بحث:غلو در کلام اسلامی

غلو در دین

غلو، اصطلاحی است که از آیه مکرری در قرآن کریم، گرفته شده است: ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ[۱]. سپس همین عبارت در سخنان پیامبر اکرم(ص) در جملاتی همچون: «إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِي الدِّينِ‌»[۲]؛ «بپرهیزید از غلو در دین» استعمال شده است. با توجه به مصادیق عبارات فوق که معمولاً دربارۀ غلو در شخصیت‌هایی همچون حضرت مسیح(ع) و حضرت عزیر(ع) استعمال شده است، و نیز با نظر به روایات صادره از ائمه(ع) درباره غلو و غالیان[۳]، درمی‌یابیم که این اصطلاح معمولاً درباره غلو در حق شخصیت‌های دینی استعمال می‌شود، نه درباره مطلق عقاید دینی و یا افراط و سخت‌گیری در فرایض و اعمال دینی؛ گرچه نفس تعبیر «غلو در دین» ابایی از شمول ندارد. بنابراین تقسیم غلو به غلو در دوستی و غلو در عقیده الغلو في الحب والغلو فی العقیدة[۴] یا به غلو کلی (اعتقادی) و غلو جزئی (عملی)[۵] گرچه ممکن است تقسیم صحیحی باشد، در متون دینی کاربرد ندارد. مهم‌ترین مشکل «غلودینی» یا «غلو عقیدتی»، ارائه تعریف دقیقی از آن است.

دانشمندان علوم مختلف اسلامی، گرچه درباره بعضی از مصادیق این نوع غلو - مانند نسبت الوهیت به اشخاص - اختلافی ندارند، در موارد فراوانی دچار اختلاف شده‌اند. به همین جهت به تعریف‌ها و کاربردهای مختلفی از این کلمه در متون علوم اسلامی - همانند کلام، ملل و نحل و رجال - برمی‌خوریم[۶]. برای نمونه، در حالی که مسئله سهوالنبی و نفی آن به مثابه حد و مرز غلو در مباحثات کلامی دانشمندان قرن چهارم شیعه مطرح شده است[۷]، در کتب ملل و نحل، رسانیدن پیشوایان به حد الوهیت و جاری کردن احکام خداوندی بر ایشان، در عقاید گروه‌های غالی ذکر شده است[۸]. این همه در حالی است که از مطالعه علم رجال شیعه و اهل سنت و بررسی احوال متهمان به غلو در این علم، نمی‌توان معنای دقیقی از این کلمه نزد رجالیون به دست آورد؛ زیرا این مسئله تا حد بسیاری تحت‌تأثیر گرایش‌های کلامی رجال‌نویسان قرار گرفته، هر کدام با توجه به باورهای کلامی خود، معتقد به بالاتر از آن را غالی دانسته‌اند[۹]. شاید بهترین نمونه برای شاهد آوردن این اختلاف دیدگاه‌ها، سخن ذهبی، دانشمند رجالی اهل سنت باشد که می‌نویسد: شیعی غالی در زمان گذشته و عرف شیعیان کسی بود که به شخصیت‌هایی همچون عثمان، زبیر، طلحه، معاویه و گروهی از محاربان با علی(ع) دشنام می‌داد؛ اما غالی در زمان و عرف ماکسی است که این بزرگان را تکفیر نموده، از شیخین (ابوبکر و عمر) نیز بیزاری جوید[۱۰]. ناگفته نماند که تعریف ذهبی، در حقیقت نوعی تعریف التزامی است؛ بدین معنا که غالی کسی است که چنان محبت علی(ع) در جان او ریشه دوانیده که دشمنان او را لعن و تکفیر می‌کند. ریشه همه این اختلافات به ناشناخته ماندن حد شخصیت‌ها و از جمله حضرت علی(ع) و ائمه(ع) برمی‌گردد، و تا حدود روشن نشود، این اختلاف‌نظرها همچنان باقی است[۱۱].

پانویس

  1. «ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.
  2. ابن حنبل، احمد، مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۳۴۷ و ۲۱۵.
  3. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۵۰-۲۶۱؛ کمره‌ای، میرزا خلیل، آراء أئمه الشیعه الامامیه فی الغلاه.
  4. سامی النشار، علی نشأه الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۲، ص۶۷.
  5. ابن معلا اللویحق، عبد الرحمان، مشکله الغلو فی الدین فی العصر الحاضر، ج۱، ص۲۵-۲۳. تعریف او از این دو نوع غلو چنین است: والمراد بالغلو الكلي الاعتقادي الغلو المتعلق بكليات الشريعة بمسائل الاعتقاد مثل الغلو في الولاء والبراء كالغلو في الائمة وادعاء العصمة لهم أو الغلو في البراءة من المجتمع العامي ومثل الغلو في التكفير واما الغلو الجزئي العملي فهو ما كان متعلقا بجزئية او اكثر من جزئيات الشريعة العملية سواء كان قولا باللسان او عملا بالجوارح وذلك مثل قيام الليل كله.
  6. ر.ک: صفری، نعمت الله، «جریان‌شناسی غلو»، فصلنامه علمی - تخصصی علوم حدیث، سال اول، ش۱، ص۱۱۸.
  7. ر.ک: جعفری، یعقوب، «مقایسه‌ای میان دو مکتب فکری شیعه در قم و بغداد». مقالات فارسی کنگره شیخ مفید، ش۶۹، و نیز بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۲۹-۱۲۰.
  8. شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبد الکریم، الملل والنحل، ج۱، ص۲۸۸.
  9. ر.ک: صفری، نعمت الله، «جریان‌شناسی غلو (۲): ابن غضائری و متهمان به غلو در کتاب الضعفاء»، فصلنامه علمی - تخصصی علوم حدیث – سال اول، ش۲، زمستان ۱۳۷۵ ش، ص۱۲۱.
  10. ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۱، ص۱۱۹ و ۱۱۸.
  11. صفری فروشانی، نعمت‌الله، مقاله «غلو»، دانشنامه امام علی ج۳، ص ۳۷۸.
بازگشت به صفحهٔ «غلو در کلام اسلامی».