اقتصاد در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۶٬۱۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ سپتامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۱: خط ۷۱:


[[نظام اقتصادی]] اسلام تنها در صدد رفع نیازهای ضروری [[بشر]] نیست، بلکه [[رفاه عمومی]] و تأمین حیاتی آسان که در ضمن رشد و توسعه حاصل می‌شود را نیز مد نظر دارد: {{متن قرآن|وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چارپایان را آفرید که در (پوست) آنان برای شما گرما و سودهایی (دیگر) است و از آنها می‌خورید و شامگاهان که (آنها را) به آغل باز می‌گردانید و پگاهان که به چراگاه می‌برید برای شما در آنها زیبایی (نهفته) است. و بارهایتان را تا شهری می‌برند که جز با دشواری جانکاه بدان نمی‌رسیدید؛ بی‌گمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است. و نیز اسبان و استران و درازگوشان را (آفرید) تا سوارشان شوید و تا مایه آراستگی (باشند) و چیزهایی می‌آفریند که نمی‌دانید» سوره نحل، آیه ۵-۸.</ref> براساس این [[آیات]]، چهارپایان [[منافع]] فراوانی برای [[انسان‌ها]] همچون استفاده در مصارف خوراکی، پوششی و حمل و [[نقل]] دارند؛ همچنین [[زینت]] و شکوهی برای ایشان بوده و در کارهای [[مشقت]] بار، آنان را [[یاری]] می‌دهند. در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> نیز به صراحت [[حلیت]] بهره‌مندی از زینتهای [[خداوند]] و روزی‌های [[پاکیزه]] او بیان می‌شود. {{متن قرآن|زِينَةَ}} را به لباس‌های آراسته <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۳۸؛ زاد المسیر، ج ۳، ص ۱۸۹.</ref> و {{متن قرآن|الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ}} را به روزیهای لذتبخش و مورد علاقه [[تفسیر]] کرده‌اند،<ref>مفردات، ص ۵۲۷، "طیب"؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۳۸.</ref> با این حال گاه در آیاتی [[رفاه]] و [[افزایش نعمت]] موجب [[سرکشی]] و [[طغیان]] انسان‌ها دانسته شده: {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد، چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> که [[مخالفت]] [[قرآن]] با رفاه از آن تبادر می‌کند؛ اما در مقابل، [[وعده خداوند]] بر افزایش نعمت و [[برکات]] خویش در صورت [[پرهیزکاری]] و [[شکرگزاری]] بر این مهم دلالت دارد که بهره‌مندی از [[دنیا]] تا جایی که به سرمستی و رفاه زدگی و [[فراموشی]] خداوند نینجامد، مطلوب است: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref><ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
[[نظام اقتصادی]] اسلام تنها در صدد رفع نیازهای ضروری [[بشر]] نیست، بلکه [[رفاه عمومی]] و تأمین حیاتی آسان که در ضمن رشد و توسعه حاصل می‌شود را نیز مد نظر دارد: {{متن قرآن|وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چارپایان را آفرید که در (پوست) آنان برای شما گرما و سودهایی (دیگر) است و از آنها می‌خورید و شامگاهان که (آنها را) به آغل باز می‌گردانید و پگاهان که به چراگاه می‌برید برای شما در آنها زیبایی (نهفته) است. و بارهایتان را تا شهری می‌برند که جز با دشواری جانکاه بدان نمی‌رسیدید؛ بی‌گمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است. و نیز اسبان و استران و درازگوشان را (آفرید) تا سوارشان شوید و تا مایه آراستگی (باشند) و چیزهایی می‌آفریند که نمی‌دانید» سوره نحل، آیه ۵-۸.</ref> براساس این [[آیات]]، چهارپایان [[منافع]] فراوانی برای [[انسان‌ها]] همچون استفاده در مصارف خوراکی، پوششی و حمل و [[نقل]] دارند؛ همچنین [[زینت]] و شکوهی برای ایشان بوده و در کارهای [[مشقت]] بار، آنان را [[یاری]] می‌دهند. در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> نیز به صراحت [[حلیت]] بهره‌مندی از زینتهای [[خداوند]] و روزی‌های [[پاکیزه]] او بیان می‌شود. {{متن قرآن|زِينَةَ}} را به لباس‌های آراسته <ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۳۸؛ زاد المسیر، ج ۳، ص ۱۸۹.</ref> و {{متن قرآن|الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ}} را به روزیهای لذتبخش و مورد علاقه [[تفسیر]] کرده‌اند،<ref>مفردات، ص ۵۲۷، "طیب"؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۳۸.</ref> با این حال گاه در آیاتی [[رفاه]] و [[افزایش نعمت]] موجب [[سرکشی]] و [[طغیان]] انسان‌ها دانسته شده: {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد، چون خود را بی‌نیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref> که [[مخالفت]] [[قرآن]] با رفاه از آن تبادر می‌کند؛ اما در مقابل، [[وعده خداوند]] بر افزایش نعمت و [[برکات]] خویش در صورت [[پرهیزکاری]] و [[شکرگزاری]] بر این مهم دلالت دارد که بهره‌مندی از [[دنیا]] تا جایی که به سرمستی و رفاه زدگی و [[فراموشی]] خداوند نینجامد، مطلوب است: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«و اگر مردم آن شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزگاری می‌ورزیدند بر آنان از آسمان و زمین برکت‌هایی می‌گشودیم اما (پیام ما را) دروغ شمردند بنابراین برای آنچه می‌کردند آنان را فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۹۶.</ref><ref>[[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
==اقتصاد==
[[اسلام]] به مجموعه [[آموزه‌های وحیانی]] گفته می‌‌شود که در [[کتاب و سنت]] و [[سیره]] معتبر گرد آمده است و بر اساس [[حکم عقل]] هر [[انسان]] مؤمنی [[مکلف]] به [[تعبد]] بر اساس آن است. مجموعه‌ای که از آن به نام اسلام یاد می‌‌شود به همه ابعاد [[زندگی فردی]] و جمعی [[بشر]] توجه داشته؛ چنان که به همه مسایل مادی و [[دنیوی]] و نیز [[معنوی]] و [[اخروی]] بشر توجه دارد.
البته این مجموعه دارای دو دسته از اصول ثابت و متغیر است؛ چنان که دارای دو دسته آموزه‌های بنیادین و کالبدساز از سویی و آموزه‌های آرایه ساز و کیفیت بخش از سوی دیگر است. [[اجتهاد]] در مفهوم [[اسلامی]] به معنای [[شناسایی]] اصول ثابت از اصول متغیر، آموزه‌های کالبدساز از آموزه‌های زیباساز است. البته این بدان معنا نیست که ما می‌‌توانیم اصول متغیر یا آموزه‌های آرایه آفرین را نادیده بگیریم؛ زیرا نادیده گرفتن این اصول و آموزه‌های به معنای [[نقص]] در سازه‌ای است که از آن به نام اسلام مجسم و [[تمدنی]] یاد می‌‌شود. بنابراین،‌ لازم است تا [[رهبری جامعه اسلامی]] به عنوان [[مجتهد]] [[اسلام شناس]]، هر دو دسته از اصول و آموزه‌ها را شناسایی و بر پایه یک [[سیاست]] گزاری دقیق و [[برنامه‌ریزی]] زمانبندی شده، [[جامعه]] تمدنی اسلامی را در چارچوب کلیت اسلام تحقق بخشد.
[[اقتصاد]] در اسلام از جمله اصول ثابت و کالبدساز معرفی شده است؛ از این روست که در [[آموزه‌های اسلامی]] همواره – از جمله [[آیه]] ۳ [[سوره بقره]] – در کنار [[توحید]] و [[امور عبادی]] محض چون [[نماز]] قرار گرفته و حتی در آیه ۶۱ [[سوره هود]] به عنوان [[مأموریت]] اصلی بشر در [[زمین]] و علت انشاء و ایجاد انسان خاکی دانسته و معرفی شده است؛ چراکه [[هدف]] و [[فلسفه آفرینش]] بدون [[فعالیت‌های اقتصادی]] بشر در زمین شدنی نیست.
نویسنده در این مطلب بر آن شد تا ضمن بیان جایگاه و اهمیت اقتصاد در [[فرهنگ قرآنی]]، نقش آن را در ایجاد [[تمدن نوین اسلامی]] به عنوان یک [[اولویت]] بسیار مهم و اساسی بر اساس [[آموزه‌های قرآنی]] تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می‌‌گذرانیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی (مقاله)|نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی]].</ref>.
