لجاجت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
باید توجه داشت که [[انسان]] لجوج و لجباز، [[جاهل]] نیست، بلکه آگاهانه و عامدانه بر اساس عواملی که بیان میشود، [[اقدام]] به لجاجت و اصرار دارد. بر همین اساس، لجباز وقتی از امری [[آگاه]] و [[حقیقت]] روشن میشود، باز هم برخواسته و کار خویش اصرار میورزد، در حالی که جاهل ممکن است چنین کاری نکند. | باید توجه داشت که [[انسان]] لجوج و لجباز، [[جاهل]] نیست، بلکه آگاهانه و عامدانه بر اساس عواملی که بیان میشود، [[اقدام]] به لجاجت و اصرار دارد. بر همین اساس، لجباز وقتی از امری [[آگاه]] و [[حقیقت]] روشن میشود، باز هم برخواسته و کار خویش اصرار میورزد، در حالی که جاهل ممکن است چنین کاری نکند. | ||
از آنجا که لجباز روی عناد و [[تکبر]] یا از بد ذاتی، اصرار به باطلی دارد؛ لجاجت وی با فروکش کردن [[هوسها]] از بین نمیرود؛ از همین رو هیچگاه شخص لجوج، به سرعت و فوریت در مسیر درست [[توبه]] و [[ندامت]] قرار نمیگیرد؛ زیرا لجاجت با خاستگاههای ذاتی و تکبر هرگز [[تغییر]] نمیکند، مگر آنکه تغییر اساسی در ذات شخص رخ دهد و آنچه به شکل | از آنجا که لجباز روی عناد و [[تکبر]] یا از بد ذاتی، اصرار به باطلی دارد؛ لجاجت وی با فروکش کردن [[هوسها]] از بین نمیرود؛ از همین رو هیچگاه شخص لجوج، به سرعت و فوریت در مسیر درست [[توبه]] و [[ندامت]] قرار نمیگیرد؛ زیرا لجاجت با خاستگاههای ذاتی و تکبر هرگز [[تغییر]] نمیکند، مگر آنکه تغییر اساسی در ذات شخص رخ دهد و آنچه به شکل ملکه و یا مقوم ذات او در آمده از وی جدا شود. به نظر میرسد که چنین تغییر بنیادین و اساسی به سادگی شدنی نیست؛ از همین رو شخص تا زمانی که زنده است، این حالت [[زشت]] نیز در وی زنده خواهد ماند؛ مگر آنکه [[خدا]] بخواهد او را [[هدایت]] کند<ref>نگاه کنید: ترجمه المیزان، ج۴، ص۳۷۹.</ref>. | ||
از نظر [[قرآن]]، خطاها و گناهانی که شخص بر اساس [[جهالت]] و [[نادانی]] و [[ناآگاهی]] انجام میدهد، قابل [[توبه]] و [[عذرخواهی]] است<ref>نساء، آیه ۱۷.</ref>؛ در حالی که رفتارهای برخاسته از [[لجاجت]] این گونه نیست<ref>نگاه کنید: ترجمه المیزان، ج۴، ص۳۷۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref> | از نظر [[قرآن]]، خطاها و گناهانی که شخص بر اساس [[جهالت]] و [[نادانی]] و [[ناآگاهی]] انجام میدهد، قابل [[توبه]] و [[عذرخواهی]] است<ref>نساء، آیه ۱۷.</ref>؛ در حالی که رفتارهای برخاسته از [[لجاجت]] این گونه نیست<ref>نگاه کنید: ترجمه المیزان، ج۴، ص۳۷۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref> | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
از [[آیات]] ۴۱ تا ۴۴ [[سوره فصلت]] این معنا به دست میآید که خصلت [[لجاجت]] در شخص [[اجازه]] نمیدهد تا حتی به مشاهدات خویش [[ایمان]] بیاورد. به این معنا که [[علم]] [[شهودی]] و [[قطعی]] و [[یقینی]] در این افراد، هیچ تأثیری به جا نمیگذارد و بلکه در صورت اصرار بر [[حق]] و افزایش [[ادله]] و [[برهان]]، بر لجاجت ایشان افزوده میشود و نسبت به حق و حقانیت [[عناد]] و [[دشمنی]] بیشتر پیدا کرده و موضعگیری آنان نسبت به [[حقیقت]] تشدید میشود. از این رو، [[کافران]] لجباز هنگام [[تلاوت]] آیاتی [[الهی]] بر آنان و ارائه شواهد و ادله دیگر؛ بر حقانیت، اصرار و لجبازیشان افزایش مییابد<ref>{{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ * وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ * يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}} «اینها آیات خداوند است که بر تو، به حقّ میخوانیم پس به کدام گفتار پس از خداوند و آیات او ایمان میآورند؟ * وای بر هر دروغزن گناهکار! * که آیات خداوند را که بر او خوانده میشود میشنود سپس با گردنکشی (بر انکار خود) پا میفشارد گویی آن را نشنیده است پس او را به عذابی دردناک نوید ده!» سوره جاثیه، آیه ۶-۸.</ref>. | از [[آیات]] ۴۱ تا ۴۴ [[سوره فصلت]] این معنا به دست میآید که خصلت [[لجاجت]] در شخص [[اجازه]] نمیدهد تا حتی به مشاهدات خویش [[ایمان]] بیاورد. به این معنا که [[علم]] [[شهودی]] و [[قطعی]] و [[یقینی]] در این افراد، هیچ تأثیری به جا نمیگذارد و بلکه در صورت اصرار بر [[حق]] و افزایش [[ادله]] و [[برهان]]، بر لجاجت ایشان افزوده میشود و نسبت به حق و حقانیت [[عناد]] و [[دشمنی]] بیشتر پیدا کرده و موضعگیری آنان نسبت به [[حقیقت]] تشدید میشود. از این رو، [[کافران]] لجباز هنگام [[تلاوت]] آیاتی [[الهی]] بر آنان و ارائه شواهد و ادله دیگر؛ بر حقانیت، اصرار و لجبازیشان افزایش مییابد<ref>{{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ * وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ * يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}} «اینها آیات خداوند است که بر تو، به حقّ میخوانیم پس به کدام گفتار پس از خداوند و آیات او ایمان میآورند؟ * وای بر هر دروغزن گناهکار! * که آیات خداوند را که بر او خوانده میشود میشنود سپس با گردنکشی (بر انکار خود) پا میفشارد گویی آن را نشنیده است پس او را به عذابی دردناک نوید ده!» سوره جاثیه، آیه ۶-۸.</ref>. | ||
[[انسان]] لجباز تنها به [[انکار]] [[ادله]] [[عقلانی]] بسنده نمیکند؛ بلکه [[لجاجت]] موجب میشود تا حتی به [[تکذیب]] [[محسوسات]] نیز بپردازد. [[خداوند]] در این باره چندین مورد را مثال میزند. از جمله در [[آیات]] ۳۰ تا ۴۴ [[سوره طور]] به داستان کافرانی اشاره میکند که با مشاهده [[عذابهای الهی]] بر بالای سر خویش به انکار آن [[اقدام]] کرده و آن را قطعهای از [[ابر]] میشمارند. در آیات ۱ تا ۶ [[سوره قمر]] نیز به داستان رویگردانی [[کافران]] از پذیرش [[رسالت پیامبر]]{{صل}} اشاره میکند. در این آیات، خداوند روشن میسازد که لجاجت، [[آدمی]] را تا کجا به ورطه [[سقوط]] میکشاند و سبب میشود تا لجباز، به انکار محسوسات بپردازد. کافران [[مکه]] از [[پیامبر]]{{صل}} خواستار [[معجزه]] میشوند. آن حضرت{{صل}} سنگ را به سخن میآورد تا بر [[رسالت]] ایشان [[شهادت]] دهد و یا با درختی نیز این گونه میکند و حتی گیاهی را به دو نیم کرده و قسمتی از آن را به حرکت در میآورد. اینان میگویند که این [[سحر]] است و آن را به عنوان دلیل و شاهدی بر معجزه و رسالت نمیپذیریم؛ ولی از آنجا که سحر در [[زمین]] تأثیر میگذارد و در [[آسمان]] تأثیری ندارد، پس باید ماه را که آسمانی است دو نیمه کنید. این گونه است که [[شقالقمر]] اتفاق میافتد و ماه به دو نیم تقسیم میشود. با این همه، | [[انسان]] لجباز تنها به [[انکار]] [[ادله]] [[عقلانی]] بسنده نمیکند؛ بلکه [[لجاجت]] موجب میشود تا