قرآن در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
خط ۱۰: خط ۱۰:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
[[قرآن]]، در اصل، مصدر به معنای [[خواندن]] است<ref>مفردات راغب، ص ۶۶۸، «قرأ».</ref>، برخی گفته اند: [[قرآن]] اسم عَلَمِ غیر مشتق و مختص به [[کلام خدا]] است و همزه آن از حروف اصلی نیست<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref> و برخی آن را مشتق از "قرن الشّیء بالشّیء" پیوند زدن و افزودن چیزی بر چیزی دانسته‌اند، زیرا [[سوره‌ها]] و [[آیات]] و حروف آن برهم افزوده شده و مقارنت دارند<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref>. عدّه‌ای از کسانی که [[قرآن]] را مهموز دانسته‌اند آن را مصدر "قرأت" ذکر کرده‌اند که در واقع "مقرؤ" خوانده شده را [[قرآن]] [[خواندن]] نامیده‌اند و جمعی دیگر آن را [[وصف]] و از مادّه "قرء" به معنای جمع دانسته‌اند<ref>التبیان، ج ۱، ص ۱۸؛ الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref>.  
[[قرآن]]، در اصل، مصدر به معنای [[خواندن]] است<ref>مفردات راغب، ص ۶۶۸، «قرأ».</ref>، برخی گفته اند: [[قرآن]] اسم عَلَمِ غیر مشتق و مختص به [[کلام خدا]] است و همزه آن از حروف اصلی نیست<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref> و برخی آن را مشتق از "قرن الشّیء بالشّیء" پیوند زدن و افزودن چیزی بر چیزی دانسته‌اند، زیرا [[سوره‌ها]] و [[آیات]] و حروف آن برهم افزوده شده و مقارنت دارند<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۲.</ref>. عدّه‌ای از کسانی که [[قرآن]] را مهموز دانسته‌اند آن را مصدر "قرأت" ذکر کرده‌اند که در واقع "مقرؤ" خوانده شده را [[قرآن]] [[خواندن]] نامیده‌اند و جمعی دیگر آن را وصف و از مادّه "قرء" به معنای جمع دانسته‌اند<ref>التبیان، ج ۱، ص ۱۸؛ الاتقان، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref>.  


[[قرآن]] [[وحی]] [[نامه]] [[اعجازآمیز]] [[الهی]] است که به [[زبان عربی]]، به عین الفاظ به وسیله [[فرشته]] [[امین وحی]] ([[جبرئیل]]) از جانب [[خداوند]] و از [[لوح محفوظ]]، بر [[قلب]] و زبان [[پیامبر اسلام]] {{صل}} هم اجمالاً یک بار و هم تفصیلاً در مدّت بیست و سه سال نازل شده و [[حضرت]] آن را بر گروهی از [[اصحاب]] خود خوانده و [[کاتبان وحی]]] از میان [[اصحاب]] [آن را با [[نظارت]] مستقیم و مستمرّ [[حضرت]] {{صل}} نوشته‌اند و حافظان بسیار هم از میان [[اصحاب]] آن را [[حفظ]] و به [[تواتر]] [[نقل]] کرده‌اند. [[قرآن]] در [[عصر پیامبر]] {{صل}}، مکتوب، ولی مدوّن نبوده و بعدها از [[سوره فاتحه]] تا ناس در ۱۱۴ [[سوره]] مدوّن گردیده و متن آن [[مقدّس]]، [[متواتر]] و [[قطعی الصّدور]] است<ref>دانشنامه قرآن، خرّمشاهی، ج ۲، ص ۱۶۳۰.</ref>.<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، واژه «قرآن».</ref>
[[قرآن]] [[وحی]] [[نامه]] [[اعجازآمیز]] [[الهی]] است که به [[زبان عربی]]، به عین الفاظ به وسیله [[فرشته]] [[امین وحی]] ([[جبرئیل]]) از جانب [[خداوند]] و از [[لوح محفوظ]]، بر [[قلب]] و زبان [[پیامبر اسلام]] {{صل}} هم اجمالاً یک بار و هم تفصیلاً در مدّت بیست و سه سال نازل شده و [[حضرت]] آن را بر گروهی از [[اصحاب]] خود خوانده و [[کاتبان وحی]]] از میان [[اصحاب]] [آن را با [[نظارت]] مستقیم و مستمرّ [[حضرت]] {{صل}} نوشته‌اند و حافظان بسیار هم از میان [[اصحاب]] آن را [[حفظ]] و به [[تواتر]] [[نقل]] کرده‌اند. [[قرآن]] در [[عصر پیامبر]] {{صل}}، مکتوب، ولی مدوّن نبوده و بعدها از [[سوره فاتحه]] تا ناس در ۱۱۴ [[سوره]] مدوّن گردیده و متن آن [[مقدّس]]، [[متواتر]] و [[قطعی الصّدور]] است<ref>دانشنامه قرآن، خرّمشاهی، ج ۲، ص ۱۶۳۰.</ref>.<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، واژه «قرآن».</ref>
خط ۴۴: خط ۴۴:
# آسان شدن و راحت به زبان آمدن {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ}} و روش تدریجی نازل شدن [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ}} یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب [[شریف]] برای ایجاد [[روحیه]] [[ثبات]] قدم در مرحله اول برای [[پیامبر]] و در مرحله بعد برای [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}} و از سویی زمینه [[تفکر]] فراهم کردن و مجال دادن به [[کافران]]، یا تازه ایمان آورندگان، برای ترک [[عقاید]] [[باطل]] و ایجاد [[عقاید]] [[حق]] و درست به جای آن است: {{متن قرآن|وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}. [[قرآن]] را بخش‌بخش نازل کردیم {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ}} تا آن را به آرامی بر [[مردم]] بخوانی: {{متن قرآن|لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ}} و آن را به تدریج نازل کردیم: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}؛
# آسان شدن و راحت به زبان آمدن {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ}} و روش تدریجی نازل شدن [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ}} یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب [[شریف]] برای ایجاد [[روحیه]] [[ثبات]] قدم در مرحله اول برای [[پیامبر]] و در مرحله بعد برای [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}} و از سویی زمینه [[تفکر]] فراهم کردن و مجال دادن به [[کافران]]، یا تازه ایمان آورندگان، برای ترک [[عقاید]] [[باطل]] و ایجاد [[عقاید]] [[حق]] و درست به جای آن است: {{متن قرآن|وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}. [[قرآن]] را بخش‌بخش نازل کردیم {{متن قرآن|وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ}} تا آن را به آرامی بر [[مردم]] بخوانی: {{متن قرآن|لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ}} و آن را به تدریج نازل کردیم: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا}}؛
# آسان به زبان جاری شدن تا جایی که حتی [[کودکان]] بتوانند بخوانند و از [[حفظ]] کنند و [[نزول قرآن]] تدریجی و هم با [[آرامش]] و آرام آرام برای [[مردم]] خوانده شده، تا به [[راحتی]] آن را یاد بگیرند و با [[تحمل]] بتوانند عمل کنند. [[خداوند]] در آیه‌ای در برابر این [[شبهه]] [[کفّار]] که چرا [[قرآن]] یکباره نازل نشده و به مانند دیگر کتب [[الهی]] نیست، چنین پاسخی می‌دهد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«این چنین (فرو فرستاده‌ایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref>؛
# آسان به زبان جاری شدن تا جایی که حتی [[کودکان]] بتوانند بخوانند و از [[حفظ]] کنند و [[نزول قرآن]] تدریجی و هم با [[آرامش]] و آرام آرام برای [[مردم]] خوانده شده، تا به [[راحتی]] آن را یاد بگیرند و با [[تحمل]] بتوانند عمل کنند. [[خداوند]] در آیه‌ای در برابر این [[شبهه]] [[کفّار]] که چرا [[قرآن]] یکباره نازل نشده و به مانند دیگر کتب [[الهی]] نیست، چنین پاسخی می‌دهد: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا}}<ref>«این چنین (فرو فرستاده‌ایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.</ref>؛
# یکی از اوصاف [[قرآن]] [[وصف]] [[راهنمایی]] و [[هدایت]] و [[روشنگری]] و [[پند]] برای [[مردم]] است {{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ}} و راه‌نمونی و پندی برای تقواپیشگان: {{متن قرآن|وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ}}؛
# یکی از اوصاف [[قرآن]] وصف [[راهنمایی]] و [[هدایت]] و [[روشنگری]] و [[پند]] برای [[مردم]] است {{متن قرآن|هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ}} و راه‌نمونی و پندی برای تقواپیشگان: {{متن قرآن|وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ}}؛
# یکی دیگر از [[ویژگی‌های قرآن]] [[کریم]]، هماهنگی آوایی آن است. هماهنگ بودن از نظر به‌کارگیری حروف، به‌کارگیری واژه‌ها، [[پیوستگی]] مطالب و پیوند موضوعات، و [[نظم]] منطقی [[حاکم]] بر [[آیات]] و [[سوره‌ها]]. مثلاً درباره به‌کارگیری حروف؛ برخی از [[سوره‌های قرآن]] با حروف و آهنگ واحدی چون الف، ی، ه‍، ر، د، س، ختم می‌شوند. مانند پایان [[آیات]] [[سوره مریم]] که با الف تمام می‌شود: [[زکریا]]، حَفّیا، شقیا، ولّیا، رضیاً، سُمیّا، و برخی با دو یا سه حرف مانند ون و ین چنان‌که قسمتی از [[سوره انبیاء]] بدین‌گونه ختم شده: حافظین، راحمین، عابدین، [[صابرین]]، [[صالحین]]، ظالمین، [[مؤمنین]]، وارثین و... و برخی با حروف و آهنگی متنوع‌تر، که البته بیش از همه، حرف ن در انتهای [[آیات قرآن کریم]] به چشم می‌خورد و به پایان [[آیات]] آهنگی مخصوص و دلنشین و شنیدنی بخشیده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>.
# یکی دیگر از [[ویژگی‌های قرآن]] [[کریم]]، هماهنگی آوایی آن است. هماهنگ بودن از نظر به‌کارگیری حروف، به‌کارگیری واژه‌ها، [[پیوستگی]] مطالب و پیوند موضوعات، و [[نظم]] منطقی [[حاکم]] بر [[آیات]] و [[سوره‌ها]]. مثلاً درباره به‌کارگیری حروف؛ برخی از [[سوره‌های قرآن]] با حروف و آهنگ واحدی چون الف، ی، ه‍، ر، د، س، ختم می‌شوند. مانند پایان [[آیات]] [[سوره مریم]] که با الف تمام می‌شود: [[زکریا]]، حَفّیا، شقیا، ولّیا، رضیاً، سُمیّا، و برخی با دو یا سه حرف مانند ون و ین چنان‌که قسمتی از [[سوره انبیاء]] بدین‌گونه ختم شده: حافظین، راحمین، عابدین، [[صابرین]]، [[صالحین]]، ظالمین، [[مؤمنین]]، وارثین و... و برخی با حروف و آهنگی متنوع‌تر، که البته بیش از همه، حرف ن در انتهای [[آیات قرآن کریم]] به چشم می‌خورد و به پایان [[آیات]] آهنگی مخصوص و دلنشین و شنیدنی بخشیده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>.


خط ۸۳: خط ۸۳:
'''نکات''':
'''نکات''':
# [[هدایت به دین]] اَقوَم [[هدف]] [[قرآن]] و [[وحی]] به عنوان یکی از معیارهای [[دین]] اکمل است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}} در این باره [[علامه طباطبایی]] مینویسد: یعنی این [[قرآن]] [[هدایت]] می‌کند به سوی [[دینی]] که اقوم از هر [[دین]] و مسلط‌تر بر [[اداره امور]] [[بشر]] است همچنان که در جای دیگر فرموده: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> و اقوم افعل تفضیل از [[قیام]] است و معنای اصلی [[قیام]]، ضد [[قعود]] است که این خود یکی‌از معتدل‌ترین حالات [[آدمی]] است و [[انسان]] در این حال از هر حالت دیگری نسبت به کارهایش مسلط‌تر است به خلاف [[قعود]] و یا طاق‌باز و یا دَمَر و امثال آن، ولی این کلمه را در [[نیکو]] انجام دادن هر کار استعمال کرده‌اند و به کسی که به خوبی متصدی کاری شود، و بدون عجز و خستگی و با [[حسن]] اداره آن را از آب در آورد می‌گویند فلانی [[قائم]] به فلان امر است یعنی آن امر را مراقب و نگه‌دار است، و حال آن را آن‌طور که مناسب آن است رعایت می‌نماید. در [[آیه]] مورد بحث [[خدای تعالی]] این [[ملت]] [[حنیف]] را ملتی [[قائم]] نامیده و در جای دیگر درباره آن فرموده: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و نیز فرموده: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ}}<ref>«پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار» سوره روم، آیه ۴۳.</ref> و این بدان جهت است که این [[دین]] خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ملت]] خود را تأمین و تضمین نموده و [[قائم]] بر [[اصلاح]] حال معاش و [[معاد]] ایشان است. و این نیز نیست مگر به خاطر اینکه این [[دین]] موافق با مقتضیات [[فطرت انسانی]] و ناموسی است که [[خداوند]] بر اساس آن [[ناموس]] او را [[خلق]] کرده و او را به حسب آن [[ناموس]] مجهز به ابزاری فرموده که او را به سوی [[غایت]] و [[هدف]] از خلقتش و سعادتی که برایش در نظر گرفته شده [[راهنمایی]] می‌کند.
# [[هدایت به دین]] اَقوَم [[هدف]] [[قرآن]] و [[وحی]] به عنوان یکی از معیارهای [[دین]] اکمل است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}} در این باره [[علامه طباطبایی]] مینویسد: یعنی این [[قرآن]] [[هدایت]] می‌کند به سوی [[دینی]] که اقوم از هر [[دین]] و مسلط‌تر بر [[اداره امور]] [[بشر]] است همچنان که در جای دیگر فرموده: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین و (او) از مشرکان نبود» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref> و اقوم افعل تفضیل از [[قیام]] است و معنای اصلی [[قیام]]، ضد [[قعود]] است که این خود یکی‌از معتدل‌ترین حالات [[آدمی]] است و [[انسان]] در این حال از هر حالت دیگری نسبت به کارهایش مسلط‌تر است به خلاف [[قعود]] و یا طاق‌باز و یا دَمَر و امثال آن، ولی این کلمه را در [[نیکو]] انجام دادن هر کار استعمال کرده‌اند و به کسی که به خوبی متصدی کاری شود، و بدون عجز و خستگی و با [[حسن]] اداره آن را از آب در آورد می‌گویند فلانی [[قائم]] به فلان امر است یعنی آن امر را مراقب و نگه‌دار است، و حال آن را آن‌طور که مناسب آن است رعایت می‌نماید. در [[آیه]] مورد بحث [[خدای تعالی]] این [[ملت]] [[حنیف]] را ملتی [[قائم]] نامیده و در جای دیگر درباره آن فرموده: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و نیز فرموده: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ}}<ref>«پس، روی (دل) برای این دین استوار راست بدار» سوره روم، آیه ۴۳.</ref> و این بدان جهت است که این [[دین]] خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] [[ملت]] خود را تأمین و تضمین نموده و [[قائم]] بر [[اصلاح]] حال معاش و [[معاد]] ایشان است. و این نیز نیست مگر به خاطر اینکه این [[دین]] موافق با مقتضیات [[فطرت انسانی]] و ناموسی است که [[خداوند]] بر اساس آن [[ناموس]] او را [[خلق]] کرده و او را به حسب آن [[ناموس]] مجهز به ابزاری فرموده که او را به سوی [[غایت]] و [[هدف]] از خلقتش و سعادتی که برایش در نظر گرفته شده [[راهنمایی]] می‌کند.
بنابراین، توصیف این [[ملت]] در [[آیه]] مورد بحث به [[وصف]] {{متن قرآن|أَقْوَم}} (قائم‌تر) یا در مقایسه با سایر [[ملت‌ها]] است و یا در مقایسه با سایر [[شریعت‌ها]]، این را می‌دانیم که برای هر ملتی سنتی است که آن را برای خود برگزیده‌اند تا سودشان برساند و به درد زندگیشان بخورد، و لکن این سنت‌ها اگر در بعضی از امور ایشان را سود ببخشد در پاره‌ای دیگر به ضررشان تمام می‌شود، و اگر پاره‌ای از هواها و امیالشان را تأمین می‌کند قسمت عظیمی از [[خیرات]] را از ایشان سلب می‌کند، همانا در میان همه سنت‌ها این تنها [[اسلام]] است که [[قائم]] به [[مصالح]] [[حیات]] و تمامی [[اهداف]] [[دنیایی]] و [[آخرتی]] [[جامعه]] است، بدون اینکه خیری از ایشان سلب کرده و از بین برده باشد بنابراین [[ملت]] [[حنیف]] اَقوَم است بر [[حیات انسانی]] تا دیگر [[ملل]]<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۶۳.</ref>؛
بنابراین، توصیف این [[ملت]] در [[آیه]] مورد بحث به وصف {{متن قرآن|أَقْوَم}} (قائم‌تر) یا در مقایسه با سایر [[ملت‌ها]] است و یا در مقایسه با سایر [[شریعت‌ها]]، این را می‌دانیم که برای هر ملتی سنتی است که آن را برای خود برگزیده‌اند تا سودشان برساند و به درد زندگیشان بخورد، و لکن این سنت‌ها اگر در بعضی از امور ایشان را سود ببخشد در پاره‌ای دیگر به ضررشان تمام می‌شود، و اگر پاره‌ای از هواها و امیالشان را تأمین می‌کند قسمت عظیمی از [[خیرات]] را از ایشان سلب می‌کند، همانا در میان همه سنت‌ها این تنها [[اسلام]] است که [[قائم]] به [[مصالح]] [[حیات]] و تمامی [[اهداف]] [[دنیایی]] و [[آخرتی]] [[جامعه]] است، بدون اینکه خیری از ایشان سلب کرده و از بین برده باشد بنابراین [[ملت]] [[حنیف]] اَقوَم است بر [[حیات انسانی]] تا دیگر [[ملل]]<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۶۳.</ref>؛
