عصمت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۴۴۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ ژوئن ۲۰۲۳
خط ۳۸: خط ۳۸:
# [[حضرت امیر]] {{ع}}: {{متن حدیث|إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوكِ وَ الدُّنْيَا إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۲.</ref>: همانا [[مردم]] با [[پادشاهان]] و [[دنیا]] هستند مگر آنکه [[خداوند]] آنها را نگه دارد.
# [[حضرت امیر]] {{ع}}: {{متن حدیث|إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوكِ وَ الدُّنْيَا إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۲.</ref>: همانا [[مردم]] با [[پادشاهان]] و [[دنیا]] هستند مگر آنکه [[خداوند]] آنها را نگه دارد.
# هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} از [[جنگ بدر]] فارغ شد، [[جبرئیل]] درحالی که بر اسب قرمزی سوار بود نزد او آمد؛ [[زره]] پوشیده و نیزه‌اش در دست بود. {{عربی|قَد عَصَم ثَنِيه الغُبارُ}}: مسیری را که از آنجا آمده بود غبار سد کرده بود. «عصم» در این [[حدیث]] به معنای مَنَع و سدَّ آمده است<ref>محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۲، ص۳۶۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۳۶۶.</ref> یا به معنای ملازمت می‌تواند باشد که مسیر حرکت او با غبار پوشیده و ملازم غبار بود<ref>علی ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۲۴۹.</ref>.
# هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} از [[جنگ بدر]] فارغ شد، [[جبرئیل]] درحالی که بر اسب قرمزی سوار بود نزد او آمد؛ [[زره]] پوشیده و نیزه‌اش در دست بود. {{عربی|قَد عَصَم ثَنِيه الغُبارُ}}: مسیری را که از آنجا آمده بود غبار سد کرده بود. «عصم» در این [[حدیث]] به معنای مَنَع و سدَّ آمده است<ref>محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۲، ص۳۶۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۳۶۶.</ref> یا به معنای ملازمت می‌تواند باشد که مسیر حرکت او با غبار پوشیده و ملازم غبار بود<ref>علی ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۲۴۹.</ref>.
# [[رسول الله]] {{صل}}: {{متن حدیث|الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ مِثْلُ الْغُرَابِ الْأَعْصَمِ... قِيلَ: وَ مَا الْغُرَابُ الْأَعْصَمُ؟ قَالَ: الَّذِي إِحْدَى رِجْلَيْهِ بَيْضَاءُ}}<ref>علی ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۲۴۹.</ref>: [[زن]] [[صالح]]، مانند کلاغ اعصم است. سؤال شد که کلاغ اعصم چیست؟ [[حضرت]] فرمود: کلاغی که یکی از پاهایش سفید است (مقصود کمیابی آن است).
# رسول خدا {{صل}} چهار دسته را [[اهل بهشت]] می‌داند؛ درباره دسته نخست این‌گونه می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ كَانَتْ عِصْمَتُهُ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹، ص۲۱۳.</ref>: کسی که [[نگهبان]]، [[حافظ]] و حامی او [[شهادت]] به [[وحدانیت]] خداوند و [[رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} می‌باشد.
# رسول خدا {{صل}} چهار دسته را [[اهل بهشت]] می‌داند؛ درباره دسته نخست این‌گونه می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ كَانَتْ عِصْمَتُهُ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹، ص۲۱۳.</ref>: کسی که [[نگهبان]]، [[حافظ]] و حامی او [[شهادت]] به [[وحدانیت]] خداوند و [[رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} می‌باشد.
# [[خطبه حضرت علی]] {{صل}} در [[روز جمعه]]: {{متن حدیث|وَ عَصَمَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنِ اقْتِرَافِ الْآثَامِ}}<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۲۷.</ref>: و خداوند، ما و شما را از [[ارتکاب گناهان]] نگه دارد.
# [[خطبه حضرت علی]] {{صل}} در [[روز جمعه]]: {{متن حدیث|وَ عَصَمَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنِ اقْتِرَافِ الْآثَامِ}}<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۲۷.</ref>: و خداوند، ما و شما را از [[ارتکاب گناهان]] نگه دارد.
