غلو در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←پرسش مستقیم
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۸۴: | خط ۱۸۴: | ||
[[شیعیان]] به [[تبعیت]] از [[امامان]] بزرگوارشان همواره از [[غالیان]] [[تبری]] جسته، آنان را [[کافر]] و [[گمراه]] میدانند. هیچ [[شیعه اثنی عشری]]، احدی را در حدّ خدایی بالا نبرده و نمیبرد. آنچه شیعیان برای امامان خود از [[اعجاز]] و [[ولایت تکوینی]] قائلاند همه آنها را به [[اذن الهی]] دانسته که آن بزرگواران بر اثر [[بندگی]] خالصانه خدا به آن [[مقامات]] بلند رسیدهاند؛ بنابراین، نسبت غلو دادن به شیعیان یک [[اتهام]] بیاساس است.<ref>[[مهدی رستمنژاد|رستمنژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۰۳-۱۱۲</ref>. | [[شیعیان]] به [[تبعیت]] از [[امامان]] بزرگوارشان همواره از [[غالیان]] [[تبری]] جسته، آنان را [[کافر]] و [[گمراه]] میدانند. هیچ [[شیعه اثنی عشری]]، احدی را در حدّ خدایی بالا نبرده و نمیبرد. آنچه شیعیان برای امامان خود از [[اعجاز]] و [[ولایت تکوینی]] قائلاند همه آنها را به [[اذن الهی]] دانسته که آن بزرگواران بر اثر [[بندگی]] خالصانه خدا به آن [[مقامات]] بلند رسیدهاند؛ بنابراین، نسبت غلو دادن به شیعیان یک [[اتهام]] بیاساس است.<ref>[[مهدی رستمنژاد|رستمنژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]] ص ۱۰۳-۱۱۲</ref>. | ||
==[[غلو در دین]]== | |||
[[غلو]]، اصطلاحی است که از [[آیه]] مکرری در [[قرآن کریم]]، گرفته شده است: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>. سپس همین عبارت در [[سخنان پیامبر اکرم]]{{صل}} در جملاتی همچون: {{متن حدیث|إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِي الدِّينِ}}<ref>ابن حنبل، احمد، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۴۷ و ۲۱۵.</ref>؛ «بپرهیزید از غلو در دین» استعمال شده است. | |||
با توجه به مصادیق عبارات فوق که معمولاً دربارۀ غلو در شخصیتهایی همچون [[حضرت مسیح]]{{ع}} و [[حضرت عزیر]]{{ع}} استعمال شده است، و نیز با نظر به [[روایات]] صادره از [[ائمه]]{{عم}} درباره غلو و [[غالیان]]<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۵۰-۲۶۱؛ کمرهای، میرزا خلیل، آراء أئمه الشیعه الامامیه فی الغلاه.</ref>، درمییابیم که این اصطلاح معمولاً درباره غلو در [[حق]] شخصیتهای [[دینی]] استعمال میشود، نه درباره مطلق [[عقاید دینی]] و یا [[افراط]] و [[سختگیری]] در [[فرایض]] و [[اعمال]] دینی؛ گرچه نفس تعبیر «غلو در دین» ابایی از شمول ندارد. بنابراین تقسیم غلو به غلو در [[دوستی]] و غلو در [[عقیده]] {{عربی|الغلو في الحب والغلو فی العقیدة}}<ref>سامی النشار، علی نشأه الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۲، ص۶۷.</ref> یا به غلو کلی ([[اعتقادی]]) و غلو جزئی (عملی)<ref>ابن معلا اللویحق، عبد الرحمان، مشکله الغلو فی الدین فی العصر الحاضر، ج۱، ص۲۵-۲۳. تعریف او از این دو نوع غلو چنین است: {{عربی|والمراد بالغلو الكلي الاعتقادي الغلو المتعلق بكليات الشريعة بمسائل الاعتقاد مثل الغلو في الولاء والبراء كالغلو في الائمة وادعاء العصمة لهم أو الغلو في البراءة من المجتمع العامي ومثل الغلو في التكفير واما الغلو الجزئي العملي فهو ما كان متعلقا بجزئية او اكثر من جزئيات الشريعة العملية سواء كان قولا باللسان او عملا بالجوارح وذلك مثل قيام الليل كله}}.</ref> گرچه ممکن است تقسیم صحیحی باشد، در [[متون دینی]] کاربرد ندارد. مهمترین مشکل «غلودینی» یا «غلو [[عقیدتی]]»، ارائه تعریف دقیقی از آن است. | |||
[[دانشمندان]] [[علوم]] مختلف [[اسلامی]]، گرچه درباره بعضی از مصادیق این نوع [[غلو]] - مانند نسبت [[الوهیت]] به اشخاص - اختلافی ندارند، در موارد فراوانی دچار [[اختلاف]] شدهاند. به همین جهت به تعریفها و کاربردهای مختلفی از این کلمه در متون [[علوم اسلامی]] - همانند [[کلام]]، [[ملل و نحل]] و [[رجال]] - برمیخوریم<ref>ر.ک: صفری، نعمت الله، «جریانشناسی غلو»، فصلنامه علمی - تخصصی علوم حدیث، سال اول، ش۱، ص۱۱۸.</ref>. برای نمونه، در حالی که مسئله [[سهوالنبی]] و [[نفی]] آن به مثابه حد و [[مرز]] غلو در مباحثات [[کلامی]] [[دانشمندان]] [[قرن چهارم]] [[شیعه]] مطرح شده است<ref>ر.ک: جعفری، یعقوب، «مقایسهای میان دو مکتب فکری شیعه در قم و بغداد». مقالات فارسی کنگره شیخ مفید، ش۶۹، و نیز بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۲۹-۱۲۰.</ref>، در کتب ملل و نحل، رسانیدن [[پیشوایان]] به حد الوهیت و جاری کردن [[احکام]] خداوندی بر ایشان، در [[عقاید]] گروههای غالی ذکر شده است<ref>شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبد الکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۲۸۸.</ref>. این همه در حالی است که از مطالعه [[علم]] [[رجال شیعه]] و [[اهل سنت]] و بررسی احوال متهمان به غلو در این علم، نمیتوان معنای دقیقی از این کلمه نزد [[رجالیون]] به دست آورد؛ زیرا این مسئله تا حد بسیاری تحتتأثیر گرایشهای کلامی [[رجالنویسان]] قرار گرفته، هر کدام با توجه به باورهای کلامی خود، [[معتقد]] به بالاتر از آن را غالی دانستهاند<ref>ر.ک: صفری، نعمت الله، «جریانشناسی غلو (۲): ابن غضائری و متهمان به غلو در کتاب الضعفاء»، فصلنامه علمی - تخصصی علوم حدیث – سال اول، ش۲، زمستان ۱۳۷۵ ش، ص۱۲۱.</ref>. شاید بهترین نمونه برای [[شاهد]] آوردن این اختلاف دیدگاهها، سخن [[ذهبی]]، دانشمند رجالی اهل سنت باشد که مینویسد: | |||
[[شیعی]] غالی در [[زمان]] گذشته و [[عرف]] [[شیعیان]] کسی بود که به شخصیتهایی همچون [[عثمان]]، [[زبیر]]، [[طلحه]]، [[معاویه]] و گروهی از [[محاربان]] با علی{{ع}} [[دشنام]] میداد؛ اما غالی در زمان و عرف ماکسی است که این بزرگان را [[تکفیر]] نموده، از [[شیخین]] ([[ابوبکر]] و [[عمر]]) نیز [[بیزاری]] جوید<ref>ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۱، ص۱۱۹ و ۱۱۸.</ref>. | |||
ناگفته نماند که تعریف [[ذهبی]]، در [[حقیقت]] نوعی تعریف التزامی است؛ بدین معنا که غالی کسی است که چنان [[محبت علی]]{{ع}} در [[جان]] او ریشه دوانیده که [[دشمنان]] او را [[لعن]] و [[تکفیر]] میکند. | |||
ریشه همه این [[اختلافات]] به ناشناخته ماندن حد شخصیتها و از جمله [[حضرت علی]]{{ع}} و [[ائمه]]{{عم}} برمیگردد، و تا حدود روشن نشود، این اختلافنظرها همچنان باقی است.<ref>[[نعمتالله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمتالله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۷۸.</ref> | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||