بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
# [[حضرت مسیح]] {{ع}}: {{متن حدیث|وَ أَكْثِرْ حَمْدَ اللَّهِ عَلَى الْفَقْرِ فَإِنَّ مِنَ الْعِصْمَةِ أَنْ لَا تَقْدِرَ عَلَى مَا تُرِيدُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۳۲۹.</ref>: و [[خداوند]] را بر [[فقر]] بسیار سپاسگزار باش؛ زیرا اینکه تو [[قدرت]] بر هرچه میخواهی نداشته باشی، خودنگهداری و محافظت [[خدا]] نسبت به تو محسوب میشود. | # [[حضرت مسیح]] {{ع}}: {{متن حدیث|وَ أَكْثِرْ حَمْدَ اللَّهِ عَلَى الْفَقْرِ فَإِنَّ مِنَ الْعِصْمَةِ أَنْ لَا تَقْدِرَ عَلَى مَا تُرِيدُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۳۲۹.</ref>: و [[خداوند]] را بر [[فقر]] بسیار سپاسگزار باش؛ زیرا اینکه تو [[قدرت]] بر هرچه میخواهی نداشته باشی، خودنگهداری و محافظت [[خدا]] نسبت به تو محسوب میشود. | ||
# شبیه [[روایت]] فوق، حکمتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است: {{متن حدیث|مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي}}<ref>نهج البلاغه، ص۵۳۵، حکمت ۳۴۵.</ref>: مانع داشتن برای [[گناه]] کردن، گونهای از [[ترک گناه]] است<ref>سیدجعفر شهیدی، شرح نهج البلاغه، ص۴۲۲.</ref>. [[ابن ابی الحدید]] در ذیل این [[حدیث]] میگوید: مراد از عصمت در این روایت معنای [[کلامی]] آن نیست؛ چون عصمت کلامی مشروط به قدرت است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۹، ص۲۶۰.</ref>. در روایت دیگری نیز در [[نهج البلاغه]] عصمت به معنای لغوی آن آمده است: {{متن حدیث|إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ}}<ref>نهج البلاغه، ص۱۹۷.</ref>: بر کسانی که گناه ندارند و از [[سلامت]] [[دین]] برخوردارند، سزاست که بر [[گناهکاران]] و [[نافرمانان]] [[رحمت]] آرند و شکرِ این [[نعمت]] بگزارند، چندان که این [[شکرگزاری]] آنان را مشغول دارد و به گفتن [[عیب]] [[مردمان]] وانگذارد. | # شبیه [[روایت]] فوق، حکمتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است: {{متن حدیث|مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي}}<ref>نهج البلاغه، ص۵۳۵، حکمت ۳۴۵.</ref>: مانع داشتن برای [[گناه]] کردن، گونهای از [[ترک گناه]] است<ref>سیدجعفر شهیدی، شرح نهج البلاغه، ص۴۲۲.</ref>. [[ابن ابی الحدید]] در ذیل این [[حدیث]] میگوید: مراد از عصمت در این روایت معنای [[کلامی]] آن نیست؛ چون عصمت کلامی مشروط به قدرت است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۹، ص۲۶۰.</ref>. در روایت دیگری نیز در [[نهج البلاغه]] عصمت به معنای لغوی آن آمده است: {{متن حدیث|إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ}}<ref>نهج البلاغه، ص۱۹۷.</ref>: بر کسانی که گناه ندارند و از [[سلامت]] [[دین]] برخوردارند، سزاست که بر [[گناهکاران]] و [[نافرمانان]] [[رحمت]] آرند و شکرِ این [[نعمت]] بگزارند، چندان که این [[شکرگزاری]] آنان را مشغول دارد و به گفتن [[عیب]] [[مردمان]] وانگذارد. | ||
# [[عبدالعزیز بن مسلم]] سخن طولانی و مفصّلی با [[امام رضا]] {{ع}} در [[شأن]] و [[صفات امام]] دارد که طبق آن، [[امام]] {{ع}} در تبیین مقام اینگونه میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>: بندهای را که [[خداوند]] برای [[سرپرستی]] امور [[خلق]] برمیگزیند، شرح صدری برای این مقام به او عطا میکند؛ چشمههای [[حکمت]] را در [[دل]] او به ودیعت مینهد؛ [[علم]] ویژهای را به او [[الهام]] میکند که بعد از آن از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نیست و هیچ گاه از یافتن صواب متحیر نیست. پس او [[معصوم]] و برخوردار از تأییدات و توفیقات است و از هر خطا و لغزشی در [[امان]] است؛ [[خدا]] تنها با او چنین میکند تا بتواند [[حجت]] بر بندگانش باشد و [[گواه]] بر خلق قرار گیرد. همانطور که مشاهده گردید معنایی که از عصمت درباره امامان مطرح شد، معنا و صفت ویژهای است که به طور اختصاصی در عدهای وجود دارد و این همان معنای [[کلامی]] [[عصمت]] است. در این [[روایت]] [[علم]] و شعور ویژهای همراه با [[الهام]] را برای [[بندگان]] مختار [[الهی]] بر شمرده است که نتیجه این علم و شعور خاص، عصمت از [[گناه]] و [[عصمت از خطا]] در مقام [[تبلیغ احکام الهی]] و [[عقاید]] و [[معارف دینی]] میباشد. با اضافه کردن [[توفیق]] و تسدید ویژهای که از سوی [[خداوند متعال]] به آنان اعطا میشود، [[عصمت از اشتباه]] و لغزشهای عادی و [[سهو]] و | # [[عبدالعزیز بن مسلم]] سخن طولانی و مفصّلی با [[امام رضا]] {{ع}} در [[شأن]] و [[صفات امام]] دارد که طبق آن، [[امام]] {{ع}} در تبیین مقام اینگونه میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>: بندهای را که [[خداوند]] برای [[سرپرستی]] امور [[خلق]] برمیگزیند، شرح صدری برای این مقام به او عطا میکند؛ چشمههای [[حکمت]] را در [[دل]] او به ودیعت مینهد؛ [[علم]] ویژهای را به او [[الهام]] میکند که بعد از آن از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نیست و هیچ گاه از یافتن صواب متحیر نیست. پس او [[معصوم]] و برخوردار از تأییدات و توفیقات است و از هر خطا و لغزشی در [[امان]] است؛ [[خدا]] تنها با او چنین میکند تا بتواند [[حجت]] بر بندگانش باشد و [[گواه]] بر خلق قرار گیرد. همانطور که مشاهده گردید معنایی که از عصمت درباره امامان مطرح شد، معنا و صفت ویژهای است که به طور اختصاصی در عدهای وجود دارد و این همان معنای [[کلامی]] [[عصمت]] است. در این [[روایت]] [[علم]] و شعور ویژهای همراه با [[الهام]] را برای [[بندگان]] مختار [[الهی]] بر شمرده است که نتیجه این علم و شعور خاص، عصمت از [[گناه]] و [[عصمت از خطا]] در مقام [[تبلیغ احکام الهی]] و [[عقاید]] و [[معارف دینی]] میباشد. با اضافه کردن [[توفیق]] و تسدید ویژهای که از سوی [[خداوند متعال]] به آنان اعطا میشود، [[عصمت از اشتباه]] و لغزشهای عادی و [[سهو]] و [نسیان را نیز برای آنها [[اثبات]] میکند و دلیل عصمت از اشتباه و [[خطا]] را همان [[حجت خدا]] بودن [[امام]] و [[نبی]] است و اینکه [[شاهد]] و [[گواه]] بر بندگان بودن تمام نمیشود مگر به این درجه از عصمت. | ||
# [[سلیم بن قیس الهلالی]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل میکند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>: خداوند متعال ما را [[پاک]] کرد و به [[مقام عصمت]] رسانید و ما را گواه بر [[خلق]] و [[حجت]] روی [[زمین]] قرار داد و ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما قرار داد. ما هیچ گاه از قرآن جدا نمیشویم و قرآن نیز از ما جدا نمیشود. بخش نخست این [[حدیث]] یقیناً عصمت از گناه را افاده میکند؛ اما بخش پایانی آنکه جداناپذیری قرآن و [[امامان]] را مطرح میسازد، همانگونه که قرآن [[خطاناپذیر]] است میتوان برداشت کرد که عصمت از خطا و خطاناپذیری [[ائمه]] {{عم}} را نیز ایفاد میکند. | # [[سلیم بن قیس الهلالی]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل میکند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>: خداوند متعال ما را [[پاک]] کرد و به [[مقام عصمت]] رسانید و ما را گواه بر [[خلق]] و [[حجت]] روی [[زمین]] قرار داد و ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما قرار داد. ما هیچ گاه از قرآن جدا نمیشویم و قرآن نیز از ما جدا نمیشود. بخش نخست این [[حدیث]] یقیناً عصمت از گناه را افاده میکند؛ اما بخش پایانی آنکه جداناپذیری قرآن و [[امامان]] را مطرح میسازد، همانگونه که قرآن [[خطاناپذیر]] است میتوان برداشت کرد که عصمت از خطا و خطاناپذیری [[ائمه]] {{عم}} را نیز ایفاد میکند. | ||
# [[امام کاظم]] {{ع}} درباره امامان میفرماید: {{متن حدیث|... عَصَمَهُمْ مِنَ الْمَعْصِيَةِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۰.</ref>: آنها را از [[گناهان]] [[معصوم]] کرد. این روایت تنها عصمت از گناه را افاده میکند. | # [[امام کاظم]] {{ع}} درباره امامان میفرماید: {{متن حدیث|... عَصَمَهُمْ مِنَ الْمَعْصِيَةِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۰.</ref>: آنها را از [[گناهان]] [[معصوم]] کرد. این روایت تنها عصمت از گناه را افاده میکند. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} در توصیف [[مقام امامت]] میفرماید: {{متن حدیث|... اخْتَارَهُ بِعِلْمِهِ وَ انْتَجَبَهُ لِطُهْرِهِ... مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ مَصُوناً عَنِ الْفَوَاحِشِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>: [[خداوند]] به [[علم]] خود [[امامان]] را برگزید و آنها را به [[پاکی]] و [[طهارت]] [[انتخاب]] کرد،... آنها از [[لغزشها]] معصوماند و از [[زشتیها]] مصون. این [[روایت]] نیز، هم [[عصمت]] از [[گناه]] و هم [[عصمت از اشتباه]] را ایفاد میکند. | # [[امام صادق]] {{ع}} در توصیف [[مقام امامت]] میفرماید: {{متن حدیث|... اخْتَارَهُ بِعِلْمِهِ وَ انْتَجَبَهُ لِطُهْرِهِ... مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ مَصُوناً عَنِ الْفَوَاحِشِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>: [[خداوند]] به [[علم]] خود [[امامان]] را برگزید و آنها را به [[پاکی]] و [[طهارت]] [[انتخاب]] کرد،... آنها از [[لغزشها]] معصوماند و از [[زشتیها]] مصون. این [[روایت]] نیز، هم [[عصمت]] از [[گناه]] و هم [[عصمت از اشتباه]] را ایفاد میکند. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}}: {{متن حدیث|نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِطَاعَتِنَا وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۰.</ref>: ما [[قوم]] معصومی هستیم که خداوند به [[اطاعت]] از ما امر کرده است و از [[سرپیچی]] ما بازداشته است. | # [[امام صادق]] {{ع}}: {{متن حدیث|نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِطَاعَتِنَا وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۰.</ref>: ما [[قوم]] معصومی هستیم که خداوند به [[اطاعت]] از ما امر کرده است و از [[سرپیچی]] ما بازداشته است. | ||
# [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} درباره [[صفات امام]] میفرماید: {{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ الْمُسْتَحِقُّ لِلْإِمَامَةِ لَهُ عَلَامَاتٌ فَمِنْهَا أَنْ يُعْلَمَ أَنَّهُ مَعْصُومٌ مِنَ الذُّنُوبِ كُلِّهَا صَغِيرِهَا وَ كَبِيرِهَا لَا يَزِلُّ فِي الْفُتْيَا وَ لَا يُخْطِئُ فِي الْجَوَابِ وَ لَا يَسْهُو وَ لَا يَنْسَى وَ لَا يَلْهُو بِشَيْءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۶۴.</ref>: امامی که شایستگی امامت را داراست، دارای نشانههایی است؛ یکی از آنها این است که او از همه [[گناهان]] [[معصوم]] است؛ چه گناه صغیره و چه [[گناه کبیره]]؛ در مقام [[فتوا]] [[لغزش]] نمیکند و پاسخ [[خطا]] نمیدهد؛ [[سهو]] نمیکند و | # [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} درباره [[صفات امام]] میفرماید: {{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ الْمُسْتَحِقُّ لِلْإِمَامَةِ لَهُ عَلَامَاتٌ فَمِنْهَا أَنْ يُعْلَمَ أَنَّهُ مَعْصُومٌ مِنَ الذُّنُوبِ كُلِّهَا صَغِيرِهَا وَ كَبِيرِهَا لَا يَزِلُّ فِي الْفُتْيَا وَ لَا يُخْطِئُ فِي الْجَوَابِ وَ لَا يَسْهُو وَ لَا يَنْسَى وَ لَا يَلْهُو بِشَيْءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۶۴.