توقف جنگ صفین: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'معاویة بن ابی سفیان' به 'معاویة بن ابی‌سفیان')
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
خط ۷: خط ۷:


== نیرنگِ شب‌==
== نیرنگِ شب‌==
* [[وقعة صفین (کتاب)|وقعة صفین]]- به [[نقل]] از [[عمار بن ربیعه]]-: [[علی]] {{ع}} به [[خطبه]] ایستاد و پس از [[سپاس]] و [[ستایش]] خدای گفت: "ای [[مردم]]! کار برای شما و دشمنتان بدین‌جا رسید که دیدید و ایشان را جز نَفَسِ واپسین نمانده است. [[کارها]] هر گاه روی آوَرَند، می‌توان پایانشان را از آغازشان سنجید. آن [[قوم]] با انگیزه‌ای جز [[دینداری]]، برابرِ شما ایستادند تا این که در کار [درهم کوبیدن‌] ایشان، تا بدین‌جا رسیدیم که رسیدیم. صبحگاهِ فردا من به آنان یورش می‌برم تا نزد خدای عز و جل [بر ستمکاری‌] شان [[دادخواهی]] کنم". این خبر به [[معاویه]] رسید. پس [[عمرو بن عاص]] را فرا خواند و گفت: ای عمرو! جز این نیست که تنها همین یک [[شب]] باقی مانده تا [[علی]] بر ما بتازد و کار را یکسره کند. تو چه می‌اندیشی؟ گفت: مردان تو یارای [[برابری]] با مردان وی را ندارند و تو، خود [نیز] همانند او نیستی. او برای چیزی با تو می‌جنگد و تو برای چیزی دیگر با او می‌جنگی. تو خواهانِ بَقایی و او خواستار فنا [در [[راه خدا]] است. عراقیان بیمناک‌اند که تو بر ایشان چیره شوی؛ اما [[شامیان]] هراسی ندارند که [[علی]] بر آنان چیره گردد. و اما [[رأی]] من آن است که‌ ایشان را پیشنهادی دِه که اگر آن را بپذیرند، به اختلاف‌ افتند؛ و اگر نپذیرند نیز چنین شود. آنان را به [[کتاب خدا]] فرا خوان تا میان تو و ایشان داور باشد. بدین‌سان، تو به خواست خویش از آنان دست می‌یابی. من همواره این مطلب را [در نظر داشتم؛ لیکن‌] به تأخیر می‌افکندم تا زمان نیازت به آن فرا رسد. [[معاویه]] این [[رأی]] را [[نیک]] [[شناخت]] و گفت: راست گفتی<ref>[[وقعة صفین (کتاب)|وقعة صفین]]، ص ۴۷۶.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۴۹-۴۵۵.</ref>.
* [[وقعة صفین (کتاب)|وقعة صفین]]- به [[نقل]] از [[عمار بن ربیعه]]-: [[علی]] {{ع}} به [[خطبه]] ایستاد و پس از [[سپاس]] و [[ستایش]] خدای گفت: "ای [[مردم]]! کار برای شما و دشمنتان بدین‌جا رسید که دیدید و ایشان را جز نَفَسِ واپسین نمانده است. [[کارها]] هر گاه روی آوَرَند، می‌توان پایانشان را از آغازشان سنجید. آن [[قوم]] با انگیزه‌ای جز [[دینداری]]، برابرِ شما ایستادند تا این که در کار [درهم کوبیدن‌] ایشان، تا بدین‌جا رسیدیم که رسیدیم. صبحگاهِ فردا من به آنان یورش می‌برم تا نزد خدای عز و جل [بر ستمکاری‌] شان [[دادخواهی]] کنم". این خبر به [[معاویه]] رسید. پس [[عمرو بن عاص]] را فرا خواند و گفت: ای عمرو! جز این نیست که تنها همین یک [[شب]] باقی مانده تا [[علی]] بر ما بتازد و کار را یکسره کند. تو چه می‌اندیشی؟ گفت: مردان تو یارای [[برابری]] با مردان وی را ندارند و تو، خود [نیز] همانند او نیستی. او برای چیزی با تو می‌جنگد و تو برای چیزی دیگر با او می‌جنگی. تو خواهانِ بَقایی و او خواستار فنا [در [[راه خدا]] است. عراقیان بیمناک‌اند که تو بر ایشان چیره شوی؛ اما [[شامیان]] هراسی ندارند که [[علی]] بر آنان چیره گردد. و اما [[رأی]] من آن است که‌ ایشان را پیشنهادی دِه که اگر آن را بپذیرند، به اختلاف‌ افتند؛ و اگر نپذیرند نیز چنین شود. آنان را به [[کتاب خدا]] فرا خوان تا میان تو و ایشان داور باشد. بدین‌سان، تو به خواست خویش از آنان دست می‌یابی. من همواره این مطلب را [در نظر داشتم؛ لکن‌] به تأخیر می‌افکندم تا زمان نیازت به آن فرا رسد. [[معاویه]] این [[رأی]] را [[نیک]] [[شناخت]] و گفت: راست گفتی<ref>[[وقعة صفین (کتاب)|وقعة صفین]]، ص ۴۷۶.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۴۹-۴۵۵.</ref>.
