سفید یا سیاه و یا سبز رنگ بودند و منقاری چون پرندگان و چنگالهایی همانند سگان داشتند.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالجوزا [[عقیده]] دارد که [[خداوند]] در همان وقت، آنها را در [[آسمان]] پدید آورد.<ref>عرائس المجالس، ص ۴۰۰.</ref> و [[ابن مسعود]] آنها را پرندگانی میداند که [[صیحه]] میکشیدند و بر [[اصحاب فیل]]، سنگ * میافکندند. خداوند طوفانی فرستاد که آن سنگها را با شدّت بر آنان میکوبید.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالفتوح از ابومسعود نقل میکند: آن مرغان به شکل منج انگبینند (زنبور عسل) و در منقار هر یکی، سنگی است. هر گروهی را یکی مرغ، در پیش ایستاده، سیاه سر، دراز گردن، سرخ منقار. بیآمدند این مرغان و گرد [[لشکرگاه]] [[ابرهه]] در آمدند. چون ایشان صف بر کشیدند و آهنگ [[کعبه]] کردند، هر مرغی از ایشان، آنچه در منقار داشت، بینداخت. بر هر سنگی نام صاحب او نوشته شده بود. بر هر یکی که سنگ او، بر او زدند، بر سرش آمد و از زیرش بیرون آمد و اگر بر پشتش افتاد، به سینهاش بیرون آمد و اگر بر سینهاش آمد، بر پشتش بیرون رفت تا همه بر جای بمردند.<ref>روضالجنان، ج ۲۰، ص ۴۱۰.</ref> به گفته ابنهشام، خداوند پرندگانی همانند پرستو را از دریا بر آنها فرستاد که هر یک سه سنگ با خود حمل میکردند: یک سنگ در منقار و دو سنگ در پاهایشان بود. سنگها به اندازه نخود و عدس بود و به محض برخورد به اصحاب فیل، آنها را نابود میکرد.<ref> سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۵۳.</ref> | سفید یا سیاه و یا سبز رنگ بودند و منقاری چون پرندگان و چنگالهایی همانند سگان داشتند.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالجوزا [[عقیده]] دارد که [[خداوند]] در همان وقت، آنها را در [[آسمان]] پدید آورد.<ref>عرائس المجالس، ص ۴۰۰.</ref> و [[ابن مسعود]] آنها را پرندگانی میداند که [[صیحه]] میکشیدند و بر [[اصحاب فیل]]، سنگ * میافکندند. خداوند طوفانی فرستاد که آن سنگها را با شدّت بر آنان میکوبید.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالفتوح از ابومسعود نقل میکند: آن مرغان به شکل منج انگبینند (زنبور عسل) و در منقار هر یکی، سنگی است. هر گروهی را یکی مرغ، در پیش ایستاده، سیاه سر، دراز گردن، سرخ منقار. بیآمدند این مرغان و گرد [[لشکرگاه]] [[ابرهه]] در آمدند. چون ایشان صف بر کشیدند و آهنگ [[کعبه]] کردند، هر مرغی از ایشان، آنچه در منقار داشت، بینداخت. بر هر سنگی نام صاحب او نوشته شده بود. بر هر یکی که سنگ او، بر او زدند، بر سرش آمد و از زیرش بیرون آمد و اگر بر پشتش افتاد، به سینهاش بیرون آمد و اگر بر سینهاش آمد، بر پشتش بیرون رفت تا همه بر جای بمردند.<ref>روضالجنان، ج ۲۰، ص ۴۱۰.</ref> به گفته ابنهشام، خداوند پرندگانی همانند پرستو را از دریا بر آنها فرستاد که هر یک سه سنگ با خود حمل میکردند: یک سنگ در منقار و دو سنگ در پاهایشان بود. سنگها به اندازه نخود و عدس بود و به محض برخورد به اصحاب فیل، آنها را نابود میکرد.<ref> سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۵۳.</ref> | ||
[[فخر رازی]] پس از نقل صفات متعدّدی که برای پرندگان بیان شده، میگوید: از آنجا که این پرندگان دسته دسته بودند، شاید هر دسته شکلی داشته و هر کسی آنچه را که دیده | [[فخر رازی]] پس از نقل صفات متعدّدی که برای پرندگان بیان شده، میگوید: از آنجا که این پرندگان دسته دسته بودند، شاید هر دسته شکلی داشته و هر کسی آنچه را که دیده وصف کرده است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰.</ref> از [[رسولخدا]] {{صل}} در وصف این پرنده [[روایت]] شده: مرغی بین [[آسمان]] و [[زمین]] است که لانه دارد و تخم میگذارد.<ref> ماوردی، ج ۶، ص ۳۴۲.</ref> | ||
[[ابومریم]] از [[امام باقر]] {{ع}} روایت میکند: هر پرنده سه سنگ در چنگال و منقار خود داشت. سنگها را بر روی [[لشکریان]] ریختند که بر اثر آن در میان آنها، [[مرض]] آبله پدید آمد؛ پس [[خداوند]] نیز به وسیله آنها، نابودشان ساخت و پیش از آن «آبله» در آنجا دیده نشده بود.<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۴.</ref> [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: از [[اصحاب فیل]]، یک نفر بیشتر باقی نماند که فرار کرد. او در حالی که مشغول نقل واقعه برای [[مردم]] بود، سرش را بالا برد و گفت: این از همان پرندگان است؛ آنگاه آن پرنده که [[مأمور]] تعقیب او بود بالای سر او قرار گرفت و سنگی را رها کرد که از زیر او خارج شد.<ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۶.</ref> بعضی این شخص را خود [[ابرهه]] دانستهاند که هنگام نقل واقعه برای [[پادشاه]] [[حبشه]] با آن [[عذاب]] نابود شد.<ref> روان جاوید، ج ۵، ص ۴۳۷.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | [[ابومریم]] از [[امام باقر]] {{ع}} روایت میکند: هر پرنده سه سنگ در چنگال و منقار خود داشت. سنگها را بر روی [[لشکریان]] ریختند که بر اثر آن در میان آنها، [[مرض]] آبله پدید آمد؛ پس [[خداوند]] نیز به وسیله آنها، نابودشان ساخت و پیش از آن «آبله» در آنجا دیده نشده بود.<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۴.</ref> [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: از [[اصحاب فیل]]، یک نفر بیشتر باقی نماند که فرار کرد. او در حالی که مشغول نقل واقعه برای [[مردم]] بود، سرش را بالا برد و گفت: این از همان پرندگان است؛ آنگاه آن پرنده که [[مأمور]] تعقیب او بود بالای سر او قرار گرفت و سنگی را رها کرد که از زیر او خارج شد.<ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۶.</ref> بعضی این شخص را خود [[ابرهه]] دانستهاند که هنگام نقل واقعه برای [[پادشاه]] [[حبشه]] با آن [[عذاب]] نابود شد.<ref> روان جاوید، ج ۵، ص ۴۳۷.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | ||