←رویکرد تجربه دینی
| خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
=== رویکرد [[تجربه دینی]] === | === رویکرد [[تجربه دینی]] === | ||
برخی از دانشمندان [[مسلمان]]، از جمله | برخی از دانشمندان [[مسلمان]]، از جمله اقبال لاهوری، وحی را نوعی تجربه دینی دانستهاند<ref>ر.ک: احیاى تفکر دینى در اسلام، محمد اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بیتا. ص۴۳ ـ ۳.</ref>. این اصطلاح را نخست شلایر ماخر و سپس ویلیام جیمز در ادبیات دینی رواج دادند<ref>پروفسور محمّد لنگنهاوزن، «تجربۀ دینی اسلامی»، فصلنامۀ حوزه و دانشگاه، شمارۀ ۳۸، ص۸.</ref>. امروزه نیز این تعبیر که [[پیامبران]] دارای تجربه دینی و قدسی بودهاند هم در میان متفکران [[مسیحی]] و هم در میان [[اندیشمندان مسلمان]] فراوان به کار میرود. ایشان وحی را حاصل تعبیر و [[تفسیر]] این تجربه یا تجارب قدسی میدانند<ref>ر.ک: [[بسط تجربه نبوی (کتاب)|بسط تجربه نبوی]]، عبدالکریم سروش.</ref>. ناگفته نماند نه همه کسانی که اصطلاح تجربه دینی را به کار بردهاند مفهوم واحدی را قصد کردهاند و نه همه کسانی که میگویند [[وحی]] از نوع [[تجربه دینی]] است قصد یکسانی از این گزاره دارند؛ پس در مواجهه با چنین بحثی ابتدا باید تصور نظریهپردازان از اصطلاح و گزاره یادشده به خوبی روشن شود<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۶۱- ۶۳؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۹۲.</ref>. | ||
[[تجربه]] نوعی [[حس]] و احساسی است که [[انسان]] با تجربه خود، متعلق آن را لمس و مییابد که از آن میتوان به «[[آگاهی]] [[حسی]]» تعبیر کرد. مثال بارز آن [[تجربه]] وجود خود و شؤون مربوط بدان از قبیل [[احساس]] شعف و [[شادی]]، [[تشنگی]] و [[گرسنگی]] است. این قبیل تجربیات، تجربیات صرف یا مادی است. | [[تجربه]] نوعی [[حس]] و احساسی است که [[انسان]] با تجربه خود، متعلق آن را لمس و مییابد که از آن میتوان به «[[آگاهی]] [[حسی]]» تعبیر کرد. مثال بارز آن [[تجربه]] وجود خود و شؤون مربوط بدان از قبیل [[احساس]] شعف و [[شادی]]، [[تشنگی]] و [[گرسنگی]] است. این قبیل تجربیات، تجربیات صرف یا مادی است. | ||