بحث:عصمت در حدیث
مقدمه
حجت الله باید معصوم باشد. گفتنی است که هم میتوان با تحلیل عقلی نسبت به مفهوم حجت الله، به چنین نتیجهای دست یافت و هم آنکه در روایات اشاراتی به این حقیقت وجود دارد. در ضمن، عصمت را میتوان در دو حوزه عصمت از اشتباه و عصمت از گناه بررسی کرد:
عصمت از اشتباه در تبیین دین
بر اساس تحلیل عقلی، میتوان گفت حجت خدا بر روی زمین، نماینده و جانشین او میان آفریدگانش است. با وجود او حجت بر بندگان تمام میشود؛ از اینرو، سخن او سخن خدا و فرمانهای او اوامر خداوند است. اگر چنین است، لازم میآید که سخنان و اوامر او از منبع فیض الهی سرچشمه گرفته باشد تا مشوب به خطا و غبار آلود به گرد اشتباه نگردد؛ زیرا در غیر این صورت، حجت خدا بر بندگان تمام نمیشود؛ از اینرو، عبد الله بن سلیمان عامری در روایتی صحیح[۱] از امام صادق (ع) نقل میکند: “هیچ زمانی بر زمین نگذشته مگر آنکه برای خداوند حجتی در آن بوده است که حلال و حرام را شناسانده و مردم را به راه خدا دعوت میکند”[۲]. امام باقر یا امام صادق (ع) نیز در روایت دیگری فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَدَعِ الْأَرْضَ بِغَيْرِ عَالِمٍ، وَ لَوْ لَاذلِكَ لَمْ يُعْرَفِ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ»[۳]؛ “همانا خداوند زمین را بدون عالم رها نمیکند و اگر چنین نباشد، حق از باطل شناخته نمیشود”. از مقایسه این روایت با روایاتی که در سطور پیشین راجع به حجت الله بیان گردید، به خوبی روشن میشود که عالم در این روایت همان حجت الله است. بر اساس این روایت، دلیل فرستادن عالم، که منطبق بر حجت الله است، روشن ساختن حق از باطل است. بنابراین، اشتباه او در شناساندن حق از باطل، موجب نقض غرض از فرستادن او میشود. تحلیل مزبور، همراه با روایاتی که در تأیید آن بیان شد، عصمت حجت الله از گناه و اشتباه در تبیین دین را ثابت میکند؛ بدین معنا که دین خدا را عمداً کم و زیاد نمیکند؛ ضمن آنکه در تبیین آن نیز دچار اشتباه نمیشود.
عصمت از گناه
در برخی دیگر از روایات، به گونهای سخن به میان آمده است که عصمت حجت الله از گناه نیز ثابت میشود؛ برای نمونه، ابو بصیر در روایتی معتبر از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَتْرُكَ الْأَرْضَ بِغَيْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ»[۴]. با توجه به آنچه که پیشتر راجع به مفهوم حجت الله گفته شد، به خوبی روشن میشود که مقصود از امام در این روایت نیز همان حجت خدا بر بندگان است. به نظر میرسد، در این روایت، وصف “عادل” نشان از این حقیقت دارد که اگر امام غیر عادل باشد، حجت بر مردم تمام نخواهد شد. گفتنی است، مفهوم عدل در برابر ظلم است و ظلم دایرهای گسترده دارد که شامل تمام گناهان میشود[۵]. مفهوم عادل نیز ارتباط وثیقی با مفهوم معصوم دارد؛ تا آنجا که برخی متکلمان عصمت را به عدالت تفسیر کردهاند[۶]. امام علی (ع) در برخی بیانات خود، مقام حجت اللهی را قرین ویژگی عصمت قرار دادهاند. ایشان در روایتی صحیح فرمودند: “خداوند ما را پاکیزه و معصوم کرد... و ما را حجتهای خود روی زمین قرار داد”[۷]. روایت اخیر به خوبی عصمت حجت الله از گناهان را به روش نقلی ثابت میکند و حتی شاید بتوان در تحلیل آن چنین گفت که وجه حجت قرار دادن برخی از بندگان، عصمت ایشان بوده است. به دیگر سخن، از آنجا که در این روایت، عصمت از گناهان مقدم بر مقام حجت اللهی امامان بیان شده است، به نظر میرسد چنین چینشی بیانگر این مدعا باشد که ایشان چون معصوماند، حجت الله بر روی زمیناند. عبد العزیز بن مسلم روایتی از امام رضا (ع) نقل میکند که این روایت در بیشتر منابع کهن حدیثی شیعه آمده است. وی نقل میکند که همراه با امام رضا (ع) در مرو بودیم. روزی وارد مسجد شدم و دیدم که مردم جمع شدهاند و راجع به مسئله امامت بحث میکنند. نزد امام رضا (ع) رفتم و ایشان را در جریان گذاشتم. امام (ع) با تأکید بر اینکه منزلت و جایگاه امام چنان رفیع است که هرگز به عقول مردم خطور نمیکند، فرمودند: “... امام از گناهان پاک و از عیوب مبرا و مخصوص به علم است... او معصوم، تأیید شده، توفیق داده شده و محکم شده است و از اشتباهات و گمراهیها و لغزشها در امان است و خداوند او را به این امور مختص ساخته تا حجت او بر بندگان باشد”[۸]. در این روایت نیز به خوبی رابطه میان عصمت و مقام حجت اللهی تبیین شده است[۹].
عصمت
ثابت شد که «أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» هدایتگر و مرجع دینی مردم و برطرف کننده اختلاف آنهاست. در این صورت، عصمت یکی از ویژگیهای اجتنابناپذیر اوست؛ چرا که بدون داشتن چنین ویژگیای نمیتواند برطرف کننده اختلاف از میان مردم زمین باشد. سخن امام باقر (ع) این برداشت را تأیید میکند. ایشان با استناد به سخن پیامبر (ص) که اهل بیت خود را موجب امان اهل زمین معرفی کردند، فرمودند: “آنها معصوم مطهرند که گناهی انجام نمیدهند... ”[۱۰][۱۱].
بر اساس مفهوم «خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ»، امام (ع) نگهدارنده علوم الهی است. این مفهوم، به نوعی یادآور و بیانگر مفهوم امین الله و نیز صفت عصمت است؛ بدین بیان که خداوند حکیم متعال علوم خود را به کسی واگذار میکند که معتمد اوست و نسبت به آن علوم خیانت نمیکند؛ در غیر این صورت، او دیگر نگه دارنده و خازن به شمار نمیرود. به دیگر سخن، اگر خداوند علم خود را به کسی اعطا کند که از آن استفاده نابجا کند و خیانت بورزد، با حکمت نامحدود او ناسازگار است. در مثالهای عُرفی نیز میتوان گفت: مخزن آب تا زمانی خزن است که توانایی نگهداری آب را داشته باشد؛ چنین برداشی از مفهوم «خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ» از برخی روایات نیز استفاده میشود؛ برای مثال، در روایتی صحیح از امام باقر (ع) نقل شده است که در ضمن تفسیر آیه شریفه ﴿صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾[۱۲]، به ابو حمزه ثمالی فرمودند: "مقصود از آن (صراط)، علی (ع) است. همان خداوند علی (ع) را خازن خود قرار داده است بر آنچه در آسمانها و زمین است، و چیزی در زمین نیست، مگر آنکه علی (ع) را امین بر آن قرار داده است"[۱۳][۱۴].
این روایت بدین معناست که امام علی (ع) از آنجا که امین و معتمد خداوند بوده، خازن قرار داده شده است، بر آنچه در آسمان و زمین است[۱۵].
اولی الامر در روایات، همان اولی الامر در قرآن است، چراکه امامان (ع) در مقام تفسیر آیه اولی الامر، خود را مصداق این مفهوم معرفی کردهاند. چنانکه پیشتر بیان شد، اولی الامر یا همان «وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ» به لحاظ اصطلاح قرآنی، انسانهایی معصوماند. در تأیید این آموزه میتوان به برخی روایات نیز اشاره کرد؛ چنانکه سلیم بن قیس هلالی از امیر المؤمنین (ع) نقل میکند که پس از سفارش به پیروی از رسول گرامی اسلام (ص) و اولی الامر فرمود: "همانا خداوند به اطاعت رسول فرمان داده، زیرا او معصوم [و] مطهّر است؛ به گناه فرمان نمیدهد و همانا خداوند به اطاعت از اولی الامر فرمان داده، زیرا آنها معصوم [و] مطهّرند، به گناه فرمان نمیدهند"[۱۶]. همچنین امام باقر (ع) آنجا که در صدد معرفی مفهوم "اهل البیت" بودند، فرمودند: "مقصود از اهل بیت رسول خدا (ص) امامانیاند که خداوند (عزّ و جل) اطاعت از آنها را قرین اطاعت از خود قرار داده است. پس فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[۱۷]؛ و آنها معصوم و مطهرند که گناه نمیکنند..."[۱۸][۱۹][۲۰].
عصمت در مقامات امامان
پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: «ای علی تو امام و پدر یازده امامی هستی که همگی مطهر و معصوماند»[۲۱]. در اخبار خطبه غدیر آمده است که پیامبر (ص) فرمود: «امربه معروف و نهی از منکری نیست مگر همراه امام معصوم»[۲۲].
همچنین پیامبر (ص) در قسمتی از حدیث معراجیه فرمود: «هنگامیکه مرا به آسمان بردند نورهایی مشاهده کردم و گفتم: ای پروردگار من اینها چیست و چه کسانی هستند؟ ندا آمد: ای محمد! این نور علی و فاطمه است و این نور حسن و حسین است و این انوار ائمه بعد از تو از فرزندان حسین است که همگی پاک و معصوماند»[۲۳].
با اسناد مختلف و در نقل دیگر حدیث معراجیه آمده است: «از صلب شما نسل پاک و ائمه معصوم را خارج میکنم»[۲۴].
با اسناد مختلف از ابنعباس نقل شده: روزی درحالیکه علی (ع) و فاطمه (س) و حسنین (ع) در نزد پیامبر (ص) بودند ایشان فرمود: «خدایا اینها اهل بیت من هستند، ایشان را مطهر از هر پلیدی و معصوم از هر گناهی قرار ده»[۲۵].
ابن عباس: پیامبر (ص) فرمود: «من و علی و حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین مطهر و معصوم هستیم»[۲۶].
ابوسعید خدری نقل کرده: پیامبر (ص) فرمود: «اهل بیت من امان اهل زمیناند همانطور که ستارهها امان اهل آسماناند. سؤال شد: آیا ائمه بعد شما از اهل بیت شما هستند؟ فرمود: بله ائمه بعد من دوازدهنفرند که نه نفر آنها از نسل حسیناند که امین و معصوماند»[۲۷]. و این حدیث ازطریق جابر بن یزید جعفی از قول امام باقر (ع) هم نقل شده است[۲۸].
واثلة بن اسقع میگوید: پیامبر (ص) فرمود: «همانا ائمه بعد من دوازده نفرند هرکس آنها را دوست داشته باشد و به آنها اقتدا کند سعادتمند میشود و نجات مییابد و هرکس تخلف کند گمراه میشود و فرو میافتد»[۲۹] و مسلّم است که ائمه باید در همه حالات معصوم باشند تا اقتدا به آنها مایه سعادت و تخلف از آنها مایه گمراهی باشد.
زید بن ثابت و زید بن ارقم نقل کردهاند که پیامبر (ص) فرمود: «همانا از صلب حسین ائمه ابرار و امناء معصومی خارج میشوند که برای قسط و عدل قیام میکنند... و نهمین آنها مهدی است که زمین را پر از عدل و قسط میکند. همانطور که پر از ظلم و جور شده بود»[۳۰]. و مسلّم است کسی که بخواهد دنیا را پر از عدل و داد کند همانطور که پر از ظلم و جور بوده خودش نمیتواند اهل گناه و ظلم و جور باشد.
زید بن أرقم از قول پیامبر (ص) نقل کرده که به علی (ع) فرمود: «تو امام هستی و حسن و حسین امام و سید جوانان اهل بهشت هستند و نه نفر از فرزندان حسین ائمه ابرار و معصوم هستند»[۳۱].
