پرش به محتوا

دولت قانونمند: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = دولت | عنوان مدخل = دولت | مداخل مرتبط = دولت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی - دولت در فقه سیاسی - دولت بسیط - دولت اسلامی - دولت فدرال - دولت فطری - دولت قانونمند | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== دولتی که ریشۀ آن در فطر...» ایجاد کرد)
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷: خط ۷:


==مقدمه==
==مقدمه==
دولتی که ریشۀ آن در فطرت و طبیعت انسان نهفته است که سرشت ماهوی و ساختار آن، فراتر از موازین و ساختار انسانی است. فلاسفۀ قدیم یونان و به پیروی از آنها، بسیاری از متفکران انسان را مدنی‌الطبع توصیف می‌کردند و تشکیل اجتماع سیاسی را از مقتضیات فطری و خواست درونی انسان می‌دانستند و انگیزه و منشأ دولت را امر درونی و عاملی فطری معرفی می‌کردند.
[[دولت قانونمند]] (Etat Constitutionnet) به معنای آن است که همۀ [[امور اجتماعی]] و [[حکومت]]، بر [[قانون]] [[استوار]] باشد و از قانون و مقررات [[پیروی]] کند و [[نقض قانون]]، [[ضمانت اجرا]] و [[مسئولیت]] داشته باشد و منظور از قانون، همه [[قواعد]] [[حقوقی]] است که به عنوان [[حقوق]] [[اجتماع]] شناخته می‌شود. [[نظام]] دولت قانونمند، تنها در مورد آن دسته از [[قوانین اساسی]] صادق است که [[مشروعیت]] [[رژیم سیاسی]] و منبع اصلی [[حاکمیت]] که مردمند؛ در آن به وضوح مشخص شده و [[آزادی‌های سیاسی]] و [[حق]] [[مشارکت جمعی]] به رسمیت شناخته شده باشد.
فطرت در انسان، همچون غریزه در حیوان از خواسته‌های درونی و بنیادی هر فرد است، با این تفاوت که فطرت توأم با نوعی آگاهی است و غرایز ناخودآگاه هستند.
بنابراین اصطلاح، در مورد آن نوع قوانین اساسی که توسط [[حکام مستبد]] و به شیوه‌های تحمیلی تأسیس و [[اعمال]] شده و دولت‌های [[استبدادی]] که دارای [[حکومت مطلقه]] هستند، نمی‌توان واژۀ دولت قانونمند و یا [[دولت]] صاحب نظام [[قانونمند]] را به کار برد و تنها دولت‌های [[دموکراتیک]]، که [[حقوق عمومی]] و آزادی‌های اساسی را برای [[مردم]] [[محترم]] شمرده و [[قدرت]] و [[آزادی]] را به طور عادلانه بین دولت و [[ملت]] تقسیم کرده‌اند می‌توانند از این عنوان حقوقی برخوردار شوند.
فطرت نوعی شعور باطنی غیر اکتسابی است، که هر انسان با تولد همراه خود دارد. فطرت ممکن است ضعیف یا قوی، خالص یا آلوده، بارز یا مستور و بالاخره فعال یا مقهور عوامل خنثی کننده باشد. در هر حال فطرت برای هر انسانی قابل بازیابی است و نوعی راهنمایی از درون را بر عهده دارد.
[[نظام حقوقی]] دولت قانونمند در واقع به معنای [[حقوق اساسی]] دولت‌های دموکراتیک و [[قانونمندی]] است که دارای شرایط زیر هستند:
فطرت اگر باعقل و علم همراه باشد، تابناک‌تر و اثری شفاف‌تر دارد و متقابلا ضعف عقلانی و جهل فطرت را کور و تأثیر آن را کند و از شفافی آن می‌کاهد.
#[[قانونی بودن]] حکومت بدان معنا است که هیأت حاکمه، ملزم به رعایت قانون بوده و [[حدود اختیارات]] آنها را قانون مشخص کرده است. به نحوی که امکان الغای قانون برای آنان وجود نداشته باشد و به این ترتیب [[حکومت‌های استبدادی]] اعم از سلطنتی یا [[جمهوری]] نمی‌توانند به این معنا دارای [[قانون اساسی]] باشند؛
یکی از مظاهر بارز فطرت، گرایش هر انسانی به زندگی اجتماعی و تشکل و همگرایی است که به لحاظ همین خواست فطری، از انزوا و زندگی مجرد و به دور از جامعه، گریزان است.
#قانون اساسی، مصون از هر نوع تعرض و ممانعت باشد، به طوری که [[نظام سیاسی]] به طور کامل بر اساس قانون اساسی شکل گرفته و اختیارات خود را اعمال کند؛
در این دیدگاه فلسفی، همگرایی اجتماعی، قانون‌طلبی و تشکیل دولت، همگی از ریشه فطرت انسان، سرچشمه می‌گیرد و از این رو هر جامعه بشری، همواره به دو بخش، حکمفرما و فرمانبردار تقسیم می‌شود و جامعه را بی‌دولت، نمی‌توان یافت. چنانکه انسان‌های جدا از هم و فاقد اجتماع نیز یافت نمی‌شود.
#قانون اساسی [[واقعی]] باید به نوعی حاوی اصل [[تفکیک قوا]] باشد و [[رژیم‌های سیاسی]] با [[تفویض]] اقتدارات مطلق به یک یا چند نفر هر چند که دارای [[قانون اساسی مدون]] باشند، مصداق [[نظام حقوقی]] [[قانونمند]] نخواهد بود؛
 