حتی به [[تکذیب]] [[محسوسات]] نیز بپردازد. [[خداوند]] در این باره چندین مورد را مثال میزند. از جمله در [[آیات]] ۳۰ تا ۴۴ [[سوره طور]] به داستان کافرانی اشاره میکند که با مشاهده [[عذابهای الهی]] بر بالای سر خویش به انکار آن [[اقدام]] کرده و آن را قطعهای از [[ابر]] میشمارند. در آیات ۱ تا ۶ [[سوره قمر]] نیز به داستان رویگردانی [[کافران]] از پذیرش [[رسالت پیامبر]]{{صل}} اشاره میکند. در این آیات، خداوند روشن میسازد که لجاجت، [[آدمی]] را تا کجا به ورطه [[سقوط]] میکشاند و سبب میشود تا لجباز، به انکار محسوسات بپردازد. کافران [[مکه]] از [[پیامبر]]{{صل}} خواستار [[معجزه]] میشوند. آن حضرت{{صل}} سنگ را به سخن میآورد تا بر [[رسالت]] ایشان [[شهادت]] دهد و یا با درختی نیز این گونه میکند و حتی گیاهی را به دو نیم کرده و قسمتی از آن را به حرکت در میآورد. اینان میگویند که این [[سحر]] است و آن را به عنوان دلیل و شاهدی بر معجزه و رسالت نمیپذیریم؛ ولی از آنجا که سحر در [[زمین]] تأثیر میگذارد و در [[آسمان]] تأثیری ندارد، پس باید ماه را که آسمانی است دو نیمه کنید. این گونه است که [[شقالقمر]] اتفاق میافتد و ماه به دو نیم تقسیم میشود. با این همه، کافرانِ لجباز [[مکه]]، این [[معجزه]] محسوس را نیز [[انکار]] میکنند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]].</ref>. | ||
== ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن== | == ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن== | ||
[[لجاجت]] به معنای یکدندگی، زمانی که بر پایه [[عقلانیت]] و [[منطق]] نباشد، بسیار خطرناک است؛ زیرا [[انسان]] را به [[سقوط]] میکشاند و [[دین]] و دنیای او را تباه میکند. بسیاری از [[مردم]]، تنها بر اساس [[ظن]] و شک، بر امری پافشاری و اصرار میکنند و به [[مخالفت]] با [[حق]] و [[حقیقت]] میپردازند که [[عقل]] و منطق آن را [[تأیید]] و | [[لجاجت]] به معنای یکدندگی، زمانی که بر پایه [[عقلانیت]] و [[منطق]] نباشد، بسیار خطرناک است؛ زیرا [[انسان]] را به [[سقوط]] میکشاند و [[دین]] و دنیای او را تباه میکند. بسیاری از [[مردم]]، تنها بر اساس [[ظن]] و شک، بر امری پافشاری و اصرار میکنند و به [[مخالفت]] با [[حق]] و [[حقیقت]] میپردازند که [[عقل]] و منطق آن را [[تأیید]] و امضا کرده است. این افراد با خیرهسری و [[عناد]]، بهستیزه با حق و حقیقت میپردازند و درهای [[قلب]] خویش را به سوی حقیقت میبندند و در [[کفر]] و [[فسق]] و [[عصیان]] غرق میشوند و [[تغییر]] مثبت در [[فکر]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] نمیپسندند و بر عادات]و [[رسوم]] [[باطل]] اصرار میورزند. | ||
این افراد خیرهسر، نه تنها به خود آسیب میرسانند، بلکه گاه به سبب داشتن [[قدرت]] و [[ثروت]]، سد راه کسانی میشوند که [[اهل]] عقل و منطق و اخلاق و [[ارزشهای فطری]] [[عقلی]] هستند و [[ایمان]] و [[اعتقاد]] مردم را به [[سخریه]] میگیرند و با دامن زدن به | این افراد خیرهسر، نه تنها به خود آسیب میرسانند، بلکه گاه به سبب داشتن [[قدرت]] و [[ثروت]]، سد راه کسانی میشوند که [[اهل]] عقل و منطق و اخلاق و [[ارزشهای فطری]] [[عقلی]] هستند و [[ایمان]] و [[اعتقاد]] مردم را به [[سخریه]] میگیرند و با دامن زدن به نابهنجاریها و [[عقاید]] باطل، جوّ عمومی را به هم میریزند و [[حاکمیت]] [[ارزشها]] در [[جامعه]] را سخت میکنند. | ||
بیگمان [[شناخت]] علل و عوامل ایجادی لجاجت در افراد و آثار آن، میتواند ما را نسبت به درمان این حالت [[باطنی]] و [[نفسانی]] که آثار مخرب و زیانباری را در [[زندگی]] و سبک آن پدید میآورد، [[یاری]] رساند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref>. | بیگمان [[شناخت]] علل و عوامل ایجادی لجاجت در افراد و آثار آن، میتواند ما را نسبت به درمان این حالت [[باطنی]] و [[نفسانی]] که آثار مخرب و زیانباری را در [[زندگی]] و سبک آن پدید میآورد، [[یاری]] رساند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref>. | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
=== تقلید کورکورانه === | === تقلید کورکورانه === | ||
عامل دیگری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان میکند، | عامل دیگری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان میکند، تقلید کورکورانه از نیاکان است. [[حفظ]] [[سنتها]] و آیینهای [[باطل]] موجب میشود تا [[انسان]] نسبت به [[حق]] موضعگیری منفی داشته باشد و زیربار حق نرود<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ}}، «و چون به آنان گویند که به آنچه خداوند فرو فرستاده است و به پیامبر روی آورید میگویند: آنچه نیاکان خود را بر آن یافتهایم ما را بسنده است؛ آیا حتی اگر نیاکانشان چیزی نمیدانستند و رهنمودی نیافته بودند؟» سوره مائده، آیه ۱۰۴ و نیز، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلا هُدًى وَلا كِتَابٍ مُّنِيرٍ * وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ * وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ * وَمَن كَفَرَ فَلا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}، «آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بیهیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش میورزند * و چون به آنان گویند: از آنچه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید، میگویند: خیر، ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم؛ آیا حتّی اگر شیطان آنان را به عذاب آتش (دوزخ) فرا میخواند؟ * و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است * و هر کس کفر ورزد، کفر وی تو را اندوهگین نگرداند (که) بازگشتشان به سوی ماست آنگاه آنان را از آنچه کردهاند آگاه میسازیم؛ بیگمان خداوند به اندیشهها داناست» سوره لقمان، آیه ۲۰-۲۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیانهای آن (مقاله)|لجاجت و زیانهای آن]].</ref> | ||
[[تقلید]] از دیگران به ویژه والدین و نیاکان از مهمترین عوامل تاثیرگذار در رفتارهای شخص است. بسیاری از [[مردم]] به سبب آنکه به چیزی خو گرفته و عادت کردهاند نمیتوانند آن را رها کنند. [[قرآن]] یکی از مهمترین عوامل در حقناپذیری [[اقوام]] را تقلید آنان از نیاکان خود دانسته است. | [[تقلید]] از دیگران به ویژه والدین و نیاکان از مهمترین عوامل تاثیرگذار در رفتارهای شخص است. بسیاری از [[مردم]] به سبب آنکه به چیزی خو گرفته و عادت کردهاند نمیتوانند آن را رها کنند. [[قرآن]] یکی از مهمترین عوامل در حقناپذیری [[اقوام]] را تقلید آنان از نیاکان خود دانسته است. | ||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
احزاب در این [[آیه]] گروههای [[انسانی]] هستند که یک [[هدف]] مشخص را دنبال میکنند. هر آنچه برخلاف هدفشان باشد مطرود میباشد و مقابله با آن حتی اگر حق باشد در دستور کار قرار میگیرد<ref>نگاه کنید: المیزان، ج ۱۷، ص۳۰۶.</ref>. در [[حقیقت]]، حق در این گروهها و احزاب فدای اهداف حزبی میشود. از اینرو در [[جوامع بشری]] بیشترین ستیزهگران نسبت به حق و [[قانون]]، گروههای اجتماعی تشکلیافته در قالب احزاب میباشند. | احزاب در این [[آیه]] گروههای [[انسانی]] هستند که یک [[هدف]] مشخص را دنبال میکنند. هر آنچه برخلاف هدفشان باشد مطرود میباشد و مقابله با آن حتی اگر حق باشد در دستور کار قرار میگیرد<ref>نگاه کنید: المیزان، ج ۱۷، ص۳۰۶.</ref>. در [[حقیقت]]، حق در این گروهها و احزاب فدای اهداف حزبی میشود. از اینرو در [[جوامع بشری]] بیشترین ستیزهگران نسبت به حق و [[قانون]]، گروههای اجتماعی تشکلیافته در قالب احزاب میباشند. | ||
البته برخی دیگر از گروههای اجتماعی نیز چنین نقشی را در قبال حق و قانون ایفا میکنند. به عنوان نمونه گروه طبقاتی [[اشرافیت]] نیز از | البته برخی دیگر از گروههای اجتماعی نیز چنین نقشی را در قبال حق و قانون ایفا میکنند. به عنوان نمونه گروه طبقاتی [[اشرافیت]] نیز از روحیه حقستیزی برخوردار است اصولا اشرافیت به سبب [[فرهنگ]] اشرافیگری، خود را [[برتر]] میداند و روحیه [[تکبر]] و [[استکبار]] و [[خودخواهی]] و [[غرور]] در آنان موج میزند. این مجموعه عوامل موجب میشود تا لجاجت در میان اشراف به عنوان یک [[فرهنگ]] و [[سنت]] خودنمایی کند. بسیاری از اشراف به سبب دارا بودن این روحیه در برابر [[حق]] و [[ایمان]] و [[اسلام]] [[تسلیم]] نیستند و با آن سرستیزه داشته و دارند<ref>یونس، آیات ۷۵ و ۷۶؛ زخرف، آیات ۴۶ تا ۴۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مانع حقپذیری و عامل حقستیزی (مقاله)|لجاجت مانع حقپذیری و عامل حقستیزی]].</ref> | ||
=== سایر عوامل === | === سایر عوامل === | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
== آثار لجاجت == | == آثار لجاجت == | ||
لجبازی آثار مخربی در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[آدمی]] به جا میگذارد؛ چراکه [[انکار حق]] حتی ملموسات و [[محسوسات]]، [[زندگی]] را از حالت طبیعی خارج میکند و [[انسان]] را به | لجبازی آثار مخربی در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[آدمی]] به جا میگذارد؛ چراکه [[انکار حق]] حتی ملموسات و [[محسوسات]]، [[زندگی]] را از حالت طبیعی خارج میکند و [[انسان]] را به پوچی و [[بیهودگی]] سوق میدهد. از این رو [[خداوند]] نسبت به خصلت [[لجبازی]] هشدار میدهد و داشتن آن را [[نکوهش]] میکند. از جمله آثاری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان میکند، [[انکار حقایق]] عینی و محسوس است که در آیاتی از جمله ۲ تا ۱۵ [[سوره حجر]] و ۳۲ تا ۴۴ [[سوره طور]] به آن اشاره کرده است. | ||
بهانهجویی نسبت به [[حقایق]] و سرباز زدن از [[حق]] از دیگر جلوهها و آثار لجبازی است. افراد لجباز حقگریز و [[حقستیز]] میشوند و نسبت به حق واکنش مثبتی از خود نشان نمیدهند و همواره سر [[ستیز]] با آن را دارند<ref>{{متن قرآن|أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ * أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلا مَّا تَشْكُرُونَ * قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ * وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ * قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ * فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ}} «یا کیست آنکه اگر (خداوند) روزی دادن خویش را باز دارد، روزیتان دهد؟ (هیچ کس) بلکه آنان در تجاوز و رمیدگی پای فشردند * آیا آنکه به روی درافتاده (و باژگون) راه میرود رهیابتر است یا آنکه استوار و بر راهی راست راه میرود؟ * بگو اوست که شما را آفرید و برای شما گوش و دیدگان و دلها را پدید آورد امّا اندکی، سپاس میگزارید * بگو: اوست که شما را در زمین پدیدار کرد و نزد او گرد آورده میشوید * و میگویند: اگر راست میگویید این وعده کی میرسد؟ * بگو: دانش (آن) نزد خداوند است و من تنها بیمدهندهای آشکارم * و چون آن را نزدیک ببینند چهره کافران در هم میرود و (به آنان) گفته میشود: این همان (روزی) است که آن را درخواست میکردید؟» سوره ملک، آیه ۲۱-۲۷.</ref>. | |||
[[تکذیب]] [[حق]] در هر شکل آن؛ از دیگر آثار [[لجبازی]] است که [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳ تا ۶ [[سوره شعراء]] و ۱۸ و ۲۱ [[سوره ملک]] به آن اشاره کرده است. | [[تکذیب]] [[حق]] در هر شکل آن؛ از دیگر آثار [[لجبازی]] است که [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳ تا ۶ [[سوره شعراء]] و ۱۸ و ۲۱ [[سوره ملک]] به آن اشاره کرده است. | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
به نظر میرسد که زنگار [[قلب]]<ref>مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۴.</ref>، ناشنوایی نسبت به حقایق و انذارها و [[هشدارها]]<ref>احقاف، آیات ۲۲۱ و ۲۶.</ref>، [[کجفهمی]] و برداشتهای نادرست از پیامها<ref>زخرف، آیه ۵۸.</ref> و [[تفسیر]] غلط از [[دلایل]] روشن<ref>اسراء، آیات ۳۹ و ۴۱.</ref>، [[روحیه]] پرخاشگری<ref>زخرف، آیات ۵۷ تا ۶۴.</ref>، [[محرومیت]] از دستیابی به [[بصیرت]] و [[بینایی]] [[حقیقی]]<ref>یس، آیه ۹.</ref>، عدم [[توفیق]] [[استغفار]] و [[توبه]]<ref>کهف، آیات ۵۲ تا ۵۵.</ref> و محرومیت از [[هدایت]] پاداشی [[وحیانی]]<ref>فرقان، آیات ۴۱ و ۴۲؛ روم، آیات ۵۲ و ۵۳.</ref> از جمله آثار [[لجاجت]] مبتنی بر [[بیخردی]] و بیمنطقی است. | به نظر میرسد که زنگار [[قلب]]<ref>مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۴.</ref>، ناشنوایی نسبت به حقایق و انذارها و [[هشدارها]]<ref>احقاف، آیات ۲۲۱ و ۲۶.</ref>، [[کجفهمی]] و برداشتهای نادرست از پیامها<ref>زخرف، آیه ۵۸.</ref> و [[تفسیر]] غلط از [[دلایل]] روشن<ref>اسراء، آیات ۳۹ و ۴۱.</ref>، [[روحیه]] پرخاشگری<ref>زخرف، آیات ۵۷ تا ۶۴.</ref>، [[محرومیت]] از دستیابی به [[بصیرت]] و [[بینایی]] [[حقیقی]]<ref>یس، آیه ۹.</ref>، عدم [[توفیق]] [[استغفار]] و [[توبه]]<ref>کهف، آیات ۵۲ تا ۵۵.</ref> و محرومیت از [[هدایت]] پاداشی [[وحیانی]]<ref>فرقان، آیات ۴۱ و ۴۲؛ روم، آیات ۵۲ و ۵۳.</ref> از جمله آثار [[لجاجت]] مبتنی بر [[بیخردی]] و بیمنطقی است. | ||