خط ۴۶: خط ۴۵:
# [[روایات]] زیادی هست که بر [[عقد]] [[نکاح]] و علقه زوجیت میان [[زن]] و مرد لفظ «[[عصمت]]» را اطلاق کرده‌اند<ref>ر.ک: شیخ طوسی، الاستبصار، ج۳، ابواب الطلاق، ص۳۰۸ - ۳۳۶.</ref> - که در بحث [[آیات]] نیز به آنها اشاره شد - و این موارد نیز همان معنای لغوی عصمت است.
# [[روایات]] زیادی هست که بر [[عقد]] [[نکاح]] و علقه زوجیت میان [[زن]] و مرد لفظ «[[عصمت]]» را اطلاق کرده‌اند<ref>ر.ک: شیخ طوسی، الاستبصار، ج۳، ابواب الطلاق، ص۳۰۸ - ۳۳۶.</ref> - که در بحث [[آیات]] نیز به آنها اشاره شد - و این موارد نیز همان معنای لغوی عصمت است.
# [[حضرت مسیح]] {{ع}}: {{متن حدیث|وَ أَكْثِرْ حَمْدَ اللَّهِ عَلَى الْفَقْرِ فَإِنَّ مِنَ الْعِصْمَةِ أَنْ لَا تَقْدِرَ عَلَى مَا تُرِيدُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۳۲۹.</ref>: و [[خداوند]] را بر [[فقر]] بسیار سپاسگزار باش؛ زیرا اینکه تو [[قدرت]] بر هرچه می‌خواهی نداشته باشی، [[خودنگهداری]] و [[محافظت]] [[خدا]] نسبت به تو محسوب می‌شود.
# [[حضرت مسیح]] {{ع}}: {{متن حدیث|وَ أَكْثِرْ حَمْدَ اللَّهِ عَلَى الْفَقْرِ فَإِنَّ مِنَ الْعِصْمَةِ أَنْ لَا تَقْدِرَ عَلَى مَا تُرِيدُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۳۲۹.</ref>: و [[خداوند]] را بر [[فقر]] بسیار سپاسگزار باش؛ زیرا اینکه تو [[قدرت]] بر هرچه می‌خواهی نداشته باشی، [[خودنگهداری]] و [[محافظت]] [[خدا]] نسبت به تو محسوب می‌شود.
# شبیه [[روایت]] فوق، حکمتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است: {{متن حدیث|مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي}}<ref>نهج البلاغه، ص۵۳۵، حکمت ۳۴۵.</ref>: مانع داشتن برای [[گناه]] کردن، گونه‌ای از [[ترک گناه]] است<ref>سیدجعفر شهیدی، شرح نهج البلاغه، ص۴۲۲.</ref>.
# شبیه [[روایت]] فوق، حکمتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است: {{متن حدیث|مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي}}<ref>نهج البلاغه، ص۵۳۵، حکمت ۳۴۵.</ref>: مانع داشتن برای [[گناه]] کردن، گونه‌ای از [[ترک گناه]] است<ref>سیدجعفر شهیدی، شرح نهج البلاغه، ص۴۲۲.</ref>. [[ابن ابی الحدید]] در ذیل این [[حدیث]] می‌گوید: مراد از عصمت در این روایت معنای [[کلامی]] آن نیست؛ چون عصمت کلامی مشروط به قدرت است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۹، ص۲۶۰.</ref>. در روایت دیگری نیز در [[نهج البلاغه]] عصمت به معنای لغوی آن آمده است: {{متن حدیث|إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ}}<ref>نهج البلاغه، ص۱۹۷.</ref>: بر کسانی که گناه ندارند و از [[سلامت]] [[دین]] برخوردارند، سزاست که بر [[گناهکاران]] و [[نافرمانان]] [[رحمت]] آرند و شکرِ این [[نعمت]] بگزارند، چندان که این [[شکرگزاری]] آنان را مشغول دارد و به گفتن [[عیب]] [[مردمان]] وانگذارد.
[[ابن ابی الحدید]] در ذیل این [[حدیث]] می‌گوید: مراد از عصمت در این روایت معنای [[کلامی]] آن نیست؛ چون عصمت کلامی مشروط به قدرت است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۹، ص۲۶۰.</ref>.
در روایت دیگری نیز در [[نهج البلاغه]] عصمت به معنای لغوی آن آمده است:
{{متن حدیث|إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ}}<ref>نهج البلاغه، ص۱۹۷.</ref>: بر کسانی که گناه ندارند و از [[سلامت]] [[دین]] برخوردارند، سزاست که بر [[گناهکاران]] و [[نافرمانان]] [[رحمت]] آرند و شکرِ این [[نعمت]] بگزارند، چندان که این [[شکرگزاری]] آنان را مشغول دارد و به گفتن [[عیب]] [[مردمان]] وانگذارد.
 
'''معنای [[کلامی]] [[عصمت]] در [[روایات]]''': عصمت در میان [[مسلمانان]]، معنای اصطلاحی دیگری یافته است که به معنای مصونیت [[پیامبران]] و [[امامان]] {{عم}} در مقابل [[گناه]] و [[خطا]] می‌باشد. بعد از تدوین [[علم کلام]] و مطرح شدن مباحث کلامی در میان مسلمانان، این ویژگی به عنوان یکی از شروط ضروری و اصلی [[مقام]] [[نبوّت]] و [[امامت]] قرار داده شد. پیش از اینکه معنای کلامی و تعریف [[متکلمان]] از این صفت را بررسی کنیم ضروری است احادیثی که این صفت را مطرح کرده‌اند، بررسی کنیم.
# [[عبدالعزیز بن مسلم]] سخن طولانی و مفصّلی با [[امام رضا]] {{ع}} در [[شأن]] و [[صفات امام]] دارد که طبق آن، [[امام]] {{ع}} در تبیین مقام این‌گونه می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>: بنده‌ای را که [[خداوند]] برای [[سرپرستی]] امور [[خلق]] برمی‌گزیند، شرح صدری برای این مقام به او عطا می‌کند؛ چشمه‌های [[حکمت]] را در [[دل]] او به [[ودیعت]] می‌نهد؛ [[علم]] ویژه‌ای را به او [[الهام]] می‌کند که بعد از آن از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نیست و هیچ گاه از یافتن صواب متحیر نیست. پس او [[معصوم]] و برخوردار از تأییدات و توفیقات است و از هر خطا و لغزشی در [[امان]] است؛ [[خدا]] تنها با او چنین می‌کند تا بتواند [[حجت]] بر بندگانش باشد و [[گواه]] بر خلق قرار گیرد. همان‌طور که [[مشاهده]] گردید معنایی که از عصمت درباره امامان مطرح شد، معنا و صفت ویژه‌ای است که به طور اختصاصی در عده‌ای وجود دارد و این همان معنای [[کلامی]] [[عصمت]] است. در این [[روایت]] [[علم]] و [[شعور]] ویژه‌ای همراه با [[الهام]] را برای [[بندگان]] مختار [[الهی]] بر شمرده است که نتیجه این علم و شعور خاص، عصمت از [[گناه]] و [[عصمت از خطا]] در [[مقام]] [[تبلیغ احکام الهی]] و [[عقاید]] و [[معارف دینی]] می‌باشد. با اضافه کردن [[توفیق]] و [[تسدید]] ویژه‌ای که از سوی [[خداوند متعال]] به آنان اعطا می‌شود، [[عصمت از اشتباه]] و لغزش‌های عادی و [[سهو]] و [[نسیان]] را نیز برای آنها [[اثبات]] می‌کند و دلیل عصمت از اشتباه و [[خطا]] را همان [[حجت خدا]] بودن [[امام]] و [[نبی]] است و اینکه [[شاهد]] و [[گواه]] بر بندگان بودن تمام نمی‌شود مگر به این درجه از عصمت.
