←اصلاحات علوی
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
وجود چنین [[انحرافی]] در جامعه اسلامی، خطر بزرگی بود و مانعی اساسی برای حرکت به سمت اهداف متعالی [[اسلام]] به ویژه [[عدالت اقتصادی]] به شمار میرفت. اسلام، [[دین]] [[هدایت]] [[جامعه]] به سوی [[رستگاری]] [[دنیا]] و [[آخرت]] است و برای هدایت جامعه و حرکت آن در این مسیر، دستورهای فراوانی در حوزههای گوناگون [[حیات انسان]] داده است. این [[دستورها]] بر [[جهانبینی]] خاصی [[استوار]] است و یکی از مهمترین اصول جهانبینی اسلام که ضمانت اجرای درونی برای تحقق آن دستورها به شمار میرود، وسیله بودن دنیا و [[هدف]] بودن آخرت است. اگر [[انسانها]] چنین بینشی داشته باشند، میتوانند [[اعمال]] و [[رفتار]] خود را بر اساس الگوهای پیشنهادی اسلام سامان دهند و در جهت تحقق عدالت اقتصادی در جامعه حرکت کنند. در این حالت میتوانند داراییهای خود را بدون [[انتظار]] منافع، [[قرض]] دهند، و [[بخشش]] و [[وقف]] و [[ایثار]] نمایند و با یکدیگر در جهت رفع [[مشکلات]] [[اقتصادی]] [[همکاری]] کنند. [[خمس]] و [[زکات]] دهند و [[ربا]] نگیرند و خلاصه، [[اسلامی]] رفتار کنند؛ اما در صورتی که دنیا را هدف بدانند و آخرت را به [[فراموشی]] بسپارند، رفتارهای خود را بر اساس الگوهایی که این [[بینش]] اقتضا میکند، سامان خواهند داد؛ در این صورت، [[لذتجویی]]، نفعپرستی، [[خودخواهی]] و [[مالدوستی]] که مظاهر دنیا پرستیاند، [[رباخواری]]، [[رشوهخواری]] و دستگیری نکردن از [[فقیران]] جامعه، انباشت [[ثروت]] و اعمالی از این قبیل را اقتضا میکنند و موجب پدید آمدن [[فقر]] و [[نابرابری]] در جامعه میشوند. این دو بینش متضاد، دو نظام رفتاری متضاد را نتیجه میدهد که اهداف متضادی را پی میگیرند<ref>[[سید حسین میرمعزی|میرمعزی، سید حسین]]، [[اصلاحات اقتصادی (مقاله)| مقاله «اصلاحات اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۴۵۷.</ref>. | وجود چنین [[انحرافی]] در جامعه اسلامی، خطر بزرگی بود و مانعی اساسی برای حرکت به سمت اهداف متعالی [[اسلام]] به ویژه [[عدالت اقتصادی]] به شمار میرفت. اسلام، [[دین]] [[هدایت]] [[جامعه]] به سوی [[رستگاری]] [[دنیا]] و [[آخرت]] است و برای هدایت جامعه و حرکت آن در این مسیر، دستورهای فراوانی در حوزههای گوناگون [[حیات انسان]] داده است. این [[دستورها]] بر [[جهانبینی]] خاصی [[استوار]] است و یکی از مهمترین اصول جهانبینی اسلام که ضمانت اجرای درونی برای تحقق آن دستورها به شمار میرود، وسیله بودن دنیا و [[هدف]] بودن آخرت است. اگر [[انسانها]] چنین بینشی داشته باشند، میتوانند [[اعمال]] و [[رفتار]] خود را بر اساس الگوهای پیشنهادی اسلام سامان دهند و در جهت تحقق عدالت اقتصادی در جامعه حرکت کنند. در این حالت میتوانند داراییهای خود را بدون [[انتظار]] منافع، [[قرض]] دهند، و [[بخشش]] و [[وقف]] و [[ایثار]] نمایند و با یکدیگر در جهت رفع [[مشکلات]] [[اقتصادی]] [[همکاری]] کنند. [[خمس]] و [[زکات]] دهند و [[ربا]] نگیرند و خلاصه، [[اسلامی]] رفتار کنند؛ اما در صورتی که دنیا را هدف بدانند و آخرت را به [[فراموشی]] بسپارند، رفتارهای خود را بر اساس الگوهایی که این [[بینش]] اقتضا میکند، سامان خواهند داد؛ در این صورت، [[لذتجویی]]، نفعپرستی، [[خودخواهی]] و [[مالدوستی]] که مظاهر دنیا پرستیاند، [[رباخواری]]، [[رشوهخواری]] و دستگیری نکردن از [[فقیران]] جامعه، انباشت [[ثروت]] و اعمالی از این قبیل را اقتضا میکنند و موجب پدید آمدن [[فقر]] و [[نابرابری]] در جامعه میشوند. این دو بینش متضاد، دو نظام رفتاری متضاد را نتیجه میدهد که اهداف متضادی را پی میگیرند<ref>[[سید حسین میرمعزی|میرمعزی، سید حسین]]، [[اصلاحات اقتصادی (مقاله)| مقاله «اصلاحات اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۴۵۷.</ref>. | ||