# چگونگی بیان [[وحی]] و استفاده از ضرب‌المثل برای انتقال [[پیام]] آن به [[مردم]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ}} تصریف امثال به معنای برگرداندن و دوباره آوردن و با بیان‌های مختلف و اسلوب‌های گوناگون ایراد کردن است، و مثل به معنای توصیف مقصود است به چیزی که آن را مجسم و ممثل کند و [[ذهن]] شنونده را به آن نزدیک گرداند، مراد این است که ما هر مثلی را که روشنگر راه [[حق]] و راه [[ایمان]] و [[شکر]] باشد برای ایشان بیان کردیم، ولی بیشتر [[مردم]] جز راه [[کفران]] را نپیمودند {{متن قرآن|فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}} و از [[تاریخ]] تکان‌دهنده گذشتگان و از حوادث دردناک [[زندگی]] آنها و خاطره‌های تلخ و شیرین [[تاریخ]]، در گوش [[مردم]] فرو خواندیم و آن [[قدر]] مسائل را زیر و رو کردیم تا دل‌هایی که آماده [[پذیرش]] است پذیرای [[حق]] گردد، و بر سایرین نیز [[اتمام حجت]] شود، و جایی برای ابهام باقی نماند. ولی با این حال گروهی طغیان‌گر و [[سرکش]] هرگز [[ایمان]] نیاوردند، چرا که [[انسان]] بیش از هر چیز به [[مجادله]] می‌پردازد {{متن قرآن|وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}}؛
# چگونگی بیان [[وحی]] و استفاده از ضرب‌المثل برای انتقال [[پیام]] آن به [[مردم]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ}} تصریف امثال به معنای برگرداندن و دوباره آوردن و با بیان‌های مختلف و اسلوب‌های گوناگون ایراد کردن است، و مثل به معنای توصیف مقصود است به چیزی که آن را مجسم و ممثل کند و [[ذهن]] شنونده را به آن نزدیک گرداند، مراد این است که ما هر مثلی را که روشنگر راه [[حق]] و راه [[ایمان]] و [[شکر]] باشد برای ایشان بیان کردیم، ولی بیشتر [[مردم]] جز راه [[کفران]] را نپیمودند {{متن قرآن|فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}} و از [[تاریخ]] تکان‌دهنده گذشتگان و از حوادث دردناک [[زندگی]] آنها و خاطره‌های تلخ و شیرین [[تاریخ]]، در گوش [[مردم]] فرو خواندیم و آن [[قدر]] مسائل را زیر و رو کردیم تا دل‌هایی که آماده [[پذیرش]] است پذیرای [[حق]] گردد، و بر سایرین نیز [[اتمام حجت]] شود، و جایی برای ابهام باقی نماند. ولی با این حال گروهی طغیان‌گر و [[سرکش]] هرگز [[ایمان]] نیاوردند، چرا که [[انسان]] بیش از هر چیز به [[مجادله]] می‌پردازد {{متن قرآن|وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}}؛
# یکی از [[ویژگی‌های قرآن]] آسان شدن [[قرآن]] برای [[پیامبر]] جهت [[انذار]] است، البته در این میان برای [[انذار]] افراد لجوج این آسان شدن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ...}} {{متن قرآن|وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}؛
# یکی از [[ویژگی‌های قرآن]] آسان شدن [[قرآن]] برای [[پیامبر]] جهت [[انذار]] است، البته در این میان برای [[انذار]] افراد لجوج این آسان شدن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ...}} {{متن قرآن|وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}؛
خط ۲۷۸: خط ۲۷۸:
# قرآن نه تنها تبیان [[شریعت]]، بلکه تبیان کل اشیا است و از اطلاق آن فهمیده می‌شود که سایر امور در پرتو قرآن ابهام‌زدایی شده و روشن می‌شوند: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>. از همین سه مورد می‌توان نتیجه‌گیری کرد آنچه نور، [[مبیّن]]، دلیل و تبیان سایر امور است، عقلاً خود باید روشن و خالی از [[اجمال]] و ابهام باشد تا بتواند سایر امور را [[روشنگری]] کند.
