←جستارهای وابسته
(←پانویس) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
== تواضع نابجا== | == تواضع نابجا== | ||
اگرچه تواضع در جای خود از [[آداب]] [[پسندیده]] و از [[صفات]] [[بندگان]] خاص [[خدا]] است<ref>سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ اما تواضع بیجا نیز مفسدههایی دارد. تواضع نابجا، [[حقارت]] فرد را به دنبال دارد و این کار در [[اسلام]]، [[حرام]] است. [[رسول خدا]] {{صل}} میان [[فروتنی]] و [[حقارت]]، مرز قائل شده و [[انسانها]] را از فروتنیهای بیمورد [[نهی]] فرموده است. در [[حدیثی]] از ایشان [[روایت]] شده است: "هرگاه متواضعان [[امت]] مرا دیدید، در مقابلشان تواضع کنید و زمانی که با [[متکبران]] روبرو شدید، بر آنها [[تکبر]] کنید که این [[رفتار]] باعث [[خواری]] [[متکبران]] است" <ref>{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْ أُمَّتِي فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ مَذَلَّةٌ وَ صَغَارٌ}}؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۱ و القتنی، تذکرة الموضوعات، ص ۱۹۱.</ref>؛ سیرهنویسان درباره [[سیره رسول خدا]] {{صل}} چنین بیان داشتهاند: "او متواضعی بود که خود را به [[حقارت]] نمیافکند"<ref>ارشاد القلوب، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۵۴.</ref>.[[نبی خاتم]] {{صل}} میفرمود: "خوشا به حال کسی که برای [[خدای متعال]] [[فروتنی]] کند، بیآنکه کار او [[کاستی]] و نقصی در پی داشته باشد و خود را ذلیل سازد و در در حال [[خواری]] و مسکنت باشد"<ref>امالی طوسی، ص ۵۳۹، المعجم الکبیر، ج ۵، ص ۷۱؛ بیهقی، سنن الکبری، ج ۴، ص ۱۸۲ و اعلام الدین، ص۲۰۳.</ref>. تواضع در برابر [[کفار]] و نیز تواضع به سبب ثروت<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۱۷؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص ۲۳۲ و کنز العمال، ج ۳، ص ۲۳۰.</ref> هم از دیگر موارد فروتنیهای نامعقول و نابجا است که آن [[حضرت]] از آن [[نهی]] فرموده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۳.</ref>. | اگرچه تواضع در جای خود از [[آداب]] [[پسندیده]] و از [[صفات]] [[بندگان]] خاص [[خدا]] است<ref>سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ اما تواضع بیجا نیز مفسدههایی دارد. تواضع نابجا، [[حقارت]] فرد را به دنبال دارد و این کار در [[اسلام]]، [[حرام]] است. [[رسول خدا]] {{صل}} میان [[فروتنی]] و [[حقارت]]، مرز قائل شده و [[انسانها]] را از فروتنیهای بیمورد [[نهی]] فرموده است. در [[حدیثی]] از ایشان [[روایت]] شده است: "هرگاه متواضعان [[امت]] مرا دیدید، در مقابلشان تواضع کنید و زمانی که با [[متکبران]] روبرو شدید، بر آنها [[تکبر]] کنید که این [[رفتار]] باعث [[خواری]] [[متکبران]] است" <ref>{{متن حدیث|إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْ أُمَّتِي فَتَوَاضَعُوا لَهُمْ وَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُتَكَبِّرِينَ فَتَكَبَّرُوا عَلَيْهِمْ فَإِنَّ ذَلِكَ لَهُمْ مَذَلَّةٌ وَ صَغَارٌ}}؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۱ و القتنی، تذکرة الموضوعات، ص ۱۹۱.</ref>؛ سیرهنویسان درباره [[سیره رسول خدا]] {{صل}} چنین بیان داشتهاند: "او متواضعی بود که خود را به [[حقارت]] نمیافکند"<ref>ارشاد القلوب، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۵۴.</ref>.[[نبی خاتم]] {{صل}} میفرمود: "خوشا به حال کسی که برای [[خدای متعال]] [[فروتنی]] کند، بیآنکه کار او [[کاستی]] و نقصی در پی داشته باشد و خود را ذلیل سازد و در در حال [[خواری]] و مسکنت باشد"<ref>امالی طوسی، ص ۵۳۹، المعجم الکبیر، ج ۵، ص ۷۱؛ بیهقی، سنن الکبری، ج ۴، ص ۱۸۲ و اعلام الدین، ص۲۰۳.</ref>. تواضع در برابر [[کفار]] و نیز تواضع به سبب ثروت<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۱۷؛ [[شرح نهج البلاغه]]، ج ۱۱، ص ۲۳۲ و کنز العمال، ج ۳، ص ۲۳۰.</ref> هم از دیگر موارد فروتنیهای نامعقول و نابجا است که آن [[حضرت]] از آن [[نهی]] فرموده است<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۳.</ref>. | ||
==شاخصهای [[تواضع]]== | |||