# [[عبدالعزیز بن مسلم]] سخن طولانی و مفصّلی با [[امام رضا]] {{ع}} در [[شأن]] و [[صفات امام]] دارد که طبق آن، [[امام]] {{ع}} در تبیین مقام این‌گونه می‌فرماید: {{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>: بنده‌ای را که [[خداوند]] برای [[سرپرستی]] امور [[خلق]] برمی‌گزیند، شرح صدری برای این مقام به او عطا می‌کند؛ چشمه‌های [[حکمت]] را در [[دل]] او به [[ودیعت]] می‌نهد؛ [[علم]] ویژه‌ای را به او [[الهام]] می‌کند که بعد از آن از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نیست و هیچ گاه از یافتن صواب متحیر نیست. پس او [[معصوم]] و برخوردار از تأییدات و توفیقات است و از هر خطا و لغزشی در [[امان]] است؛ [[خدا]] تنها با او چنین می‌کند تا بتواند [[حجت]] بر بندگانش باشد و [[گواه]] بر خلق قرار گیرد. همان‌طور که [[مشاهده]] گردید معنایی که از عصمت درباره امامان مطرح شد، معنا و صفت ویژه‌ای است که به طور اختصاصی در عده‌ای وجود دارد و این همان معنای [[کلامی]] [[عصمت]] است. در این [[روایت]] [[علم]] و [[شعور]] ویژه‌ای همراه با [[الهام]] را برای [[بندگان]] مختار [[الهی]] بر شمرده است که نتیجه این علم و شعور خاص، عصمت از [[گناه]] و [[عصمت از خطا]] در [[مقام]] [[تبلیغ احکام الهی]] و [[عقاید]] و [[معارف دینی]] می‌باشد. با اضافه کردن [[توفیق]] و [[تسدید]] ویژه‌ای که از سوی [[خداوند متعال]] به آنان اعطا می‌شود، [[عصمت از اشتباه]] و لغزش‌های عادی و [[سهو]] و [[نسیان]] را نیز برای آنها [[اثبات]] می‌کند و دلیل عصمت از اشتباه و [[خطا]] را همان [[حجت خدا]] بودن [[امام]] و [[نبی]] است و اینکه [[شاهد]] و [[گواه]] بر بندگان بودن تمام نمی‌شود مگر به این درجه از عصمت.
# [[سلیم بن قیس الهلالی]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل می‌کند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>: خداوند متعال ما را [[پاک]] کرد و به [[مقام عصمت]] رسانید و ما را گواه بر [[خلق]] و [[حجت]] روی [[زمین]] قرار داد و ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما قرار داد. ما هیچ گاه از قرآن جدا نمی‌شویم و قرآن نیز از ما جدا نمی‌شود. بخش نخست این [[حدیث]] یقیناً عصمت از گناه را افاده می‌کند؛ اما بخش پایانی آنکه جداناپذیری قرآن و [[امامان]] را مطرح می‌سازد، همان‌گونه که قرآن [[خطاناپذیر]] است می‌توان برداشت کرد که عصمت از خطا و خطاناپذیری [[ائمه]] {{عم}} را نیز ایفاد می‌کند.
# [[سلیم بن قیس الهلالی]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل می‌کند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>: خداوند متعال ما را [[پاک]] کرد و به [[مقام عصمت]] رسانید و ما را گواه بر [[خلق]] و [[حجت]] روی [[زمین]] قرار داد و ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما قرار داد. ما هیچ گاه از قرآن جدا نمی‌شویم و قرآن نیز از ما جدا نمی‌شود. بخش نخست این [[حدیث]] یقیناً عصمت از گناه را افاده می‌کند؛ اما بخش پایانی آنکه جداناپذیری قرآن و [[امامان]] را مطرح می‌سازد، همان‌گونه که قرآن [[خطاناپذیر]] است می‌توان برداشت کرد که عصمت از خطا و خطاناپذیری [[ائمه]] {{عم}} را نیز ایفاد می‌کند.
۱۳٬۷۷۸

ویرایش