ابو ایوب انصاری میگوید: از پیامبر (ص) شنیدم که میفرمود: «من سید انبیاء هستم و علی سید اوصیاء است و ائمه معصوم از ما و از صلب حسین میباشند»[۳۲].
عمار بن یاسر و اصبغ بن نباته و عمران بن حصین نقل کرده اند: پیامبر (ص) در هنگام وفاتش به فاطمه زهرا (س) فرمود: «پدر تو سید انبیاء و پسر عمویت سید اوصیاء و دو پسرت سید جوانان اهل بهشت هستند و خداوند از صلب حسین نه امام پاک و معصوم خارج میکند و مهدی این امّت از ماست»[۳۳].
أبوطفیل از علی (ع) نقل کرده که رسول الله (ص) به من فرمود: «جنگ با تو جنگ با من و صلح با تو صلح با من است و تو امام و پدر یازده امام پاک و معصوم میباشی»[۳۴]. زید بن أرقم میگوید: پیامبر (ص) در خطبهای فرمود: «ای مردم شما را سفارش به نیکی با اهل بیتم میکنم، آنها همراه حق و حق همراه آنهاست و آنها ائمه راشدین بعد از من و امناء معصوم هستند»[۳۵].
أسعد بن مالک و انس بن مالک میگویند از پیامبر (ص) شنیدیم که فرمود: «ای علی دوستی تو ایمان و دشمنی با تو نفاق است، خداوند لطیف خبیر به من خبر داده است که از صلب حسین نه امام مطهر و معصوم خارج میشوند»[۳۶].
أنس بن مالک و امّسلمه نقل میکنند که پیامبر (ص) فرمود: «مراقب اهل بیت من باشید اگر جنگیدند بجنگید و اگر صلح کردند صلح کنید، هرجا که باشند حق همراه ایشان است... آنها مطهر و امامان معصوماند»[۳۷]. جابر بن عبدالله انصاری میگوید پیامبر (ص) به من فرمود: «ای جابر هنگامیکه فرزندم باقر را درک کردی سلام مرا به او برسان، او همنام من و شبیهترین مردم به من میباشد، علم او علم من و حکم او حکم من است و هفتنفر از فرزندان او امناء معصوم و ائمه ابرار هستند»[۳۸].
سلمان فارسی از پیامبر (ص) نقل میکند که ایشان فرمود: «جانشینان من پسرانم حسن و حسین هستند و باقی آنها از فرزندان حسیناند که شهداء خدا بر خلق و حجت او بر روی زمیناند، هرکس آنها را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده و هرکس آنها را مخالفت کند با خدا مخالفت کرده، همه آنها هادی و مهدی هستند و آیه ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۳۹] درباره من و برادرم علی و دخترم فاطمه و دو پسرم و جانشینانی که فرزندان من و برادرم هستند نازل شده است که مطهر و معصوم از هر بدی میباشند»[۴۰]. «ای سلمان هر که آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر که مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است» سپس پیامبر (ص) دست خود را بر کتف حسین (ع) گذاشت و فرمود: «او امام و فرزند امام است و نه نفر از صلب او ائمه ابرار و امناء معصوماند»[۴۱].
پیامبر (ص) فرمود: «همانا اهل بیت من امان برای شما میباشند، دوست داشتن آنها دوست داشتن من است، به ایشان تمسک کنید تا گمراه نشوید. سؤال شد: اهل بیت شما چه کسانی هستند؟ ایشان فرمود: علی و دو پسرش و نه نفر از فرزندان حسین که ائمه ابرار و امناء معصوماند»[۴۲]. «علی جانِ من و برادر من است علی را اطاعت کنید زیرا که او مطهر و معصوم است نه گمراه میشود و نه شقی میشود»[۴۳]. «برای علی یازده فرزند میباشد که همگی آنها معصوم و مطهرند»[۴۴].
هنگامی که «بریده» به پیش پیامبر (ص) رفت و درباره یکی از تصمیمات علی (ع) اعتراض کرد حضرت فرمود: «چگونه او را خطاکار میدانی و ملامت و توبیخ میکنی و حال آنکه جبرئیل از فرشتگان حافظ علی (ع) به من خبر داده از زمانی که علی (ع) متولد شده هیچ خطایی از او ثبت نکردهاند، و فرشته ارحام به من خبر داد که قبل از تولد علی (ع) و در شکم مادرش نوشته شده که هیچگاه خطا نخواهد کرد و شبی که به معراج رفتم خوانندگان لوح محفوظ به من خبر دادند که علی معصوم از هر خطا و لغزشی است، ای بریده! چگونه او را خطاکار میدانی در حالیکه پروردگار جهانیان و فرشتگان مقرب او را درستکار میدانند»[۴۵].
عمار یاسر میگوید: از پیامبر (ص) شنیدم که ایشان فرمود: «همانا فرشتگان علی (ع) بر سایر فرشتگان افتخار میکنند که از علی (ع) چیزی به سوی خدا نبردهاند که باعث غضب خداوند شود»[۴۶].
همانطور که مشاهده شد پیامبر اکرم (ص) در زمانهای مختلف و خطاب به افراد مختلف عصمت اهل بیت (ع) را تذکر دادهاند و این روایات که فقط برخی از آنها را نقل شد، تواتر دارند بر اینکه مبحث عصمت توسط خود پیامبر مطرح شده و ساخته غالیان یا غیرغالیان در قرن دوم نیست. و همچنین است احادیث دیگری که پیامبر درباره اهل بیت (ع) فرمودند، و به صورت دلالت مستقیم یا غیرمستقیم عصمت اهل بیت (ع) را فایده میدهند، مثل حدیث ثقلین، تشبیه، نور، باب علم، منزلت، غدیر، سفینه، طیر، ولایت، «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ»، «عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ» و.... همچنین است آیات ولایت و غدیر و تطهیر و مودت و اطاعت و مباهله و انذار و سابقون و امامت و اسوه حسنه و... که در شأن اهل بیت (ع) نازل شدهاند. در کتاب نفحات الأزهار، تک تک این آیات و روایات، از نظر سندی و متنی و نحوه دلالت بر عصمت، مورد بررسی قرار گرفتهاند. و همچنین است ادله عقلی که از سوی متکلمین غیرغالی بر عصمت استدلال شده است[۴۷].
همچنین امیرالمؤمنین (ع) در خطبهها و نامههای خود معانی و جایگاه بلندی را برای اهل بیت (ع) ترسیم فرمودهاند که میتواند منشأ نگاه عصمتگونه یاران آن حضرت نسبت به ایشان باشد. برخی از آن فرمایشات از این قرارند: ۱) هیچکس از این امّت با آل محمد (ص) مقایسه نمیشود. ۲) از اهل بیت پیامبر پیروی کنید که هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند برد. ۳) بر اهل بیت پیامبر پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. ۴) اهل بیت پیامبر زمامداران حق و نشانههای دین و سنت و راستی هستند. ۵) کسی که از ما پیروی کند ملحق میشود و کسی که از ما عقب بیفتد غرق میشود. و موارد مختلف دیگر[۴۸]. أمیرالمؤمنین (ع) از قول پیامبر (ص) نقل کرده: «ای علی! ائمه (ع) راشد و مهدی و معصوماند و حق آنها غصب میشود»[۴۹].
امیرالمؤمنین (ع) میفرمود: «در دین خود از سه نفر بر حذر باشید... مردی که خداوند به او سلطانی داده و گمان میکند اطاعت او اطاعت خدا و مخالفت با او مخالفت با خداست و حال آنکه دروغ میگوید، زیرا اطاعتی برای مخلوق در معصیت خالق نیست. همانا اطاعت برای خدا و رسول و اولیالامر است. همانا خداوند عزوجل دستور به اطاعت خدا و اولیالامر داده، زیرا آنها معصوم و مطهرند و امر به معصیت نمیکنند»[۵۰].
امیرالمؤمنین (ع) در ضمن نامهای به معاویه نوشتند: «ما اهل بیتی هستیم که خداوند پلیدی را از ما دور کرده و ما را پاک گردانیده است»[۵۱]. أمیرالمؤمنین (ع): «نور در مواردی از قرآن حجت خداوند بر بندگان است که معصوم است»[۵۲]. «از نشانههای امام این است که معصوم از همه گناهان میباشد و با همین نشانه از مأمومینی که غیرمعصوماند شناخته میشود؛ زیرا اگر امام معصوم نباشد ایمن از این نیست که داخل در گناهان هلاککننده و لذات و شهوات شود»[۵۳]. «امام عادلی که معصوم است حدود خداوند را اجرا میکند»[۵۴]. «شخصی که مستحق امامت است نشانههایی دارد و یکی از آنها این است که معصوم از همه گناهان کوچک و بزرگ است و در فتوا دادن لغزش ندارد و در جواب دادن خطا نمیکند و سهو و فراموشی ندارد و نسبت به هیچ امری از دنیا لهو ندارد»[۵۵]. و «همه اوصیاء معصوماند»[۵۶].
هنگامیکه امیرالمؤمنین (ع) مقامات ائمه (ع) را برای سلمان و ابوذر تشریح میکرد فرمود: «ای سلمان! و ای جندب خداوند مقامات بزرگتری هم به ما عطا کرده است... و ما را معصوم و مطهر قرار داده است»[۵۷]. أمیرالمؤمنین (ع) به حسنین (ع) فرمود: «شما امامان بعد من وسرور جوانان اهل بهشتید که معصومید و خداوند شما را حفظ کرده است»[۵۸].
حضرت علی (ع) در قضیه فدک و خواستن شاهد از صدیقه طاهره (س) به عصمت ایشان و لازم نبودن درخواست شاهد استناد کردند و فرمودند: «همانا کسی که شهادتی را علیه سیده زنان اهل بهشت قبول کند یا حتی را بر او جاری سازد معلون است و به آنچه خداوند بر محمد نازل کرده کافر شده است، زیرا شهادت علیه کسی که خداوند او را از هر رجسی پاک کرده و تطهیر نموده صحیح نیست؛ چون معصوم از هر بدی و مطهر از هر زشتی است[۵۹] و هرکس حرفی را علیه آنان قبول کند خدا و رسول را تکذیب کرده است»[۶۰]. طارق بن هشام درباره ائمه از امیرالمؤمنین (ع) نقل کرده: «ایشان ائمه طاهر و عترت معصوماند»[۶۱]. با سه سند از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده: «من و جانشینان بعد من تا روز قیامت هادی و مهدی هستیم و خداوند ما را با خودش و پیامبرش در قرآن همردیف کرده و ما را پاک و معصوم و شهداء بر خلق و حجت بر زمین قرار داده و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داده که نه ما از قرآن جدا میشویم و نه قرآن از ما جدا میشود»[۶۲].
در قرآن کریم در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[۶۳] اطاعت از اولیالامر در کنار اطاعت از خدا و رسول مطرح شده است. امیرالمؤمنین (ع): «از بزرگترین حدود ولایت امام این است که دانسته شود امام معصوم از خطا و لغزش و عمد و گناهان کوچک و بزرگ است و لغزش و خطا در امور ضررزننده به دین ندارد و اهل هیچگونه لهوی نیست»[۶۴].
فاطمه زهرا (س) از پیامبر (ص) نقل کرده که ایشان فرمودند: «جبرئیل از طرف کاتبان علی به من خبر داده از زمانی که با علی (ع) بودهاند هیچ گناهی از او ننوشتهاند[۶۵]. پیامبر (ص) درباره حضرت زهرا (س) فرمود: «خداوند هنگام غضب فاطمه (س) غضب میکند و هنگام رضایت او راضی میشود»[۶۶]. مسلم است که اگر حتی در یک مورد فاطمه زهرا (س) گناه کند به اطلاق و عموم این روایت ایراد وارد میشود. امام حسن (ع) در اولین خطبهای که بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) در مسجد کوفه ایراد کرد جایگاه عالی خود و اهل بیت (ع) را توصیف کرده و فرمودند: دیشب شخصیتی قبض روح شد که در بین اولین و آخرین از نظر عمل نمونه نداشت... من از اهل بیتی هستم که جبرئیل به سوی ما نازل میشد و از پیش ما به آسمان میرفت»[۶۷].