همه، افراد [[متواضع]] را [[دوست]] دارند و از [[متکبر]] گریزاناند. در [[روابط اجتماعی]]، لازم است [[انسان]] تواضع به [[خرج]] داد تا دیگران [[رغبت]] نشان داده با او [[روابط حسنه]] برقرار کنند. [[تواضع]]، یکی از [[حقوقی]] است که هر [[مسلمانی]] به گردن هم دیگر دارد. [[انسان]] باید از [[تکبر]] اجتناب ورزد؛ زیرا [[خداوند]] هیچ متکبری را دوست ندارد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: [[خدا]] به من [[وحی]] کرد که تواضع کنید تا کسی به کسی [[فخر]] نفروشد: {{متن حدیث| إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَيَّ أَنْ تَوَاضَعُوا حَتَّى لَا يفخر أَحَدُ عَلَى أَحَدُ }}<ref>سید عبدالله شبر، اخلاق، ص۱۶۷.</ref>. | |||
طبق [[آموزههای دینی]]، هر کس در این [[دنیا]] در برابر [[برادران]] خود [[فروتنی]] کرده، تواضع بخرج دهد، در نزد خداوند از جمله [[صدیقین]] محسوب میگردد. [[امام عسکری]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|وَ مَنْ تَوَاضَعَ فِي الدُّنْيَا لِإِخْوَانِهِ- فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الصِّدِّيقِينَ}}<ref>میزان الحکمه، ج۴، ح۲۱۸۳۲.</ref>. تواضع موجب [[محبت]] میشود؛ [[حضرت علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|ثَمَرَةُ التَّوَاضُعِ الْمَحَبَّةُ}}<ref>میزان الحکمه، ج۴، ح۲۱۸۶۰.</ref>؛ «تواضع فرد موجب میشود [[مردم]] او را دوست بدارند». | |||
لذا میتوان شاخصههای تواضع را چنین ذکر کرد: | |||
#در برخورد با دیگران بکوشد قبل از طرف، [[سلام]] نماید<ref>میزان الحکمه، ح۲۱۸۵۳.</ref>... یعنی [[انتظار]] نداشته باشد همواره دیگران به او [[سلام]] کنند. | |||
#هر جا فضای خالی دید بنشیند، هر چند متناسب با [[شأن]] او نباشد<ref>میزان الحکمه، ح۲۱۸۵۳.</ref>. یعنی اگر کسی [[شایستگی]] دارد تا در صدر مجلس بنشیند، حال چنانچه در آن مکان فضای خالی نبود و در جای [[پایینتر]] از شأن خود، نشست اشکالی ندارد. | |||
#[[ریا]] و [[سمعه]] را دوست نداشته باشد<ref>میزان الحکمه، ح۲۱۸۵۳.</ref>. در ریا و سمعه فرد عمل خود را برای این انجام میدهد که دیگران از او تعریف و [[تمجید]] کنند؛ منتها در ریا عمل فرد را میبینند؛ مثلاً شخص نمازش را طول میدهد تا دیگران آن را دیده، بگویند این شخص چه [[آدم]] [[زاهد]] و با خدایی است. اما در سمعه فرد ممکن است عملش را در حضور دیگران انجام ندهد، بلکه هدفش این باشد که دیگران هر [[زمان]] از عمل وی بشنوند، او را تعریف کنند. [[سمعه]] از «[[سمع]]» مربوط به شنیدن است، اما [[ریا]] از «[[رؤیت]]» و با دیدن ارتباط دارد. | |||
#یکی دیگر از شاخصهای [[تواضع]] این است که [[انسان]] بافقرا بنشیند. [[پیامبر اسلام]]{{صل}} فرمود: [[فروتنی]] کنید و با [[فقیران]] بنشینید تا در پیش [[خدا]] بزرگ باشید و از [[تکبر]] بر کنار مانید<ref>{{متن حدیث| تَوَاضَعُوا وَ جَالِسُوا الْمَسَاكِينِ، تَكُونُوا مِنْ كبرآء اللَّهِ وتحرجوا مِنَ الْكِبْرِ }}؛ نهج الفصاحه، ح۱۱۸۶.</ref>. در [[حدیثی]] دیگر آمده است: «نشستن با [[فقرا]] از لوازم تواضع است»<ref>{{متن حدیث|الْجُلُوسُ مَعَ الْفُقَرَاءِ مِنَ التَّوَاضُعُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۳۲۲.</ref>. | |||
#با خدمتگزاران غذا بخورد؛ در حدیثی از پیامبر اسلام{{صل}} آمده است که فرمود: [[غذا خوردن]] با [[خادم]] نوعی تواضع و فروتنی است <ref>{{متن حدیث| الْأَكْلُ مَعَ الْخَادِمِ مِنَ التَّوَاضُعُ }}؛ نهج الفصاحه، ح۱۰۶۱.</ref>. | |||
#در برابر کسی که [[نیکی]] کرده، [[تواضع]] کند. [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: هر کسی که با تو نیکی کند با وی [[متواضع]] باش، گرچه برده [[حبشی]] باشد<ref>{{متن حدیث| تَوَاضَعَ لِلْمُحْسِنِ إِلَيْكَ وَ إِنْ كَانَ عَبْداً حَبَشِيّاً }}؛ نهج الفصاحه، ح۱۱۸۴.</ref>. | |||
[[تکبر]]، در مقابل تواضع است. [[انسان]] [[متکبر]] در برقرار کردن [[روابط اجتماعی]] خود بسیار [[ضعیف]] است؛ زیرا چنین شخصی همواره از دیگران میخواهد تا در برابرش [[کرنش]] کنند و او را مورد [[ستایش]] و [[احترام]] قرار دهند. از سوی دیگر، او برای [[اثبات]] بزرگیاش، به دیگران [[بیاعتنایی]] و [[بیاحترامی]] میکند که این امر موجب میشود تا [[مردم]] او را تنها بگذارند. افراد متکبر، چنان که در [[آموزههای دینی]] آمده است، [[رفیق]] و [[دوست]] ندارند. [[حضرت علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ لِمُتَكَبِّرٍ صَدِيقٌ}}<ref>میزان الحکمه، ح۱۷۲۸۷.</ref>. بیایید از [[شیطان]] درس [[عبرت]] بگیریم که چون خود را از دیگران [[برتر]] دانست و تکبر ورزید، مورد [[لعنت]] [[خداوند]] قرار گرفت و برای همیشه تنها شد و همه با گفتن «لا حول» او را از جمع خود میدانند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 51-54.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||