وحی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۱۹۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۰۹: خط ۳۰۹:


و اگر [[وحی]] و [[الهام]] و اتصالی هست ـ که هست ـ این در [[حقیقت]] از «[[حقیقت محمدیه]]» و «وجود منبسط» نشأت می‌گیرد؛ به دیگر سخن، وجود مادی [[پیامبر]]{{صل}} به وجود مجرد خویش مرتبط و متصل شده و [[حقایق]] منبسط و مجرد را از آن به صورت وحی و تفصیلی و مادی تنزل داده، به [[مردم]] [[ابلاغ]] می‌کند و حداکثر نقش فرشتگان مانند [[جبرئیل]] [[همراهی]] نفس [[نبوی]] یا رسانیدن [[پیام]] از حقیقت محمدیه به نفس نبوی است<ref>«حقیقت محمدیه و عین ثابت او متکفل تربیت او بود، چه آنکه حقیقت هر موجود عبارت است از نحوه تعین او در علم حق و تعین آن حقیقت در علم جامع جمیع تعینات و حقایق است»، (سید جلال الدین آشتیانی، مقدمه مصباح الهدایة امام خمینی، ص١۵٢).</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۳۲.</ref>
و اگر [[وحی]] و [[الهام]] و اتصالی هست ـ که هست ـ این در [[حقیقت]] از «[[حقیقت محمدیه]]» و «وجود منبسط» نشأت می‌گیرد؛ به دیگر سخن، وجود مادی [[پیامبر]]{{صل}} به وجود مجرد خویش مرتبط و متصل شده و [[حقایق]] منبسط و مجرد را از آن به صورت وحی و تفصیلی و مادی تنزل داده، به [[مردم]] [[ابلاغ]] می‌کند و حداکثر نقش فرشتگان مانند [[جبرئیل]] [[همراهی]] نفس [[نبوی]] یا رسانیدن [[پیام]] از حقیقت محمدیه به نفس نبوی است<ref>«حقیقت محمدیه و عین ثابت او متکفل تربیت او بود، چه آنکه حقیقت هر موجود عبارت است از نحوه تعین او در علم حق و تعین آن حقیقت در علم جامع جمیع تعینات و حقایق است»، (سید جلال الدین آشتیانی، مقدمه مصباح الهدایة امام خمینی، ص١۵٢).</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۳۲.</ref>
=== رویکرد القای معنا (گزاره) ===
بر اساس این نظریه، [[خداوند]] [[پیام]] خود را بر صفحه [[قلب]] و ضمیر [[پیامبر]]{{صل}} نازل می‌کند؛ بنابراین محور اصلی در این نظریه [[پیام]] یا معناست و [[وحی]] لزوماً ماهیت زبانی ندارد. به عبارت دیگر [[خداوند]] معنای مقصود را به [[قلب]] پیامبرش القا می‌کند و [[پیامبر]] با زبان خودش ـ ‌آن‌طور که مناسب می‌بیند ـ [[پیام]] خداوند را به [[مردم]] [[ابلاغ]] می‌کند. این دیدگاه از قدیم در کتب [[علوم قرآنی]] چنین مطرح ‌شده که خداوند معنا را بر [[جبرئیل]] یا پیامبر{{صل}} وحی کرده است و سپس یکی از ایشان بر آن [[حقایق]] و معانی [[لباس]] الفاظ پوشانده‌اند.
متفکران [[غربی]] این نظریه را وحی گزاره‌ای "propositional view" می‌نامند. مقصود آنها از "گزاره" هر نوع اطلاعاتی است که از منبعی به دیگران انتقال می‌یابد. این اطلاعات لزوماً به وسیله زبان اشاره‌ای، نمادها، علائم و حتی روش‌های فرا‌روان‌شناختی "مانند تله‌پاتی" منتقل می‌شود<ref>در این‌باره ر.ک: وحی و افعال گفتاری، علی رضا قائمی‌نیا، قم، زلال کوثر، ۱۳۸۱ ش، ص۳۵ ـ ۳۷.</ref>. به طور مثال یکی از علائم راهنمایی و رانندگی به ما می‌گوید که پارک کردن در این محل ممنوع است. این یک گزاره است؛ گرچه ابزار انتقال آن یک علامت است.
از این‌رو می‌توان گفت [[الهامات قلبی]] و [[وسوسه‌های شیطانی]] از نوع وحی گزاره‌ای است. بسیاری از افراد از طریق [[شیاطین جن]] و انس پیام دریافت می‌کنند، بی‌ آن‌که در ظاهر سخن و ندایی از آنها بشنوند.
وحی گزاره‌ای سه رکن دارد: فرستنده پیام؛ گیرنده پیام و [[پیام]]. پس در این نظریه زبان طبیعی از ارکان وحی نیست، ولی ممکن است از زبان طبیعی نیز در کنار دیگر ابزارهای انتقال معنا استفاده شود.
==== [[مسیحیان]] و وحی گزاره‌ای ====
در مقابلِ تعداد کمی از مسیحیان که معتقدند [[کتاب‌های مقدس]] با همین الفاظ [[الهام]] شده و خداوند پیام خود را کلمه به کلمه به کاتب بشری منتقل کرده است، بیش‌تر مسیحیان معتقدند خداوند کتاب‌های مقدس را به وسیله مؤلفان بشری نوشته است و بر این اساس می‌گویند، این کتاب‌ها یک مؤلف [[الهی]] و چندین مؤلف بشری دارد. از نظر آنها خداوند مؤلف نهایی [[کتاب مقدس]] است، ولی این عمل را به دست مؤلفان بشری، که [[کارگزاران]] وی بوده‌اند، به انجام رسانده است. مؤلفان کتاب مقدس هر یک در عصری می‌زیسته و به رنگ [[زمان]] خود درآمده بودند. ایشان همچنین مانند دیگر [[انسان‌ها]] با محدودیت‌های زبان و تنگناهای [[علمی]] [[دست]] به گریبان بوده‌اند؛ بنابراین [[مسیحیان]] نمی‌گویند [[خدا]] [[کتاب‌های مقدس]] را بر مؤلفان بشری [[املا]] کرده است، بلکه معتقدند او به ایشان [[توفیق]] داده است [[پیام الهی]] را به شیوه خاص خود و همراه با نگارش مخصوص و سبک نویسندگی ویژه هر یک بیان کنند. پس به [[عقیده]] مسیحیان، اصل [[پیام]] از سوی [[خداوند]] آمده و [[حق]] است، اما شکل پیام تنها به خدا مربوط نمی‌شود، بلکه عامل بشری نیز در آن [[دخالت]] دارد. این عامل بشری نویسنده کتاب است که مانند همه [[مردم]] محدود و در معرض [[خطا]] است<ref>کلام مسیحی، توماس میشل، ترجمۀ حسین توفیقی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۸۱ ش، ص۲۷ ـ ۲۶.</ref>.
بنابراین [[وحی]] در این نظریه عین [[کلام خداوند]] نیست، بلکه لُبّ پیام از آنِ خداوند است و الفاظ و عبارات و به تبع آن محتوای ظاهری کتاب از آنِ [[بشر]] است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۶۰ - ۶۱.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۳۰٬۴۸۷

ویرایش