یزید بن معاویه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۶: خط ۲۶:


[[ابن‌طباطبایی]] داستانی را در این زمینه نقل می‌کند که نشان‌دهنده [[سقوط]] [[حاکم]] [[حکومت اسلامی]] است.<ref>ر. ک: الفخری فی الأدااب السلطانیه و الدول الاسلامیه، ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ قمری، ص۵۹؛</ref> [[یزید]] عشرت‌ طلبی‌ و شراب‌خوارگی‌ را عیب‌ نمی‌دانست‌ که‌ نیازی‌ به‌ پرده‌پوشی‌ داشته‌ باشد و تفاوتش‌ با پدرش‌ معاویه‌ این‌ بود که‌ معاویه‌ تمامی‌ لذت‌جویی‌ و عشرت‌ طلبی‌ را شبانه‌ و دور از چشم‌ دیگران ‌انجام‌ می‌داد. یزید [[نماز]] نمی‌خواند و نسبت به [[احکام دین]] و کتاب [[قرآن]] [[تعدی]] داشت.<ref>تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱- ۸۰ هجری، ج۵، ص۲۷۴.</ref> او از [[آیین]] [[مسلمانی]] و [[فقه اسلامی]] چیزی نمی‌دانست و از [[تقوی]] که لازمه [[شغل]] [[زمامداری]] است، بی‌بهره بود.
[[ابن‌طباطبایی]] داستانی را در این زمینه نقل می‌کند که نشان‌دهنده [[سقوط]] [[حاکم]] [[حکومت اسلامی]] است.<ref>ر. ک: الفخری فی الأدااب السلطانیه و الدول الاسلامیه، ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ قمری، ص۵۹؛</ref> [[یزید]] عشرت‌ طلبی‌ و شراب‌خوارگی‌ را عیب‌ نمی‌دانست‌ که‌ نیازی‌ به‌ پرده‌پوشی‌ داشته‌ باشد و تفاوتش‌ با پدرش‌ معاویه‌ این‌ بود که‌ معاویه‌ تمامی‌ لذت‌جویی‌ و عشرت‌ طلبی‌ را شبانه‌ و دور از چشم‌ دیگران ‌انجام‌ می‌داد. یزید [[نماز]] نمی‌خواند و نسبت به [[احکام دین]] و کتاب [[قرآن]] [[تعدی]] داشت.<ref>تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، زرکلی، خیرالدین، بیروت: ۱۹۸۶ میلادی، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: ۱۴۲۴ قمری، حوادث و وفیات ۶۱- ۸۰ هجری، ج۵، ص۲۷۴.</ref> او از [[آیین]] [[مسلمانی]] و [[فقه اسلامی]] چیزی نمی‌دانست و از [[تقوی]] که لازمه [[شغل]] [[زمامداری]] است، بی‌بهره بود.
== [[خلافت]] ==
[[یزید]] ادعای جانشینی‌ خلفا‌ را داشت‌ و عنوان‌ خود را از جایگاه ایشان‌ به‌دست‌ آورده‌ بود و با برنامه‌ریزی‌ دقیق‌ معاویه‌ که‌ با فشارهای‌ نظامی‌ و بخشش‌ از [[بیت المال]] همراه‌ بود، پیش‌ از مردن‌ خود، راه‌ را برای‌ جانشینی‌ او هموار نموده‌ بود. از این‌ روی‌ پس‌ از مرگ‌ معاویه‌، یزید به‌ عنوان [[امیرالمؤمنین]] مورد خوش‌آمدگویی‌ و تهنیت‌ همه ولایات و‌ قبایل‌ قرار گرفت‌. همین‌ که یزید از حوارین به [[دمشق]] بازگشت خود را میان مردمی [[متملق]]، بی‌اراده، بی‌دین و از همه بدتر [[نادان]]، محصور دید و چون ولی‌عهدی‌ او زیر برق‌ سرنیزه‌ و درخشش‌ درهم‌ و [[دینار]] به‌ ملت‌ مسلمان‌ تحمیل‌ شده بود، بدون‌ تردید، [[افکار]] عمومی‌ متوجه‌ شخصیت‌های‌ بزرگی‌ شد که ‌لیاقت‌ خلافت‌ را داشتند و در میان‌ همه‌ آنان و در درجه‌ اول‌ [[امام حسین]] {{ع}} قرار داشت‌ که‌ علاوه‌ بر این‌ که‌ بزرگ‌ترین‌ شخصیت‌ از حیث‌ نَسَبی‌ با [[پیامبر]] {{صل}} بود؛ از نظر کفایت‌، درایت‌، بزرگواری‌، وسعت‌ نظر، بلندی‌ همت‌ و سایر صفاتی‌ که‌ برای‌ یک‌ زمامدارِ لایق‌ لازم‌ است‌، سرآمد دیگران بود و دوست‌ و دشمن‌ به‌ عظمت‌ شخصیت‌ بی‌نظیر او اعتراف‌ داشتند. به‌ همین‌ دلیل‌ بود که‌ یزید می‌خواست‌ برای‌ تثبیت‌ سلطنت‌ خود موافقت‌ اجباری‌ آن‌ [[حضرت]] را جلب‌ نماید. اما می‌دانست که امام حسین {{ع}} حاکمیتش‌ را تحت‌ هیچ‌ شرایطی‌ به‌ رسمیت‌ نمی‌شناسد. از این‌ رو تصمیم‌ گرفت‌ او را که‌ شاخص‌ترین‌ چهره‌ مخالف‌ حکومتش‌ بود، از میان‌ بردارد. اگر گِرد او را مشاورانی فهمیده گرفته بودند، مسلماً در روزهای نخستین [[حکومت]] چنان [[نامه]] [[تندی]] به [[حاکم]] [[مدینه]] نمی‌نوشت تا در پی آن چنان ماجراهای غم‌انگیزی اتفاق افتد.


== [[مرگ]] [[یزید]] ==
== [[مرگ]] [[یزید]] ==
۲۲۷٬۷۳۷

ویرایش