#در [[قانون اساسی]] باید اصولی مبتنی بر [[احترام به حقوق]] عمومی و آزادی‌های اساسی وجود داشته باشد و با روش‌های مناسب مصونیت آنها را در برابر تعرض‌های احتمالی تضمین کند؛
برخی فطری بودن دولت را به گونۀ دیگر تفسیر می‌کنند، به این معنا که دولت را مستقیم برخاسته از فطرت نمی‌دانند و تنها جامعۀ زیستی را از فطرت هر انسان می‌شمارند و انسان‌ها را ناگزیر از زندگی اجتماعی می‌دانند و معتقدند که انسان اجتماعی به تدریج مواجه با مشکل فزون‌طلبی برخی و پایمال شدن حقوق بعضی دیگر می‌شود و در این حالت است که برای فیصله بخشیدن به اختلاف و جلوگیری از تجاوز و افزون‌طلبی‌ها؛ احساس نیاز به قانون می‌کند و سپس به دنبال ضمانت اجرای آن، دست به تشکیل دولت می‌زند و قدرت عالیه را برای استقرار قانون به وجود می‌آورد، به این ترتیب قانون و دولت به طور غیر مستقیم از فطرت اجتماعی زندگی انسان، ناشی می‌شود.
#نهاد ویژه‌ای، [[حفظ]] قانون اساسی و [[پاسداری]] از [[حریم]] آن را بر عهده گرفته باشد و این نهاد ممکن است با ماهیت [[سیاسی]] مانند شورای قانون اساسی فرانسه و یا [[قضایی]] مانند [[دیوان]] عالی قانون اساسی [[مصر]] در قانون اساسی [[پیش‌بینی]] شود.
در تأیید نظریۀ دوم، به گرایش‌های عقلانی انسان در مورد قانون‌طلبی و نیز انتخاب دولت استناد می‌شود، که آن دو مانند گرایش به اجتماعی کردن انسان نیست و نقش عقل در آن بیشتر از فطرت است. در صورتی که در همگرایی اجتماعی نه تنها عقلانیت نیست، اصولا انتخاب عقلانی نیز در آن دیده نمی‌شود. در حالی که قانون و دولت به صورت انتخابی و عقلانی برگزیده می‌شوند.
این نظریه در [[حقوق اساسی]] تحت تاثیر فلسفۀ [[دموکراسی]] در غرب شکل گرفته و براساس [[پایبندی]] که طرفداران آن نسبت به دموکراسی داشته‌اند؛ مورد [[پشتیبانی]] قرار گرفته است. لازم به ذکر است که شرایط تبیین کنندۀ ماهوی [[دولت قانونمند]]، عبارت است از قانون اساسی [[واقعی]] که از ارادۀ عمومی ملی همراه با تضمین [[استقلال]] و [[حاکمیت ملی]] شکل گرفته است در حالی که بر اساس معنای شکلی، هر [[دولت]] صاحب قانون اساسی دولت قانونمند شکلی است<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۷۲ - ۷۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۷.</ref>
به نظر می‌رسد این تفاوت قابل مناقشه است، زیرا جامعه‌گرایی انسان نیز به دلیلی انتخابی است، چون هر فرد می‌تواند با مهاجرت و تغییر تابعیت، جامعۀ جدیدی را برای زندگی انتخاب کند. اگر اصل اجتماعی زندگی کردن، فطری باشد، بی‌شک اصل قانون و اصل دولت، نه انواع آن دو، نیز غیرانتخابی است. در تاریخ جامعه‌ای سراغ نداریم که بدون قانون و بدون دولت به حیات خود ادامه داده باشد. هر چند که انسان‌ها احیاناً، قانون را تغییر داده و یا دولت جدیدی برگزیده‌اند<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۲۲۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۳۵

ویرایش