==[[اسلام]] جمع مجموعی و اولویت‌گذاری ها==
[[درک]] شرایط و [[مقتضیات زمان]]، از مهم‌ترین مولفه‌های [[جامعه پویا]] و زنده است. همان‌گونه که از مولفه‌های اساسی [[اجتهاد]] [[اسلامی]]، [[هنر]] درک و [[فهم]] شرایط و مقتضیات زمان و مکان و حل مسایل [[جامعه]] و [[مردم]] بر اساس ارجاع آنها به [[اصول اسلامی]] است و [[استنباط]] [[حکم]] است، هنر [[رهبری جامعه اسلامی]] نیز درک و فهم مقتضیات زمان و مکان و [[مدیریت جامعه]] در چارچوب اصول اسلامی و اولویت‌گذاری هاست.
هر چند که [[جامعه اسلامی]] بر مدار [[اصول عقاید]] و [[ایمان]] [[توحیدی]] شکل می‌‌گیرد و همواره اولویت‌های [[فرهنگی]] بر دیگر جنبه‌ها مقدم است؛ ولی می‌‌بایست توجه داشت که نگاه اسلام و [[قرآن]] به مسایل جامعه و [[نیازهای بشری]]،‌ نگاه طولی نیست؛ یعنی این گونه نیست که [[نماز]] اگر به عنوان ستون اسلام دانسته شده،‌ توجهی به [[روزه]] و یا [[انفاق]] و [[تولید ثروت]] نداشته باشیم؛ چراکه اسلام به معنای قراردادن همه قطعات در کنار هم و ایجاد شکلی به عنوان [[انسان]] متاله و ربانی و [[امت]] و جامعه اسلامی است.
بنابراین، اولویت گذاری‌ها تنها در چارچوب این امر معنا می‌‌یابد که [[قطعی]] یا اصلا دیده نشده یا به [[درستی]] در جای خود قرار نگرفته و یا کم‌تر از شان و اندازه آن برای آن جایگاه،‌ اعتبار و [[ارزش]] قایل شده ایم. بنابراین، اگر در [[روایات]] آمده است که [[اصول اسلام]] مثلا نماز و روزه و [[حج]] و [[جهاد]] و [[ولایت]] است؛ بدان معنا نیست که می‌‌توان یکی را برگزید و دیگران را نادیده گرفت؛ چراکه اینها همه مانند اجزاء و شرایط و ارکان و [[اذکار]] نماز می‌‌باشد که فقدان هر یک یا موجب عدم تحقق اصل نماز یا کاهش کیفیت آن می‌‌شود. بنابراین، همه امور می‌‌بایست در کنار هم دیده شود تا دستگاه [[نظام اسلامی]] را تحقق بخشد.
پس اگر سخن از [[اولویت]] است، همانند اولویت اصول ثابت و اصول متغیر، یا اولویت کالبدسازی و زیباسازی است،‌ ولی حتی اگر اصول متغیر مورد توجه قرار نگیرد یا به سازه‌های زیباسازی کالبد و اسکلت ساختمان و دستگاه توجهی نشود، آن ساختمان قابل بهره برداری نبوده و از [[نقص]] و کمبود [[رنج]] می‌‌برد، همچنین اگر مجموعه‌ای فاقد همه [[آموزه‌های اسلامی]] در شخص یا [[جامعه]] شکل بگیرد و مثلا شخص و جامعه از [[ولایت]] یا [[نماز]] یا حتی [[ادب]] و [[اخلاق]] و مانند آن [[سود]] نبرده باشد، به این معنا خواهد بود که [[اسلام]] چنان که بایسته و [[شایسته]] است در شخص یا جامعه تحقق نیافته است و این اسلام کامل و تمام نیست.<ref>{{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳. {{متن قرآن|الم * ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است * همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند * و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند * آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند» سوره بقره، آیه ۵.</ref> بر این اساس، همان اندازه که اصول ثابت [[اسلامی]] در تحقق ماهیت [[اسلام]] نقش دارد، اصول متغیر نیز نقش ایفا می‌‌کند و نادیده گرفتن آن به معنای ساخت سازه و ساختمان و دستگاهی ناقص است که قابلیت سکونت و بهره برداری کامل نیست و [[آدمی]] در آن به [[خوشبختی]] و [[آرامش]] و [[آسایش]] نمی‌رسد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی (مقاله)|نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی]].</ref>.
==نقش [[رهبری]] در تبیین موقعیت ها==
این که در برخی از [[روایات]] در میان اصول و [[آموزه‌های اسلامی]] به [[ولایت]] توجه ویژه‌ای مبذول می‌‌شود،<ref>کافی، ج ۲، ص۱۷</ref> به معنای محوریت رهبری در [[مدیریت]] [[انسان]] و [[جامعه]] برای رسیدن به [[فلسفه آفرینش انسان]] است؛ زیرا رهبری به سبب [[علم]] و [[آگاهی]] از اسلام و نیز علم و تسلطی که بر اانسان و جامعه و [[جهان]] دارد، می‌‌داند که کدام یک از اصول یا آموزه‌های اسلامی،‌ از اصول ثابت یا متغیر و کدام یک از آنها بنیادین و کدام یک غیر بنیادین است. همچنین او می‌‌داند که انسان و جامعه کدام قطعه را به [[درستی]] به کار برده و کدام را ندیده یا ناقص در کار گرفته است. ازاین رو، با [[علم]] و [[قدرت]] و [[حکمت]]، به مهندسی [[جامعه]] می‌‌پردازد و با ارایه نظریه‌ها، طرح‌ها، [[سیاست‌ها]] و برنامه‌ها می‌‌کوشد تا جامعه به سمت [[هدف]] پیش برود.
[[رهبری]] به سبب همان علم و احاطه‌ای که به [[حقایق]] از سویی و واقعیت‌ها از سویی دیگر دارد، موقعیت را می‌‌سنجد و بر اساس همان موقعیت سنجی، به جابه جایی مواضع و [[منابع مالی]] و [[انسانی]] [[اقدام]] می‌‌کند تا هر جایی که نقصی است یا کژروی در آن صورت گرفته یا قطعه‌ای دیده یا به [[درستی]] در جایی آن قرار نگرفته را در سر جای آن قرار می‌‌دهد و جامعه را برای این تحولات و تغییرات آماده و همراه و همگام می‌‌سازد.
بنابراین، جایگاه رهبری در [[جامعه اسلامی]] همانند جایگاه سر برای بدن است تا از [[رقابت]] و گردن کشیدن و سرک کشیدن در همه امور، با تسلطی [[علمی]] و عملی نسبت به واقعیت‌ها و حقیقت‌ها، جامعه بدن را به سوی موقعیت دیگر رهمنون سازد تا در تکمیل تصویر کامل [[تمدنی]] [[اسلام]] گام بردارد.
به سخن دیگر، اسلام همانند قطعات یک جورچین است که رهبری با تصویر کاملی که از [[راهنمایی]] [[قرآن]] دارد، می‌‌کوشد تا با کمک جامعه آن تصویر را از [[حقیقت]] بر [[روز]] [[کاغذ]] [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، در متن واقع [[جهان مادی]] ایجاد کند و نقشه [[قرآنی]] را در [[جامعه انسانی]] به تمام کمال برپا دارد.
از نظر قرآن، رهبری از چنین جایگاه بلندی برخوردار می‌‌باشد؛‌چنان که [[مردم]] نیز در جایگاه اعضا و جوارح عمل می‌‌کنند. به این معنا که [[امام]] و [[امت]] همانند سر و تن یک شخص را می‌‌سازند. این جاست که نمی‌توان تفکیک و جدایی میان امام و امت ایجاد کرد؛. از این روست که در اسلام از امام به عنوان ولی و از نوعی [[مدیریت]] امام به عنوان [[ولایت]] یاد می‌‌شود که بیانگر [[سرپرستی]] [[محبت]] آمیز است؛ چراکه سر نسبت به اعضای بدن خود [[احساس]] [[محبت]] و [[مسئولیت]] دارد و خود را [[پاسخ گویی]] اعضا و جوارح می‌‌دادند تا در [[محافظت]] و [[حمایت]] و [[سربلندی]] و [[سلامت]] آن تلاش کند و بهترین راهکارها و برنامه و برونرفت را ارایه دهد.
در برابر [[جامعه]] نیز مسئولیت دارد تا در برابر [[رهبری]] و [[امام]]، به [[درستی]] حرکت‌های خود را سامان دهد و از فرمان‌های صادر از سر و رهبری تخطی نکند. [[امت]] و امام در جامعه مکمل یک دیگر هستند.<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری می‌کند؛ بی‌گمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref> از این روست که در تحقق اهداف می‌‌بایست هم در حوزه [[مشاوره]]<ref>{{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}} «پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref> و اجرای طرح‌ها و برنامه<ref>حدید، آیه ۲۵ و آیات دیگر</ref> از معاونت آنان [[سود]] برد تا [[جامعه اسلامی]] تحقق یابد.<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}} «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانی‌های بی‌نشان و قربانی‌های دارای گردن‌بند و (حرمت) زیارت‌کنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را می‌جویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید می‌توانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.</ref> از [[آیه]] ۱۱۲ [[سوره آل عمران]] به دست می‌‌آید که [[جایگاه مردم]] همانند جایگاه [[رهبری در نظام اسلامی]] بسیار بالاست، به طوری که اگر پیمانی را [[مردم]] در چارچوب [[مدیریت]] [[رهبری]] بسته‌اند،‌همانند [[پیمان الهی]] دانسته می‌‌شود و تخطی از آن جایز نیست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی (مقاله)|نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی]].</ref>.
==[[اقتصاد]]، از اصول [[تمدنی]] [[اسلام]]==
با نگاهی به [[آموزه‌های قرآنی]] می‌‌توان دریافت که اقتصاد جایگاه بس والایی در [[فرهنگ قرآنی]] برخوردار می‌‌باشد. اگر به [[آیات قرآنی]] نگاهی گذرا انداخته شود همواره در کنار اصولی چون [[توحید]] و [[معاد]] و [[نبوت]]، و [[فروع]] اساسی چون [[نماز]]، [[انفاق]] و [[زکات]] و [[حقوق مالی]] مطرح شده است.<ref>بقره، آیات ۱ تا ۵</ref>
[[خداوند]] در همین [[آیات]] و آیات دیگر [[رستگاری]] و [[سعادت واقعی]] [[انسان]] را در اموری چون [[یکتاپرستی]] و [[سلامت]] [[امور اقتصادی]] و [[پرهیز]] از هر گونه [[فسادانگیزی]] می‌‌داند.<ref>{{متن قرآن|وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} «و به سوی مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که جز او خدایی ندارید، بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵؛ {{متن قرآن|وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلَا تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّي أَرَاكُمْ بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ * وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ * بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}} «و به سوی (قوم) مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم که به ایشان) گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید و در پیمانه و ترازو کم ننهید، من شما را در رفاه می‌یابم و بر شما از عذاب روزی فراگیر می‌هراسم * و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید * برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۴-۸۶.</ref> همچنین از [[آیه]] ۵ [[سوره نساء]] بر می‌‌آید که [[جامعه انسانی]] با [[اقتصاد]] قوام می‌‌یابد و اگر اقتصاد در جامعه انسانی وجود نداشته یا به شکل [[درستی]] [[مدیریت]] نشود، جامعه انسانی فرومی پاشد.
می‌توان ده‌ها آیه را در [[قرآن]] یافت که بیانگر جایگاه مهم اقتصاد در حد و اندازه [[امور اعتقادی]] و [[عبادی]] است؛<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ}} «همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳؛ {{متن قرآن|وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ}} «و به آنچه فرو فرستاده‌ام، که کتاب نزد شما را راست می‌شمارد، ایمان آورید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۴۱؛ {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ}} «و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و با نمازگزاران نماز بگزارید» سوره بقره، آیه ۴۳؛ {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و با پدر و مادر و خویشاوند و یتیمان و بیچارگان نیکی کنید و با مردم سخن خوب بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید؛ سپس جز اندکی از شما، پشت کردید در حالی که (از حق) رویگردان بودید» سوره بقره، آیه ۸۳ و آیات دیگر</ref>؛ چراکه [[انسان]] در [[جهان مادی]] و خاکی از آن رو آمده است تا [[مسئولیت]] [[استعمار]] و [[آبادانی زمین]] را به عهده گیرد و [[زمین]] را چنان آباد کند که خود و دیگر موجودات روی آن از همه [[مواهب الهی]] به [[درستی]] بهره گیرند و به کمال بایسته و [[شایسته]] خویش برسند.<ref>{{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ}} «و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهنده‌ای است» سوره هود، آیه ۶۱.</ref> اصولا [[خلافت]] [[انسانی]] که به معنای مظهریت در [[الوهیت]] و [[ربوبیت]] خداوندی است با پروردگاری [[انسان]] در [[طبیعت]] آغاز و معنا می‌‌یابد و در مراحل بالاتر به پروردگاری در کل هستی و ماسوی [[الله]] از جمله [[فرشتگان]] کمال می‌‌یابد. بنابراین،‌ انسان در طبیعت [[مکلف]] است تا کار و [[تولید]] کند و با کار و تولیدات عمرانی خویش [[جهان]] و [[جامعه]] را بسازد.
این که [[خداوند]] [[فرمان]] به [[انفاق]] می‌‌دهد یا از هر تولید و درآمد و ثروتی بخشی را از [[حقوق الهی]] و [[حقوق مردم]] [[تهیدست]] و [[بینوا]] می‌‌شمارد،<ref>{{متن قرآن|وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}} «و در دارایی‌هایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بی‌بهره بود» سوره ذاریات، آیه ۱۹؛ {{متن قرآن|لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}} «و در دارایی‌هایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بی‌بهره بود» سوره معارج، آیه ۲۵.</ref> به معنای [[لزوم]] [[فعالیت‌های اقتصادی]] و کار و [[تولید ثروت]] است؛ چراکه بدون تولید ثروت و فعالیت‌های اقتصادی نمی‌توان از [[بخشش]] و [[احسان]] و انفاق و [[حقوق مالی]] سخن گفت.
[[رهبری]] به عنوان [[امام]] و [[مدیریت جامعه]] موظف است تا هم پای [[اصول اعتقادی]] و [[فعالیت‌های فرهنگی]] و [[عبادی]]، به فعالیت‌های اقتصادی توجه کند و قطعات بخش‌های [[اعتقادی]] و [[اقتصادی]] را به عنوان قطعات اصلی کالبد و اسکلت ساختمان انسان و جامعه بداند و بر آن تاکید کند. از این روست که [[پیامبر]]{{صل}} و [[پیامبران]] دیگر، در کنار قطعات اعتقادی به قطعات اقتصادی توجه داشتند؛ زیرا اگر [[اعتقادات]] را آهن‌های ساختمان انسان و جامعه بدانیم، [[اقتصاد]] آجرهای این ساختمان است. این آهن و آجر است که فیزیک اصلی ساختمان انسان و جامعه را می‌‌سازد. از این روست که پیامبران از جمله [[حضرت شعیب]]{{ع}} و [[حضرت یوسف]]{{ع}} و [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[پیامبر گرامی]]{{صل}} به اقتصاد در تحقق [[جامعه آرمانی]] توجه خاص و ویژه‌ای مبذول داشته‌اند و حضرت شعیب{{ع}} می‌‌فرماید که [[وظیفه]] من در صدر [[آموزش‌ها]]،‌ اصول [[اصلاح]] اعتقادات و [[اقتصاد جامعه]] است تا اسکلت بنای [[انسانیت]] و [[جامعه]] شکل بگیرد و هر آن چه در توان دارم در این دو بخش [[اصلاح]] [[اصول اعتقادی]] و [[امور اقتصادی]] [[هزینه]] می‌‌کنم.<ref>اعراف، ایه ۸۵؛ هود، آیات ۸۴ و ۸۷</ref>
[[پیامبر گرامی]]{{صل}} در همه مدت [[رهبری]] و [[امامت]] خویش تلاش کرد تا جامعه [[تمدنی]] [[اسلام]] را بر اساس اصول اعتقادی و [[امور اعتقادی]] سالم و صحیح بر پا دارد. از این روست که به تمام مباحث ریز و درشت [[اقتصادی]] از [[معاملات]] و [[اجاره]] و گردش [[پول]] ومانند آن توجه داشته است و بخش مهمی از [[آیات]] قرانی به این امور تخصیص یافته است. [[آموزه‌های اسلامی]] به گونه‌ای به امور اقتصادی توجه دارد که از [[تولید]]، [[توزیع]] و [[مصرف]] همه چیز می‌‌بایست در چارچوب [[قوانین عادلانه]] و سالم قرار گیرد و [[نظارت]] دایمی بر آن [[اعمال]] شود.<ref>{{متن قرآن|مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}} «آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است» سوره حشر، آیه ۷؛ {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}} «(یوسف) گفت: مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵؛ {{متن قرآن|وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا}} «و دارایی‌هایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کم‌خردان نسپارید و از در آمد آن، آنان را روزی و پوشاک رسانید و با آنان با زبانی شایسته سخن گویید» سوره نساء، آیه ۵؛ {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلا * قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا * قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا * آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا * فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا}} «تا چون میان دو سدّ رسید در برابر آن دو (سدّ) گروهی را دید که (هیچ) زبانی را درست درنمی‌یافتند * گفتند: ای ذو القرنین! در این سرزمین، یأجوج و مأجوج تبهکاری می‌ورزند، آیا می‌خواهی برای تو هزینه‌ای بنهیم تا میان ما و آنان سدّی بسازی؟ * گفت: آنچه پروردگارم در آن مرا توانمند کرده بهتر است، بنابراین مرا با نیرویی (انسانی) یاری دهید تا میان شما و آنان دیواری بنا نهم * پاره‌های (بزرگ) آهن برایم بیاورید؛ تا هنگامی که میان دو کوه را (پر و) برابر کرد، گفت اکنون (در کوره‌های آتش) بدمید؛ تا هنگامی که آن (پاره‌های آهن) را آتش (گون) کرد، گفت: (اینک) برای من مس گداخته بیاورید تا روی آن بریزم * و (بدین‌گونه یأجوج و مأجوج) نه می‌توانستند از آن بالا روند و نه می‌توانستند بدان رخنه کنند» سوره کهف، آیه ۹۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی (مقاله)|نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی]].</ref>.
==[[جهاد اقتصادی]]، حرکت دایمی==
هر چند که در [[جهان]] امروز [[رهبری]] [[امت اسلام]]، [[فرمان]] جهاد اقتصادی را با نام‌گذاری یک سال به آن صادر می‌‌کند،‌ولی باید توجه داشت که این فرمان برای یک دوره زمانی نیست؛ چراکه اگر بخواهیم نقشه و نظریه [[اسلام]] را در خصوص [[جامعه]] و [[امت]] از روی ورقه‌های [[قرآن]] و [[سنت]] و [[سیره]] معتبر در [[واقعیت]] خارجی تحقق بخشیم،‌می بایست به جهاد اقتصادی در کنار [[جهاد علمی]] و [[فرهنگی]] و [[اعتقادی]] بها دهیم و همان‌گونه که در حال ساخت سازه فولادین اسکلت [[اعتقادات]] [[جامعه]] هستیم، بتون و آجرهای مناسب را در میان اسکلت فولادین قرار دهیم تا سازه [[تمدنی]] [[اسلام]] شکل و [[شمایل]] پیدا کند و سپس به آرایه و ظریف کاری آن بپردازیم و به عنوان [[جامعه آرمانی]] و نمونه به جهانیان معرفی کنیم.
این که در سال‌های اخیر پس تدوین نقشه تمدنی اسلام در چارچوب [[نظریه ولایت فقیه]] و ساخت اسکلت فولادین [[اعتقادی]] از سوی [[امام]]، فشارهای سهمگین از سوی [[جوامع]] [[کفر]] بر [[جامعه اسلامی]] نوبنیاد وارد می‌‌شود،‌از آن روست که بنای همین اسکلت فولادین اعتقادی، [[مردم]] [[جهان]] متوجه [[ایران اسلامی]] کرده است. آنان می‌‌ببیند که سازه اعتقادی جدیدی با محور [[خدا]] و [[عدالت]] در جامعه‌ای شکل می‌‌گیرد که بر خلاف گفتمان [[حاکم]] بر فضای [[جامعه جهانی]] است و لبیرال [[دمکراسی]] [[سرمایه‌داری]] را به چالش می‌‌کشاند. از این روست که [[حمله]] سنگینی [[تربیت]] داده شد تا این اسکلت فولادین تخریب شود یا از پا در افتد؛ اما [[پایداری]] اسکلت فولادین اعتقادات مردمی در طول سی سال، [[دشمن]] را در این [[اندیشه]] برده است که اگر این بنا با بتون و آجرهای [[اقتصادی]] کامل شود، می‌‌تواند نمای کلی از جامعه آرمانی اسلام به نمایش گذارد و جهانیان را مبهوت و [[مقهور]] خود سازد. از این روست که همه حملات را برای تخریب بتون‌سازی و آجرگذاری ساختمان تمدنی اسلام آغاز کردند و تحریم‌ها را به سمت و سوی اقتصادی آن [[هدایت]] کردند. همین کار در دوره [[پیامبر]]{{صل}} و ایجاد [[تمدن اسلامی]] انجام شده بود.
اگر تمدن اسلامی با [[اقتصاد]] [[قوی]] ایجاد شود و دو جنبه [[دنیا]] و [[آخرت]]، [[مادیت]] و [[معنویت]] در ساختمان خارجی تمدن اسلامی پیش چشم [[دوست]] و دشمن قرار گیرد، امکان آن است که الگوی برای جهانیان شود و مردم به [[تبعیت]] آن علیه گفتمان استکباری غرب [[قیام]] کنند.<ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}} «و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبله‌ای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی می‌کند و چه کسی واپس می‌گراید ، و بی‌گمان آن  جز بر آنان که خداوند رهنمونشان شد، گران بود و خداوند بر آن نیست که ایمانتان را تباه گرداند که خداوند با مردم، به راستی مهربانی است بخشاینده» سوره بقره، آیه 143؛ حدید، ایه ۲۵</ref> از این روست که فشارهای [[اقتصادی]] و تحریم‌های همه جانبه از سوی [[استکبار جهانی]] شکل گرفته است.
البته باید توجه داشت که [[اقتصاد]] قوام [[جامعه]] است و به عنوان ستون مکمل ستون [[اعتقادات]] عمل می‌‌کند. از این رو، جهادهای نظامی و [[فرهنگی]] و [[علمی]] برای تثبیت این دو اصل می‌‌بایست سامان دهی شود. ازاین روست که همه توجه‌ها می‌‌بایست به سوی اعتقادات و اقتصاد جلب شود و این دو به عنوان دو دغدغه همیشگی و دایمی مطرح باشد؛ زیرا پس از بنای سازه [[تمدنی]] [[اسلام]] می‌‌بایست همواره مواظب بود تا [[اصول اعتقادی]] و اقتصادی که قوام جامعه بدان است، تخریب نشود و بلکه بنیادهای آن [[استحکام]] و از هر گونه اهمالی دور شود. از این روست که [[جهاد اقتصادی]] همانند [[جهاد]] [[اعتقادی]] و عملی دایمی و همشیگی است و محدود به دوره‌ای خاص نمی‌شود.
[[رهبری]] با احاطه‌ای که به [[اصول اسلام]] و آموزه‌های متغیر و ثابت آن دارد، با نگاهی به واقعیت‌های موجود و [[حقایق]] آرمانی [[هدف]]، می‌‌کوشد تا [[سیاست‌ها]] و برنامه‌ها را در این چارچوب [[مدیریت]] و ساماندهی کند. بر [[امت]] است تا در این چارچوبی که رهبری بر اساس [[آموزه‌های قرآنی]] و [[وحیانی]] و [[حمایت]] و هدایت‌های [[عقلانی]] و عقلایی بیان و مشخص می‌‌سازد فعالیت‌ها و حرکت‌های حال و اینده خود راسامان دهد.
بنابراین،‌ [[فرمان]] جهاد اقتصادی یک فرمان موقت و متغیر برای سالی و ماهی نیست بلکه یک فرمان برای کلیت زمانی است که [[تمدن اسلامی]] شکل می‌‌گیرد و می‌‌خواهد ادامه [[حیات]] دهد؛ زیرا هر گونه [[سستی]] در بنیادهای اسکلت و کالبد اصلی،‌ ظاهر زیبای تمدنی اسلام را تخریب می‌‌کند و باعث [[فروپاشی]] آن می‌‌شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی (مقاله)|نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۴''']]
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[محمد جواد معموری|معموری، محمد جواد]]، [[اقتصاد (مقاله)|مقاله «اقتصاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۴''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی (مقاله)|'''نقش اقتصاد در تمدن نوین اسلامی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۳۷۲

ویرایش