مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۴:۲۰
، ۲۴ نوامبر ۲۰۲۲وظیفهٔ شمارهٔ ۳، بخش دوم
جز (جایگزینی متن - 'رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ' به '') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات پرسش | {{جعبه اطلاعات پرسش | ||
| موضوع اصلی = [[فقه سیاسی (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ فقه سیاسی]] | | موضوع اصلی = [[فقه سیاسی (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ فقه سیاسی]] | ||
| تصویر = 110062.jpg | | تصویر = 110062.jpg | ||
| نمایه وابسته = [[کلیاتی از فقه سیاسی (نمایه)|کلیاتی از فقه سیاسی]] | | نمایه وابسته = [[کلیاتی از فقه سیاسی (نمایه)|کلیاتی از فقه سیاسی]] | ||
| مدخل اصلی = [[تألیف قلوب]] | | مدخل اصلی = [[تألیف قلوب]] | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۳: | ||
* '''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان میشود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابنجنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] میباشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>. | * '''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان میشود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابنجنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] میباشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>. | ||
در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] میشود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و.... | در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] میشود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و.... | ||
در این رابطه صاحب حدائقالناضره داستانی را نقل میکند که دانستن آن بیفایده نیست: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[جنگ حنین]]، باتوجه به اصل [[تألیف قلوب]] عدهای از سران [[عرب]]، مانند: ابوسفیان و عینیه بن الحصین الفراری و امثال آنان را در [[جنگ]] شرکت داد و از [[غنایم]] [[جنگی]] نیز سهمی برای آنان قائل شد. عدهای از [[اصحاب]] ناراحت شدند و به [[همراهی]] “سعدبن معاذ” به حضور [[رسول خدا]] رفتند و [[سعد بن معاذ]] از طرف آنان خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: اگر تقسیم [[مال]] میان [[مسلمانان]] [[واقعی]] و [[منافقان]] – و نیز [[کفّار]] و [[مشرکان]]، مانند: [[صفوان]] بن [[امیّه]] – بر طبق آیهای است که از جانب [[خدا]] نازل شده ما آن را میپذیریم و اگر غیر آن باشد، ما به آن [[راضی]] نیستیم. پیامبر{{صل}} از آن [[جماعت]] پرسید: آیا همه شما در [[رأی]] با [[سرپرست]] خودتان سعد موافقید؟ گفتند: سرپرست و [[سید]] ما خدا و پیامبر اوست، اما رأی ما در این مسأله مثل رأی سعد است و لذا [[خداوند]] در پاسخ [[آیه]] تألیف قلوب را نازل کرد و سهمی برای مؤلفةالقلوب قائل شد”<ref>الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۵، ص۳۶.</ref>. | در این رابطه صاحب حدائقالناضره داستانی را نقل میکند که دانستن آن بیفایده نیست: [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در [[جنگ حنین]]، باتوجه به اصل [[تألیف قلوب]] عدهای از سران [[عرب]]، مانند: ابوسفیان و عینیه بن الحصین الفراری و امثال آنان را در [[جنگ]] شرکت داد و از [[غنایم]] [[جنگی]] نیز سهمی برای آنان قائل شد. عدهای از [[اصحاب]] ناراحت شدند و به [[همراهی]] “سعدبن معاذ” به حضور [[رسول خدا]] رفتند و [[سعد بن معاذ]] از طرف آنان خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} عرض کرد: اگر تقسیم [[مال]] میان [[مسلمانان]] [[واقعی]] و [[منافقان]] – و نیز [[کفّار]] و [[مشرکان]]، مانند: [[صفوان]] بن [[امیّه]] – بر طبق آیهای است که از جانب [[خدا]] نازل شده ما آن را میپذیریم و اگر غیر آن باشد، ما به آن [[راضی]] نیستیم. پیامبر {{صل}} از آن [[جماعت]] پرسید: آیا همه شما در [[رأی]] با [[سرپرست]] خودتان سعد موافقید؟ گفتند: سرپرست و [[سید]] ما خدا و پیامبر اوست، اما رأی ما در این مسأله مثل رأی سعد است و لذا [[خداوند]] در پاسخ [[آیه]] تألیف قلوب را نازل کرد و سهمی برای مؤلفةالقلوب قائل شد”<ref>الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۵، ص۳۶.</ref>. | ||
[[اسکافی]] نیز مؤلفةالقلوب را فقط منحصر به منافقان میداند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک میتوان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن. | [[اسکافی]] نیز مؤلفةالقلوب را فقط منحصر به منافقان میداند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک میتوان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن. | ||
* '''مسلمانان ضعیفالایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با بهکار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر میگردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون میآیند. | * '''مسلمانان ضعیفالایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]] {{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با بهکار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر میگردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون میآیند. | ||
شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار{{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرفنظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل میکند فقط از [[منافقان]] نام میبرد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمیکند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>. | شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار {{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرفنظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل میکند فقط از [[منافقان]] نام میبرد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمیکند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>. | ||
* '''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیفالایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... میشود و همه را در بر میگیرد و هیچگاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref> | * '''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیفالایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... میشود و همه را در بر میگیرد و هیچگاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref> | ||