== بر افراشته شدنِ قرآنها ==
== بر افراشته شدنِ قرآنها ==
* [[تاریخ الیعقوبی (کتاب)|تاریخ الیعقوبی]]: [[یاران علی]] {{ع}} برتاختند و بر [[یاران]] [[معاویه]] [[چیرگی]] قاطعی یافتند تا اینکه به [[معاویه]] بس نزدیک شدند. آن‌گاه، [[معاویه]] اسبش را خواست تا با آن بگریزد. [[عمرو بن عاص]] به وی گفت: به کدام سو [می‌روی‌]؟ گفت: می‌بینی چه پیش آمده است! آیا اندیشه‌ای داری؟ گفت: تنها یک چاره باقی مانده است: قرآنها را برافرازی و ایشان را به [[حکم]] آن فرا خوانی و بدین‌سان، آنان را باز داری و شدتشان را در هم شکنی و در نیروشان [[سستی]] افکنی. [[معاویه]] گفت: آنچه خواهی، کن! پس قرآنها را برافراشتند و [[یاران علی]] {{ع}} را به [[داوری]] [[قرآن]] فرا خواندند و گفتند: شما را به [[کتاب خدا]] فرا می‌خوانیم. [[علی]] {{ع}} گفت: "این، [[نیرنگ]] است. ایشان اهلِ [[قرآن]] نیستند". [[اشعث بن قیس کندی]] به [[اعتراض]] برخاست- [[معاویه]] پیش‌تر دلش را به دست آورده، طی نامه‌ای او را به سوی خود فرا خوانده بود- و گفت: آنان ما را به [[حق]] [[دعوت]] کرده‌اند. [[علی]] {{ع}} گفت: "همانا جز این نیست که ایشان با شما [[نیرنگ]] می‌بازند و قصد دارند شما را از خود، باز دارند". [[اشعث]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر دعوتشان را نپذیری، از تو کناره خواهم گرفت. یمنی‌ها به [[اشعث]] گرویدند و او گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، یا [[دعوت]] ایشان را [[اجابت]] می‌کنی و یا تو و یارانت را، به ایشان می‌سپاریم!<ref>[[تاریخ الیعقوبی (کتاب)|تاریخ الیعقوبی]]، ج ۲، ص ۱۸۸.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۴۹-۴۵۵.</ref>.
* [[تاریخ الیعقوبی (کتاب)|تاریخ الیعقوبی]]: [[یاران علی]] {{ع}} برتاختند و بر [[یاران]] [[معاویه]] [[چیرگی]] قاطعی یافتند تا اینکه به [[معاویه]] بس نزدیک شدند. آن‌گاه، [[معاویه]] اسبش را خواست تا با آن بگریزد. [[عمرو بن عاص]] به وی گفت: به کدام سو [می‌روی‌]؟ گفت: می‌بینی چه پیش آمده است! آیا اندیشه‌ای داری؟ گفت: تنها یک چاره باقی مانده است: قرآنها را برافرازی و ایشان را به [[حکم]] آن فرا خوانی و بدین‌سان، آنان را باز داری و شدتشان را در هم شکنی و در نیروشان [[سستی]] افکنی. [[معاویه]] گفت: آنچه خواهی، کن! پس قرآنها را برافراشتند و [[یاران علی]] {{ع}} را به [[داوری]] [[قرآن]] فرا خواندند و گفتند: شما را به [[کتاب خدا]] فرا می‌خوانیم. [[علی]] {{ع}} گفت: "این، [[نیرنگ]] است. ایشان اهلِ [[قرآن]] نیستند". [[اشعث بن قیس کندی]] به [[اعتراض]] برخاست- [[معاویه]] پیش‌تر دلش را به دست آورده، طی نامه‌ای او را به سوی خود فرا خوانده بود- و گفت: آنان ما را به [[حق]] [[دعوت]] کرده‌اند. [[علی]] {{ع}} گفت: "همانا جز این نیست که ایشان با شما [[نیرنگ]] می‌بازند و قصد دارند شما را از خود، باز دارند". [[اشعث]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر دعوتشان را نپذیری، از تو کناره خواهم گرفت. یمنی‌ها به [[اشعث]] گرویدند و او گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، یا [[دعوت]] ایشان را [[اجابت]] می‌کنی و یا تو و یارانت را، به ایشان می‌سپاریم!<ref>[[تاریخ الیعقوبی (کتاب)|تاریخ الیعقوبی]]، ج ۲، ص ۱۸۸.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۴۹-۴۵۵.</ref>.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش