جاهلیت در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۷: خط ۷:


'''جاهلیت''' یعنی داشتن [[خلق و خوی]] [[جاهلی]] که آن هم نتیجه عدم کاربست صحیح [[عقل]] در امور [[زندگی]] است که [[خیره]] سری و [[تعصب]]، [[تفاخر]]، [[شرارت]] و... از مصادیق آن هستند و در [[فرهنگ]] عربی به دوران پیش از اسلام گفته می‌‌شود که در آن [[شرک]] و [[کفر]] و سنت‌های زشتِ بسیاری رواج داشت، البته [[خداپرستی]] و سنت‌های پسندیده نیز وجود داشت.  
'''جاهلیت''' یعنی داشتن [[خلق و خوی]] [[جاهلی]] که آن هم نتیجه عدم کاربست صحیح [[عقل]] در امور [[زندگی]] است که [[خیره]] سری و [[تعصب]]، [[تفاخر]]، [[شرارت]] و... از مصادیق آن هستند و در [[فرهنگ]] عربی به دوران پیش از اسلام گفته می‌‌شود که در آن [[شرک]] و [[کفر]] و سنت‌های زشتِ بسیاری رواج داشت، البته [[خداپرستی]] و سنت‌های پسندیده نیز وجود داشت.  
== مقدمه ==
[[اختلاف]] در [[طبیعت]] جغرافیای [[جزیرة العرب]] سبب شده تا ساکنان آن از نظر [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] به دو دسته کلی و با روحیه‌های مختلف تقسیم شوند: چادرنشینان بیابانگرد که در صحرا سکونت داشتند و به آنان [[اعراب]] یا «[[اهل]] وبر» (چادرنشین) گفته می‌شد، دیگری ساکنان [[شهرها]] که به [[کشاورزی]] یا [[بازرگانی]] یا پیشه‌وری [[اشتغال]] داشتند و به «اهل مَدَر» یا اهل [[حجر]] (شهرنشینان) [[شهرت]] داشتند<ref>سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ترجمه صدری‌نیا، ص۴۵.</ref>. هر کدام از این دو گروه با توجه به محیط طبیعی و جغرافیایی متنوع دارای روحیه‌های متفاوت و خاصی بودند، مانند: سرسختی، [[دلاوری]]، جنگجویی، [[مهمان‌نوازی]]، [[صراحت لهجه]]، [[فخرفروشی]] و [[تعصب]] که رفتارهای اجتماعی و فرهنگی آنان نیز متناسب با همین [[صفات روحی]] آنان بود<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۶۰.</ref>.
اساس [[نظام اجتماعی]] [[عصر جاهلی]] بر پایه [[قبیله]] [[استوار]] بود. قبیله همان‌گونه که یک واحد [[سیاسی]] محسوب می‌شد، بزرگ‌ترین واحد اجتماعی و فرهنگی نیز به شمار می‌رفت و بنیاد [[اجتماع]] بدویان را تشکیل می‌داد. [[خانواده]]، کوچک‌ترین واحد اجتماعی در قبیله بود و در [[پناه]] [[خیمه]] ([[خانه]]) شکل می‌گرفت، از اجتماع شماری چند از [[خانواده‌ها]] و [[خاندان]] ([[حی]]) پدید می‌آمد، آنگاه از پیوند خاندان‌های هم‌نسب، قبیله تحقق می‌یافت. مطابق [[رسوم]] قبیله، خیمه و وسائل و ابزار ناچیز آن، [[ملک]] فرد به شمار می‌رفت، ولی آب، چراگاه و [[زمین]] زراعتی به همه قبیله تعلق داشت<ref>حِتی، تاریخ عرب، ص۳۶.</ref>.
افراد قبیله تحت [[سرپرستی]] [[رئیس]] خود و در سایه [[اتحاد]] با قبائل دیگر، به صورت قوای [[جنگی]] [[نیرومندی]] در می‌آمدند. شباهت‌های [[زندگی مادی]] و اجتماعی آنان موجب می‌شد [[ارتباط اجتماعی]] آنان به سهولت انجام گیرد.
[[نظام قبیله]] به عنوان پایه اجتماعی [[عرب پیش از اسلام]]، به [[نسب]] و [[عصبیت]] تکیه داشت، آنچه آنان را به هم پیوند می‌داد، نیای مشترک و عصبیت به [[قوم]] و قبیله بود. این توجه به قدری با اهمیت بود که در [[اسلام]] نیز ادامه یافت. [[رسول خدا]]{{صل}}، هنگام [[تشکیل دولت]] [[مدینه]]، [[قوانین]] مربوط به [[جامعه]] مدینه را بر اساس قبائل تنظیم کرد؛ همان‌گونه که در دوره [[خلفا]]، به ویژه [[حاکمان اموی]]<ref>قاسم بن سلام، النسب، ص۲۲.</ref> [[نظام اداری]] دولت‌های آنان از نظر [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و حتی [[سیاسی]] بر اساس [[نظام قبیله‌ای]] [[استوار]] بود.
[[رئیس]] هر [[قبیله]] با شرایط خاصی [[انتخاب]] می‌شد؛ از جمله این شرایط داشتن صفت‌هایی [[نیک]] مانند [[سخاوت]]، [[تواضع]]، [[سخنوری]] و داشتن [[قدرت]] بیان، [[شجاعت]] و [[دلاوری]]، [[حلم]] و [[بردباری]]، [[مهمان‌نوازی]] و [[اذیت]] نکردن دیگران که همه اینها در [[اسلام]] جمع شده بود<ref>ابوحیان توحیدی، البصائر و الذخائر، ج۶، ص۲۱۲.</ref>. هنگامی که از [[قیس بن عاصم]] درباره شرایط [[ریاست]] بر قبیله را پرسیدند، گفت: آقایی، با بخشش، اذیت نکردن دیگران، یاری ستمدیده و گرامی داشتن مهمان و مهمان‌نوازی به دست می‌آید<ref>{{عربی|السؤدد، بذل النّدى و كف الأذى و نصرة المولى و تبجيل القرى}}، اسامة بن منقذ، لباب الآداب، ص۶۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۶۴. </ref>.
برخی [[قبایل]] مهم دارای مجلس مشورتی بودند که ریاست آن بر عهده [[رئیس قبیله]] بود و اعضای آن را بزرگان آن قبیله تشکیل می‌دادند<ref>سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۳۱۱-۳۱۲.</ref>. کار اصلی مجلس مشورتی فیصله دادن به [[اختلاف]] اعضای قبیله و درگیری‌های آن قبیله با قبائل دیگر بود. تعداد اعضا و [[جمعیت]] قبیله در قدرت آن تأثیر مستقیم داشت<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱، ص۲۷۴؛ سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ترجمه صدری‌نیا، ص۳۱۳.</ref>.
در قبیله سه رکن اساسی وجود داشت: ۱. [[نسب]]؛ ۲. حسب (افتخارات قبیله)؛ ۳. [[عصبیت]] ([[تعصب]] به قبیله)<ref>آیینه وند، جزیرة العرب پیش از اسلام، ص۳۴.</ref>. به افرادی که از [[نسل]] یک پدر بودند یا در نسبت به یک پدر می‌رسیدند قبیله گفته می‌شود؛ قبیله کوچک‌تر با [[پیمان]] (حِلف: قَسَم) در [[پناه]] قبیله بزرگ‌تر قرار می‌گرفت و اخراجی‌های قبیله را «خُلَعَاء» می‌نامیدند<ref>جاحظ، حیاة الحیوان، ج۷، ص۴۶۲؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۲۹۹.</ref>.
از نظر [[فرهنگی]]، [[عرب جاهلی]] دچار [[ناهنجاری‌های فرهنگی]] بسیاری بود. یکی از بارزترین مظاهر [[فرهنگی]] در [[جاهلیت]]، [[حکم]] [[جاهلی]]، [[تبرج]] جاهلی، [[ظن]] جاهلی و [[حمیت جاهلی]] بود که [[قرآن کریم]] در [[مذمت]] از آنها سخن گفته است. نمود و بروز [[فرهنگ جاهلی]] قالب‌های گوناگونی داشت؛ از جمله این نمودها، بی‌توجهی به [[حقوق زنان]] بود که به آنان [[ارث]] نمی‌دادند<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۵۸۱.</ref> و اصولاً [[ارزش انسانی]] برای [[زنان]] قائل نبودند<ref>واعظی، «وضعیت زن در جاهلیت»، فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، به نقل از: بخاری، صحیح، ج۶، ص۶۹: {{عربی|كنا في الجاهلية لانعد النساء شيئاً}}.</ref>. [[دختران]] را زنده به [[گور]] می‌کردند<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ * يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}} «و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد * از بدی خبری که به او داده‌اند از قوم خود پنهان می‌گردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. برخورد نابخردانه با آنان به حدی بود که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[بیعت عقبه]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۸۱-۸۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱-۱۷۲.</ref> از آنان [[پیمان]] گرفت تا از کشتن فرزندانشان خودداری کنند<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ...}} «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند.».. سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref>.
[[حمیت]] و [[تعصب جاهلی]] موجب می‌شد که [[خشم]]، [[نخوت]] و [[تعصب]] خشم‌آلود، کوتاهی [[فکر]] و [[انحطاط فرهنگی]] در میان [[اقوام]] جاهلی پدیدار شده و منشأ بسیاری از [[جنگ‌ها]] و خون‌ریزی‌ها شود<ref>مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۹۶.</ref>.
در [[منابع روایی]] سه [[خصلت]] (و در منابع [[سنی]] چهار خصلت) از [[اخلاق]] [[جامعه جاهلی]] دانسته شده است که عبارت‌اند از:
#{{عربی|الفَخْرُ بِالْأحْسَابِ}}؛ [[فخر فروشی]] با نسب‌ها؛
#{{عربی|الطَّعْنُ فِي الْأنْسَابِ}}؛ [[طعن]] زدن در نسب‌ها؛
#{{عربی|الاسْتِمْطارُ بِالنُّجُومِ}}؛ ([[طلب باران]] با ستاره‌شناسی)؛
#{{عربی|النِّیاحَة}}؛ [[نوحه‌خوانی]] (بر [[مردگان]])<ref>صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۲۶.</ref>.
به قول گوستاولوبون، [[عرب]] به دلیل یکنواختی [[احساسات]] و حالات، [[افتخار]] به سه چیز به عنوان [[فرهنگ]] مقبول در میان آنان در آمده بود: شمشیری که با لبه تیز آن خود را [[حفظ]] کند، [[مهمان‌نوازی]] که آن را [[بهترین اخلاق]] [[انسانی]] متجلی در [[اعراب]] می‌دانستند و [[بلاغت]] در سخن که با آن نزاع‌های فیصله نداده با [[شمشیر]] را فیصله داده و [[صلح]] و [[صفا]] برقرار کنند<ref>گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص۶۲.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداش‌نژاد|داداش‌نژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام]]، ج۱، ص۲۳.</ref>


== مفهوم جاهلیت ==
== مفهوم جاهلیت ==
۱۳۳٬۶۵۸

ویرایش