مأموریت عاقلان آن است که به این افراد، [[حقایق]] را [[ابلاغ]] کنند و از [[مجادله]] با آنان | مأموریت عاقلان آن است که به این افراد، [[حقایق]] را [[ابلاغ]] کنند و از [[مجادله]] با آنان پرهیز نمایند؛ زیرا در برابر مجادلهگر لجوج نمیتوان با [[جدال]] به نتیجه رسید؛ زیرا گویی [[انسان]] بخواهد با مشت در برابر مشت کسی را هدایت کند؛ پس نسبت به این افراد باید با [[کرامت]] و [[بزرگواری]] عبور کرد تا آنان در لجاجت و [[عناد]] خویش بمانند و هر کاری [[دوست]] دارند بکنند<ref>انعام، آیه ۹۱.</ref>. | ||
مجادلهگران لجوج با تشکیل گروهها و [[احزاب]] همسو تلاش میکنند تا گفتمان [[حاکم]] و [[قدرت]] را در دست گیرند و به | مجادلهگران لجوج با تشکیل گروهها و [[احزاب]] همسو تلاش میکنند تا گفتمان [[حاکم]] و [[قدرت]] را در دست گیرند و به سرکوب [[حق]] و [[حقیقت]] بپردازند و [[اجازه]] ندهند حق شنیده و دیده یا اقامه شود و احقاق گردد<ref>غافر، آیه ۵.</ref>. | ||
از نظر [[آموزههای قرآن]]، افراد لجوج گرفتار عذابهای سخت و دردناک در [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهند شد، به ویژه کسانی که با لجاجت خویش، نه تنها [[ایمان]] نیاوردند؛ بلکه مانع ایمانآوری دیگران شدهاند.<ref>زخرف، آیات ۴۶ و ۴۸؛ مؤمنون، آیات ۴۵ تا ۴۸.</ref> افراد لجوج چنان گرفتار بیمنطقی و ستیزهجویی نسبت به حق هستند که گاه برای اینکه اوج عناد و لجاجت خویش را بیان کنند، از [[خدا]] و [[پیامبران]] درخواست میکنند تا اگر [[وعدههای الهی]] حق است، خدا آن را نازل کند و آنان را [[عذاب]] نماید<ref>هود، آیات ۲۵ تا ۳۲.</ref>. | از نظر [[آموزههای قرآن]]، افراد لجوج گرفتار عذابهای سخت و دردناک در [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهند شد، به ویژه کسانی که با لجاجت خویش، نه تنها [[ایمان]] نیاوردند؛ بلکه مانع ایمانآوری دیگران شدهاند.<ref>زخرف، آیات ۴۶ و ۴۸؛ مؤمنون، آیات ۴۵ تا ۴۸.</ref> افراد لجوج چنان گرفتار بیمنطقی و ستیزهجویی نسبت به حق هستند که گاه برای اینکه اوج عناد و لجاجت خویش را بیان کنند، از [[خدا]] و [[پیامبران]] درخواست میکنند تا اگر [[وعدههای الهی]] حق است، خدا آن را نازل کند و آنان را [[عذاب]] نماید<ref>هود، آیات ۲۵ تا ۳۲.</ref>. | ||
خسارت و [[زیانکاری]]<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[فسق]]، [[قساوت قلب]]<ref>بقره، آیات ۶۳ تا ۷۴.</ref>، [[لعن]] و [[نفرین]] پیامبران<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[لعن خدا]]، [[غضب الهی]]<ref>شوری، آیات ۱۳ تا ۱۶.</ref>، [[آوارگی]]، عذابهای ناگهانی هلاککننده چون [[صاعقه]]<ref>بقره، آیه ۵۵.</ref>، بادهای سرد و سهمناک<ref>فصلت، آیات ۱۳ تا ۱۶؛ قمر، آیات ۱۸ و ۱۹.</ref>، | خسارت و [[زیانکاری]]<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[فسق]]، [[قساوت قلب]]<ref>بقره، آیات ۶۳ تا ۷۴.</ref>، [[لعن]] و [[نفرین]] پیامبران<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[لعن خدا]]، [[غضب الهی]]<ref>شوری، آیات ۱۳ تا ۱۶.</ref>، [[آوارگی]]، عذابهای ناگهانی هلاککننده چون [[صاعقه]]<ref>بقره، آیه ۵۵.</ref>، بادهای سرد و سهمناک<ref>فصلت، آیات ۱۳ تا ۱۶؛ قمر، آیات ۱۸ و ۱۹.</ref>، غرق شدن<ref>اعراف، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۶.</ref> و [[انتقام]] سخت [[الهی]] از جمله آثار [[لجاجت]] غیر منطقی است. | ||
[[خدا]] افراد لجوج را همانگونه که در [[دنیا]] گرفتار [[ذلت]] هستند<ref>غافر، آیات ۶۹ تا ۷۲.</ref>، در [[آخرت]] به ذلتی | [[خدا]] افراد لجوج را همانگونه که در [[دنیا]] گرفتار [[ذلت]] هستند<ref>غافر، آیات ۶۹ تا ۷۲.</ref>، در [[آخرت]] به ذلتی پستتر گرفتار میکند. [[فرشتگان]] [[عذاب]] گردنهای آنان را با [[غل و زنجیر]] میبندند و به سوی [[دوزخ]] میکشانند. در دوزخ آب داغ مینوشانند<ref>غافر، آیات ۶۹ تا ۷۲.</ref>، و در [[آتش دوزخ]] میافکنند<ref>حج، آیات ۳ و ۴.</ref> تا جایی که میسوزند<ref>حج، آیات ۸ و ۹.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref> | ||
== لجاجت با پیامبر در آیات قرآن == | == لجاجت با پیامبر در آیات قرآن == | ||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۴۰: | ||
# [[ایمان]] نیاوردن لجاجتپیشگان [[مشرک]] به [[خدا]]، حتی در صورت [[سخن گفتن]] [[مردگان]] با آنها و [[شهادت]] بر [[رسالت پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ}}؛ | # [[ایمان]] نیاوردن لجاجتپیشگان [[مشرک]] به [[خدا]]، حتی در صورت [[سخن گفتن]] [[مردگان]] با آنها و [[شهادت]] بر [[رسالت پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ}}؛ | ||
# [[خداوند]] درباره لجاجت [[مشرکین]] میفرماید: ما این چنین [[آیات قرآن]] را به دلهای این [[مجرمان]] میفرستیم {{متن قرآن|كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ}} اما با این همه [[تبلیغ]] و تأکید و بیان منطقی و [[ارائه معجزات]] باز هم این [[متعصبان]] لجوج به آن [[ایمان]] نمیآورند {{متن قرآن|لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ}} ولی این منحصر به آنها نیست پیش از آنها [[سنت]] [[اقوام]] اولین نیز چنین بود {{متن قرآن|وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ}} اینها بر اثر غوطهور شدن در [[شهوات]] و اصرار و لجاجت در [[باطل]]، کارشان به جایی رسیده که: اگر دردی را از [[آسمان]] به روی آنها بگشاییم {{متن قرآن|وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ}} و آنها مرتباً به [[آسمان]] صعود و [[نزول]] کنند. {{متن قرآن|فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ}} باز میگویند ما را چشم بندی کردهاند {{متن قرآن|لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا}}. | # [[خداوند]] درباره لجاجت [[مشرکین]] میفرماید: ما این چنین [[آیات قرآن]] را به دلهای این [[مجرمان]] میفرستیم {{متن قرآن|كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ}} اما با این همه [[تبلیغ]] و تأکید و بیان منطقی و [[ارائه معجزات]] باز هم این [[متعصبان]] لجوج به آن [[ایمان]] نمیآورند {{متن قرآن|لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ}} ولی این منحصر به آنها نیست پیش از آنها [[سنت]] [[اقوام]] اولین نیز چنین بود {{متن قرآن|وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ}} اینها بر اثر غوطهور شدن در [[شهوات]] و اصرار و لجاجت در [[باطل]]، کارشان به جایی رسیده که: اگر دردی را از [[آسمان]] به روی آنها بگشاییم {{متن قرآن|وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ}} و آنها مرتباً به [[آسمان]] صعود و [[نزول]] کنند. {{متن قرآن|فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ}} باز میگویند ما را چشم بندی کردهاند {{متن قرآن|لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا}}. | ||
# لجاجت [[مشرکان]]، موجب درخواست [[معجزه]] [[حسی]] از سوی آنان، به رغم | # لجاجت [[مشرکان]]، موجب درخواست [[معجزه]] [[حسی]] از سوی آنان، به رغم مشاهده [[آیات]] گوناگون [[الهی]] از [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعًا * أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِيرًا * أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ قَبِيلًا * أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَرًا رَسُولًا}}؛ | ||
# [[آرامشبخشی]] و تسلای [[خداوند]] به [[پیامبر]] به جهت لجاجت [[مشرکان]] در شرکورزی خود:{{متن قرآن|وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا * مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا * فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا}}؛ | # [[آرامشبخشی]] و تسلای [[خداوند]] به [[پیامبر]] به جهت لجاجت [[مشرکان]] در شرکورزی خود:{{متن قرآن|وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا * مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا * فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا}}؛ | ||
# [[انذار]] [[دشمنان]] لجوج [[پیامبر]] از اهداف [[قرآن]] و [[رسالت]] آن حضرت: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ... وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}؛ | # [[انذار]] [[دشمنان]] لجوج [[پیامبر]] از اهداف [[قرآن]] و [[رسالت]] آن حضرت: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ... وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}؛ | ||
# تعجب [[پیامبر]] از لجاجت و مواضع [[انکار]] آمیز [[مشرکان]] نسبت به [[معاد]] و [[یگانگی خداوند]] به رغم | # تعجب [[پیامبر]] از لجاجت و مواضع [[انکار]] آمیز [[مشرکان]] نسبت به [[معاد]] و [[یگانگی خداوند]] به رغم مشاهده عظمت [[آفرینش]] و [[قدرت خداوند]] در [[جهان]]: [۷] {{متن قرآن|إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ * رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ * فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ مَنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ * بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ}}؛ | ||
# سرسختی و لجاجت [[مشرکان]] عصر [[بعثت]] در برابر [[قرآن]] و [[دعوت پیامبر]] که تلاش و کوشش داشتند که [[پیامبر]] را از [[دعوت]] خود [[مأیوس]] سازند، و به او ثابت کنند که در مقابل [[دعوت]] او [[گوش]] [[شنوایی]] در این دیار نیست، و به [[پیامبر]] گفتند [[بیهوده]] تلاش مکن قلبهای ما در برابر [[دعوت]] تو در پوششهایی قرار گرفته، و گوشهای ما سنگین است، و میان ما و تو حجابی وجود دارد {{متن قرآن|وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ}} حال که چنین است کار به کار ما نداشته باش تو به دنبال عمل خود باش، ما هم برای خود عمل میکنیم {{متن قرآن|فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ}}؛ | # سرسختی و لجاجت [[مشرکان]] عصر [[بعثت]] در برابر [[قرآن]] و [[دعوت پیامبر]] که تلاش و کوشش داشتند که [[پیامبر]] را از [[دعوت]] خود [[مأیوس]] سازند، و به او ثابت کنند که در مقابل [[دعوت]] او [[گوش]] [[شنوایی]] در این دیار نیست، و به [[پیامبر]] گفتند [[بیهوده]] تلاش مکن قلبهای ما در برابر [[دعوت]] تو در پوششهایی قرار گرفته، و گوشهای ما سنگین است، و میان ما و تو حجابی وجود دارد {{متن قرآن|وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ}} حال که چنین است کار به کار ما نداشته باش تو به دنبال عمل خود باش، ما هم برای خود عمل میکنیم {{متن قرآن|فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ}}؛ | ||
# حمایتهای جدی و مکرر [[خداوند]] از [[پیامبر]] و [[اسلام]] در برابر سر [[سختی]] و [[حقستیزی]] [[دشمنان]] وی و خطاب به [[پیامبر]] میفرماید: آنها تصمیم محکمی بر [[توطئه]] گرفتند ما نیز [[اراده]] محکم و تغییرناپذیری در باره آنها داریم {{متن قرآن|أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ}}؛ | # حمایتهای جدی و مکرر [[خداوند]] از [[پیامبر]] و [[اسلام]] در برابر سر [[سختی]] و [[حقستیزی]] [[دشمنان]] وی و خطاب به [[پیامبر]] میفرماید: آنها تصمیم محکمی بر [[توطئه]] گرفتند ما نیز [[اراده]] محکم و تغییرناپذیری در باره آنها داریم {{متن قرآن|أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ}}؛ | ||
| خط ۱۷۵: | خط ۱۷۵: | ||
# [[مجادله]] [[مشرکان]] در حضور [[پیامبر]] درباره [[قرآن]] و [[رسالت]] ایشان، از سر لجاجت و عنادورزی: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}؛ | # [[مجادله]] [[مشرکان]] در حضور [[پیامبر]] درباره [[قرآن]] و [[رسالت]] ایشان، از سر لجاجت و عنادورزی: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّى إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}؛ | ||
# لجاجت [[مجرمان]] سردمدار [[مکه]] از [[ایمان]] به [[رسالت پیامبر]] و [[آیات]] [[خدا]] با [[مکر]] و به بهانههای واهی: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ * وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ...}}، | # لجاجت [[مجرمان]] سردمدار [[مکه]] از [[ایمان]] به [[رسالت پیامبر]] و [[آیات]] [[خدا]] با [[مکر]] و به بهانههای واهی: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ * وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ...}}، | ||
# [[کافران]] هدایتناپذیر، مردمانی لجوج و دارای [[دشمنی]] در برابر [[رسالت پیامبر]] اکرم {{صل}} [[دست]] به [[دعا]] برمیداشتند و میگفتند: خداوندا! اگر این [[آیین]] و این [[قرآن]] [[حق]] و از | # [[کافران]] هدایتناپذیر، مردمانی لجوج و دارای [[دشمنی]] در برابر [[رسالت پیامبر]] اکرم {{صل}} [[دست]] به [[دعا]] برمیداشتند و میگفتند: خداوندا! اگر این [[آیین]] و این [[قرآن]] [[حق]] و از ناحیه توست بارانی از سنگ از [[آسمان]] بر سر ما فرود آورد {{متن قرآن|وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ}} یا به [[عذاب]] دردناک دیگری ما را گرفتار کن {{متن قرآن|أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}} این سخن را به خاطر آن میگفتند که بر اثر شدت [[تعصّب]] و لجاجت چنان میپنداشتند که [[آیین اسلام]] [[صد]] در [[صد]] بیاساس است و گر نه کسی که احتمال حقّانیت آن را میدهد چنین نفرینی به خود نمیکند. | ||
# لجاجت و [[روح]] حقناپذیری [[مشرکان]]، | # لجاجت و [[روح]] حقناپذیری [[مشرکان]]، مانع تأثیر نهایی [[دعوت]] و [[هدایت]] [[پیامبر]] در آنان {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا * إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا}} و نتیجه و آثار آن [[گمراهی]] و [[عذاب الهی]] است {{متن قرآن|وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا}}. | ||
# لجاجت [[کافران]] در برابر [[دعوت]] [[مردم]] و [[انذار]] [[پیامبر]] عامل [[عذاب الهی]] برای آنان: {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ * وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}؛ | # لجاجت [[کافران]] در برابر [[دعوت]] [[مردم]] و [[انذار]] [[پیامبر]] عامل [[عذاب الهی]] برای آنان: {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ * وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}}؛ | ||
# برخورد [[مشرکان]] با [[رسالت پیامبر]] اکرم برخوردی لجوجانه و لجاجت آنان، درمقابل [[براهین]] [[قاطع]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ}}؛ | # برخورد [[مشرکان]] با [[رسالت پیامبر]] اکرم برخوردی لجوجانه و لجاجت آنان، درمقابل [[براهین]] [[قاطع]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ}}؛ | ||
| خط ۱۹۲: | خط ۱۹۲: | ||
با نگاهی به مجموعه بسترسازها و عوامل ایجادی لجاجت، میتوان آنها را به دو دسته عوامل درونی روان شناختی و بیرونی [[اجتماعی]] تقسیم کرد. به این معنا که برخی از عوامل در [[شخصیت]] فرد و برخی از عوامل بیرونی در ایجاد یا تقویت لجاجت نقش اساسی دارد. در اینجا برای توضیح بیشتر به برخی از مهمترین عوامل روانشناختی و اجتماعی اشاره میشود: | با نگاهی به مجموعه بسترسازها و عوامل ایجادی لجاجت، میتوان آنها را به دو دسته عوامل درونی روان شناختی و بیرونی [[اجتماعی]] تقسیم کرد. به این معنا که برخی از عوامل در [[شخصیت]] فرد و برخی از عوامل بیرونی در ایجاد یا تقویت لجاجت نقش اساسی دارد. در اینجا برای توضیح بیشتر به برخی از مهمترین عوامل روانشناختی و اجتماعی اشاره میشود: | ||
# '''[[دشمنان]] نفوذی''': از نظر قرآن، از جمله علل لجاجت افراد در [[اجتماع]] و [[مخالفت]] خوانی با [[حق]]، دشمنان کافری هستند که حاضر به پذیرش حق نیستند. در هر جامعهای گروهی [[کافر]] وجود دارند، از آنجا که در [[نظام اسلامی]] دشمنان کافر نمیتوانند عرض اندام کنند، در قالب [[منافقان]] فعالیت میکنند. جریان [[نفاق]]، یک جریان نفوذی است که از سوی دشمنان ساماندهی و [[مدیریت]] میشود. این جریان با [[پوشش]] [[اسلام]] و [[مسلمانی]] در [[ساختار نظام سیاسی]] و [[مدیریتی]] | # '''[[دشمنان]] نفوذی''': از نظر قرآن، از جمله علل لجاجت افراد در [[اجتماع]] و [[مخالفت]] خوانی با [[حق]]، دشمنان کافری هستند که حاضر به پذیرش حق نیستند. در هر جامعهای گروهی [[کافر]] وجود دارند، از آنجا که در [[نظام اسلامی]] دشمنان کافر نمیتوانند عرض اندام کنند، در قالب [[منافقان]] فعالیت میکنند. جریان [[نفاق]]، یک جریان نفوذی است که از سوی دشمنان ساماندهی و [[مدیریت]] میشود. این جریان با [[پوشش]] [[اسلام]] و [[مسلمانی]] در [[ساختار نظام سیاسی]] و [[مدیریتی]] نفوذ کرده و [[اهداف]] [[دشمنان]] را پیش میبرند. از همین رو، در برابر [[حق]] [[تسلیم]] نمیشوند و با [[لجاجت]] و اصرار بر مواضع [[باطل]] خویش بر آن هستند تا مقاصد دشمنان را اجرایی کرده و تحقق بخشند. از نظر [[قرآن]] همانطوری که [[کافران]] مردمانی لجوج هستند<ref>یوسف، آیات ۱۰۸ تا ۱۰۱؛ اسراء، آیات ۸۹ تا ۹۱.</ref>، برخی از به ظاهر [[اهل]] [[ایمان]] و کتاب نیز اینگونه هستند؛ چنانکه [[یهودیان]] نسبت به حق و [[اسلام]] این گونه عمل میکنند؛ به طوری که لجوجتر از ایشان نمیتوان مردمانی را سراغ گرفت.<ref>مائده، آیه ۸۲.</ref> بنابراین جریانهای درون [[دینی]] و درون مذهبی را میتوان یافت که به لجاجت بر اساس [[افکار]] و رفتارهای خویش میپردازند؛ زیرا اینان در راستای جریان اصلی [[کفر]] حرکت میکنند و در خدمت کفر و کافران هستند. | ||
# '''[[اشرافیت]] و امتیازات [[اجتماعی]]''': بر اساس [[آموزههای قرآن]]، اشرافیت و امتیازات خاص اجتماعی، [[انسانها]] را گرفتار نوعی [[غرور]] باطل و [[عجب]] و [[تکبر]] میکند. در نتیجه این دسته از افراد [[اجتماع]]، خود را [[برتر]] از دیگران میدانند. اصولا کسانی همچون [[فرعون]] [[سیاسی]]، [[قارون]] [[اقتصادی]] و [[هامان]] [[فرهنگی]]، به سبب جایگاههای خاص خویش، گرفتار نوعی [[خودبرتربینی]] میشوند و تکبر آنها در [[رفتار]] استکباریشان خودنمایی میکند. اینگونه است که افکار و رفتار خویش را برتر از دیگران تلقی کرده و بر آن پافشاری دارند و دیگران را به سبب عدم دستیابی به چنین [[قدرت]]، [[ثروت]] و [[دانایی]] در سطح خویش نمیبینند و حاضر به [[مشاوره]] با آنان نیستند و افکار و رفتار دیگران را نمیپذیرند و به آن تن نمیدهند. چنانکه قارون بر [[علم]] [[اقتصاد]] خویش<ref>قصص، آیه ۷۸.</ref>، فرعون بر [[آیین]] و [[قوانین مذهبی]] و کشوری خویش<ref>نازعات، آیه ۲۴؛ غافر، آیه ۲۹.</ref> و هامان بر علم و [[آگاهی]] و [[فرماندهی]] [[ارتش]] خویش تاکید داشتند<ref>قصص، آیات ۸ و ۳۸ و ۳۹؛ غافر، آیه ۲۴؛ عنکبوت، آیات ۳۹ و ۴۰.</ref> و بر آن لجاجت میورزیدند. رویه [[علمی]] و عملی این دسته از [[انسانها]] همانند [[ابلیس]] است که گرفتار [[خودبرتربینی]] براساس استدلالهای واهی و ظاهری شده و [[استکبار]] ورزید و خود را گرفتار [[خشم الهی]] کرد.<ref>اعراف، آیات ۱۲؛ ص، آیات ۷۲ تا ۷۴.</ref> از نظر [[قرآن]]، افراد ممتاز [[اجتماع]] به سبب [[شرافت]] مادی و علمی به این گمانه دچار شدهاند که [[برتر]] از دیگران هستند و باید دیگران [[مطیع]] آنان باشند و سخن و رفتارشان [[الگو]] قرار گیرد. این همان چیزی است که در اصطلاح [[قرآنی]] به عنوان استکبار و [[مستکبر]] مطرح شده است. مستکبر به کسی گفته میشود که بخواهد با عدم [[پذیرفتن حق]]، خود را بزرگ جلوه داده و خود را بزرگتر از آن بداند که [[حق]] را بپذیرد. این حسِ [[خود برتربینی]]، به شخص [[اجازه]] نمیدهد که به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از [[تسلیم در برابر حق]] سر برمیتابد.<ref>ترجمه المیزان، ج۱۲، ص۳۳۳-۳۳۴.</ref> [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}}<ref>«خدای شما خدایی یگانه است بنابراین آنان که به جهان واپسین بیایمانند دلهایی ناباور دارند و سرکشند» سوره نحل، آیه ۲۲.</ref> از نظر قرآن، اشراف قومهای گذشته از جمله اشراف [[قوم فرعون]]، گرفتار [[لجاجت]] بودند و زیر بار [[حقانیت]] و [[ربوبیت]] مطلقه [[الهی]] نمیرفتند و تن به [[آیین]] [[موسی]]{{ع}} نمیدادند با آنکه آن حضرت{{ع}} [[دلایل]] و [[براهین]] روشن و [[معجزات]] بسیاری را برایشان آورده بود.<ref>یونس، آیات ۷۵ تا ۷۸؛ زخرف، آیات ۴۶ تا ۴۹.</ref> بر اساس این [[آیات]]، خاستگاه و ریشه این لجاجت، [[تقلید کورکورانه]] و گناهانی بود که قلبهای آنان را [[دفن]] کرده بود. همین رویه را نیز اشراف [[قوم ثمود]]<ref>اعراف، آیه ۷۳.</ref>، اشراف [[قوم نوح]]<ref>هود، آیات ۲۵ تا ۳۲.</ref>، اشراف [[مکه]]<ref>ص، آیات ۶ تا ۱۵؛ مؤمنون، آیه ۶۴.</ref> در پیش گرفتند؛ زیرا چنان در رفاهزدگی | # '''[[اشرافیت]] و امتیازات [[اجتماعی]]''': بر اساس [[آموزههای قرآن]]، اشرافیت و امتیازات خاص اجتماعی، [[انسانها]] را گرفتار نوعی [[غرور]] باطل و [[عجب]] و [[تکبر]] میکند. در نتیجه این دسته از افراد [[اجتماع]]، خود را [[برتر]] از دیگران میدانند. اصولا کسانی همچون [[فرعون]] [[سیاسی]]، [[قارون]] [[اقتصادی]] و [[هامان]] [[فرهنگی]]، به سبب جایگاههای خاص خویش، گرفتار نوعی [[خودبرتربینی]] میشوند و تکبر آنها در [[رفتار]] استکباریشان خودنمایی میکند. اینگونه است که افکار و رفتار خویش را برتر از دیگران تلقی کرده و بر آن پافشاری دارند و دیگران را به سبب عدم دستیابی به چنین [[قدرت]]، [[ثروت]] و [[دانایی]] در سطح خویش نمیبینند و حاضر به [[مشاوره]] با آنان نیستند و افکار و رفتار دیگران را نمیپذیرند و به آن تن نمیدهند. چنانکه قارون بر [[علم]] [[اقتصاد]] خویش<ref>قصص، آیه ۷۸.</ref>، فرعون بر [[آیین]] و [[قوانین مذهبی]] و کشوری خویش<ref>نازعات، آیه ۲۴؛ غافر، آیه ۲۹.</ref> و هامان بر علم و [[آگاهی]] و [[فرماندهی]] [[ارتش]] خویش تاکید داشتند<ref>قصص، آیات ۸ و ۳۸ و ۳۹؛ غافر، آیه ۲۴؛ عنکبوت، آیات ۳۹ و ۴۰.</ref> و بر آن لجاجت میورزیدند. رویه [[علمی]] و عملی این دسته از [[انسانها]] همانند [[ابلیس]] است که گرفتار [[خودبرتربینی]] براساس استدلالهای واهی و ظاهری شده و [[استکبار]] ورزید و خود را گرفتار [[خشم الهی]] کرد.<ref>اعراف، آیات ۱۲؛ ص، آیات ۷۲ تا ۷۴.</ref> از نظر [[قرآن]]، افراد ممتاز [[اجتماع]] به سبب [[شرافت]] مادی و علمی به این گمانه دچار شدهاند که [[برتر]] از دیگران هستند و باید دیگران [[مطیع]] آنان باشند و سخن و رفتارشان [[الگو]] قرار گیرد. این همان چیزی است که در اصطلاح [[قرآنی]] به عنوان استکبار و [[مستکبر]] مطرح شده است. مستکبر به کسی گفته میشود که بخواهد با عدم [[پذیرفتن حق]]، خود را بزرگ جلوه داده و خود را بزرگتر از آن بداند که [[حق]] را بپذیرد. این حسِ [[خود برتربینی]]، به شخص [[اجازه]] نمیدهد که به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از [[تسلیم در برابر حق]] سر برمیتابد.<ref>ترجمه المیزان، ج۱۲، ص۳۳۳-۳۳۴.</ref> [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}}<ref>«خدای شما خدایی یگانه است بنابراین آنان که به جهان واپسین بیایمانند دلهایی ناباور دارند و سرکشند» سوره نحل، آیه ۲۲.</ref> از نظر قرآن، اشراف قومهای گذشته از جمله اشراف [[قوم فرعون]]، گرفتار [[لجاجت]] بودند و زیر بار [[حقانیت]] و [[ربوبیت]] مطلقه [[الهی]] نمیرفتند و تن به [[آیین]] [[موسی]]{{ع}} نمیدادند با آنکه آن حضرت{{ع}} [[دلایل]] و [[براهین]] روشن و [[معجزات]] بسیاری را برایشان آورده بود.<ref>یونس، آیات ۷۵ تا ۷۸؛ زخرف، آیات ۴۶ تا ۴۹.</ref> بر اساس این [[آیات]]، خاستگاه و ریشه این لجاجت، [[تقلید کورکورانه]] و گناهانی بود که قلبهای آنان را [[دفن]] کرده بود. همین رویه را نیز اشراف [[قوم ثمود]]<ref>اعراف، آیه ۷۳.</ref>، اشراف [[قوم نوح]]<ref>هود، آیات ۲۵ تا ۳۲.</ref>، اشراف [[مکه]]<ref>ص، آیات ۶ تا ۱۵؛ مؤمنون، آیه ۶۴.</ref> در پیش گرفتند؛ زیرا چنان در رفاهزدگی غرق بودند که خود را برتر از دیگران از هر لحاظ دانسته و حاضر نبودند در برابر [[حق]] سر [[تسلیم]] فرود آورند و دست از [[لجاجت]] بردارند. | ||
#'''جناح بندیهای [[سیاسی]] و گروهی''': از نظر [[قرآن]]، افرادی تحت تاثیر دیگران رفتارهایی انجام میدهند که غیر [[عقلانی]] و غیر عقلایی است. در [[اسلام]] [[تقلید]] فقط در مواردی جایز دانسته شده است که ریشه و خاستگاه آن عقلانی یا عقلایی باشد؛ یعنی شخص براساس معیارها و شاخصهای عقلانی یا عقلایی، از یک [[الگوی رفتاری]] یا [[فکری]] [[پیروی]] میکند و به تقلید از آن میپردازد؛ زیرا [[دلایل]] و [[براهین عقلی]] یا عقلایی بر | #'''جناح بندیهای [[سیاسی]] و گروهی''': از نظر [[قرآن]]، افرادی تحت تاثیر دیگران رفتارهایی انجام میدهند که غیر [[عقلانی]] و غیر عقلایی است. در [[اسلام]] [[تقلید]] فقط در مواردی جایز دانسته شده است که ریشه و خاستگاه آن عقلانی یا عقلایی باشد؛ یعنی شخص براساس معیارها و شاخصهای عقلانی یا عقلایی، از یک [[الگوی رفتاری]] یا [[فکری]] [[پیروی]] میکند و به تقلید از آن میپردازد؛ زیرا [[دلایل]] و [[براهین عقلی]] یا عقلایی بر صحت آن فرد یا [[اندیشه]] یا [[رفتار]] تاکید دارد. تقلید از [[مراجع]] [[علمی]] و [[اطاعت]] از [[اوامر و نواهی]] آنان، ریشه در خاستگاه [[عقلی]] یا عقلایی دارد؛ زیرا هر [[جاهلی]] برای انجام کاری به عالم و [[عاقل]] مراجعه میکند؛ چنانکه در [[پزشکی]] یا نجاری یا مانند آنها این رویه عقلایی مورد تاکید عقلای عالم است. تقلید از [[مرجعیت]] [[اسلامی]] نیز این گونه است؛ اما [[تقلیدی]] که بیرون از خاستگاه عقلانی یا عقلایی باشد، امری [[مذموم]] و مردود است. از همین رو تقلید از [[سنتها]] و [[آیین]] پدران و نیاکان، بیپشتوانه و خاستگاه علمی و عقلی و عقلایی مردود دانسته شده است. در نوجوانی حالتی در [[انسان]] ایجاد میشود که نوعی تقلید بر اساس دیگری مهم یا دیگران مهم شکل میگیرد؛ این گونه است که نوعی لجاجت در نوجوانی بروز میکند. برخی از افراد تا آخر [[عمر]] خویش گرفتار حالت نوجوانی هستند؛ زیرا [[گرایش]] به [[فرمانبری]] دارند؛ این گونه است که دیگری مهم یا دیگران مهم برای ایشان همانند فرماندارانی خواهند بود که هرچه [[فرمان]] دهند بیچون و چرا اطاعت میکنند. در میان [[احزاب سیاسی]] و [[اجتماعی]] چنین رویهای شکل میگیرد. از این رو تقلید حزبی [[کورکورانه]] در میان اعضای [[گروههای سیاسی]] و اجتماعی و [[احزاب]]، بسیار خودنمایی میکند. از نظر قرآن، اعضای احزاب به سبب گرایشهای حزبی گرفتار نوعی لجاجت هستند و حاضر به [[تغییر]] [[فکر]] و [[رفتار]] خویش نمیشوند. [[خدا]] بصراحت میفرماید: {{متن قرآن|فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ * فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ}}<ref>«آنگاه کار (دین) خود را در میان خویش پارهپاره کردند؛ هر گروهی بدانچه خود دارد شادمان است * پس آنان را چندی در تنگنایی که در آنند واگذار!» سوره مؤمنون، آیه ۵۳-۵۴.</ref> و نیز میفرماید: مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ؛ از کسانی که [[دین]] خود را قطعه قطعه کردند و [[فرقه]] فرقه شدند هر حزبی بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند.<ref>روم، آیه ۳۲.</ref> به نظر میرسد که همان طوری که برخی به سنتهای اجدادی خویش دلبسته هستند و بر آن [[اصرار]] و پافشاری و [[لجاجت]] دارند، در [[گرایش]] حزبی و جناحی نیز این گونه عمل و رفتار دارند که به نوعی، [[تقلید کورکورانه]] اما در قالب حزبی و جناحی است. بر همین اساس، باید گفت که [[آیه]] [[تقلید]] از نیاکان و [[مذمت]] آن درباره اینان نیز صادق است. خدا میفرماید: و هنگامی که به آنها گفته شود: به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی [[پیامبر]] بیایید! میگویند: «آنچه از پدران خود یافتهایم، ما را بس است!» آیا اگر پدران آنها چیزی نمیدانستند و [[هدایت]] نیافته بودند (باز از آنها [[پیروی]] میکنند)؟!<ref>مائده، آیه ۱۰۴.</ref> پس [[احزاب]] و جناحها و [[گروههای سیاسی]] و [[اجتماعی]] به سبب لجاجت خویش حاضر نیستند تا به [[حق]] گردن نهند و از آن [[اطاعت]] و پیروی کنند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref>. | ||
== برخی آثار لجاجت [[مسئولان]] == | == برخی آثار لجاجت [[مسئولان]] == | ||
| خط ۲۰۱: | خط ۲۰۱: | ||
[[خدا]] به لجبازان هشدار میدهد که داشتن چنین رویهای در [[فکر]] و عمل موجب میشود تا گرفتار [[کیفر]] سخت [[الهی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] شوند؛ چنانکه [[قارون]] و [[هامان]] و [[فرعون]] گرفتار شدند.<ref>مؤمنون، آیات ۴۵ تا ۴۸؛ زخرف، آیات ۵۵ تا ۵۶؛ جاثیه، آیات ۸ و ۹.</ref> | [[خدا]] به لجبازان هشدار میدهد که داشتن چنین رویهای در [[فکر]] و عمل موجب میشود تا گرفتار [[کیفر]] سخت [[الهی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] شوند؛ چنانکه [[قارون]] و [[هامان]] و [[فرعون]] گرفتار شدند.<ref>مؤمنون، آیات ۴۵ تا ۴۸؛ زخرف، آیات ۵۵ تا ۵۶؛ جاثیه، آیات ۸ و ۹.</ref> | ||
اما از نظر [[آموزههای قرآن]]، [[لجاجت]] [[مسئولان]] در [[نظام سیاسی اسلامی]] آثار خطرناکی را برای [[امام]] و [[امت]] به جا میگذارد. هرچند ریشه این لجاجت متفاوت و متنوع است، اما آثاری که به دنبال دارد، مشترک است؛ زیرا چه از روی [[تکبر]] این لجاجت باشد یا از روی [[نفاق]] و | اما از نظر [[آموزههای قرآن]]، [[لجاجت]] [[مسئولان]] در [[نظام سیاسی اسلامی]] آثار خطرناکی را برای [[امام]] و [[امت]] به جا میگذارد. هرچند ریشه این لجاجت متفاوت و متنوع است، اما آثاری که به دنبال دارد، مشترک است؛ زیرا چه از روی [[تکبر]] این لجاجت باشد یا از روی [[نفاق]] و نفوذ یا مانند آنها، نتیجه یکی از مواردی است که در اینجا بیان میشود. به نظر میرسد که آثار زیانبار لجاجت مسئولان و [[مدیران]] در یک [[نظام ولایی]] میتواند به اشکال زیر بروز کند: | ||
# '''مشروعیتزدایی از نظام سیاسی اسلامی''': هنگامی که مسئولان [[نظام اسلامی]] در اموری بر اساس رویه [[عقلانی]] یا عقلایی عمل و [[رفتار]] نکنند، بلکه بر اساس گرایشهای [[سیاسی]] و حزبی یا تکبر و [[عجب]] شخصی | # '''مشروعیتزدایی از نظام سیاسی اسلامی''': هنگامی که مسئولان [[نظام اسلامی]] در اموری بر اساس رویه [[عقلانی]] یا عقلایی عمل و [[رفتار]] نکنند، بلکه بر اساس گرایشهای [[سیاسی]] و حزبی یا تکبر و [[عجب]] شخصی اقدام به عمل کنند، مهمترین تاثیر مخرب آن، مشروعیتزدایی از [[نظام سیاسی ولایی]] خواهد بود؛ زیرا [[مدیریت اسلامی]] در راستای اهدافی چون [[اقامه عدالت]]، [[اقامه قسط]]، [[اقامه نماز]] و [[زکات]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>حدید، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۸؛ حج، آیات ۴۰ و ۴۱ و آیات دیگر.</ref> شکل گرفته و میبایست اینگونه عمل و رفتار کند که [[تأمین سعادت]] با دو مولفه اصلی [[آرامش]] و [[آسایش]] مهمترین دستاورد آن خواهد بود. این بدان معنا است که اگر با لجاجت [[دولتمردان]] و مدیران و مسئولان [[نظام سیاسی]] این موارد تأمین نشود، [[مردم]] و [[امت اسلام]] نسبت به امام و [[امامت]] و [[رهبری]] دچار تردید شده و آن را نظامی نمیدانند که تأمینکننده اهداف امت باشد. این گونه است که با [[رفتار]] لجاجتآمیز [[مسئولان]] به دلیل اشرافیت یا [[تکبر]] یا نفوذ یا هر عامل درونی و بیرونی دیگر، [[نظام سیاسی]] مخدوش و چهره نامطلوبی از آن ارائه میشود. [[لجاجت]] مسئولان بر [[باطل]] خویش موجب میشود تا [[مردم]] از ایشان [[پیروی]] نکرده و مسیر باطل از جمله تکبر و [[اتراف]] و [[اسراف]] و [[تبذیر]] و مانند آن دوامی نخواهد یافت. | ||
# '''مقبولیتزدایی از [[نظام اسلامی]]''': از دیگر پیامدهای لجاجت مسئولان و [[مدیران]]، مقبولیتزدایی از [[نظام سیاسی اسلامی]] است، به طوری که [[امت اسلام]] نسبت به قبول چنین نظامی دچار تردید شده و انگیزه حمایتی خود را نسبت به آن از دست میدهند و نسبت به آن دلسرد میشوند. | # '''مقبولیتزدایی از [[نظام اسلامی]]''': از دیگر پیامدهای لجاجت مسئولان و [[مدیران]]، مقبولیتزدایی از [[نظام سیاسی اسلامی]] است، به طوری که [[امت اسلام]] نسبت به قبول چنین نظامی دچار تردید شده و انگیزه حمایتی خود را نسبت به آن از دست میدهند و نسبت به آن دلسرد میشوند. | ||
# '''ناکارآمدنمایی نظام اسلامی''': حضور گروههای نفوذی و اشرافی در سطوح [[مدیریتی]] و رفتارهای لجاجتآمیز آنها موجب عدم تحقق اهداف و مقاصد آسایشی و آرامشی در یک [[نظام سیاسی ولایی]] شده و به طور طبیعی ناکارآمدی نظام سیاسی را به نمایش میگذارد. لجاجت مسئولان نظام سیاسی براساس | # '''ناکارآمدنمایی نظام اسلامی''': حضور گروههای نفوذی و اشرافی در سطوح [[مدیریتی]] و رفتارهای لجاجتآمیز آنها موجب عدم تحقق اهداف و مقاصد آسایشی و آرامشی در یک [[نظام سیاسی ولایی]] شده و به طور طبیعی ناکارآمدی نظام سیاسی را به نمایش میگذارد. لجاجت مسئولان نظام سیاسی براساس انگیزهها و عوامل پیش گفته چنین تاثیر سوئی را بهجا میگذارد و مردم [[گمان]] میکنند که نظام سیاسی مبتنی بر عنصر ولایی و [[اسلام]] نمیتواند تأمینکننده [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] آنان باشد. بنابراین، [[هدف]] [[دشمنان]] دراین سطح تنها ناکارآمد نشان دادن نظام سیاسی ولایی است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||