</ref>: امامی که شایستگی امامت را داراست، دارای نشانههایی است؛ یکی از آنها این است که او از همه [[گناهان]] [[معصوم]] است؛ چه گناه صغیره و چه [[گناه کبیره]]؛ در مقام [[فتوا]] [[لغزش]] نمیکند و پاسخ [[خطا]] نمیدهد؛ [[سهو]] نمیکند و [نسیان ندارد و چیزی از کارهای [[دنیوی]] او را [[غافل]] نمیسازد. این روایت نیز عصمت مطلقه از گناه، خطا، نسیان و امور عادی [[زندگی]] را برای [[امام]] [[اثبات]] میکند. | ||
# روایتی در معنای عصمت از [[هشام بن حکم]] از امام صادق {{ع}} نقل شده است: از هشام سؤال میشود معنای {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً}} چیست؟ (اینکه میگویند امام حتماً معصوم است، یعنی چه؟) هشام گفت: از امام صادق {{ع}} همین سؤال را پرسیدم، آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ}} و فرمود: {{متن حدیث|قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref>}}<ref>ر.ک: شیخ صدوق، معانی الاخبار، باب معنی عصمة الامام، ص۱۳۲.</ref>. طبق این [[حدیث]]، [[معصوم]] کسی است که به کمک [و [[لطف]]] [[خدا]] از همه [[گناهان]] [[الهی]] خودداری میورزد. | # روایتی در معنای عصمت از [[هشام بن حکم]] از امام صادق {{ع}} نقل شده است: از هشام سؤال میشود معنای {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً}} چیست؟ (اینکه میگویند امام حتماً معصوم است، یعنی چه؟) هشام گفت: از امام صادق {{ع}} همین سؤال را پرسیدم، آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ}} و فرمود: {{متن حدیث|قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref>}}<ref>ر.ک: شیخ صدوق، معانی الاخبار، باب معنی عصمة الامام، ص۱۳۲.</ref>. طبق این [[حدیث]]، [[معصوم]] کسی است که به کمک [و [[لطف]]] [[خدا]] از همه [[گناهان]] [[الهی]] خودداری میورزد. | ||
# روایتی در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«و هر گزندی به شما برسد از کردار خود شماست» سوره شوری، آیه ۳۰.</ref> وارد شده است که راوی از [[امام صادق]] {{ع}} میپرسد پس این همه مصایبی که بر [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{عم}} وارد شده است، حال آنکه {{متن حدیث|هُمْ أَهْلُ بَيْتِ طَهَارَةٍ مَعْصُومُونَ}}: آنها معصوم و اهل بیت [[طهارت]] بودند که آن حضرت در پاسخ میفرماید: این [[مصایب]] برای افزایش [[اجر]] و [[پاداش]] آنها بود بدون اینکه گناهی کرده باشند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref>. نیز سلسله روایاتی از این قبیل که توبههای [[زیاد]] [[رسول خدا]] {{صل}} را معرفی میکند: {{متن حدیث|مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ}}: بدون اینکه گناهی کرده باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref>. خود سؤال راوی نشان دهنده وجود فضایی است که راوی در آن تنفس میکرده است و آن این بوده است که پیامبر و اهل بیت {{عم}} از هرگونه گناهی منزّهاند، پس چرا این آیه به طورکلی چنین بیانی دارد که تمام مصایب نتیجه گناهان [[بشر]] است؛ ازاین رو در مورد پیامبر و [[امامان]] {{عم}} در خصوص محتوای این آیه چنین پرسشی را مطرح کرده است. | # روایتی در ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«و هر گزندی به شما برسد از کردار خود شماست» سوره شوری، آیه ۳۰.</ref> وارد شده است که راوی از [[امام صادق]] {{ع}} میپرسد پس این همه مصایبی که بر [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{عم}} وارد شده است، حال آنکه {{متن حدیث|هُمْ أَهْلُ بَيْتِ طَهَارَةٍ مَعْصُومُونَ}}: آنها معصوم و اهل بیت [[طهارت]] بودند که آن حضرت در پاسخ میفرماید: این [[مصایب]] برای افزایش [[اجر]] و [[پاداش]] آنها بود بدون اینکه گناهی کرده باشند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref>. نیز سلسله روایاتی از این قبیل که توبههای [[زیاد]] [[رسول خدا]] {{صل}} را معرفی میکند: {{متن حدیث|مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ}}: بدون اینکه گناهی کرده باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref>. خود سؤال راوی نشان دهنده وجود فضایی است که راوی در آن تنفس میکرده است و آن این بوده است که پیامبر و اهل بیت {{عم}} از هرگونه گناهی منزّهاند، پس چرا این آیه به طورکلی چنین بیانی دارد که تمام مصایب نتیجه گناهان [[بشر]] است؛ ازاین رو در مورد پیامبر و [[امامان]] {{عم}} در خصوص محتوای این آیه چنین پرسشی را مطرح کرده است. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پسزمینه=#F8FBF9| گیومه نقلقول =| تراز منبع = وسط}} | |تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پسزمینه=#F8FBF9| گیومه نقلقول =| تراز منبع = وسط}} | ||
{{اصلی|گستره عصمت امام در حدیث}} | {{اصلی|گستره عصمت امام در حدیث}} | ||
احادیث متعددی از لسان [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{ع}} نقل شده که میتوان از آنها به گستره عصمت معصومان پی برد. این احادیث، حول دو محور هستند؛ یکی اخباری که دلالت بر [[عصمت عملی]] [[معصومان]] دارد یعنی [[روایات]] به این نکته اشاره دارند که [[معصومین]] از تمامی [[گناهان]] مبرا هستند یا اینکه به ریشه گناهان اشاره میکنند که آن عوامل در معصومین وجود ندارد و دیگری [[اخبار]] دال بر [[عصمت علمی]] معصومان. این روایات نیز بر [[عصمت امامان]] از [[خطا]] و | احادیث متعددی از لسان [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{ع}} نقل شده که میتوان از آنها به گستره عصمت معصومان پی برد. این احادیث، حول دو محور هستند؛ یکی اخباری که دلالت بر [[عصمت عملی]] [[معصومان]] دارد یعنی [[روایات]] به این نکته اشاره دارند که [[معصومین]] از تمامی [[گناهان]] مبرا هستند یا اینکه به ریشه گناهان اشاره میکنند که آن عوامل در معصومین وجود ندارد و دیگری [[اخبار]] دال بر [[عصمت علمی]] معصومان. این روایات نیز بر [[عصمت امامان]] از [[خطا]] و [نسیان و [[سهو]] و غلط در [[علوم]] و وقایع خارجی دلالت میکنند و به روایات تسدید امامان به وسیله [[روح القدس]] معروفاند. | ||