امام حسن (ع): «ما اهل بیتی هستیم که خداوند ما را به اسلام کرامت داد و ما را برگزید و انتخاب کرد و رجس را از ما دور کرد و ما را پاک گردانید و رجس همان شک است. پس ما در خدا و دین او ابداً شک نمیکنیم و ما را از هر سستی و گمراهی پاک کرده است»[۶۸]. امام حسن (ع) در خطبهای در برابر معاویه فرمود: «من فرزند کسی هستم که خداوند رجس را از او دور کرده و او را پاک گردانیده است... ما پرچمهای هدایت و منارههای تقوا هستیم».
امام حسین (ع): هنگام نزول آیه تطهیر پیامبر (ص) فرمود: «ای علی این آیه درباره تو و دو فرزندت و ائمه از فرزندان تو نازل شده است، که مطهر و معصوماند و دشمنان آنها ملعوناند». این حدیث از امّسلمه هم نقل شده است[۶۹]. امام حسین (ع) از پیامبر (ص) نقل کردند: «اولین چیزی که خداوند خلق کرد حجابهایی بود که بر حواشی آن نوشت: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَصِيُّهُ» و مثل همین بر ارکان عرش و کوههای زمین و کنارههای لوح ثبت شده است و همچنین فرمود: علی و دو فرزندش و نه نفر از فرزندان حسین ائمه ابرار و امناء معصوماند»[۷۰]. پیامبر (ص) به امام حسین (ع) فرمود: «تو امام و برادر امام و فرزند امامی و نه نفر از فرزندان تو امناء معصوماند»[۷۱].
همچنین امام حسین (ع) در سال ۶۰ در برابر مروان بن حکم با استناد به آیه تطهیر، طهارت خویش را یادآوری کردند و مروان سکوت اختیار کرد. امام سجاد (ع) از امام حسین (ع) نقل کردهاند که پیامبر (ص) فرمود: ای حسین! تو امام و فرزند امامی و نه نفر از فرزندان تو امناء معصوماند، خوشا به حال کسی که آنها را دوست داشته باشد و بدا به حال دشمنان ایشان»[۷۲]. همچنین امام سجاد (ع) بارها در صحیفه سجادیه طهارت اهل بیت (ع) را یادآور شدهاند و در دعای ۴۶ و ۴۷ با استناد به آیه تطهیر اهل بیت (ع) را از هرگونه رجس و پلیدی پاک میشمارند و میفرمایند: «شما از هر پلیدی و آلودگی پاک شدهاید، پاکشدنی که به اراده خداوند است». امام سجاد (ع) فرمود: «امام از ما فقط معصوم میباشد و عصمت در ظاهر خلقت نیست تا با آن شناخته شود، به همین خاطر امام باید منصوص باشد. سؤال شد معنی معصوم چیست؟ امام (ع) فرمود: «الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّهِ» و حبل الله قرآن است و امام و قرآن تا روز قیامت از هم جدا نمیشوند و امام هدایت به قرآن میکند و قرآن هدایت به امام میکند و این همان قول خداوند عزوجل است که میفرماید: ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ﴾[۷۳]}}[۷۴].
برخی از فرمایشهایی که از امام باقر (ع) درباره عصمت رسیده از این قرار است: «ما دوازدهنفریم که همه ما معصوم و مطهریم»[۷۵]. «همانا ما اهل بیتی هستیم که خداوند ما را از فتنه و دروغ و کهانت و سحر و خیانت و بدعت و شک و نفاق و... عصمت بخشیده است»[۷۶]. «مصائبی که بر اهل بیت رفت به خاطر گناهان نیست، بلکه به خاطر بالارفتن درجات است»[۷۷]. و «آنها معصومین پاکی هستند که گناه نمیکنند و معصیت نمیکنند و آنها موفق و مسدّد و مؤید هستند... روحالقدس و قرآن از ایشان جدا نمیشود و ایشان هم از روحالقدس و قرآن جدا نمیشوند»[۷۸].
«امامانی که خداوند اطاعت ایشان را با اطاعت خودش قرین ساخته و فرموده: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[۷۹] معصوم و مطهرند و معصیت ندارند»[۸۰]. امام باقر (ع): در شب رحلت پیامبر (ص) بر آل محمد (ص) خیلی سخت گذشت و صدایی شنیدند که گفت: «همانا خداوند شما را انتخاب کرده و برتری بخشیده و پاک کرده... و شما را از لغزشها عصمت بخشیده و از فتنهها ایمن گردانیده است»[۸۱]. امام باقر (ع) درباره آیه ﴿وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ﴾[۸۲] فرمود: «آنها امامان معصوم میباشند»[۸۳].
از امام باقر (ع) درباره آیه ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۸۴] نقل شده که فرمودند: «امام ظالم نمیباشد»[۸۵]. از امام صادق (ع) فرمایشهای متعددی درباره عصمت وجود دارد که بعضی از آنها از این قرار است: خداوند اطاعت کسی که مردم را گمراه کند واجب نمیکند و برای رسالتش کسی را که کافر میشود و عبادت شیطان میکند انتخاب نمیکند و هیچ حجتی را برای مردم نمیگیرد مگر اینکه معصوم باشد»[۸۶]. «همانا هیچ زمانی خالی از امام نیست و لازم است که امام معصوم باشد»[۸۷]. «خداوند برای ما هادیانی قرار داده است که از اهل بیت پیامبرند و ما را به سوی حق هدایت میکنند و کوری را از ما دور میسازند و تفرقه و اختلاف را از بین میبرند و معصوماند و از خطا و لغزش در اماناند»[۸۸]. «امام بری از عیوب و محجوب از آفات و معصوم از لغزشها و محفوظ از همه زشتیهاست»[۸۹]. «امام برگزیدهای است که ریسمانهای شیطان و لشکرش از او طرد شده و معصوم از لغزشها و محفوظ از همه زشتیهاست»[۹۰]. «از شرایط امامت تطهیر و پاکی از گناهان و معصیتهای هلاککنندهای است که باعث آتش میشود»[۹۱].
در روایت صحیحی با دو سند از علی بن رئاب نقل شده: از امام صادق (ع) درباره آیه ﴿وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ﴾[۹۲] پرسیدم: مگر علی و اهل بیتش معصوم نبودند، پس چرا بر آنان مصیبت نازل شد؟ امام فرمود: «پیامبر در هر شب و روز صدبار استغفار میکرد، بدون اینکه گناهی داشته باشد، خداوند بدون اینکه اولیائش گناه کنند مصائبی بر آنان وارد میکند تا اجر بیشتری به ایشان بدهد، بدون اینکه گناهی داشته باشند»[۹۳]. از این روایت معلوم میشود شیعیان اعتقاد به عصمت داشتند که درباره شبهات پیرامون آن سؤال میکردند. امام صادق (ع) درباره اینکه چگونه علی (ع) برای شکستن بتهای کعبه بر دوش پیامبر رفتند، اشاره کردند که چون علی (ع) معصوم بود توانست بر دوش پیامبر رود[۹۴].
سدیر میگوید: به امام صادق (ع) گفتم: عدهای خیال میکنند شما خدایان هستید؟ حضرت فرمود: گوش و چشم و مو و پوست و گوشت و خون من از آنها بری است و خدا و رسول از آنها بری هستند. آنها بر دین من و پدران من نیستند. پرسیدم: پس جایگاه و مقام شما چیست؟ حضرت فرمود: «ما خزانهداران علم الهی و ترجمه وحی او هستیم، ما قوم معصومی هستیم که خداوند به اطاعت از ما دستور داده و از معصیت ما نهی کرده است ما حجت بالغه بر افراد زیر آسمان و فوق زمین هستیم»[۹۵]. همانطور که مشاهده میشود در این روایت عصمت در برابرِ غلو مطرح شده است. امام صادق (ع): خداوند در پیامبران روحالقدس را قرار داد که به وسیله آن میل به اطاعت خداوند پیدا میکنند و از معصیت خداوند کراهت دارند»[۹۶].
امام کاظم (ع) در توصیف ائمه (ع) فرمودند: «خداوند ایشان را از گناهان معصوم ساخته است»[۹۷].
امام رضا (ع): «امام معصوم و موفق است و ایمن از خطا و لغزشها و پاک از گناه و بری از عیوب است»[۹۸]. امام رضا (ع) از پدرانش از علی (ع) از پیامبر (ص) نقل کرده که ایشان فرمودند: «هرکس دوست دارد به شاخه یاقوت سرخی که خداوند با دست خویش کاشته است نگاه کند و به آن چنگ زند پس علی و ائمه از فرزندان او را دوست بدارد، زیرا ایشان انتخابشدههای الهی هستند که از هر گناه و خطایی معصوماند»[۹۹].
امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره: «أَشْهَدُ أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً»[۱۰۰]، قابل توجه است شیخ صدوق که مخالف سرسخت غلو و غالیان ماست و برخی از زیارات را به گمان غلو بودن تصحیح کرده است، زیارت جامعه کبیره را به طور کامل در الفقیه نقل کرده و در مقدمه کتابش التزام به صحت روایات این کتاب داده و فرموده: «فقط روایاتی را که برطبق آنها فتوا میدهم نقل میکنم». عقید میگوید: امام حسن عسکری (ع) هنگام مشاهده فرزند خود فرمودند: «تو ختمکننده امامان معصوم هستی»[۱۰۱]. امام زمان (ع) در توقیعی درباره ادعای امامت جناب جعفر، فرمودند: «خداوند بین امام و برادرانش و پسرعموهایش و بستگانش فرقی قرار داد که با آن فرق امام از مأموم و حجت از محجوج مشخص شود و آن فرق این است که امام را معصوم از گناهان و بری از عیوب و پاک از آلودگیها و دور از اشتباهات قرار داد»[۱۰۲].
نیز روایات صحیحالسندی وجود دارد که مضمون آنها تأیید شدن ائمه به وسیله روح ایمان است[۱۰۳]. همچنین در اخبار امامیه عصمت از زمان تولد تا وفات یکی از علامتهای شناسایی امام است[۱۰۴]. و همچنین بارها و به طور متواتر در روایات آمده که بر اساس آیه ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۱۰۵]امامت به افراد ظالم نمیرسد، و یکی از بزرگترین مصادیق ظلم شرک به خداست ﴿إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ﴾[۱۰۶] پس هرکس گناهی انجام داده یا لحظهای برای بت سجده کرده است، لیاقت مقام امامت را ندارد[۱۰۷].[۱۰۸]
حقیقت عصمت در روایات
اخباری که در باب عصمت و حقیقت آن رسیده حول دو محور است؛ یکی اخباری که دلالت بر عصمت عملی معصومان دارد و دیگری روایاتی که بیانگر عصمت علمی آنان است.
اخبار عصمت عملی: اینگونه روایات به این نکته اشاره دارند که معصومین از تمامی گناهان مبرا هستند یا اینکه به ریشه گناهان اشاره میکنند که آن عوامل در معصومین وجود ندارد. در ادامه به چند روایت با همین مضمون اشاره میکنیم.
- حسین بن اشقر از هشام بن حکم سؤال کرد: معنای قولتان که میگویید «إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً» چیست؟ هشام گفت: روزی این سؤال را از امام صادق (ع) پرسیدم، امام (ع) فرمود[۱۰۹]: "معصوم کسی است که با تمسک به خدا از جمیع محارم الله امتناع کند" و خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۱۰]. این حدیث شریف با دو سند از امام سجاد و امام صادق (ع) نقل گردیده است که به جهت اختصار از نقل حدیث مشابه چشمپوشی کردیم[۱۱۱].
- امام صادق (ع) در وصف امامان فرمود: "امام (ع) از لغزشها معصوم و از تمام فواحش پاک است"[۱۱۲] این حدیث با مضامین مشابه از امام رضا و حضرت علی (ع) آمده است[۱۱۳].
- محمد بن عمیر میگوید: "روزی با هشام بن حکم همکلام بودیم، او در وصف عصمت امام (ع) چیزی گفت که در طول مصاحبتهای خود بهتر از آن کلامی نشنیدم". محمد بن عمیر از هشام بن حکم سؤال کرد: "آیا امام (ع) معصوم است". هشام گفت: بله. مجدداً محمد بن عمیر سؤال کرد؛ وصف عصمت در امام (ع) چیست و به چه چیز شناخته میشود؟ هشام جواب داد ریشه همه گناهان در چهار چیز است و پنجمی ندارد: حرص، حسد، غضب و شهوت که هیچ یک از اینها در امام (ع) وجود ندارد. امام (ع) حریص بر دنیا نیست، زیرا تمام دنیا تحت اختیار امام و ایشان خزانهدار مسلمین است، پس بر چه چیز حرص بورزد. امام (ع) حسود نیست، زیرا انسان بر مافوق حسد میورزد و امام (ع) مافوق ندارد، پس چگونه بر زیر دستش حسد بورزد. امام (ع) برای چیزی از امور دنیا غضب نمیکند، مگر اینکه دنیا را بر آخرت ترجیح دهد؛ حال اینکه خداوند آخرت را برای امام (ع) محبوب کرده، چنانکه برای ما دنیا محبوب است. امام (ع) تمام توجهش به آخرت است چنانکه همه توجه ما به دنیاست، آیا دیدهای کسی که وجه حسن را برای وجه قبیح وانهد یا طعام نیکو را برای رسیدن به طعام زودگذر ترک کند یا پیراهن لطیف و نرم را نپوشد و لباس خشن به تن کند یا نعمت باقی را ترک کند و دنیای فانی را بپذیرد[۱۱۴]. البته این روایت ولو مستقیماً از معصوم نقل نشده، لکن چون از ابن ابی عمیر و هشام بن حکم نقل شده و آنان مورد اطمینان بودهاند - به گونهای که حتی مراسیل آنها به عنوان مستند قابل قبول است - لااقل میتواند به عنوان مؤید سایر روایات استفاده گردد.
سه روایتی که ذکر کردیم نمونهای از روایات میباشد روایاتی که در باب عصمت عملی امامان هست بسیار زیاد است، ولی این سه روایتی که آوردیم به وضوح، عصمت عملی امامان را بیان میکند.
اخبار دال بر عصمت علمی: این روایات بر عصمت امامان از خطا و نسیان و سهو و غلط در علوم و وقایع خارجی دلالت میکنند و به روایات تسدید امامان به وسیله روح القدس معروفاند.
- جابر جعفی میگوید: امام صادق (ع) فرمود: ای جابر همانا خداوند مخلوقات را سه دسته آفرید چنانکه میفرماید: "و شما سه گروهاید: دست راستیها و تو نمیدانی دست راستیها چه کسانیاند و دست چپیها و تو نمیدانی دست چپیها چه کسانیاند و پیشیگرفتگان که پیشی گرفتهاند تنها ایشان، مقرباناند"[۱۱۵]. پیشی گرفتگان همان رسولان خدا و مخصوصین درگاه او از میان مخلوقاتاند که خدا در ایشان پنج روح قرار داده است: ۱. ایشان را به روح القدس مؤید ساخت و به وسیله آن همه چیز را بدانند و بشناسند. ۲. ایشان را به روح ایمان مؤید ساخت و با آن از خدای بترسند. ۳. آنها را به روح قوه مؤید ساخت و با آن بر اطاعت خدا توانایی یافتند. ۴. آنها را به روح شهوت مؤید ساخت و با آن اطاعت خدا را خواستند و از نافرمانی او کراهت یافتند. ۵. در ایشانروح حرکت نهاد که همه مردم با آن رفت و آمد کنند و در مؤمنین دست راستیها روح ایمان نهاد که با آن از خدا بترسند و در ایشانروح قوه نهاد و با آن بر اطاعت خدا توانایی یافتند و در ایشانروح شهوت نهاد و با آن خواهان اطاعت خدا گشتند و در ایشانروح حرکت نهاد که مردم با آن روح رفت و آمد کنند[۱۱۶].
- در روایتی دیگر جابر میگوید: از امام باقر (ع) درباره علم عالم (پیغمبر و امام) پرسیدم فرمود: ای جابر همانا در پیغمبران و اوصیا پنج روح است: روح القدس، روح ایمان، روح زندگی (حرکت)، روح قوه و روح شهوت. ای جابر ایشان به وسیله روح القدس، امور و مطالب زیر عرش تا زیر خاک را بدانند، سپس فرمود: ای جابر، این چهار روح اخیر پیش آمد و آفت میرسد، ولی روحالقدس، بازی و یاوهگری نکند[۱۱۷].
- ابوبصیر میگوید: شنیدم که امام صادق (ع) درباره آیه ﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ﴾[۱۱۸] میفرمود: مخلوقی است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل که همراه هیچ یک از پیامبران گذشته به جز حضرت محمد (ص) نبوده است و آن، همراه ائمه است و ایشان را رهبری میکند. چنان نیست که هرچه طلب شود به دست آید[۱۱۹]. پس همراهی این روح با پیامبر و امامان، فضلی است از خدای تعالی که به هر کس خواهد عطا کند و با طلب و کوشش به دست نیاید.
احادیثی که در باب عصمت عملی امامان است از حیث تعداد بسیار زیاد است تا جایی که هر بیننده و شنونده را از حیث صدور مطمئن میکند. این احادیث عمدتاً از پیامبر اکرم (ص)، امام علی (ع)، امام سجاد (ع)، امام باقر (ع)، امام صادق (ع) و امام رضا (ع) نقل شده است[۱۲۰]. این روایات غیر از اینکه به عصمت عملی امامان شهادت میدهند، از حیث معنا هم متواترند و میتوانیم آنها را به چند دسته تقسیم کنیم.
- روایاتی که به طور مطلق امامان را از گناه و خطا معصوم و مبرا میدانند؛
- روایاتی که زمینهها و چگونگی پیدایش عصمت امامان را بیان کرده و میگویند معصوم با تمسک به خداوند و قرآن تلاش و مجاهدت و تأیید به الهام الهی به عصمت مطلقه میرسند؛
- روایاتی که به عوامل و ریشه گناهان اشاره میکنند و با بیان بسیار زیبا و لطیف این عوامل را در امام منتفی میدانند که در نتیجه آن، عصمت عملی امامان به دست میآید.
اما احادیثی که در باب عصمت علمی امامان نقل کردیم، اگرچه از حیث سند و صدور، بعضاً ضعیف و کلاً در حد تواتر لفظی و صدوری نیست، ولی مستفیض و مشهورند[۱۲۱] از طرفی همه این روایات یک معنا را القا میکند و آن هم عصمت علمی امامان است، لذا دلالت این احادیث قابل خدشه نیست. شیخ کلینی هم که از راویان مورد وثوق است، همه این روایات را در کافی نقل کرده است و این روایات مورد استناد اصحاب بوده است، پس ضعف سند هم جبران میشود. در نتیجه از این روایات میفهمیم که امامان با توجه به الهامات روحالقدس از ابتدای تولد تا لحظه مرگ با تلاش و مجاهدت نفس از گناه و اشتباه و نسیان به دورند و در سراسر زندگی هیچ اشتباه علمی هم نمیکنند[۱۲۲].
واژه عصمت در روایات
موارد کاربرد عصمت در روایات بسیار زیاد است؛ این موارد را میتوان به دو دسته کلی تقسیم نمود: دسته نخست، مواردی میباشند که عصمت به معنای لغوی آن همانند آیات قرآن به کار رفتهاند، دسته دوم، مواردی هستند که عصمت به معنای اصطلاحی و دینی خاص یا کلامی به کار رفتهاند. بحث از دسته دوم را در فصل بعد، یعنی در ریشه یابی تاریخی بحث عصمت در اسلام بحث خواهیم کرد. از این جهت در این بخش تنها به بعضی موارد دسته نخست اشاره میگردد. مقصود ما از ذکر این موارد آن است که بعدها بررسی کنیم که آیا میتوان میان معنای دینی و کلامی عصمت با معنای لغوی آن پیوندی برقرار کرد.
- «إِنَّ التَّقْوَى عِصْمَةٌ لَكَ فِي حَيَاتِكَ»[۱۲۳]: تقوا تو را در زندگی حفظ میکند.
- «بِالتَّقْوَى قُرِنَتِ الْعِصْمَةُ»[۱۲۴]: تقوا و عصمت قرین یکدیگرند.
- «قُرِنَتِ الْحِكْمَةُ بِالْعِصْمَةِ»[۱۲۵]: حکمت و عصمت با یکدیگر مقارن و همراهاند.
- «لَا حِكْمَةَ إِلَّا بِعِصْمَةٍ»[۱۲۶]: هیچ حکمتی نیست مگر اینکه همراه عصمتی میباشد.
- «الْحِكْمَةُ عِصْمَةٌ وَ الْعِصْمَةُ نِعْمَةٌ»[۱۲۷]: حکمت عصمت است و عصمت نعمت.
- «إِنَّ فِي سُلْطَانِ اللَّهِ عِصْمَةً لِأَمْرِكُمْ»[۱۲۸]: همانا حکومت خدا بر شما، موجب حفظ و نگهداری امور شماست.
- « عَلَيْكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِينُ... وَ الْعِصْمَةُ لِلْمُتَمَسِّكِ»[۱۲۹]: بر شما باد به کتاب خدا، همانا آن طناب محکم الهی است... و موجب حفظ و نگهداری کسی است که به آن درآویزد.
- «الِاعْتِبَارُ يُفِيدُ الْعِصْمَةَ»[۱۳۰] و «الِاعْتِبَارُ يُثْمِرُ الْعِصْمَةَ»[۱۳۱]: عبرت گرفتن موجب عصمت میشود.
- «التَّصَبُّرُ عَلَى الْمَكْرُوهِ يَعْصِمُ الْقَلْبَ»[۱۳۲]: مقاومت بر امور ناخوشایند قلب را معصوم میکند.
- رسول الله (ص): «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ يَعْصِمُ مَنْ أَطَاعَهُ وَ لَا يَعْتَصِمُ بِهِ مَنْ عَصَاهُ»[۱۳۳]: همانا خداوند متعال هر که او را اطاعت کند نگه میدارد [معصوم میکند] و هر که معصیتش کند حفظ نمیکند.
- امام باقر (ع): «إِذَا عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَى حُسْنَ نِيَّةٍ مِنْ أَحَدٍ اكْتَنَفَهُ بِالْعِصْمَةِ»[۱۳۴]: اگر خداوند متعال نیت خوب کسی را تشخیص دهد، او را از قبل و بعد در حمایت و عصمت قرار میدهد.
- امام صادق (ع): «وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَصَمَهُ اللَّهُ»[۱۳۵]: هر کس به خدا پناه برد، خداوند او را نگه دارد.
- دعای امام باقر (ع): «لَئِنْ لَمْ تَعْصِمْنِي لَأَعْصِيَنَّكَ»[۱۳۶]: خداوندا! اگر مرا حفظ نکنی هر آینه عصیان تو را میکنم.
- امام صادق (ع): «إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ الْبِرَّ... يَعْصِمَانِ مِنَ الذُّنُوبِ»[۱۳۷]: صله رحم و نیکی آدمی را از گناهان معصوم میکنند.
- دعای امام کاظم (ع): «وَ أَنْ تَعْصِمَنِيَ اللَّهُمَّ مِنَ الذُّنُوبِ»[۱۳۸]: خدایا! از تو میخواهم مرا از گناهان نگه داری.
- دعا: «وَ تَعْصِمَنِي عِصْمَةَ الْأَبْرَارِ»[۱۳۹]: خدایا! به عصمت و محافظتی را که درباره نیکان داری، مرا نگه دار. با اینکه دو تعبیر فوق در دعاهای زیادی آمده است - بیش از سی صد جمله دعا به این مضمون وجود دارد - گاه عصمت در دین، عصمت از گناهان و عصمت از هر سوء و بدی درخواست شده است[۱۴۰].
- دعای امام صادق (ع): «وَ اعْصِمْنِي مِنَ الشَّيْطَانِ»[۱۴۱]: خدایا! مرا از شیطان محافظت نما.
- حضرت امیر (ع): «إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوكِ وَ الدُّنْيَا إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ»[۱۴۲]: همانا مردم با پادشاهان و دنیا هستند مگر آنکه خداوند آنها را نگه دارد.
- هنگامی که رسول خدا (ص) از جنگ بدر فارغ شد، جبرئیل درحالی که بر اسب قرمزی سوار بود نزد او آمد؛ زره پوشیده و نیزهاش در دست بود. قَد عَصَم ثَنِيه الغُبارُ: مسیری را که از آنجا آمده بود غبار سد کرده بود. «عصم» در این حدیث به معنای مَنَع و سدَّ آمده است[۱۴۳] یا به معنای ملازمت میتواند باشد که مسیر حرکت او با غبار پوشیده و ملازم غبار بود[۱۴۴].
- رسول الله (ص): «الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ مِثْلُ الْغُرَابِ الْأَعْصَمِ... قِيلَ: وَ مَا الْغُرَابُ الْأَعْصَمُ؟ قَالَ: الَّذِي إِحْدَى رِجْلَيْهِ بَيْضَاءُ»[۱۴۵]: زن صالح، مانند کلاغ اعصم است. سؤال شد که کلاغ اعصم چیست؟ حضرت فرمود: کلاغی که یکی از پاهایش سفید است (مقصود کمیابی آن است).
- رسول خدا (ص) چهار دسته را اهل بهشت میداند؛ درباره دسته نخست اینگونه میفرماید: «مَنْ كَانَتْ عِصْمَتُهُ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»[۱۴۶]: کسی که نگهبان، حافظ و حامی او شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت رسول اکرم (ص) میباشد.
- خطبه حضرت علی (ص) در روز جمعه: «وَ عَصَمَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنِ اقْتِرَافِ الْآثَامِ»[۱۴۷]: و خداوند، ما و شما را از ارتکاب گناهان نگه دارد.
- دعای امام سجاد (ع): «وَ طَهِّرْنِي بِالتَّوْبَةِ وَ أَيِّدْنِي بِالْعِصْمَةِ»[۱۴۸]: خدایا! مرا با توبه پاک نما و با نگهداری و حمایتت تأیید کن.
- دعای امام سجاد (ع): «وَ هَبْ لِي عِصْمَةً تُدْنِينِي مِنْ خَشْيَتِكَ، وَ تَقْطَعُنِي عَنْ رُكُوبِ مَحَارِمِك»[۱۴۹]: خداوندا! به من عصمتی عطا کن که تو را به ترس از تو نزدیک سازد و مرا از ارتکاب حرامهای تو باز دارد.
- مناجات حضرت علی (ع): «إِلَهِي لَا سَبِيلَ إِلَى الِاحْتِرَاسِ مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا بِعِصْمَتِكَ... كَيْفَ بِالاحْتِرَاسِ مِنَ الذَّنْبِ مَا لَمْ تُدْرِكْنِي فِيهِ عِصْمَتُكَ»[۱۵۰]: خداوندا! مرا به دوری از گناه راهی نیست مگر به کمک و نگهداری خودت... و چگونه میتوانم از گناهان دوری جویم مادامی که حفظ و نگهداری تو به من نرسیده باشد.
- روایات زیادی هست که بر عقد نکاح و علقه زوجیت میان زن و مرد لفظ «عصمت» را اطلاق کردهاند[۱۵۱] - که در بحث آیات نیز به آنها اشاره شد - و این موارد نیز همان معنای لغوی عصمت است.
- حضرت مسیح (ع): «وَ أَكْثِرْ حَمْدَ اللَّهِ عَلَى الْفَقْرِ فَإِنَّ مِنَ الْعِصْمَةِ أَنْ لَا تَقْدِرَ عَلَى مَا تُرِيدُ»[۱۵۲]: و خداوند را بر فقر بسیار سپاسگزار باش؛ زیرا اینکه تو قدرت بر هرچه میخواهی نداشته باشی، خودنگهداری و محافظت خدا نسبت به تو محسوب میشود.
- شبیه روایت فوق، حکمتی از امیرالمؤمنین (ع) است: «مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي»[۱۵۳]: مانع داشتن برای گناه کردن، گونهای از ترک گناه است[۱۵۴].
ابن ابی الحدید در ذیل این حدیث میگوید: مراد از عصمت در این روایت معنای کلامی آن نیست؛ چون عصمت کلامی مشروط به قدرت است[۱۵۵]. در روایت دیگری نیز در نهج البلاغه عصمت به معنای لغوی آن آمده است: «إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ»[۱۵۶]: بر کسانی که گناه ندارند و از سلامت دین برخوردارند، سزاست که بر گناهکاران و نافرمانان رحمت آرند و شکرِ این نعمت بگزارند، چندان که این شکرگزاری آنان را مشغول دارد و به گفتن عیب مردمان وانگذارد.[۱۵۷]
معنای کلامی عصمت در روایات
عصمت در میان مسلمانان، معنای اصطلاحی دیگری یافته است که به معنای مصونیت پیامبران و امامان (ع) در مقابل گناه و خطا میباشد. بعد از تدوین علم کلام و مطرح شدن مباحث کلامی در میان مسلمانان، این ویژگی به عنوان یکی از شروط ضروری و اصلی مقام نبوّت و امامت قرار داده شد. پیش از اینکه معنای کلامی و تعریف متکلمان از این صفت را بررسی کنیم ضروری است احادیثی که این صفت را مطرح کردهاند، بررسی کنیم.
- عبدالعزیز بن مسلم سخن طولانی و مفصّلی با امام رضا (ع) در شأن و صفات امام دارد که طبق آن، امام (ع) در تبیین مقام اینگونه میفرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ»[۱۵۸]: بندهای را که خداوند برای سرپرستی امور خلق برمیگزیند، شرح صدری برای این مقام به او عطا میکند؛ چشمههای حکمت را در دل او به ودیعت مینهد؛ علم ویژهای را به او الهام میکند که بعد از آن از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نیست و هیچ گاه از یافتن صواب متحیر نیست. پس او معصوم و برخوردار از تأییدات و توفیقات است و از هر خطا و لغزشی در امان است؛ خدا تنها با او چنین میکند تا بتواند حجت بر بندگانش باشد و گواه بر خلق قرار گیرد. همانطور که مشاهده گردید معنایی که از عصمت درباره امامان مطرح شد، معنا و صفت ویژهای است که به طور اختصاصی در عدهای وجود دارد و این همان معنای کلامی عصمت است. در این روایت علم و شعور ویژهای همراه با الهام را برای بندگان مختار الهی بر شمرده است که نتیجه این علم و شعور خاص، عصمت از گناه و عصمت از خطا در مقام تبلیغ احکام الهی و عقاید و معارف دینی میباشد. با اضافه کردن توفیق و تسدید ویژهای که از سوی خداوند متعال به آنان اعطا میشود، عصمت از اشتباه و لغزشهای عادی و سهو و نسیان را نیز برای آنها اثبات میکند و دلیل عصمت از اشتباه و خطا را همان حجت خدا بودن امام و نبی است و اینکه شاهد و گواه بر بندگان بودن تمام نمیشود مگر به این درجه از عصمت.
- سلیم بن قیس الهلالی از امیرالمؤمنین (ع) نقل میکند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا»[۱۵۹]: خداوند متعال ما را پاک کرد و به مقام عصمت رسانید و ما را گواه بر خلق و حجت روی زمین قرار داد و ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داد. ما هیچ گاه از قرآن جدا نمیشویم و قرآن نیز از ما جدا نمیشود. بخش نخست این حدیث یقیناً عصمت از گناه را افاده میکند؛ اما بخش پایانی آنکه جداناپذیری قرآن و امامان را مطرح میسازد، همانگونه که قرآن خطاناپذیر است میتوان برداشت کرد که عصمت از خطا و خطاناپذیری ائمه (ع) را نیز ایفاد میکند.
- امام کاظم (ع) درباره امامان میفرماید: «... عَصَمَهُمْ مِنَ الْمَعْصِيَةِ»[۱۶۰]: آنها را از گناهان معصوم کرد. این روایت تنها عصمت از گناه را افاده میکند.
- امام صادق (ع) در توصیف مقام امامت میفرماید: «... اخْتَارَهُ بِعِلْمِهِ وَ انْتَجَبَهُ لِطُهْرِهِ... مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ مَصُوناً عَنِ الْفَوَاحِشِ»[۱۶۱]: خداوند به علم خود امامان را برگزید و آنها را به پاکی و طهارت انتخاب کرد،... آنها از لغزشها معصوماند و از زشتیها مصون. این روایت نیز، هم عصمت از گناه و هم عصمت از اشتباه را ایفاد میکند.
- امام صادق (ع): «نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِطَاعَتِنَا وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِنَا»[۱۶۲]: ما قوم معصومی هستیم که خداوند به اطاعت از ما امر کرده است و از سرپیچی ما بازداشته است.
- حضرت امیرالمؤمنین (ع) درباره صفات امام میفرماید: «وَ الْإِمَامُ الْمُسْتَحِقُّ لِلْإِمَامَةِ لَهُ عَلَامَاتٌ فَمِنْهَا أَنْ يُعْلَمَ أَنَّهُ مَعْصُومٌ مِنَ الذُّنُوبِ كُلِّهَا صَغِيرِهَا وَ كَبِيرِهَا لَا يَزِلُّ فِي الْفُتْيَا وَ لَا يُخْطِئُ فِي الْجَوَابِ وَ لَا يَسْهُو وَ لَا يَنْسَى وَ لَا يَلْهُو بِشَيْءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا»[۱۶۳]: امامی که شایستگی امامت را داراست، دارای نشانههایی است؛ یکی از آنها این است که او از همه گناهان معصوم است؛ چه گناه صغیره و چه گناه کبیره؛ در مقام فتوا لغزش نمیکند و پاسخ خطا نمیدهد؛ سهو نمیکند و نسیان ندارد و چیزی از کارهای دنیوی او را غافل نمیسازد. این روایت نیز عصمت مطلقه از گناه، خطا، نسیان و امور عادی زندگی را برای امام اثبات میکند.
- روایتی در معنای عصمت از هشام بن حکم از امام صادق (ع) نقل شده است: از هشام سؤال میشود معنای «إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً» چیست؟ (اینکه میگویند امام حتماً معصوم است، یعنی چه؟) هشام گفت: از امام صادق (ع) همین سؤال را پرسیدم، آن حضرت فرمود: «الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ» و فرمود: «قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۶۴]»[۱۶۵]. طبق این حدیث، معصوم کسی است که به کمک [و لطف] خدا از همه گناهان الهی خودداری میورزد.
- روایتی در ذیل آیه ﴿وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ﴾[۱۶۶] وارد شده است که راوی از امام صادق (ع) میپرسد پس این همه مصایبی که بر پیامبر و اهل بیت (ع) وارد شده است، حال آنکه «هُمْ أَهْلُ بَيْتِ طَهَارَةٍ مَعْصُومُونَ»: آنها معصوم و اهل بیت طهارت بودند که آن حضرت در پاسخ میفرماید: این مصایب برای افزایش اجر و پاداش آنها بود بدون اینکه گناهی کرده باشند[۱۶۷]. نیز سلسله روایاتی از این قبیل که توبههای زیاد رسول خدا (ص) را معرفی میکند: «مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ»: بدون اینکه گناهی کرده باشد[۱۶۸]. خود سؤال راوی نشان دهنده وجود فضایی است که راوی در آن تنفس میکرده است و آن این بوده است که پیامبر و اهل بیت (ع) از هرگونه گناهی منزّهاند، پس چرا این آیه به طورکلی چنین بیانی دارد که تمام مصایب نتیجه گناهان بشر است؛ ازاین رو در مورد پیامبر و امامان (ع) در خصوص محتوای این آیه چنین پرسشی را مطرح کرده است.
- امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره میفرماید: «أَشْهَدُ أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ»[۱۶۹]. مراد از این شهادت به عصمت، با ملاحظه بخشهای قبل و بعد این بخش از زیارت، یقیناً معنای دینی عصمت مراد است نه صرف معنای لغوی آن. در بخش دیگری از این زیارت این معنا، مورد تأکید بیشتری قرار گرفته است: «عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً»[۱۷۰]: خداوند شما امامان را از لغزشها نگاه داشته و از فتنهها ایمن کرده است و شما را از پستی پاک کرده است و تنها از شما اهل بیت پلیدیها را برداشته است و شما را پاک گردانیده است پاک گردانیدنی. این معنا اشاره به حقیقت و معنای دینی عصمت میباشد.
- ابن عباس از حضرت امیرالمؤمنین (ع) از تفسیر آیات مربوط به سلیمان و قصه مشغول شدن به اسبها و قضاشدن نماز عصر ایشان و برگرداندن خورشید[۱۷۱] سؤال میکند، آن حضرت تفسیر کعب را رد میکند و تفسیری ارائه میدهد که حضرت سلیمان نماز عصر را در وقت خود خوانده است و سپس در پایان یک گزاره کبرای کلی میفرماید: «إِنَّ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ لَا يَظْلِمُونَ وَ لَا يَأْمُرُونَ بِالظُّلْمِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ»[۱۷۲]: پیامبران الهی نه ظلم میکنند و نه فرمان به ظلم میدهند؛ چراکه آنان معصوم و پاکاند. هم سؤال ابن عباس و هم پاسخ آن حضرت دلالت بر معنای دینی عصمت در صدر اول اسلام دارد. این روایت به دلیل نقل از حضرت امیر (ع) نیز حایز اهمیت است.
- همچنین ابن عباس از رسول خدا (ص) خطبهای طولانی نقل میکند که در ضمن آن چنین فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ عَصَمَنَا اللَّهُ مِنْ أَنْ نَكُونَ مَفْتُونِينَ أَوْ فَاتِنِينَ... وَ إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ طَهَّرَنَا اللَّهُ مِنْ كُلِّ نَجَسٍ فَنَحْنُ الصَّادِقُونَ»[۱۷۳]: «ای مردم! ما اهل بیت را اختصاصاً خداوند از اینکه فریب بخوریم یا فریبکار باشیم معصوم قرار داده است و ما اهل بیت را خداوند از هر پلیدی پاک کرده است و ما راستگویان هستیم». اهمیت این روایت در دلالت بر معنای کلامی عصمت، نقل آن از رسول خدا (ص) است.
- روایتی از امام رضا (ع) درباره حضرت یوسف (ع) وجود دارد که او را از هر گناهی تبرئه میکند و لفظ معصوم را بر وی اطلاق میکند: «لَكِنَّهُ كَانَ مَعْصُوماً وَ الْمَعْصُومُ لَا يَهُمُّ بِذَنْبٍ وَ لَا يَأْتِيهِ»[۱۷۴]: اما حضرت یوسف (ع) معصوم بود و معصوم هیچ گاه قصد گناه نمیکند و مرتکب آن نمیشود.
- در زیارت امام صادق (ع) از حضرت امیرالمؤمنین (ع) چنین آمده است: «إِمَامِ الْمُخْلِصِينَ وَ الْمَعْصُومِ مِنَ الْخَلَلِ الْمُهَذَّبِ مِنَ الزَّلَلِ الْمُطَهَّرِ مِنَ الْعَيْبِ الْمُنَزَّهِ مِنَ الرَّيْبِ»[۱۷۵]. در توصیف حضرت علی (ع)، عصمت از وهن، اشتباه، لغزش و پاکی از هر عیب و نقص و شک و شبهه اعتقادی را به ایشان نسبت میدهد.
- در زیارت امام عسکری (ع) درباره حضرت امام هادی (ع) نیز چنین تعبیری وجود دارد: وَ الشَّهِيدِ عَلَى الْأُمَّةِ الْمَعْصُومِ الْمُهَذَّبِ وَ الْفَاضِلِ الْمُقَرَّبِ وَ الْمُطَهَّرِ مِنَ الرِّجْسِ[۱۷۶].[۱۷۷]
دلایل روایی عصمت ائمه(ع)
افزون بر دلایل قرآنی، دلایل روایی نیز در منابع اسلامی شیعه و اهل سنت وجود دارد که عصمت ائمه اهل بیت(ع) از آنها استفاده میشود که یکی از آنها حدیث ثقلین است. حدیث ثقلین، که از احادیث متواتر است و در سند آن تردیدی وجود ندارد، بر عصمت اهل بیت پیامبر(ص) دلالت میکند؛ زیرا در این حدیث، اهل بیت(ع) به عنوان «ثقل اصغر» در کنار قرآن، که «ثقل اکبر» است، قرار گرفته و دو میراث گرانبهای پیامبر(ص) به شمار آمده که از یکدیگر جدا نخواهند شد و اگر مسلمانان به آن دو تمسک جویند، گمراه نخواهند شد. برخی از محققان اهل سنت نیز دلالت حدیث ثقلین بر طهارت و پیراستگی اهل بیت(ع) از آلودگی و خطا را پذیرفتهاند. عبدالرئوف مناوی گفته است: در این حدیث، پیامبر(ص) امت را توجیه کرده است که در زمینه دین به کتاب و عترت تمسک جویند، با آن دو به نیکویی عمل کنند و حق آنها را بر خود مقدم دارند. این دستور درباره قرآن به این جهت است که معدن علوم دینی و اسرار و حکمتهای شرعی است و درباره عترت به این جهت است که هر گاه عنصر پاک شد، بر فهم دین کمک میکند و از طرفی، پاکی عنصر به نیکویی اخلاق میانجامد و نیکویی اخلاق به صفای قلب و پیراستگی و طهارت آن منتهی میگردد[۱۷۸].[۱۷۹]
عصمت ائمه اهل بیت(ع) در روایات شیعه
در منابع روایی شیعه احادیثی وجود دارد که منطوق آنها به عصمت ائمه(ع) اشاره دارد؛ یعنی به صورت مستقیم به بحث عصمت ائمه اهل بیت(ع) پرداخته (دلالت مطابقی) و بهترین دلایل آموزه عصمت ائمه(ع) از زبان خود ائمه(ع) است که با مطالعه آنان هیچ شکی و شبههای در مسئله عصمت ائمه(ع) باقی نمیماند. لازم به یادآوری است که اینگونه روایات در معتبرترین و مهمترین منابع حدیثی شیعه، مانند الکافی نوشته محمد بن یعقوب کلینی، معانی الأخبار و الخصال محمد بن بابویه (شیخ صدوق) و کفایة الأثر ابوالقاسم علی محمد بن خزاز رازی با اسناد معتبر آورده شده است. در این بخش از مقاله به برخی از آنها اشاره میشود:
١. در روایتی که خزاز رازی در کتاب کفایة الاثر آورده است، پیامبر(ص) خطاب به امام علی(ع) فرمودند: «يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي قَدْ أَعْطَاكَ اللَّهُ عِلْمِي وَ فَهْمِي... وَ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ يُخْرِجُ اللَّهُ الْأَئِمَّةَ التِّسْعَةَ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ وَ مِنَّا مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ»[۱۸۰]. ای علی! تو وصی و وارث منی. خداوند علم و فهم مرا به تو عنایت فرموده است و خداوند تعالی از صلب حسین، امامان نه گانه پاکیزه و معصوم را بیرون میآورد و مهدی این امت از ماست.
رسول الله(ص) در این روایت از امام علی(ع) به عنوان وصی و وارث نام برده و از همه ائمه شیعه(ع) با وصف عصمت نام برده است. ۲. پیامبر گرامی اسلام(ص) در حدیث دیگری در موضوع امامت ائمه اهل بیت(ع) فرمودند: «أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَالْأَئِمَّةُ بَعْدَكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ قَالَ نَعَمْ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ وَ مِنَّا مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ»[۱۸۱]. اهل بیت من امانند برای اهل زمین؛ چنان که ستارگان امانند برای اهل آسمان. به آن حضرت عرض شد: ای رسول خدا! امامان بعد از تو از اهل بیت شما میباشند؟ فرمود: «بلی، امامان بعد از من دوازده نفرند؛ نه نفر از صلب حسین(ع) هستند که امین و معصوماند و مهدی این امت از ماست».
٣. مرحوم کلینی درباره امامت حدیثی را از امام رضا(ع) نقل کرده است که در آن امام(ع) به عبدالعزیز بن مسلم فرمودند: «یَا عَبْدَ الْعَزِيزِ... أَنْزَلَ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَ هِيَ آخِرُ عُمُرِهِ(ص) ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا﴾[۱۸۲] وَ أَمْرُ الْإِمَامَةِ مِنْ تَمَامِ الدِّينِ... وَ أَقَامَ لَهُمْ عَلِيّاً(ع) عَلَماً وَ إِمَاماً... الْإِمَامُ أَمِينُ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ خَلِيفَتُهُ فِي بِلَادِهِ... الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ... عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَةِ وَ النُّسُكِ وَ الزَّهَادَةِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَةِ... فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ...»[۱۸۳]. ای عبدالعزیز!... در آخر عمر پیامبر(ص) در حجة الوداع آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ...﴾ بر پیامبر(ص) نازل شد و همانا امامت از شرایط کمال و اتمام دین است... و پیامبر(ص)، علی(ع) را به عنوان امام مشخص کردند... همانا امام امین خدا در میان خلق اوست و حجت او بر بندگانش و خلیفه او در بلادش است... از گناهان پاک و از عیبها بر کنار است... عالمی است که نادانی ندارد، سرپرستی است که عقبنشینی ندارد؛ کانون قدس، پاکی، طاعت، زهد، علم و عبادت است... پس او معصوم است و تقویت شده و با توفیق و استوار گشته؛ از هر گونه خطا، لغزش و افتادنی در امان است....
امام رضا(ع) در این حدیث نورانی، ابتدا دلیل امامت امام علی(ع) را با استناد به آیه اکمال، و سپس جایگاه امامت را بیان کرده است و در پایان اوصاف امام را بر میشمارد؛ از عصمت به طور مشخص و بدون ابهام یاد میکند و امام را از هر گونه خطا و لغزش مصون میداند. ابن بابویه نیز این حدیث را با سند کامل نقل نموده است[۱۸۴].
۴. از امام صادق(ع) حدیث صحیح السندی[۱۸۵] نقل شده است که در آن ائمه اهل بیت(ع) از آفتها پنهان و از لغزشها و تمام زشتیها معصوم دانسته شده است: «فَالْإِمَامُ هُوَ الْمُنْتَجَبُ الْمُرْتَضَى وَ الْهَادِي الْمُنْتَجَى وَ الْقَائِمُ الْمُرْتَجَى... وَ مُصْطَفًى مِنْ آلِ إِبْرَاهِيمَ وَ سُلَالَةً مِنْ إِسْمَاعِيلَ وَ صَفْوَةً مِنْ عِتْرَةِ مُحَمَّدٍ(ص)... مُبْرَأً مِنَ الْعَاهَاتِ مَحْجُوباً عَنِ الْآفَاتِ مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ مَصُوناً عَنِ الْفَوَاحِشِ كُلِّهَا...»[۱۸۶]. ... پس امام همان برگزیده پسندیده و رهبر محرم اسرار و امیدبخش است... برگزیده خاندان ابراهیم و اسماعیل و انتخاب شده از عترت محمد(ص)... از آفتها پنهان و از لغزشها نگهداری شده و از تمام زشتیها معصوم است....
۵. امام صادق(ع) در روایتی در رابطه با وظیفه امام به سدیر فرمودند: «نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِطَاعَتِنَا وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِنَا نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ»[۱۸۷]. ما (اهل بیت) خزانهدار علم خداییم. ما مترجم امر خداییم. ما مردمی معصوم هستیم که خدای تبارک و بلندمرتبه مردم را به فرمان بردن از ما امر فرموده است و از نافرمانی ما نهی کرده است. ما حجت کامل هستیم بر هر که زیر آسمان و روی زمین است. علامه مجلسی این حدیث را «حسن» دانسته است[۱۸۸].
۶. امام سجاد(ع) در حدیثی فرمودند: «الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً وَ لَيْسَتِ الْعِصْمَةُ فِي ظَاهِرِ الْخِلْقَةِ فَيُعْرَفَ بِهَا وَ لِذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا مَعْنَى الْمَعْصُومِ فَقَالَ هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلُ اللَّهِ هُوَ الْقُرْآنُ لَا يَفْتَرِقَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ الْإِمَامُ يَهْدِي إِلَى الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ يَهْدِي إِلَى الْإِمَامِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ﴾[۱۸۹]»[۱۹۰]. از ما خاندان جز معصوم شخص دیگری نمیتواند امام باشد و عصمت صفتی نیست که در ظاهر بدن باشد، تا به چشم دیده شده و شناخته گردد و به همین دلیل، امکان ندارد معصوم بودن کسی را به دست آورد؛ مگر خدا به وسیله پیغمبرش آن را صریحاً فرموده باشد. شخصی عرض کرد: ای فرزند رسول خدا معنای معصوم چیست؟ فرمود: معصوم کسی است که به ریسمان الهی چنگ زند و رشته محکم خداوند قرآن است که آن دو (قرآن و امام معصوم) تا روز قیامت از یکدیگر جدا نگردند و تا رستاخیز امام به قرآن هدایت میکند و قرآن به امام راهنمایی مینماید و این است فرموده خدا ﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ﴾.
۷. از امام صادق(ع) درباره آیه ۱۲۴ سوره بقره که میفرماید: ﴿لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ﴾[۱۹۱] سؤال شد. امام(ع) در پاسخ فرمودند: «أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَصْلُحُ لِمَنْ قَدْ عَبَدَ صَنَماً أَوْ وَثَناً أَوْ أَشْرَكَ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ إِنْ أَسْلَمَ بَعْدَ ذَلِكَ... وَ كَذَلِكَ لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَةُ لِمَنْ قَدِ ارْتَكَبَ مِنَ الْمَحَارِمِ شَيْئاً صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً وَ إِنْ تَابَ مِنْهُ بَعْدَ ذَلِكَ... فَإِذَا لَا يَكُونُ الْإِمَامُ إِلَّا مَعْصُوماً وَ لَا تُعْلَمُ عِصْمَتُهُ إِلَّا بِنَصِّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّهِ(ص)»[۱۹۲]. هر کسی که بتی و معبودی را پرستد، یا یک چشم به هم زدن مشرک به خدا بوده، شایسته امامت نیست؛ اگر چه بعد از آن هم مسلمان شود... و نیز کسی که مرتکب حرامی شود، چه کوچک باشد، چه بزرگ، شایستگی و لیاقت امامت را ندارد و اگرچه بعد از آن هم توبه کند... بنابراین، امام جز معصوم نیست و عصمت او جز به نص خدا از زبان پیغمبرش معلوم نمیشود.
۸. در حدیث دیگری رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمودند: «أَنْتَ الْوَصِيُّ عَلَى الْأَمْوَاتِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ الْخَلِيفَةُ عَلَى الْأَحْيَاءِ مِنْ أُمَّتِي حَرْبُكَ حَرْبِي وَ سِلْمُكَ سِلْمِي أَنْتَ الْإِمَامُ أَبُو الْأَئِمَّةِ الْإِحْدَى عَشْرَةَ مِنْ صُلْبِكَ أَئِمَّةٌ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ وَ مِنْهُمُ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الدُّنْيَا قِسْطاً وَ عَدْلًا فَالْوَيْلُ لِمُبْغِضِكُمْ يَا عَلِيُّ... وَ أَنْتَ قَسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ»[۱۹۳]. تو وصی بر مردگان از اهل بیت منی و جانشین بر زندگان از امت من هستی؛ جنگ با تو، جنگ با من و تسلیم بودن برای تو، تسلیم شدن برای من است؛ تو امام و پدر امامان هستی که یازده تن از صلب تو پیشوایانی هستند پاکیزه و معصوم و از ایشان است مهدی؛ آن کس که زمین را پر از عدل و داد کند. پس وای به حال کسی که شما را دشمن دارد... و تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی.[۱۹۴]
پانویس
- ↑ گفتنی است، تمام راویان این روایت ثقهاند. عبدالله بن سلیمان عامری نیز شخصیتی است که اگرچه برخی منابع او را راوی مجهولی معرفی کردهاند، مرحوم خویی بر اساس برخی نسخههای کتاب خود، وی را ثقه دانسته است. ر. ک: سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۲۰۲. افزون بر آن، مضمون این روایات در روایاتی که پیشتر گذشت نیز وجود دارد که موجب افزایش اعتبار آن میشود.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۸.
- ↑ در این باره، ر. ک: مصطفوی، حسن، التحقیق، ج۷، ص۱۷۱.
- ↑ «مراد از امام معصوم نیست، مگر عالم عادلی که عدالتش مأمون باشد از برطرف شدن.»... ملا عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۷۵.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۰۳. این روایت با سند دیگری نیز نقل شده است. ر. ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۴۰.
- ↑ «... الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْمِ... فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ...». این روایت به طرق گوناگون در کتابهای مختلف روایی نقل شده است که موجب افزایش اعتبار آن میشود. ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۸؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۳۷؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۶۷۵؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۲۱۶؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۷۵؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۹۶؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۲۱۸.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۲۶۶-۲۶۸.
- ↑ «قَالَ رَسُولِ اللَّهِ (ص): النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ... وَ هُمُ الْمُؤَيَّدُونَ الْمُوَفَّقُونَ الْمُسَدَّدُونَ». احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۱۵۷. شایان ذکر است که روایت یاد شده، به لحاظ سندی معتبر نیست. البته، چنانکه گذشت، این مضمون که اهل بیت پیامبر (ص) موجب امان اهل زمیناند، مستفیض است؛ اما این نکته که آنها معصوم باشند، در تمام روایات وجود ندارد؛ به دیگر سخن، اضافه این مضمون به مضمون «أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» مستفیض نیست تا از این راه، روایت یاد شده را معتبر بدانیم؛ از اینرو، تنها در مقام مؤید از آن استفاده کردهایم.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۳۱۸.
- ↑ «راه خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست» سوره شوری، آیه ۵۳.
- ↑ «عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ يَعْنِي عَلِيّاً إِنَّهُ جَعَلَ عَلِيّاً خَازِنَهُ عَلَى مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَيْءٍ وَ ائْتَمَنَهُ عَلَيْهِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُور». محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۰۶.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۳۲۴.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۳۲۴.
- ↑ «وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ (ص) لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ». شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۱۳۹. در روایتی دیگر چنین آمده است: «إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ وَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ». شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۳. گفتنی است، اگرچه این دو روایت به دلیل وجود ابان بن ابی عیاش در سلسله راویانشان، معتبر به شمار نمیآیند، به دلیل آنکه محتوای آنها دقیقاً مطابق با حکم برآمده از قرآن و عقل است و این محتوا در چند روایت تکرار شده است، دست کم میتوان مؤید به آن استناد کرد.
- ↑ «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ «... يَعْنِي بِأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَئِمَّةَ الَّذِينَ قَرَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِهِ فَقَالَ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ وَ هُمُ الْمَعْصُومُونَ الْمُطَهَّرُونَ الَّذِينَ لَا يُذْنِبُونَ وَ لَا يَعْصُونَ...». شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۴.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۳۳۶-۳۴۰.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۳۳۸.
- ↑ اثبات الهدی، ج۲، ص۱۵۶؛ عوالم العلوم، ج۱۹، ص۳۲؛ کفایه الاثر، ص۴۵؛ جامع الأخبار، ص۱۷؛ ینابیع المودة، ص۸۵.
- ↑ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۱۵.
- ↑ الانصاف، ص۶۲ و ۲۸۶؛ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۷۵؛ عوالم العلوم، ج۲۳، ص۴۸؛ مکاتیب الرسول، ج۱، ص۵۶۲.
- ↑ ارشادالقلوب، ج۲، ص۴۱۶؛ الجواهر السنیة، ص۵۴۸؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۰۲؛ کفایة الاثر، ص۱۱۱؛ الانصاف، ص۳۶۸؛ اثبات الهدی، ج۲، ص۱۶۴.
- ↑ کمال الدین، ص۲۶۶؛ عیون اخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۶۵؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۲۱؛ بشارة المصطفی، ص۱۷۷؛ إثبات الهداة ج۲، ص۱۹۳؛ الانصاف، ص۲۹۸ و ۳۱۴؛ امالی شیخ صدوق، ص۴۸۶.
- ↑ کفایة الاثر، ص۱۸؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲۴۳ و ج۲۵، ص۲۰۱؛ الانصاف، ص۱۵۹.
- ↑ کفایة الاثر، ص۲۹؛ إثبات الهداة، ج۲، ص۱۵۱ و۱۵۲ و۱۶۲؛ الانصاف، ص۱۴۰؛ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۱۵.
- ↑ تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۵۰۱.
- ↑ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۲۲.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۶۲؛ الانصاف، ص۲۰۵؛ کفایة الاثر، ص۹۹ و ۱۰۰ و ۱۰۴؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۱۹.
- ↑ الإنصاف، ص۴۰۳.
- ↑ کفایة الاثر، ص۱۱۳، اثبات الهداة، ج۲، ص۱۶۴؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ۳۲۳؛ الانصاف، ص۱۶۴.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۵۹ و ۱۶۵ و ۱۶۶؛ کفایة الاثر، ص۱۲۴؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۵۳۶ و ج۳۶، ص۳۲۸؛ الانصاف، ص۱۲۷ و ۱۵۹.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۶۸ و ۳۳۲؛ کفایة الاثر، ص۱۵۱؛ غیبت نعمانی، ص۹۳، باب ۴؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۳۵.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۶۳.
- ↑ الانصاف، ص۱۶۲ و ۲۴۱؛ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۶۷؛ کفایة الاثر، ص۱۳۵؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۳۱.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۷۴ و ۲۳۰؛ کفایة الاثر، ص۷۶ و ۱۸۲ و ۱۸۶؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۱۱.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۸۴؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۸۲۹؛ عوالم العلوم، ج۱۹، ص۳۲.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۲۴۳.
- ↑ الإنصاف، ص۲۳۱ و ۳۶۴؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۰۴؛ کفایة الاثر، ص۴۵.
- ↑ الانصاف، ص۴۲۹ و ۳۷۸.
- ↑ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۸۲.
- ↑ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۵۵.
- ↑ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۶۸.
- ↑ کنزالفوائد، ص۱۶۲؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴.
- ↑ ر. ک: نفحات الأزهار، سیدعلی حسینی میلانی؛ الهیات، جعفر سبحانی، ج۳، مبحث عصمت.
- ↑ ر. ک: نهج البلاغه، خطبههای: ۲ و ۷۸ و ۹۳ و ۹۴ و ۱۰۰ و ۱۰۹ و ۱۴۴ و ۱۴۷ و ۱۵۲ و ۱۵۴ و۱۶۱ و ۲۳۹.
- ↑ الانصاف فی النص علی الأئمة الاثنی، ص۳۰۴؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲۸۱.
- ↑ الخصال، ج۱، ص۱۳۹ و ج۲، ص۶۰۸؛ علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۳ و ۵۲؛ کتاب سلیم، ج۲، ۸۸۴؛ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۷۹ و ۲۰۰ و ج۷۲، ص۳۳۸ و ج۲۵، ص۲۰۰ و ج۱۰، ص۲۲۷؛ وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۳۰؛ اثبات الهداة، ج۲، ۳۳۵؛ نورالثقلین، ج۱، ص۵۰۱.
- ↑ الغارات، ج۱، ص۱۹۵ و ۲۰۴.
- ↑ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۰.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۶۵ و ج۹، ص۶۴.
- ↑ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۰.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۶۴.
- ↑ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۱.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۷.
- ↑ اثبات الهداة، ج۴، ص۱۱؛ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۶۵؛ کفایة الاثر، ص۲۲۲.
- ↑ کتاب سلیم، ج۲، ص۶۷۸.
- ↑ بحارالأنوار، ج۳۰، ص۳۰۶.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۷۴.
- ↑ کافی، ج۱، ص۱۹۱ و ۱۹۰؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۴۰.
- ↑ «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۸۹.
- ↑ کنزالفوائد، ص۱۶۲؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۳.
- ↑ أمالی صدوق، ص۳۸۴؛ عیون الأخبار، ج۲، ص۲۶؛ معانی الأخبار، ص۳۰۳؛ اعتقادات الإمامیة، ص۱۰۵؛ أمالی مفید، ص۹۵؛ أمالی طوسی، ص۴۲۷؛ إعلام الوری، ص۱۴۹؛ مناقب، ج۳، ص۳۲۵؛ کشف الغمة، ج۱، ص۴۶۷.
- ↑ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۷۲؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۱۲؛ تحف العقول، ص۱۶۸.
- ↑ أمالی طوسی، ص۵۶۲؛ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۵۲.
- ↑ هدایة الأمة، ج۱، ص۱۷؛ تفسیرالبرهان، ج۴، ص۴۴۴؛ کفایة الاثر، ص۱۵۶؛ الجواهرالسنیة، ص۵۵۸؛ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۶۹؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۳۷ و ۳۴۲ و ۳۴۸.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۷۲.
- ↑ کفایة الاثر، ص۳۰۴.
- ↑ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۸۴؛ الانصاف، ص۹۸؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۶۱.
- ↑ «بیگمان این قرآن به آیین استوراتر رهنمون میگردد» سوره اسراء، آیه ۹.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴؛ معانی الأخبار، ص۱۳۱ و۱۳۲؛ نوادر الأخبار، ص۱۱۶.
- ↑ هدایة الأمة، ج۱، ص۳۲؛ تفسیر البرهان، ج۳، ص۲۲۷؛ کفایة الاثر، ص۲۶۶؛ الانصاف، ص۴۱۶؛ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۴۹؛ عوالم العلوم، ج۲۰، ص۵۰؛ اثبات الهداة، ج۲، ص۱۸۳.
- ↑ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۷۶: «إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ عَصَمَنَا اللَّهُ مِنْ أَنْ نَكُونَ مَفْتُونِينَ أَوْ فَاتِنِينَ أَوْ مُفْتَنِينَ أَوْ كَذَّابِينَ أَوْ كَاهِنِينَ أَوْ سَاحِرِينَ أَوْ عَائِفِينَ أَوْ خَائِنِينَ أَوْ زَاجِرِينَ أَوْ مُبْتَدِعِينَ أَوْ مُرْتَابِينَ أَوْ صَادِفِينَ عَنِ الْحَقِّ مُنَافِقِينَ».
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۶۱.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹: «هُمُ الْمَعْصُومُونَ الْمُطَهَّرُونَ الَّذِينَ لَا يُذْنِبُونَ وَ لَا يَعْصُونَ وَ هُمُ الْمُؤَيَّدُونَ الْمُوَفَّقُونَ الْمُسَدَّدُونَ».
- ↑ «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
- ↑ علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۴.
- ↑ الفقیه، ج۲، ص۶۱۱؛ أصول ستة عشر، ص۱۲۱؛ عیون الأخبار، ج۲، ص۲۷۴؛ تهذیب، ج۶، ص۹۷ و ۴۶؛ مناقب، ج۲، ص۲۴۵؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۵۳۷؛ المزار الکبیر، ۵۲۷؛ کافی، ج۱، ۴۴۶. «إن الله اختارکم و فضلکم و طهرکم و عصمکم من الزلل و آمنکم من الفتن».
- ↑ «و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز میبردند» سوره نساء، آیه ۸۳.
- ↑ وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۲۰۰.
- ↑ «پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۵۸؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۰۳.
- ↑ توحید، ص۴۰۷؛ عیون الأخبار، ص۲۶۷ و ۲۶۸؛ نورالثقلین، ج۱، ص۵۰۰؛ خصال، ج۲، ص۱۵۴؛ اثبات الهدی، ج۲، ص۱۵۰.
- ↑ العدد قویة لدفع المخاوف الیومیة، ص۶۹.
- ↑ العدد قویة لدفع المخاوف الیومیة، ص۶۸.
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۰۴؛ غیبت نعمانی، ص۲۲۷.
- ↑ اصول کافی، ج۱، ص۲۰۴؛ مرآة العقول، ج۲، ص۴۰۰.
- ↑ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۲۲.
- ↑ «و هر گزندی به شما برسد از کردار خود شماست و او از بسیاری (از گناهان شما نیز) در میگذرد» سوره شوری، آیه ۳۰.
- ↑ کافی، ج۲، ص۴۵۰؛ نورالثقلین، ج۴، ص۵۸۱؛ تفسیرالقمی، ج۲، ص۲۷۷؛ تفسیرالبرهان، ج۴، ص۸۲۶؛ مرآة العقول، ص۳۴۶ و ۳۴۹.
- ↑ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۸۱.
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۶۹؛ اعلام الوری، ج۱، ص۵۳۵؛ اثبات الهداة، ج۵، ص۳۷۴، باب ۵۳؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۹۸.
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۷۲.
- ↑ کافی، ج۱، ص۴۸۰.
- ↑ کافی، ج۱، ص۲۰۰ و ۲۰۳.
- ↑ عیون الأخبار، ص۲۱۹؛ أمالی صدوق، ص۳۴۷؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۳؛ اثبات الهداة، ج۲، ص۵۶ و ۱۰۶.
- ↑ الفقیه، ج۲، ص۶۱۱؛ مفتاح الجنان، ص۲۹۷؛ بحارالأنوار، ج۹۹، ص۱۲۸؛ مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۴۱۹؛ المزار الکبیر، ص۵۲۶.
- ↑ منتخب الأنوار، ص۱۴۳.
- ↑ الاحتجاج، ج۲، ص۴۶۸؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۸۲.
- ↑ کافی، ج۳، ص۱۶۵ تا ۱۷۲.
- ↑ مناقب آل أبیطالب، ج۱، ص۲۵۳: «يَلِيَ وِلَادَتَهُ وَ وَفَاتَهُ مَعْصُومٌ».
- ↑ «من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ «شرک، ستمی سترگ است» سوره لقمان، آیه ۱۳.
- ↑ خصال، ج۱، ص۱۴۹؛ تفسیرالقمی، ص۴۸۹؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۹؛ الإختصاص، ص۲۲؛ أمالی صدوق، ۲۴۰ و ۲۴۱؛ کنزالفوائد، ص۳۴.
- ↑ سلیمانیان، مصطفی، مقامات امامان، ص ۲۲۳-۲۴۰.
- ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۹۴؛ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۱۳۲؛ میزان الحکمه، ج۳، ص۱۹۹۷.
- ↑ «و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.
- ↑ معانی الاخبار، ص۱۳۲؛ بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۹۰-۱۹۱؛ میزان الحکمه، ج۳، ص۱۹۹۷.
- ↑ میزان الحکمه، ج۳، ص۲۰۰۰؛ بحارالانوار، ج۳۸، ص۶۲-۶۳، ح۲۵، ص۱۹۴.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۸، ص۶۲-۶۳.
- ↑ ر. ک: معانی الأخبار، ص۱۳۲؛ میزان الحکمه، ج۳، ص۱۹۹۷؛ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴.
- ↑ ﴿وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً * فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ﴾ «و شما گونههای سهگانه خواهید بود * (یکی) خجستگان، و خجستگان کیستند؟ * و (دیگر) ناخجستگان، و ناخجستگان کیستند؟ * و (سوم) پیشتازان پیشتاز * آنانند که نزدیکان (به خداوند) اند» سوره واقعه، آیه ۷-۱۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۱۵.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۱۶.
- ↑ «از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است» سوره اسراء، آیه ۸۵.
- ↑ اصول کافی، جلد ۲، ص۱۸-۱۹.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴ و ج۳۸، ص۶۵؛ معانی الأخبار، ص۱۳۲؛ میزان الحکمة، ج۳، ص۱۹۹۷.
- ↑ مستفیض و مشهور، به روایاتی گفته میشود که تعداد راویانش زیاد باشد، ولی به حد تواتر نرسد (محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، جزء ۳، ص۱۶۳).
- ↑ صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۵۰-۵۵.
- ↑ عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۲، ص۵۰۹.
- ↑ عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۳، ص۲۳۳.
- ↑ عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۴، ص۴۹۳.
- ↑ عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۴۳۶.
- ↑ عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۱۲.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.
- ↑ عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۶، ص۳۴۲.
- ↑ عبدالواحد بن محمد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص۲۲۱.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۰۷ و ۲۲۷.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۸۲.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۸۸، باب ۲۲، حدیث۴۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۵.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۳۵.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۷۵.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۰۲.
- ↑ سید بن طاووس، الاقبال، ج۱، ص۱۴۲.
- ↑ لوح فشرده جامع احادیث نور ۲، ماده تَعْصِمنِي و اعْصِمْنِي.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۴۶.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۲.
- ↑ محمود بن عمر زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۲، ص۳۶۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۹، ص۳۶۶.
- ↑ علی ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۲۴۹.
- ↑ علی ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۲۴۹.
- ↑ نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹، ص۲۱۳.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۲۷.
- ↑ صحیفه سجادیه، دعای۱۶.
- ↑ صحیفه سجادیه، دعای۴۷.
- ↑ ابراهیم کفعمی، البلد الامین، ج۱، ص۳۱۵.
- ↑ ر. ک: شیخ طوسی، الاستبصار، ج۳، ابواب الطلاق، ص۳۰۸ - ۳۳۶.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۳۲۹.
- ↑ نهج البلاغه، ص۵۳۵، حکمت ۳۴۵.
- ↑ سیدجعفر شهیدی، شرح نهج البلاغه، ص۴۲۲.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۹، ص۲۶۰.
- ↑ نهج البلاغه، ص۱۹۷.
- ↑ مینایی، بهروز، اندیشه کلامی عصمت، ص ۷۰-۷۶.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۰.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۰.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۶۴.
- ↑ «و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.
- ↑ ر. ک: شیخ صدوق، معانی الاخبار، باب معنی عصمة الامام، ص۱۳۲.
- ↑ «و هر گزندی به شما برسد از کردار خود شماست» سوره شوری، آیه ۳۰.
- ↑ ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۲۷؛ شیخ طوسی، التهذیب الاحکام، ج۶، ص۹۷.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۲۷.
- ↑ ﴿... حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ * رُدُّوهَا عَلَيَّ...﴾ «... تا (از دیدگانش) پنهان شدند * آنها را نزد من بازگردانید!.».. سوره ص، آیه ۳۲-۳۳.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۱۰۳، به نقل از: فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۶، ص۳۷۴؛ ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ج۱، ص۳۰۵.
- ↑ ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۱، ص۸۲.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۷، ص۳۰۷.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۹، ص۶۷.
- ↑ مینایی، بهروز، اندیشه کلامی عصمت، ص ۶۴-۷۰.
- ↑ مناوی، فیض القدیر، ج۳، ص۱۸ و ۱۹.
- ↑ مقاله «عصمت ائمه و استغفار از گناه»، موسوعه رد شبهات ج۱۷ ص ۱۲۹.
- ↑ خزاز رازی، کفایة الاثر، ص۱۲۴.
- ↑ خزاز رازی، کفایة الاثر، ص۲۹.
- ↑ «امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۹.
- ↑ «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْقَاسِمُ بْنُ الْعَلَاءِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ مُسْلِمٍ»؛ (شیخ صدوق، معانی الأخبار، ج۲، ص۶۷۵).
- ↑ مجلسی، مرآة العقول، ج۲، ص۴۰۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۹.
- ↑ مجلسی، مرآة العقول، ج۳، ص۱۶۰.
- ↑ «بیگمان این قرآن به آیین استوراتر رهنمون میگردد» سوره اسراء، آیه ۹.
- ↑ صدوق، معانی الاخبار، ص۱۳۲.
- ↑ «پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
- ↑ صدوق، الخصال، ج۱، ص۳۱۰.
- ↑ خزاز رازی، کفایة الاثر، ص۱۵۱.
- ↑ مقاله «عصمت ائمه و استغفار از گناه»، موسوعه رد شبهات ج۱۷ ص ۱۳۰.