# قرآن نه تنها تبیان [[شریعت]]، بلکه تبیان کل اشیا است و از اطلاق آن فهمیده می‌شود که سایر امور در پرتو قرآن ابهام‌زدایی شده و روشن می‌شوند: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>. از همین سه مورد می‌توان نتیجه‌گیری کرد آنچه نور، [[مبیّن]]، دلیل و تبیان سایر امور است، عقلاً خود باید روشن و خالی از [[اجمال]] و ابهام باشد تا بتواند سایر امور را [[روشنگری]] کند.
# مفاد قرآن هماهنگ با یکدیگر و به دور از [[تعارض]] است. اساساً قرآن در طیّ ۲۳ سال بر [[رسول اکرم]] {{صل}} نازل شد. در این دوران، [[امت اسلام]] نشیب و فراز فراوانی را تجربه کرد؛ از [[هجرت]]، [[جنگ]]، [[تحریم]]، [[فقر]] و بأساء و [[ضرّاء]] گرفته تا [[فتح]]، [[صلح]]، [[مبارزه]] با [[شرک]] و [[نفاق]] و پیچیدگی‌های [[اداره حکومت]] نوپای [[دینی]] با صدها مشکل ریز و درشت دیگر. در چنین فضایی، [[خداوند]] در [[اعجاز]] این [[کتاب مقدس]] می‌فرماید که اگر از سوی غیر [[پروردگار]] بود، در آن [[اختلاف]] و ناهمگونی فراوان دیده می‌شد: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>.
# مفاد قرآن هماهنگ با یکدیگر و به دور از [[تعارض]] است. اساساً قرآن در طیّ ۲۳ سال بر [[رسول اکرم]] {{صل}} نازل شد. در این دوران، [[امت اسلام]] نشیب و فراز فراوانی را تجربه کرد؛ از [[هجرت]]، [[جنگ]]، [[تحریم]]، [[فقر]] و بأساء و [[ضرّاء]] گرفته تا [[فتح]]، [[صلح]]، [[مبارزه]] با [[شرک]] و [[نفاق]] و پیچیدگی‌های [[اداره حکومت]] نوپای [[دینی]] با صدها مشکل ریز و درشت دیگر. در چنین فضایی، [[خداوند]] در [[اعجاز]] این [[کتاب مقدس]] می‌فرماید که اگر از سوی غیر [[پروردگار]] بود، در آن [[اختلاف]] و ناهمگونی فراوان دیده می‌شد: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>.
# مفاد [[قرآن]] [[ارتباط]] موضوعی و ماهوی با یکدیگر دارند. [[خداوند متعال]] در [[وصف]] قرآن می‌فرماید: «این [[کتابی]] است که [[آیات]] آن [[متشابه]] و منعطف و ناظر بر یکدیگر است»: {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ}}<ref>«خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است» سوره زمر، آیه ۲۳.</ref>. «إنثناء کتاب» به معنای انعطاف و [[گرایش]] مطالب کتاب به یکدیگر است؛ به گونه‌ای که هر یک دیگری را تقیید یا تخصیص نموده و [[تأیید]] و تبیین می‌نماید.
# مفاد [[قرآن]] [[ارتباط]] موضوعی و ماهوی با یکدیگر دارند. [[خداوند متعال]] در وصف قرآن می‌فرماید: «این [[کتابی]] است که [[آیات]] آن [[متشابه]] و منعطف و ناظر بر یکدیگر است»: {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ}}<ref>«خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است» سوره زمر، آیه ۲۳.</ref>. «إنثناء کتاب» به معنای انعطاف و [[گرایش]] مطالب کتاب به یکدیگر است؛ به گونه‌ای که هر یک دیگری را تقیید یا تخصیص نموده و [[تأیید]] و تبیین می‌نماید.


به این ترتیب، اگر در آیه‌ای تشابه وجود دارد، امکان ارجاع به [[آیه]] دیگر برای تبیین وجود دارد که از این طریق، در نهایت معنای روشنی حاصل می‌گردد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۳۰۰.</ref>.
به این ترتیب، اگر در آیه‌ای تشابه وجود دارد، امکان ارجاع به [[آیه]] دیگر برای تبیین وجود دارد که از این طریق، در نهایت معنای روشنی حاصل می‌گردد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۳۰۰.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش