جز
جایگزینی متن - 'سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»' به 'سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»'
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = توحید | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==ادله توحید== ===فطرت=== بنابر ادله و منابع دینی، خداشناسی امری فطری است. خداوند متعال با فضل و احسان خویش، فطرت همه آدمیان را به معرفت خویش سرشته اس...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»' به 'سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
در این معرفت فطری، معرفت به [[توحید]] و [[یگانگی خداوند]] نیز جای گرفته است. خداوند خود را [[خدای یگانه]] به آدمیان شناسانیده است و متعلَّق معرفت فطری، خدای واحد است و ناگزیر تذکر و توجه به این معرفت فطری، توجه به خدای یگانه است؛ چنان که در کتاب توحید به نقل از [[ابوهاشم جعفری]] آمده است: | در این معرفت فطری، معرفت به [[توحید]] و [[یگانگی خداوند]] نیز جای گرفته است. خداوند خود را [[خدای یگانه]] به آدمیان شناسانیده است و متعلَّق معرفت فطری، خدای واحد است و ناگزیر تذکر و توجه به این معرفت فطری، توجه به خدای یگانه است؛ چنان که در کتاب توحید به نقل از [[ابوهاشم جعفری]] آمده است: | ||
از [[امام جواد]]{{ع}} پرسیدم: «معنای واحد چیست؟» فرمود: «آنکه همگان بر یگانگیاش متفقند؛ همچنان که خداوند – عزوجل - میفرماید و اگر از ایشان بپرسی چه کسی [[آسمانها]] و [[زمین]] را [[آفریده]] است، بیگمان خواهند گفت: [[خدا]]»<ref>التوحید، ص٨٣، ح٢.</ref>. | از [[امام جواد]]{{ع}} پرسیدم: «معنای واحد چیست؟» فرمود: «آنکه همگان بر یگانگیاش متفقند؛ همچنان که خداوند – عزوجل - میفرماید و اگر از ایشان بپرسی چه کسی [[آسمانها]] و [[زمین]] را [[آفریده]] است، بیگمان خواهند گفت: [[خدا]]»<ref>التوحید، ص٨٣، ح٢.</ref>. | ||
در روایتی [[حضرت امیر]]{{ع}} فطری بودن توحید را چنین بیان کرده است: «بیگمان بهترین وسیلهای که جویندگان بدان چنگ میزنند و به [[خدای سبحان]] [[متوسل]] میشوند... کلمه [[اخلاص]] است که همان فطرت الهی است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله | در روایتی [[حضرت امیر]]{{ع}} فطری بودن توحید را چنین بیان کرده است: «بیگمان بهترین وسیلهای که جویندگان بدان چنگ میزنند و به [[خدای سبحان]] [[متوسل]] میشوند... کلمه [[اخلاص]] است که همان فطرت الهی است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۲.</ref>. | ||
===[[هماهنگی]] و [[وحدت]] [[تدبیر]]=== | ===[[هماهنگی]] و [[وحدت]] [[تدبیر]]=== | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} نیز، که پرورش یافته [[مکتب]] [[قرآن]] است، از سویی، برخی [[اسرار]] [[آفرینش زمین]]، [[آسمان]]، [[کوهها]]<ref>برای نمونه بنگرید به: نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸، ۸۷، ۱.</ref> و... را باز میگوید و از سوی دیگر [[تذکر]] میدهد که [[آفریدگار]] همه [[آفریدگان]] [[خدای یگانه]] [[متعال]] است. از جمله در [[خطبه ۱۸۵]] میفرماید: | [[امیر مؤمنان]]{{ع}} نیز، که پرورش یافته [[مکتب]] [[قرآن]] است، از سویی، برخی [[اسرار]] [[آفرینش زمین]]، [[آسمان]]، [[کوهها]]<ref>برای نمونه بنگرید به: نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸، ۸۷، ۱.</ref> و... را باز میگوید و از سوی دیگر [[تذکر]] میدهد که [[آفریدگار]] همه [[آفریدگان]] [[خدای یگانه]] [[متعال]] است. از جمله در [[خطبه ۱۸۵]] میفرماید: | ||
اگر راههای [[تفکر]] را در [[پیشگیری]] تا به ژرفای تفکر خویش برسی، اندیشهات تو را به یکتایی آفریدگار میرساند؛ زیرا درخواهی یافت که آفریننده مورچه، همان آفریدگار [[نخل]] است و در خواهی یافت که همه موجودات ریز و درشت، لطیف و غلیظ و [[ضعیف]] و [[قوی]]، همه در [[خلقت]] بسان یکدیگرند. | اگر راههای [[تفکر]] را در [[پیشگیری]] تا به ژرفای تفکر خویش برسی، اندیشهات تو را به یکتایی آفریدگار میرساند؛ زیرا درخواهی یافت که آفریننده مورچه، همان آفریدگار [[نخل]] است و در خواهی یافت که همه موجودات ریز و درشت، لطیف و غلیظ و [[ضعیف]] و [[قوی]]، همه در [[خلقت]] بسان یکدیگرند. | ||
در [[حقیقت]]، [[هماهنگی]] موجودات [[جهان]] با یکدیگر، و دقت و [[استواری]] خلقت، [[نشانه]] [[حاکمیت]] قدرتی یگانه بر [[جهان هستی]] است.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله | در [[حقیقت]]، [[هماهنگی]] موجودات [[جهان]] با یکدیگر، و دقت و [[استواری]] خلقت، [[نشانه]] [[حاکمیت]] قدرتی یگانه بر [[جهان هستی]] است.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۳.</ref>. | ||
===فقدان نشانههای [[شریک]]=== | ===فقدان نشانههای [[شریک]]=== | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
وجود آثار و [[نشانهها]] بر پدیدآورنده آنها دلالت میکند. از اینرو، [[آدمی]] با دقت در [[مخلوقات]] و [[نظم]] و [[تدبیر]] [[حاکم]] بر آنها، به [[خالق]] و [[صانع]] این مخلوقات رهنمون میشود. حال، همین آثار و مخلوقات، گذشته از این که بر خالق [[گواهی]] میدهند، بر [[یگانگی]] خالق نیز دلالت دارند؛ زیرا چنانکه در [[برهان]] پیش گذشت، نظم و [[هماهنگی]] مخلوقات، خبر از خدای واحد میدهد و جز مخلوقات موجود، مخلوقات و آثاری دیگر در میان نیست تا بر خالقی دیگر دلالت کنند. | وجود آثار و [[نشانهها]] بر پدیدآورنده آنها دلالت میکند. از اینرو، [[آدمی]] با دقت در [[مخلوقات]] و [[نظم]] و [[تدبیر]] [[حاکم]] بر آنها، به [[خالق]] و [[صانع]] این مخلوقات رهنمون میشود. حال، همین آثار و مخلوقات، گذشته از این که بر خالق [[گواهی]] میدهند، بر [[یگانگی]] خالق نیز دلالت دارند؛ زیرا چنانکه در [[برهان]] پیش گذشت، نظم و [[هماهنگی]] مخلوقات، خبر از خدای واحد میدهد و جز مخلوقات موجود، مخلوقات و آثاری دیگر در میان نیست تا بر خالقی دیگر دلالت کنند. | ||
از آثار [[خداوند]] که [[حضرت علی]]{{ع}} نیز از آنها سخن گفته است، [[ارسال رسولان]] است. با توجه به اینکه [[پیامبران]] از خدای واحد خبر میدهند و وجود خدای دیگری را [[نفی]] میکنند، اگر خدایی دیگر در میان باشد، پیامبران کاذب خواهند بود! در حالی که [[صداقت]] پیامبران از [[حقایق]] ضروری است. اگر کسی بگوید: ممکن است [[جهان]]، [[آفریده]] چند خالق باشد و آنان در تدبیر جهان با یکدیگر به توافق رسیده و مثلا قلمرو خویش را مشخص کرده باشند، در پاسخ میگوییم: این فرض، بر [[نقص]] و محدودیت [[خدایان]] فرض شده گواهی میدهد و نقص و محدودیت از صفات مخلوقات است و خالق دارای چنین صفاتی نیست.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله | از آثار [[خداوند]] که [[حضرت علی]]{{ع}} نیز از آنها سخن گفته است، [[ارسال رسولان]] است. با توجه به اینکه [[پیامبران]] از خدای واحد خبر میدهند و وجود خدای دیگری را [[نفی]] میکنند، اگر خدایی دیگر در میان باشد، پیامبران کاذب خواهند بود! در حالی که [[صداقت]] پیامبران از [[حقایق]] ضروری است. اگر کسی بگوید: ممکن است [[جهان]]، [[آفریده]] چند خالق باشد و آنان در تدبیر جهان با یکدیگر به توافق رسیده و مثلا قلمرو خویش را مشخص کرده باشند، در پاسخ میگوییم: این فرض، بر [[نقص]] و محدودیت [[خدایان]] فرض شده گواهی میدهد و نقص و محدودیت از صفات مخلوقات است و خالق دارای چنین صفاتی نیست.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۴.</ref>. | ||
==شرطهای [[توحید]]== | ==شرطهای [[توحید]]== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
===تشبیه ناپذیری=== | ===تشبیه ناپذیری=== | ||
شرط تحقق معنا و [[حقیقت توحید]]، نفی هرگونه مثل، نظیر و شبیه برای [[ذات اقدس الهی]] است. این شرط را میتوان در [[گفتار حضرت علی]]{{ع}} باز یافت که همواره بر آن پای میفشارد؛ مثلاً در جایی میفرماید: «آنکه از [[آفریدگان]] جدا است و هیچ چیز مانند او نیست»<ref>التوحید، ص۳۲، ح۱.</ref>. در جایی دیگر میفرماید: «نظیر و شبیهی برای [[خدا]] نیست تا همسانش باشد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ١٨١.</ref>. و در جایی دیگر میفرماید: «یگانهای است که همچون دیگر چیزها نیست»<ref>التوحید، ص۸۳.</ref>. همچنین میفرماید: «بر وجود خویش به نیروی خلقتش [[گواه]] است و بر [[ازلیت]] خویش به حدوث آفریدگانش گواه است و بر همسان ناپذیریاش به [[همسانی]] آفریدگان»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۲.</ref>. این گفتار گوهرین [[حضرت امیر]]{{ع}} بدین معنا است که [[خداوند]] از هرگونه همسانی و شباهتی با آفریدگان به دور است و همه اشیا از آن رو که حادثند، ناگزیر پدیدآورندهای میخواهند. پس همه آنها در [[نیازمندی]] به پدیدآورنده، همسانند؛ ولی چون [[حقیقت]] [[باری تعالی]] [[ازلی]] و [[غنی]] است، نیازی به پدیدآورنده ندارد. اینک، در پایان توضیح خویش به گفتاری دیگر از آن [[امام]] مینگریم که میفرماید: «خداوند را همسانی نیست تا آنچه میآفریند، مانندش باشد. او همواره نزد خداشناسان، از اشباه و اضداد پیراسته است»<ref>التوحید، ص۵۰، ح۱۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله | شرط تحقق معنا و [[حقیقت توحید]]، نفی هرگونه مثل، نظیر و شبیه برای [[ذات اقدس الهی]] است. این شرط را میتوان در [[گفتار حضرت علی]]{{ع}} باز یافت که همواره بر آن پای میفشارد؛ مثلاً در جایی میفرماید: «آنکه از [[آفریدگان]] جدا است و هیچ چیز مانند او نیست»<ref>التوحید، ص۳۲، ح۱.</ref>. در جایی دیگر میفرماید: «نظیر و شبیهی برای [[خدا]] نیست تا همسانش باشد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ١٨١.</ref>. و در جایی دیگر میفرماید: «یگانهای است که همچون دیگر چیزها نیست»<ref>التوحید، ص۸۳.</ref>. همچنین میفرماید: «بر وجود خویش به نیروی خلقتش [[گواه]] است و بر [[ازلیت]] خویش به حدوث آفریدگانش گواه است و بر همسان ناپذیریاش به [[همسانی]] آفریدگان»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۲.</ref>. این گفتار گوهرین [[حضرت امیر]]{{ع}} بدین معنا است که [[خداوند]] از هرگونه همسانی و شباهتی با آفریدگان به دور است و همه اشیا از آن رو که حادثند، ناگزیر پدیدآورندهای میخواهند. پس همه آنها در [[نیازمندی]] به پدیدآورنده، همسانند؛ ولی چون [[حقیقت]] [[باری تعالی]] [[ازلی]] و [[غنی]] است، نیازی به پدیدآورنده ندارد. اینک، در پایان توضیح خویش به گفتاری دیگر از آن [[امام]] مینگریم که میفرماید: «خداوند را همسانی نیست تا آنچه میآفریند، مانندش باشد. او همواره نزد خداشناسان، از اشباه و اضداد پیراسته است»<ref>التوحید، ص۵۰، ح۱۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۵.</ref>. | ||
===توصیفناپذیری=== | ===توصیفناپذیری=== | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
به نقل [[امام صادق]]{{ع}}، [[حضرت امیر]]{{ع}} در [[مسجد کوفه]] سخن میگفت که مردی به پاخاست و گفت: «یا [[امیرمؤمنان]]، خدا را برای ما وصف کن تا [[محبت]] و معرفت ما بدو افزون گردد». حضرت [[خشمناک]] شده، فرمودند: {{متن حدیث|الصَّلَاةَ جَامِعَةً}}. [[مردم]] گرد آمدند و [[مسجد]] آکنده از [[جمعیت]] شد. حضرت [[خشمگین]] و برافروخته بر [[منبر]] شد. [[حمد]] [[خدای سبحان]] به جای آورد و بر [[پیامبر]] [[درود]] فرستاد. سپس فرمود: | به نقل [[امام صادق]]{{ع}}، [[حضرت امیر]]{{ع}} در [[مسجد کوفه]] سخن میگفت که مردی به پاخاست و گفت: «یا [[امیرمؤمنان]]، خدا را برای ما وصف کن تا [[محبت]] و معرفت ما بدو افزون گردد». حضرت [[خشمناک]] شده، فرمودند: {{متن حدیث|الصَّلَاةَ جَامِعَةً}}. [[مردم]] گرد آمدند و [[مسجد]] آکنده از [[جمعیت]] شد. حضرت [[خشمگین]] و برافروخته بر [[منبر]] شد. [[حمد]] [[خدای سبحان]] به جای آورد و بر [[پیامبر]] [[درود]] فرستاد. سپس فرمود: | ||
ذات [[حق]] هیچگاه در ظرف [[اندیشه]] اندیشهمندان جای نمیگیرد. اندیشههای نافذ و [[افکار]] ژرف از رسیدن به کنه [[حضرت حق]] ناتوانند و حتی نمایهای از جلال و [[عظمت]] او به [[فکر]] و [[ذهن]] و [[قلب]] [[انسان]] راه نمییابد؛ زیرا او به فراچنگ [[قوای ادراکی]] [[آفریدگان]] محدود در نمیآید که او چیزی دیگر است و آفریدگان، چیزی دیگر. بیگمان هر چیز بسان چیزی است که همسان آن است؛ ولی آنچه [[همسانی]] ندارد، چگونه به چیزی شباهت مییابد<ref>التوحید، ص۵۲، ح۱۳. نیز ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۸۷.</ref>؟ | ذات [[حق]] هیچگاه در ظرف [[اندیشه]] اندیشهمندان جای نمیگیرد. اندیشههای نافذ و [[افکار]] ژرف از رسیدن به کنه [[حضرت حق]] ناتوانند و حتی نمایهای از جلال و [[عظمت]] او به [[فکر]] و [[ذهن]] و [[قلب]] [[انسان]] راه نمییابد؛ زیرا او به فراچنگ [[قوای ادراکی]] [[آفریدگان]] محدود در نمیآید که او چیزی دیگر است و آفریدگان، چیزی دیگر. بیگمان هر چیز بسان چیزی است که همسان آن است؛ ولی آنچه [[همسانی]] ندارد، چگونه به چیزی شباهت مییابد<ref>التوحید، ص۵۲، ح۱۳. نیز ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۸۷.</ref>؟ | ||
این بحث را با [[کلامی]] از [[امام]] درباره [[نفی]] هرگونه تصور و توهم - که گونهای وصف کردن است - به پایان میبریم: {{متن حدیث|التَّوْحِيدُ أَنْ لَا تَتَوَهَّمَهُ}}؛ «[[توحید]] آن است که [[خدا]] را در [[وهم]] نیاوری»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۷۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله | این بحث را با [[کلامی]] از [[امام]] درباره [[نفی]] هرگونه تصور و توهم - که گونهای وصف کردن است - به پایان میبریم: {{متن حدیث|التَّوْحِيدُ أَنْ لَا تَتَوَهَّمَهُ}}؛ «[[توحید]] آن است که [[خدا]] را در [[وهم]] نیاوری»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۷۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۶.</ref>. | ||
===[[بینونت]] و عدم سنخیت=== | ===[[بینونت]] و عدم سنخیت=== | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
مجموع روایاتی که در فصل شرطهای [[توحید]] و به ویژه در بحث [[نفی]] سنخیت گذشت و نیز [[احادیث]] فراوان دیگر، هماهنگ و همنوا، بر نفی سنخیت میان [[خدا]] و خلق [[گواهی]] میدهند. بر این اساس، نادرستی نظریه برخی عرفا در عینیت خالق و خلق و اینکه موجود [[حقیقی]]، منحصر در وجود لا [[شریک]] است و آنچه متکثر دیده میشود، ظهورات و در [[حقیقت]] عین او است، آشکار میگردد. [[ابن عربی]] در [[فصوص الحکم]] میگوید: «[[عارف]] کسی است که [[خدا]] را در همه چیز، بلکه عین همه چیز میبیند»<ref>قیصری، داوود، شرح فصوص الحکم، ص۴۳۶.</ref>. همو در جایی دیگر مینویسد: «[[منزه]] است کسی که اشیا را آشکار ساخته است و خود عین آنها است»<ref>ابن عربی، محیی الدین، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۶۰۴.</ref>. صدرالدین شیرازی نیز میگوید: | مجموع روایاتی که در فصل شرطهای [[توحید]] و به ویژه در بحث [[نفی]] سنخیت گذشت و نیز [[احادیث]] فراوان دیگر، هماهنگ و همنوا، بر نفی سنخیت میان [[خدا]] و خلق [[گواهی]] میدهند. بر این اساس، نادرستی نظریه برخی عرفا در عینیت خالق و خلق و اینکه موجود [[حقیقی]]، منحصر در وجود لا [[شریک]] است و آنچه متکثر دیده میشود، ظهورات و در [[حقیقت]] عین او است، آشکار میگردد. [[ابن عربی]] در [[فصوص الحکم]] میگوید: «[[عارف]] کسی است که [[خدا]] را در همه چیز، بلکه عین همه چیز میبیند»<ref>قیصری، داوود، شرح فصوص الحکم، ص۴۳۶.</ref>. همو در جایی دیگر مینویسد: «[[منزه]] است کسی که اشیا را آشکار ساخته است و خود عین آنها است»<ref>ابن عربی، محیی الدین، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۶۰۴.</ref>. صدرالدین شیرازی نیز میگوید: | ||
این چنین پروردگارم مرا با [[برهان]] آسمانی به [[صراط مستقیم]] راه نمود که وجود و موجود و آنچه هست منحصر در یک حقیقت است و... در دار حقیقت موجودی جز [[خداوند]] نیست. آنچه در عالم وجود، غیر [[واجب]] [[معبود]]، به نظر میآید، تنها عبارت از ظهور ذات و تجلی صفات او است که در حقیقت، آن هم عین ذات او است؛ چنانکه در لسان عرفا بر این حقیقت تصریح شده است<ref>صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا)، الأسفار الأربعه، ج۲، ص۲۹۲.</ref>. | این چنین پروردگارم مرا با [[برهان]] آسمانی به [[صراط مستقیم]] راه نمود که وجود و موجود و آنچه هست منحصر در یک حقیقت است و... در دار حقیقت موجودی جز [[خداوند]] نیست. آنچه در عالم وجود، غیر [[واجب]] [[معبود]]، به نظر میآید، تنها عبارت از ظهور ذات و تجلی صفات او است که در حقیقت، آن هم عین ذات او است؛ چنانکه در لسان عرفا بر این حقیقت تصریح شده است<ref>صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا)، الأسفار الأربعه، ج۲، ص۲۹۲.</ref>. | ||
معنای چنین نظریههایی در باب [[توحید]] و نسبت [[خالق]] و مخلوق، همانا سنخیت و [[نفی]] [[بینونت]] خدا و [[خلق]] است و حال آنکه توحید از نظر [[امام علی]]{{ع}} به معنای نفی شریک و شبیه و تجزیه است و اساس و پایه همه اینها، نفی سنخیت میان خالق و مخلوق است، تا چه رسد به [[وحدت]] و عینیت خالق و مخلوق<ref>ر.ک: تهرانی، جواد، عارف و صوفی چه میگویند؛ توحید الإمامیه؛ تنبیهات حول المبدأ والمعاد.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله | معنای چنین نظریههایی در باب [[توحید]] و نسبت [[خالق]] و مخلوق، همانا سنخیت و [[نفی]] [[بینونت]] خدا و [[خلق]] است و حال آنکه توحید از نظر [[امام علی]]{{ع}} به معنای نفی شریک و شبیه و تجزیه است و اساس و پایه همه اینها، نفی سنخیت میان خالق و مخلوق است، تا چه رسد به [[وحدت]] و عینیت خالق و مخلوق<ref>ر.ک: تهرانی، جواد، عارف و صوفی چه میگویند؛ توحید الإمامیه؛ تنبیهات حول المبدأ والمعاد.</ref>.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۵۹.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله | # [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)|مقاله «توحید»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||