== | ===پردهبرداری از حقیقت دنیا در بینش اقتصادی=== | ||
[[حضرت امیر]] {{ع}} در [[خطبهها]] و سخنان فراوانی از [[حقیقت دنیا]] پرده برداشته، آثار مخرب [[هدف]] قرار دادن [[دنیا]] و دل بستن به آن را بیان میدارد و برای بیدار کردن [[مردم]] از [[خواب غفلت]] و یادآوری [[آخرت]]، خطبههای تکان دهندهای ایراد میفرماید. کسی که سخنان امام را مرور کند، متوجه میشود که حضرت در بیشتر سخنانش این [[بینش]] [[انحرافی]] را مستقیم یا غیرمستقیم طرح و آن را تخطئه و نکوهش میکند و در مقابل، بینش درست درباره دنیا و آخرت را توضیح میدهد. این [[خطبهها]] و سخنان، فراوانند که در این نوشتار به نقل نمونههایی بسنده میکنیم: دنیا، سرای فنا و [[رنج]] و دگرگونیها و عبرتها است. برای فنا است؛ زیرا که همواره کمان خود را به زه کرده، تیرهایش [[خطا]] نمیرود و زخمش بهبود نمییابد.... سرای رنج است؛ زیرا [[آدمی]] گرد آوَرَد آنچه را نمیخورد و بنا کند آنچه را که در آن سکنا نمیگزیند.... سرای دگرگونیها است؛ زیرا یکی را بینی که روزگاری بر [[نعمت]] و [[مال]] او [[رشک]] میبردند و امروز به بیچارگیاش ترحم میکنند و یکی را بینی که روزگاری بر بیچارگیاش ترحم میکردند و امروز بر نعمت و مالش رشک میبرند.... دنیا برای عبرتها است؛ زیرا [[انسان]] را آرزویی است و آن [[آرزو]] را رویاروی میبیند. به ناگاه [[مرگ]] در میرسد و آرزو را بر باد میدهد. نه دیگر آرزو فرا چنگ میآید و نه آرزومند از چنگ مرگ [[رهایی]] مییابد. | [[حضرت امیر]] {{ع}} در [[خطبهها]] و سخنان فراوانی از [[حقیقت دنیا]] پرده برداشته، آثار مخرب [[هدف]] قرار دادن [[دنیا]] و دل بستن به آن را بیان میدارد و برای بیدار کردن [[مردم]] از [[خواب غفلت]] و یادآوری [[آخرت]]، خطبههای تکان دهندهای ایراد میفرماید. کسی که سخنان امام را مرور کند، متوجه میشود که حضرت در بیشتر سخنانش این [[بینش]] [[انحرافی]] را مستقیم یا غیرمستقیم طرح و آن را تخطئه و نکوهش میکند و در مقابل، بینش درست درباره دنیا و آخرت را توضیح میدهد. این [[خطبهها]] و سخنان، فراوانند که در این نوشتار به نقل نمونههایی بسنده میکنیم: دنیا، سرای فنا و [[رنج]] و دگرگونیها و عبرتها است. برای فنا است؛ زیرا که همواره کمان خود را به زه کرده، تیرهایش [[خطا]] نمیرود و زخمش بهبود نمییابد.... سرای رنج است؛ زیرا [[آدمی]] گرد آوَرَد آنچه را نمیخورد و بنا کند آنچه را که در آن سکنا نمیگزیند.... سرای دگرگونیها است؛ زیرا یکی را بینی که روزگاری بر [[نعمت]] و [[مال]] او [[رشک]] میبردند و امروز به بیچارگیاش ترحم میکنند و یکی را بینی که روزگاری بر بیچارگیاش ترحم میکردند و امروز بر نعمت و مالش رشک میبرند.... دنیا برای عبرتها است؛ زیرا [[انسان]] را آرزویی است و آن [[آرزو]] را رویاروی میبیند. به ناگاه [[مرگ]] در میرسد و آرزو را بر باد میدهد. نه دیگر آرزو فرا چنگ میآید و نه آرزومند از چنگ مرگ [[رهایی]] مییابد. | ||