به طور کلی باید گفت: احادیثی که در باب [[عصمت عملی]] امامان است از حیث تعداد بسیار زیاد است تا جایی که هر بیننده و شنونده را از حیث صدور مطمئن میکند. این [[احادیث]] عمدتاً از [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[امام علی]] {{ع}}، [[امام سجاد]] {{ع}}، [[امام باقر]] {{ع}}، امام صادق {{ع}} و [[امام رضا]] {{ع}} [[نقل]] شده است<ref>بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴ و ج۳۸، ص۶۵؛ معانی الأخبار، ص۱۳۲؛ میزان الحکمة، ج۳، ص۱۹۹۷.</ref>. این [[روایات]] غیر از اینکه به عصمت عملی امامان [[شهادت]] میدهند، از حیث معنا هم متواترند و میتوانیم آنها را به چند دسته تقسیم کنیم: | به طور کلی باید گفت: احادیثی که در باب [[عصمت عملی]] امامان است از حیث تعداد بسیار زیاد است تا جایی که هر بیننده و شنونده را از حیث صدور مطمئن میکند. این [[احادیث]] عمدتاً از [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[امام علی]] {{ع}}، [[امام سجاد]] {{ع}}، [[امام باقر]] {{ع}}، امام صادق {{ع}} و [[امام رضا]] {{ع}} [[نقل]] شده است<ref>بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۹۴ و ج۳۸، ص۶۵؛ معانی الأخبار، ص۱۳۲؛ میزان الحکمة، ج۳، ص۱۹۹۷.</ref>. این [[روایات]] غیر از اینکه به عصمت عملی امامان [[شهادت]] میدهند، از حیث معنا هم متواترند و میتوانیم آنها را به چند دسته تقسیم کنیم: | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
# روایاتی که به عوامل و ریشه [[گناهان]] اشاره میکنند و با بیان بسیار [[زیبا]] و لطیف این عوامل را در [[امام]] منتفی میدانند که در نتیجه آن، عصمت عملی امامان به دست میآید. | # روایاتی که به عوامل و ریشه [[گناهان]] اشاره میکنند و با بیان بسیار [[زیبا]] و لطیف این عوامل را در [[امام]] منتفی میدانند که در نتیجه آن، عصمت عملی امامان به دست میآید. | ||
اما احادیثی که در باب [[عصمت علمی]] امامان نقل شده، اگرچه از حیث سند و صدور، بعضاً ضعیف و کلاً در حد تواتر لفظی و صدوری نیست، ولی مستفیض و مشهورند<ref>مستفیض و مشهور، به روایاتی گفته میشود که تعداد راویانش زیاد باشد، ولی به حد تواتر نرسد (محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، جزء ۳، ص۱۶۳).</ref> از طرفی همه این [[روایات]] یک معنا را القا میکند و آن هم [[عصمت علمی]] [[امامان]] است، لذا دلالت این [[احادیث]] قابل خدشه نیست. [[شیخ کلینی]] هم که از راویان مورد وثوق است، همه این روایات را در کافی [[نقل]] کرده است و این روایات مورد استناد [[اصحاب]] بوده است، پس ضعف سند هم جبران میشود. در نتیجه از این روایات میفهمیم که امامان با توجه به [[الهامات]] [[روحالقدس]] از ابتدای تولد تا لحظه [[مرگ]] با تلاش و [[مجاهدت]] نفس از [[گناه]] و [[اشتباه]] و | اما احادیثی که در باب [[عصمت علمی]] امامان نقل شده، اگرچه از حیث سند و صدور، بعضاً ضعیف و کلاً در حد تواتر لفظی و صدوری نیست، ولی مستفیض و مشهورند<ref>مستفیض و مشهور، به روایاتی گفته میشود که تعداد راویانش زیاد باشد، ولی به حد تواتر نرسد (محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، جزء ۳، ص۱۶۳).</ref> از طرفی همه این [[روایات]] یک معنا را القا میکند و آن هم [[عصمت علمی]] [[امامان]] است، لذا دلالت این [[احادیث]] قابل خدشه نیست. [[شیخ کلینی]] هم که از راویان مورد وثوق است، همه این روایات را در کافی [[نقل]] کرده است و این روایات مورد استناد [[اصحاب]] بوده است، پس ضعف سند هم جبران میشود. در نتیجه از این روایات میفهمیم که امامان با توجه به [[الهامات]] [[روحالقدس]] از ابتدای تولد تا لحظه [[مرگ]] با تلاش و [[مجاهدت]] نفس از [[گناه]] و [[اشتباه]] و [نسیان به دورند و در سراسر [[زندگی]] هیچ اشتباه [[علمی]] هم نمیکنند<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص۵۰-۵۵.</ref>. | ||
در ادامه به چند [[روایت]] با همین مضمون اشاره میکنیم. | در ادامه به چند [[روایت]] با همین مضمون اشاره میکنیم. | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
[[سلیم بن قیس الهلالی]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل میکند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>: خداوند متعال ما را [[پاک]] کرد و به [[مقام عصمت]] رسانید و ما را گواه بر [[خلق]] و [[حجت]] روی [[زمین]] قرار داد و ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما قرار داد. ما هیچ گاه از قرآن جدا نمیشویم و قرآن نیز از ما جدا نمیشود. بخش نخست این [[حدیث]] یقیناً عصمت از گناه را افاده میکند؛ اما بخش پایانی آنکه جداناپذیری قرآن و [[امامان]] را مطرح میسازد، همانگونه که قرآن [[خطاناپذیر]] است میتوان برداشت کرد که عصمت از خطا و خطاناپذیری [[ائمه]] {{عم}} را نیز ایفاد میکند. | [[سلیم بن قیس الهلالی]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل میکند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا يُفَارِقُنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>: خداوند متعال ما را [[پاک]] کرد و به [[مقام عصمت]] رسانید و ما را گواه بر [[خلق]] و [[حجت]] روی [[زمین]] قرار داد و ما را با [[قرآن]] و قرآن را با ما قرار داد. ما هیچ گاه از قرآن جدا نمیشویم و قرآن نیز از ما جدا نمیشود. بخش نخست این [[حدیث]] یقیناً عصمت از گناه را افاده میکند؛ اما بخش پایانی آنکه جداناپذیری قرآن و [[امامان]] را مطرح میسازد، همانگونه که قرآن [[خطاناپذیر]] است میتوان برداشت کرد که عصمت از خطا و خطاناپذیری [[ائمه]] {{عم}} را نیز ایفاد میکند. | ||
[[امیرالمؤمنین]] {{ع}} درباره [[صفات امام]] میفرماید: امامی که شایستگی امامت را داراست، دارای نشانههایی است؛ یکی از آنها این است که او از همه [[گناهان]] [[معصوم]] است؛ چه گناه صغیره و چه [[گناه کبیره]]؛ در مقام [[فتوا]] [[لغزش]] نمیکند و پاسخ [[خطا]] نمیدهد؛ [[سهو]] نمیکند و | [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} درباره [[صفات امام]] میفرماید: امامی که شایستگی امامت را داراست، دارای نشانههایی است؛ یکی از آنها این است که او از همه [[گناهان]] [[معصوم]] است؛ چه گناه صغیره و چه [[گناه کبیره]]؛ در مقام [[فتوا]] [[لغزش]] نمیکند و پاسخ [[خطا]] نمیدهد؛ [[سهو]] نمیکند و [نسیان ندارد و چیزی از کارهای [[دنیوی]] او را [[غافل]] نمیسازد<ref>{{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ الْمُسْتَحِقُّ لِلْإِمَامَةِ لَهُ عَلَامَاتٌ فَمِنْهَا أَنْ يُعْلَمَ أَنَّهُ مَعْصُومٌ مِنَ الذُّنُوبِ كُلِّهَا صَغِيرِهَا وَ كَبِيرِهَا لَا يَزِلُّ فِي الْفُتْيَا وَ لَا يُخْطِئُ فِي الْجَوَابِ وَ لَا يَسْهُو وَ لَا يَنْسَى وَ لَا يَلْهُو بِشَيْءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا}}، محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۶۴.</ref>. این روایت نیز عصمت مطلقه از گناه، خطا، نسیان و امور عادی [[زندگی]] را برای [[امام]] [[اثبات]] میکند. | ||
==== عصمت از اشتباه و فراموشی ==== | ==== عصمت از اشتباه و فراموشی ==== | ||
در برخی کلمات [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} به مصونیت [[امام]] {{ع}} از [[اشتباه]] و | در برخی کلمات [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} به مصونیت [[امام]] {{ع}} از [[اشتباه]] و فراموشی نیز اشاره شده است. آن حضرت در یکی از خطبههای خویش در این باره به نقل از رسول خدا {{صل}} میفرمایند: «[[پیامبر]] برایم [[دعا]] کرد تا چیزی را که به من [[تعلیم]] داده بود، فراموش نکنم. پس هیچ [[حرام]] و حلالی، [[امر]] و نهیی و [[طاعت]] و معصیتی را فراموش نکردم. پس رسول خدا دستش را روی سینه ام قرار داد و فرمود: خدایا قلبش را از [[علم]] و فهم و [[حکمت]] و [[نور]] پر کن. سپس پیامبر فرمود: [[خدا]] به من خبر داد که دعایم در [[حق]] تو [[مستجاب]] شده است<ref>{{متن حدیث|دعا (النبی) {{صل}} الله لی ان لا انسی شیئا علمنی ایاه فما نسیت من حرام و لا حلال و امر و نهی و طاعة و معصیة و لقد وضع یده علیصدری و قال: اللهم املاء قلبه علما و حکما و نورا ثم قال لی: اخبرنی ربی عزوجل انه قد استجاب لی فیک}}، ابن عساکر علی بن حسین، تاریخ مدینه دمشق، ج۲، ص ۳۸۶؛ محمد بن محمد بن نعمان، (شیخ مفید)، الارشاد، ج۱، ص ۱۹۵.</ref>. | ||
[[عبدالله بن یحیی]] و برخی دیگر از [[اصحاب]] نیز نقل کردهاند که امیرالمومین بر فراز [[منبر]] فرمود: «به خدا [[سوگند]] دروغی نگفتم... [[گمراه]] نشدم و کسی را گمراه نکردم و عهدم [با رسول خدا] را فراموش نکردم....»<ref>{{متن حدیث|والله ما کذبت و ... و لا ضللت و لا ضل بی و لا نسیت ما عهد الی و انی لعلی بینة من ربی بینها لنبیه {{صل}}...}}، ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص ۳۹۶.</ref>. | [[عبدالله بن یحیی]] و برخی دیگر از [[اصحاب]] نیز نقل کردهاند که امیرالمومین بر فراز [[منبر]] فرمود: «به خدا [[سوگند]] دروغی نگفتم... [[گمراه]] نشدم و کسی را گمراه نکردم و عهدم [با رسول خدا] را فراموش نکردم....»<ref>{{متن حدیث|والله ما کذبت و ... و لا ضللت و لا ضل بی و لا نسیت ما عهد الی و انی لعلی بینة من ربی بینها لنبیه {{صل}}...}}، ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص ۳۹۶.</ref>. | ||
صراحت این دو [[روایت]] در [[معصوم بودن امام]] از | صراحت این دو [[روایت]] در [[معصوم بودن امام]] از [نسیان و فراموشی علاوه بر [[معصوم]] از [[ارتکاب گناه]] روشن است. | ||
=== احادیث سایر امامان {{ع}} === | === احادیث سایر امامان {{ع}} === | ||
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
==== احادیث [[امام صادق]] {{ع}} ==== | ==== احادیث [[امام صادق]] {{ع}} ==== | ||
حسین بن اشقر از [[هشام بن حکم]] سؤال کرد: معنای قولتان که میگویید {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً}} چیست؟ هشام گفت: روزی این سؤال را از [[امام صادق]] {{ع}} پرسیدم، [[امام]] {{ع}} فرمود: "[[معصوم]] کسی است که با | حسین بن اشقر از [[هشام بن حکم]] سؤال کرد: معنای قولتان که میگویید {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً}} چیست؟ هشام گفت: روزی این سؤال را از [[امام صادق]] {{ع}} پرسیدم، [[امام]] {{ع}} فرمود: "[[معصوم]] کسی است که با تمسک به [[خدا]] از جمیع [[محارم]] [[الله]] [[امتناع]] کند" و [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref>.<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۹۴؛ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۱۳۲؛ میزان الحکمه، ج۳، ص۱۹۹۷.</ref> این [[حدیث شریف]] با دو [[سند]] از [[امام سجاد]] و امام صادق {{عم}} [[نقل]] گردیده است<ref>معانی الاخبار، ص۱۳۲؛ بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۹۰-۱۹۱؛ میزان الحکمه، ج۳، ص۱۹۹۷.</ref>. | ||
امام صادق {{ع}} در وصف [[امامان]] فرمود: "امام {{ع}} از [[لغزشها]] معصوم و از تمام فواحش [[پاک]] است"<ref>میزان الحکمه، ج۳، ص۲۰۰۰؛ بحارالانوار، ج۳۸، ص۶۲-۶۳، ح۲۵، ص۱۹۴.</ref> این [[حدیث]] با مضامین مشابه از [[امام رضا]] و [[حضرت علی]] {{عم}} آمده است<ref>بحارالانوار، ج۳۸، ص۶۲-۶۳.</ref>. | امام صادق {{ع}} در وصف [[امامان]] فرمود: "امام {{ع}} از [[لغزشها]] معصوم و از تمام فواحش [[پاک]] است"<ref>میزان الحکمه، ج۳، ص۲۰۰۰؛ بحارالانوار، ج۳۸، ص۶۲-۶۳، ح۲۵، ص۱۹۴.</ref> این [[حدیث]] با مضامین مشابه از [[امام رضا]] و [[حضرت علی]] {{عم}} آمده است<ref>بحارالانوار، ج۳۸، ص۶۲-۶۳.</ref>. | ||
| خط ۱۲۷: | خط ۱۲۷: | ||
روایتی ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«و هر گزندی به شما برسد از کردار خود شماست» سوره شوری، آیه ۳۰.</ref> وارد شده که [[راوی]] از [[امام صادق]] {{ع}} سؤال میکند از مصایبی که بر [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{عم}} وارد شده است، حال آنکه {{متن حدیث|هُمْ أَهْلُ بَيْتِ طَهَارَةٍ مَعْصُومُونَ}}: آنها معصوم و اهل بیت [[طهارت]] بودند. آن حضرت در پاسخ میفرماید: این [[مصایب]] برای افزایش [[اجر]] و [[پاداش]] آنها بود بدون اینکه گناهی کرده باشند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref>. همچنین سلسله روایاتی از این قبیل وجود دارد که توبههای [[زیاد]] [[رسول خدا]] {{صل}} را {{متن حدیث|مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref> معرفی میکند. سؤال راوی نشان دهنده وجود فضایی است که راوی در آن تنفس میکرده و آن این بوده است که پیامبر و اهل بیت {{عم}} از هرگونه گناهی منزّهاند، پس چرا این آیه به طورکلی چنین بیانی دارد که تمام مصایب نتیجه گناهان [[بشر]] است؛ ازاین رو در مورد پیامبر و [[امامان]] {{عم}} در خصوص محتوای این آیه چنین پرسشی را مطرح کرده است. | روایتی ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«و هر گزندی به شما برسد از کردار خود شماست» سوره شوری، آیه ۳۰.</ref> وارد شده که [[راوی]] از [[امام صادق]] {{ع}} سؤال میکند از مصایبی که بر [[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{عم}} وارد شده است، حال آنکه {{متن حدیث|هُمْ أَهْلُ بَيْتِ طَهَارَةٍ مَعْصُومُونَ}}: آنها معصوم و اهل بیت [[طهارت]] بودند. آن حضرت در پاسخ میفرماید: این [[مصایب]] برای افزایش [[اجر]] و [[پاداش]] آنها بود بدون اینکه گناهی کرده باشند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref>. همچنین سلسله روایاتی از این قبیل وجود دارد که توبههای [[زیاد]] [[رسول خدا]] {{صل}} را {{متن حدیث|مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۴۵۱.</ref> معرفی میکند. سؤال راوی نشان دهنده وجود فضایی است که راوی در آن تنفس میکرده و آن این بوده است که پیامبر و اهل بیت {{عم}} از هرگونه گناهی منزّهاند، پس چرا این آیه به طورکلی چنین بیانی دارد که تمام مصایب نتیجه گناهان [[بشر]] است؛ ازاین رو در مورد پیامبر و [[امامان]] {{عم}} در خصوص محتوای این آیه چنین پرسشی را مطرح کرده است. | ||
در [[زیارت]] [[امام صادق]] {{ع}} از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} چنین آمده است: {{متن حدیث|إِمَامِ الْمُخْلِصِينَ وَ الْمَعْصُومِ مِنَ الْخَلَلِ الْمُهَذَّبِ مِنَ الزَّلَلِ الْمُطَهَّرِ مِنَ الْعَيْبِ الْمُنَزَّهِ مِنَ الرَّيْبِ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۷، ص۳۰۷.</ref>. در توصیف [[حضرت علی]] {{ع}}، [[عصمت]] از وهن، [[اشتباه]]، [[لغزش]] و [[پاکی]] از هر [[عیب]] و | در [[زیارت]] [[امام صادق]] {{ع}} از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} چنین آمده است: {{متن حدیث|إِمَامِ الْمُخْلِصِينَ وَ الْمَعْصُومِ مِنَ الْخَلَلِ الْمُهَذَّبِ مِنَ الزَّلَلِ الْمُطَهَّرِ مِنَ الْعَيْبِ الْمُنَزَّهِ مِنَ الرَّيْبِ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۷، ص۳۰۷.</ref>. در توصیف [[حضرت علی]] {{ع}}، [[عصمت]] از وهن، [[اشتباه]]، [[لغزش]] و [[پاکی]] از هر [[عیب]] و نقص و [[شک]] و [[شبهه]] [[اعتقادی]] را به ایشان نسبت میدهد. | ||
==== احادیث [[امام کاظم]] {{ع}} ==== | ==== احادیث [[امام کاظم]] {{ع}} ==== | ||
| خط ۱۳۳: | خط ۱۳۳: | ||
==== احادیث [[امام رضا]]{{ع}} ==== | ==== احادیث [[امام رضا]]{{ع}} ==== | ||
از [[امام رضا]] {{ع}} نیز نقل شده است که آن حضرت ضمن توصیف منزلت امام، [[قلمرو عصمت]] را فراتر از مصونیت از ارتکاب انواع [[معاصی]] دانسته و به [[عصمت امام]] از [ | از [[امام رضا]] {{ع}} نیز نقل شده است که آن حضرت ضمن توصیف منزلت امام، [[قلمرو عصمت]] را فراتر از مصونیت از ارتکاب انواع [[معاصی]] دانسته و به [[عصمت امام]] از [نسیان، [[لغزشها]] و [[عیوب]] نیز اشاره کرده و میفرمایند: «... [[امام]]، از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیوب]] مبرا و مخصوص به [[علم]] ([[الهی]]) است... او، [[معصوم]]، [[تأیید]] شده، [[توفیق]] داده شده و محکم شده است و از اشتباهات و [[گمراهیها]] و [[لغزشها]] در [[امان]] است و [[خداوند]] او را به این امور مختص ساخته است»<ref>{{متن حدیث|... الامام المطهر الذنوب المبرأ من العیوب مخصوص بالعلم ... و هو معصوم موید موفق مسدد قد امن الخطایا و الزلل و العثار یخصه الله بذلک لیکون حجته علی عباده و شاهده علی خلقه ...}}، صدوق، محمدبن علی بن الحسین، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ص۲۰۰-۱۹۵.</ref>. | ||
[[عبدالعزیز بن مسلم]] سخن طولانی و مفصّلی با [[امام رضا]] {{ع}} در [[شأن]] و [[صفات امام]] دارد که طبق آن، [[امام]] {{ع}} در تبیین مقام اینگونه میفرماید: "بندهای را که [[خداوند]] برای [[سرپرستی]] امور [[خلق]] برمیگزیند، شرح صدری برای این مقام به او عطا میکند؛ چشمههای [[حکمت]] را در [[دل]] او به ودیعت مینهد؛ [[علم]] ویژهای را به او [[الهام]] میکند که بعد از آن از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نیست و هیچ گاه از یافتن صواب متحیر نیست. پس او [[معصوم]] و برخوردار از تأییدات و توفیقات است و از هر خطا و لغزشی در [[امان]] است؛ [[خدا]] تنها با او چنین میکند تا بتواند [[حجت]] بر بندگانش باشد و [[گواه]] بر خلق قرار گیرد<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ}}، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>. | [[عبدالعزیز بن مسلم]] سخن طولانی و مفصّلی با [[امام رضا]] {{ع}} در [[شأن]] و [[صفات امام]] دارد که طبق آن، [[امام]] {{ع}} در تبیین مقام اینگونه میفرماید: "بندهای را که [[خداوند]] برای [[سرپرستی]] امور [[خلق]] برمیگزیند، شرح صدری برای این مقام به او عطا میکند؛ چشمههای [[حکمت]] را در [[دل]] او به ودیعت مینهد؛ [[علم]] ویژهای را به او [[الهام]] میکند که بعد از آن از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نیست و هیچ گاه از یافتن صواب متحیر نیست. پس او [[معصوم]] و برخوردار از تأییدات و توفیقات است و از هر خطا و لغزشی در [[امان]] است؛ [[خدا]] تنها با او چنین میکند تا بتواند [[حجت]] بر بندگانش باشد و [[گواه]] بر خلق قرار گیرد<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ يَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِهِ}}، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۰۳.</ref>. | ||
| خط ۲۴۵: | خط ۲۴۵: | ||
محل [[شاهد]] دو عبارت {{متن حدیث|إِقامَةً لِدِينِكَ}} و {{متن حدیث|حُجَّةً عَلى عِبادِكَ}} است. [[هدف از بعثت]] أنبیاء و [[نصب]] اوصیاء همانا برپایی [[دین]] و [[اتمام حجت]] بر بندگان است. حجت یعنی دلالت روشن. اینکه خبر واحد حجت است؛ یعنی خبر واحد [[وظیفه]] [[مکلف]] را روشن مینماید و موجب [[اشتغال]] ذمّه و گردنگیری مکلّف است،؛ چراکه خبر واحد یا حکمی را بر عهده مکلّف میگذارد که میگوئیم [[حکم]] منجّز است و به گردن مکلّف مسئولیتی را بار میکند، و یا رخصتی برای او میآورد که اصطلاحاً به آن میگویند معذّر. پس باید [[حجّت]] باشد تا بازخواست الهی از ناحیه [[پروردگار]] بر مکلّفان تمام باشد و از ناحیه مکلفان، در مقام عذرآوری برای [[خداوند متعال]] کامل باشد. | محل [[شاهد]] دو عبارت {{متن حدیث|إِقامَةً لِدِينِكَ}} و {{متن حدیث|حُجَّةً عَلى عِبادِكَ}} است. [[هدف از بعثت]] أنبیاء و [[نصب]] اوصیاء همانا برپایی [[دین]] و [[اتمام حجت]] بر بندگان است. حجت یعنی دلالت روشن. اینکه خبر واحد حجت است؛ یعنی خبر واحد [[وظیفه]] [[مکلف]] را روشن مینماید و موجب [[اشتغال]] ذمّه و گردنگیری مکلّف است،؛ چراکه خبر واحد یا حکمی را بر عهده مکلّف میگذارد که میگوئیم [[حکم]] منجّز است و به گردن مکلّف مسئولیتی را بار میکند، و یا رخصتی برای او میآورد که اصطلاحاً به آن میگویند معذّر. پس باید [[حجّت]] باشد تا بازخواست الهی از ناحیه [[پروردگار]] بر مکلّفان تمام باشد و از ناحیه مکلفان، در مقام عذرآوری برای [[خداوند متعال]] کامل باشد. | ||
حال اگر در [[امام]] ارتکاب [[سهو]]، [[خطا]]، | حال اگر در [[امام]] ارتکاب [[سهو]]، [[خطا]]، فراموشی راه داشته باشد، آیا این بازخواست و [[احتجاج]] کامل میشود؟ خیر!؛ چراکه با وجود احتمال [[خطا]] در [[اعمال]]، گفتار و تقریر امام، [[احتجاج]] با [[بندگان]] [[باطل]] است؛ از همین رو باید در قول، فعل و تقریر پیامبر و [[امام]]، احتمال [[سهو]] و فراموشی و خطا راه نداشته باشد<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص۶۹.</ref>. | ||
===== [[عصمت اهل بیت]] ===== | ===== [[عصمت اهل بیت]] ===== | ||
| خط ۲۶۶: | خط ۲۶۶: | ||
# قرآن معصوم است و تمسّک به آن باعث میشود [[انسان]] هرگز گمراه نشود، اهل بیت نیز باید چنین باشند؛ زیرا این دو هیچگاه از هم جدا نیستند. به عبارت دیگر، فرض عدم [[گمراهی]] بر اثر تمسک به این دو در صورتی راست میآید که هر دو معصوم باشند. در غیر این صورت، چه بسا خود به خطا روند و متمسّکین به خود را نیز به گمراهی کشانند. | # قرآن معصوم است و تمسّک به آن باعث میشود [[انسان]] هرگز گمراه نشود، اهل بیت نیز باید چنین باشند؛ زیرا این دو هیچگاه از هم جدا نیستند. به عبارت دیگر، فرض عدم [[گمراهی]] بر اثر تمسک به این دو در صورتی راست میآید که هر دو معصوم باشند. در غیر این صورت، چه بسا خود به خطا روند و متمسّکین به خود را نیز به گمراهی کشانند. | ||
# [[پیامبر اکرم]] {{صل}} خبر داده است که این دو تا [[روز قیامت]] از هم جدا نخواهند شد و این فرض در صورتی صحیح است که هر چه [[قرآن]] میگوید ـ [[کلام خدا]] است ـ همان را [[اهل بیت]] بگویند و تمام [[افعال]] و [[کردار]] آنها منطبق بر قرآن و کلام خدا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص۶۰.</ref>. | # [[پیامبر اکرم]] {{صل}} خبر داده است که این دو تا [[روز قیامت]] از هم جدا نخواهند شد و این فرض در صورتی صحیح است که هر چه [[قرآن]] میگوید ـ [[کلام خدا]] است ـ همان را [[اهل بیت]] بگویند و تمام [[افعال]] و [[کردار]] آنها منطبق بر قرآن و کلام خدا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص۶۰.</ref>. | ||
# {{متن حدیث|مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}}؛ مجموعه [[قرآن و عترت]]، با هم، باعث [[هدایت]] و مانع از فرو رفتن در چاه [[ضلالت]] میشوند. بیشک [[قرآن کریم]] کتابی است [[معصوم]] از هرگونه [[خطا]] و [[اشتباه]]. پس اینکه [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[عترت]] خویش را کنار قرآن نشانده و | # {{متن حدیث|مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}}؛ مجموعه [[قرآن و عترت]]، با هم، باعث [[هدایت]] و مانع از فرو رفتن در چاه [[ضلالت]] میشوند. بیشک [[قرآن کریم]] کتابی است [[معصوم]] از هرگونه [[خطا]] و [[اشتباه]]. پس اینکه [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[عترت]] خویش را کنار قرآن نشانده و تمسک به هر دو را موجب هدایت دانسته است، بهترین دلیل بر [[عصمت]] ایشان است. چه، [[پیروی]] نمودن از غیر معصوم، موج هدایت مطلق و [[قطعی]] نخواهد شد، بلکه همواره احتمال [[انحراف]] و ضلالت در آن میرود و این با جمله {{متن حدیث|لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}} سازگار نیست؛ زیرا معنای این جمله آن است که اگر شما به این دو تمسک کنید، در هیچ شرایط زمانی و به هیچ صورتی، [[گمراهی]] و ضلالت به سراغ شما نخواهد آمد. بنابراین، [[اهلبیت]]، از آنجایی که [[مفسران]] قرآن هستند، چه در تبیین و تشریح [[آیات الهی]] و چه در [[اعمال]] فردی، از هر گونه [[گناه]] و خطایی معصوم هستند. | ||
# {{متن حدیث|لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ}}؛ یعنی اینکه [[عترت پیامبر]] هرگز از قرآن جدایی و افتراق ندارند و این معنا جز با عصمت آنان قابل توجیه نیست؛ زیرا اگر عترت پیامبر [[مرتکب گناه]] شوند و یا اشتباه و خطایی در [[تبیین دین]] از آنان سر زند، به معنای جدایی و افتراق از قرآن است. | # {{متن حدیث|لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ}}؛ یعنی اینکه [[عترت پیامبر]] هرگز از قرآن جدایی و افتراق ندارند و این معنا جز با عصمت آنان قابل توجیه نیست؛ زیرا اگر عترت پیامبر [[مرتکب گناه]] شوند و یا اشتباه و خطایی در [[تبیین دین]] از آنان سر زند، به معنای جدایی و افتراق از قرآن است. | ||
| خط ۲۷۹: | خط ۲۷۹: | ||
وجه استدلال به [[حدیث]]، به این ترتیب است: | وجه استدلال به [[حدیث]]، به این ترتیب است: | ||
# [[پیامبر خاتم]] {{صل}} به طور مطلق دستور به ملازمت با [[اهلبیت]] داده و ایشان را به منزله کشتی نوح دانستهاند و فرمودهاند: اولاً، هرکه همراه اهل بیت باشد نجات مییابد و هرکه نباشد هلاک خواهد شد؛ ثانیاً، تنها کسانی نجات مییابند که همراه اهل بیت باشند و دیگران لزوماً غرق خواهند شد. این مطلب از دو راه فهمیده میشود: یکی از لفظ "إِنَّمَا" که افاده [[حصر]] میکند و دومی از مثال (کشتی نوح)، چون تنها کسانی نجات یافتند که در کشتی سوار شدند و بقیه همه نابود شدند. | # [[پیامبر خاتم]] {{صل}} به طور مطلق دستور به ملازمت با [[اهلبیت]] داده و ایشان را به منزله کشتی نوح دانستهاند و فرمودهاند: اولاً، هرکه همراه اهل بیت باشد نجات مییابد و هرکه نباشد هلاک خواهد شد؛ ثانیاً، تنها کسانی نجات مییابند که همراه اهل بیت باشند و دیگران لزوماً غرق خواهند شد. این مطلب از دو راه فهمیده میشود: یکی از لفظ "إِنَّمَا" که افاده [[حصر]] میکند و دومی از مثال (کشتی نوح)، چون تنها کسانی نجات یافتند که در کشتی سوار شدند و بقیه همه نابود شدند. | ||
# در صورتی اهل بیت همانند [[سفینه نوح]] به طور مطلق وسیله نجات خواهند بود و هرکه همراه آنان باشد به مقصد خواهد رسید که از هر [[اشتباه]] و [[انحراف]] و خطای [[علمی]] و عملی مصون باشند. یعنی به طور مطلق [[معصوم]] باشند، در غیر این صورت، امکان [[غرق]] شدن خود و همراهان وجود دارد و این با محتوای کلام [[پیامبر]] {{صل}} نمیسازد؛ لذا این قرائن حاکی از آن است که برای [[نجات]] تنها باید به [[اهل بیت]] | # در صورتی اهل بیت همانند [[سفینه نوح]] به طور مطلق وسیله نجات خواهند بود و هرکه همراه آنان باشد به مقصد خواهد رسید که از هر [[اشتباه]] و [[انحراف]] و خطای [[علمی]] و عملی مصون باشند. یعنی به طور مطلق [[معصوم]] باشند، در غیر این صورت، امکان [[غرق]] شدن خود و همراهان وجود دارد و این با محتوای کلام [[پیامبر]] {{صل}} نمیسازد؛ لذا این قرائن حاکی از آن است که برای [[نجات]] تنها باید به [[اهل بیت]] تمسک نمود و تمسک مطلق از اهل بیت مساوی با [[اطاعت]] مطلق از آنان است و عقلا امر به اطاعت مطلق از شخصی مساوی با [[عصمت]] اوست و الا تناقض لازم میآید. | ||
# در یک سلسله از [[روایات]] دیگر که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل شده آمده است که حضرت فرمود: "[[امّت]] [[موسی]] {{ع}} ـ [[یهود]] ـ بعد از او به هفتاد و یک [[فرقه]] تقسیم شد که از آن میان یک فرقه نجات یافت و هفتاد فرقه هلاک شد و [[امت]] [[عیسی]] {{ع}} ـ [[نصارا]] ـ بعد از او به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که هفتاد و یک فرقه هلاک شده و تنها یک فرقه از آنها [[اهل]] نجات بودند و به زودی بعد از من امّتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد که یک فرقه نجات مییابند و هفتاد و دو فرقه هلاک خواهند شد". در این روایات نیز همانند [[روایت]] [[سفینه نوح]]، واژههای «نجا» و «هلک» استعمال شده که از مجموع دو روایت استفاده میشود [[فرقه ناجیه]] از میان هفتاد و سه فرقه، همان [[پیروان]] [[اهلبیت پیامبر]] {{صل}} هستند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص۶۳؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۱۴؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref>. | # در یک سلسله از [[روایات]] دیگر که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل شده آمده است که حضرت فرمود: "[[امّت]] [[موسی]] {{ع}} ـ [[یهود]] ـ بعد از او به هفتاد و یک [[فرقه]] تقسیم شد که از آن میان یک فرقه نجات یافت و هفتاد فرقه هلاک شد و [[امت]] [[عیسی]] {{ع}} ـ [[نصارا]] ـ بعد از او به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که هفتاد و یک فرقه هلاک شده و تنها یک فرقه از آنها [[اهل]] نجات بودند و به زودی بعد از من امّتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهند شد که یک فرقه نجات مییابند و هفتاد و دو فرقه هلاک خواهند شد". در این روایات نیز همانند [[روایت]] [[سفینه نوح]]، واژههای «نجا» و «هلک» استعمال شده که از مجموع دو روایت استفاده میشود [[فرقه ناجیه]] از میان هفتاد و سه فرقه، همان [[پیروان]] [[اهلبیت پیامبر]] {{صل}} هستند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص۶۳؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۱۴؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref>. | ||