پرش به محتوا

مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - 'رده:(اا): پرسش‌هایی با ۱ پاسخ' به '')
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات پرسش
{{جعبه اطلاعات پرسش
| موضوع اصلی = [[فقه سیاسی (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ فقه سیاسی]]
| موضوع اصلی = [[فقه سیاسی (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ فقه سیاسی]]
| موضوع فرعی = مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟
| تصویر = 110062.jpg
| تصویر = 110062.jpg
| اندازه تصویر = 200px
| نمایه وابسته = [[کلیاتی از فقه سیاسی (نمایه)|کلیاتی از فقه سیاسی]]
| نمایه وابسته = [[کلیاتی از فقه سیاسی (نمایه)|کلیاتی از فقه سیاسی]]
| مدخل اصلی = [[تألیف قلوب]]
| مدخل اصلی = [[تألیف قلوب]]
خط ۲۵: خط ۲۳:
* '''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان می‌شود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابن‌جنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] می‌باشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>.
* '''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان می‌شود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابن‌جنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] می‌باشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>.


در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] می‌شود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و....
در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] می‌شود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و....


در این رابطه صاحب حدائق‌الناضره داستانی را نقل می‌کند که دانستن آن بی‌فایده نیست: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[جنگ حنین]]، باتوجه به اصل [[تألیف قلوب]] عده‌ای از سران [[عرب]]، مانند: ابوسفیان و عینیه بن الحصین الفراری و امثال آنان را در [[جنگ]] شرکت داد و از [[غنایم]] [[جنگی]] نیز سهمی برای آنان قائل شد. عده‌ای از [[اصحاب]] ناراحت شدند و به [[همراهی]] “سعدبن معاذ” به حضور [[رسول خدا]] رفتند و [[سعد بن معاذ]] از طرف آنان خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: اگر تقسیم [[مال]] میان [[مسلمانان]] [[واقعی]] و [[منافقان]] – و نیز [[کفّار]] و [[مشرکان]]، مانند: [[صفوان]] بن [[امیّه]] – بر طبق آیه‌ای است که از جانب [[خدا]] نازل شده ما آن را می‌پذیریم و اگر غیر آن باشد، ما به آن [[راضی]] نیستیم. پیامبر{{صل}} از آن [[جماعت]] پرسید: آیا همه شما در [[رأی]] با [[سرپرست]] خودتان سعد موافقید؟ گفتند: سرپرست و [[سید]] ما خدا و پیامبر اوست، اما رأی ما در این مسأله مثل رأی سعد است و لذا [[خداوند]] در پاسخ [[آیه]] تألیف قلوب را نازل کرد و سهمی برای مؤلفة‌القلوب قائل شد”<ref>الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۵، ص۳۶.</ref>.
در این رابطه صاحب حدائق‌الناضره داستانی را نقل می‌کند که دانستن آن بی‌فایده نیست: [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در [[جنگ حنین]]، باتوجه به اصل [[تألیف قلوب]] عده‌ای از سران [[عرب]]، مانند: ابوسفیان و عینیه بن الحصین الفراری و امثال آنان را در [[جنگ]] شرکت داد و از [[غنایم]] [[جنگی]] نیز سهمی برای آنان قائل شد. عده‌ای از [[اصحاب]] ناراحت شدند و به [[همراهی]] “سعدبن معاذ” به حضور [[رسول خدا]] رفتند و [[سعد بن معاذ]] از طرف آنان خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} عرض کرد: اگر تقسیم [[مال]] میان [[مسلمانان]] [[واقعی]] و [[منافقان]] – و نیز [[کفّار]] و [[مشرکان]]، مانند: [[صفوان]] بن [[امیّه]] – بر طبق آیه‌ای است که از جانب [[خدا]] نازل شده ما آن را می‌پذیریم و اگر غیر آن باشد، ما به آن [[راضی]] نیستیم. پیامبر {{صل}} از آن [[جماعت]] پرسید: آیا همه شما در [[رأی]] با [[سرپرست]] خودتان سعد موافقید؟ گفتند: سرپرست و [[سید]] ما خدا و پیامبر اوست، اما رأی ما در این مسأله مثل رأی سعد است و لذا [[خداوند]] در پاسخ [[آیه]] تألیف قلوب را نازل کرد و سهمی برای مؤلفة‌القلوب قائل شد”<ref>الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره، ج۵، ص۳۶.</ref>.


[[اسکافی]] نیز مؤلفة‌القلوب را فقط منحصر به منافقان می‌داند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک می‌توان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن.
[[اسکافی]] نیز مؤلفة‌القلوب را فقط منحصر به منافقان می‌داند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک می‌توان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن.
* '''مسلمانان ضعیف‌الایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با به‌کار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر می‌گردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون می‌آیند.
* '''مسلمانان ضعیف‌الایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]] {{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با به‌کار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر می‌گردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون می‌آیند.


شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار{{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرف‌نظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل می‌کند فقط از [[منافقان]] نام می‌برد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمی‌کند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>.
شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار {{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرف‌نظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل می‌کند فقط از [[منافقان]] نام می‌برد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمی‌کند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>.
* '''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیف‌الایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... می‌شود و همه را در بر می‌گیرد و هیچ‌گاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref>
* '''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیف‌الایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... می‌شود و همه را در بر می‌گیرد و هیچ‌گاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref>


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش