ضلالت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸٬۸۹۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳۴: خط ۱۳۴:
===[[پیروی کورکورانه]] از بزرگان و نیاکان===
===[[پیروی کورکورانه]] از بزرگان و نیاکان===
[[پیروی]] نسنجیده از سردمداران و بزرگان از عوامل [[گمراهی]] انسان است، چنان‌که [[کافران]]، آن‌گاه که در [[آتش جهنم]] دست و پا می‌زنند، با [[حسرت]] می‌گویند: ای کاش از [[خدا]] و رسولش پیروی کرده بودیم! آنان سبب گمراهی خود را پیروی از [[رهبران]] و بزرگانشان می‌دانند:{{متن قرآن|يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى ٱلنَّارِ يَقُولُونَ يَـٰلَيْتَنَآ أَطَعْنَا ٱللَّهَ وَأَطَعْنَا ٱلرَّسُولَا۠ * وَقَالُوا۟ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠}}<ref>«روزی که چهره‌های آنان در آتش گردانده شود می‌گویند: ای کاش از خداوند و پیامبر فرمان برده بودیم * و می‌گویند: پروردگارا! ما از سرکردگان و بزرگانمان فرمان بردیم و آنان ما را از راه به در بردند» سوره احزاب، آیه ۶۶-۶۷.</ref>. «سادة» جمع «[[سید]]» به معنای رؤسا و سران است و «کُبَراء» جمع «کبیر» به بزرگانِ سِنّی و ریش‌سفیدان گفته می‌شود. این دو گروه نقش مهمی در [[آداب و رسوم]] و [[رفتار]] [[مردم]] دارند<ref>تفسیر نور، ج ۹، ص۴۰۷.</ref>. گفتنی است که رهبران و بزرگانی که [[آیه]] از پیروی آنان [[نهی]] کرده، سران [[کفر]] و [[شرک]] هستند که به سبب [[گمراهی]]، هرگز [[شایستگی]] [[پیروی]] ندارند،‌از این رو [[قرآن کریم]] [[مشرکان]] را به سبب [[پیروی]] از [[گمراهان]]، به شدت [[نکوهش]] کرده و تنها [[خدای سبحان]] و کسانی را شایسته پیروی می‌داند که بی‌واسطه از [[هدایت الهی]] برخوردارند و آنان [[پیامبران]] و [[امامان]] معصوماند<ref>المیزان، ج ۱، ص۲۷۴؛ ج ۱۰، ص۵۸.</ref>:{{متن قرآن|...أَفَمَن يَهْدِىٓ إِلَى ٱلْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّىٓ إِلَّآ أَن يُهْدَىٰ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی «حق» رهنمون باشد؟ بگو خداوند به «حق» رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. از سوی دیگر [[قرآن کریم]]، پیروی [[حساب]] نشده از نیاکان و [[پدران]] را سبب [[گمراهی]] و عدم [[پذیرش حق]] می‌داند، چنان‌که برخی از [[بنی‌اسرائیل]]، هنگامی که [[حضرت موسی]]{{ع}} با آوردن [[نشانه‌ها]] و [[معجزات الهی]]، آنان را به راه [[حق]] فراخواند، با [[سحر]] نامیدن [[معجزه]] [[موسی]]{{ع}} و با این [[استدلال]] که این مطالب را از پدران و نیاکان خود نشنیده‌ایم، از پذیرش [[دعوت]] او خودداری کردند:{{متن قرآن|فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَا بَيِّنَـٰتٍۢ قَالُوا۟ مَا هَـٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّفْتَرًۭى وَمَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِىٓ ءَابَآئِنَا ٱلْأَوَّلِينَ}}<ref>«آنگاه چون موسی نشانه‌های روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی برساخته نیست و ما در میان نیاکان خویش چنین چیزی را نشنیده‌ایم» سوره قصص، آیه ۳۶.</ref>، ‌از این‌رو به ‌رغم جایگاه والایی که [[پدر و مادر]] دارند، تا جایی که پس از [[فرمان]] به [[عبادت خدا]]، نخستین چیزی که از [[بشر]] خواسته شده [[احسان به پدر و مادر]] است <ref>{{متن قرآن|وَٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَبِذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينِ وَٱلْجَارِ ذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْجَارِ ٱلْجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلْجَنۢبِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًۭا فَخُورًا}}«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نسا، آیه ۳۶.</ref>، [[پیروی]] از آنان را تا جایی لازم می‌داند که به [[گمراهی]] [[انسان]] نینجامد که در این صورت، نه تنها [[اطاعت]] از آنان لازم نیست بلکه به صراحت از آن [[نهی]] شده است:{{متن قرآن|وَإِن جَـٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِۦ عِلْمٌۭ فَلَا تُطِعْهُمَا}}<ref>«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۵.</ref>
[[پیروی]] نسنجیده از سردمداران و بزرگان از عوامل [[گمراهی]] انسان است، چنان‌که [[کافران]]، آن‌گاه که در [[آتش جهنم]] دست و پا می‌زنند، با [[حسرت]] می‌گویند: ای کاش از [[خدا]] و رسولش پیروی کرده بودیم! آنان سبب گمراهی خود را پیروی از [[رهبران]] و بزرگانشان می‌دانند:{{متن قرآن|يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى ٱلنَّارِ يَقُولُونَ يَـٰلَيْتَنَآ أَطَعْنَا ٱللَّهَ وَأَطَعْنَا ٱلرَّسُولَا۠ * وَقَالُوا۟ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠}}<ref>«روزی که چهره‌های آنان در آتش گردانده شود می‌گویند: ای کاش از خداوند و پیامبر فرمان برده بودیم * و می‌گویند: پروردگارا! ما از سرکردگان و بزرگانمان فرمان بردیم و آنان ما را از راه به در بردند» سوره احزاب، آیه ۶۶-۶۷.</ref>. «سادة» جمع «[[سید]]» به معنای رؤسا و سران است و «کُبَراء» جمع «کبیر» به بزرگانِ سِنّی و ریش‌سفیدان گفته می‌شود. این دو گروه نقش مهمی در [[آداب و رسوم]] و [[رفتار]] [[مردم]] دارند<ref>تفسیر نور، ج ۹، ص۴۰۷.</ref>. گفتنی است که رهبران و بزرگانی که [[آیه]] از پیروی آنان [[نهی]] کرده، سران [[کفر]] و [[شرک]] هستند که به سبب [[گمراهی]]، هرگز [[شایستگی]] [[پیروی]] ندارند،‌از این رو [[قرآن کریم]] [[مشرکان]] را به سبب [[پیروی]] از [[گمراهان]]، به شدت [[نکوهش]] کرده و تنها [[خدای سبحان]] و کسانی را شایسته پیروی می‌داند که بی‌واسطه از [[هدایت الهی]] برخوردارند و آنان [[پیامبران]] و [[امامان]] معصوماند<ref>المیزان، ج ۱، ص۲۷۴؛ ج ۱۰، ص۵۸.</ref>:{{متن قرآن|...أَفَمَن يَهْدِىٓ إِلَى ٱلْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يَهِدِّىٓ إِلَّآ أَن يُهْدَىٰ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی «حق» رهنمون باشد؟ بگو خداوند به «حق» رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. از سوی دیگر [[قرآن کریم]]، پیروی [[حساب]] نشده از نیاکان و [[پدران]] را سبب [[گمراهی]] و عدم [[پذیرش حق]] می‌داند، چنان‌که برخی از [[بنی‌اسرائیل]]، هنگامی که [[حضرت موسی]]{{ع}} با آوردن [[نشانه‌ها]] و [[معجزات الهی]]، آنان را به راه [[حق]] فراخواند، با [[سحر]] نامیدن [[معجزه]] [[موسی]]{{ع}} و با این [[استدلال]] که این مطالب را از پدران و نیاکان خود نشنیده‌ایم، از پذیرش [[دعوت]] او خودداری کردند:{{متن قرآن|فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِـَٔايَـٰتِنَا بَيِّنَـٰتٍۢ قَالُوا۟ مَا هَـٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّفْتَرًۭى وَمَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِىٓ ءَابَآئِنَا ٱلْأَوَّلِينَ}}<ref>«آنگاه چون موسی نشانه‌های روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی برساخته نیست و ما در میان نیاکان خویش چنین چیزی را نشنیده‌ایم» سوره قصص، آیه ۳۶.</ref>، ‌از این‌رو به ‌رغم جایگاه والایی که [[پدر و مادر]] دارند، تا جایی که پس از [[فرمان]] به [[عبادت خدا]]، نخستین چیزی که از [[بشر]] خواسته شده [[احسان به پدر و مادر]] است <ref>{{متن قرآن|وَٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَبِذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينِ وَٱلْجَارِ ذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْجَارِ ٱلْجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلْجَنۢبِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًۭا فَخُورًا}}«خداوند را بپرستید و چیزی را شریک او نکنید و به پدر و مادر و به خویشاوند و یتیمان و تهیدستان و همسایه خویشاوند و همسایه دور و همراه همنشین و در راه مانده و بردگانتان نکویی ورزید؛ بی‌گمان خداوند کسی را که خودپسندی خویشتن‌ستای باشد دوست نمی‌دارد» سوره نسا، آیه ۳۶.</ref>، [[پیروی]] از آنان را تا جایی لازم می‌داند که به [[گمراهی]] [[انسان]] نینجامد که در این صورت، نه تنها [[اطاعت]] از آنان لازم نیست بلکه به صراحت از آن [[نهی]] شده است:{{متن قرآن|وَإِن جَـٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِۦ عِلْمٌۭ فَلَا تُطِعْهُمَا}}<ref>«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر و در این جهان با آنان به شایستگی همراهی کن و راه کسی را که به درگاه من باز می‌گردد پیش گیر، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه می‌کرده‌اید می‌آگاهانم» سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۵.</ref>
==[[اضلال الهی]]==
[[آیات]] پرشماری از [[قرآن]] بر [[هدایت‌ناپذیری]] گمراهانی دلالت دارند که با [[سوء]] [[اختیار]] خویش، خود را در [[واد]] ی [[ضلالت]] انداخته و با [[عناد]] و [[سرکشی]] بر گمراهی خود پای می‌فشارند. خدای متعالی آنان را به حال خود رها کرده و با [[محرومیت]] از [[لطف]] و مدد خود کیفرشان کرده و این محرومیت از [[امداد الهی]]، سبب گمراهی آنان می‌شود <ref>{{متن قرآن|مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«کسانی را که خداوند در گمراهی وانهد هیچ رهنمایی ندارند و آنان را سرگردان در سرکشی‌شان وا می‌گذارد» سوره اعراف، آیه ۱۸۶.</ref>. بنابراین [[اضلال]] [[خدا]] در [[حقیقت]] امری سلبی و به معنای قطع [[فیض]] [[هدایت]] است؛ نه راندن کسی به سوی پرتگاه ضلالت<ref>تسنیم، ج ۲۰، ص۸۸ -۸۹.</ref>. (([[مضلّ]]) [[قرآن کریم]] عوامل گوناگونی را برای محرومیت [[گمراهان]] از [[هدایت الهی]] و اضلال آنان برمی‌شمارد؛ مانند [[فسق]]:{{متن قرآن|وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا ٱلْفَـٰسِقِينَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۶.</ref> و [[کفر]] پس از [[ایمان]] ([[ارتداد]]):{{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِى ٱللَّهُ قَوْمًۭا كَفَرُوا۟ بَعْدَ إِيمَـٰنِهِمْ وَشَهِدُوٓا۟ أَنَّ ٱلرَّسُولَ حَقٌّۭ وَجَآءَهُمُ ٱلْبَيِّنَـٰتُ...}}<ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند» سوره عمران، آیه ۸۶.</ref> و این [[حرمان]] و [[اضلال]] تا زمانی ادامه دارد که آنان بر [[کفر]] و [[گمراهی]] خود پافشاری کنند و چنانچه متنبه شده و حقیقتاً [[توبه]] کنند، [[خدا]] توبه آنان را می‌پذیرد:{{متن قرآن|إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ}}<ref>«مگر آنان که پس از آن، توبه کنند و به راه آیند؛ که بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره عمران، آیه ۸۹.</ref> و چنانچه بر کفر خود [[اصرار]] ورزند توبه آنان پذیرفته نخواهد شد:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بَعْدَ إِيمَـٰنِهِمْ ثُمَّ ٱزْدَادُوا۟ كُفْرًۭا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلضَّآلُّونَ}}<ref>«توبه کسانی که پس از ایمان خویش کفر ورزیدند سپس بر کفر افزودند هرگز پذیرفته نخواهد شد و آنانند که گمراهند» سوره عمران، آیه ۹۰.</ref>. به گفته برخی [[مفسران]]، کسی که پس از روشن شدن [[حق]] و [[تمام شدن حجت]]، به آن کفر می‌ورزد و توبه‌ای [[اصلاح]] کننده ندارد، از دو حال بیرون نیست:
#کافری است که بر کفر خود می‌افزاید و [[طغیان]] می‌کند. چنین کسی به صلاح دست نخواهد یافت و در نتیجه خدا هم او را [[هدایت]] نمی‌کند و توبه‌اش را نمی‌پذیرد؛ زیرا توبه و بازگشت او [[حقیقی]] نیست، بلکه او [[غرق]] در گمراهی است و به هدایت او امیدی نیست.
#کافری است که بی‌توبه و در حال کفر و [[عناد]] می‌میرد و معلوم است که چنین کسی که در همه عمرش توبه نکرده، در [[آخرت]] هم از هدایت خدای متعالی یعنی ورود به [[بهشت]] [[محروم]] خواهد بود، از این‌رو جمله{{متن قرآن|وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلضَّآلُّونَ}}<ref>سوره عمران، آیه ۹۰.</ref>، تأکیدی است بر گمراهی نامبردگان؛ به‌گونه‌ای که به‌کلی به هدایتشان امیدی نیست<ref>المیزان، ج ۳، ص۳۴۱.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۶.</ref>
==پیامدهای [[ضلالت]]==
بر پایه [[آیات قرآن کریم]]، پیامدهای ضلالت در [[دنیا]] و آخرت عبارت‌اند از:
===[[امداد]] در گمراهی یا مهلت دادن به [[گمراهان]]===
گمراهان غوطه‌ور در گمراهی در دنیا مهلت می‌یابند تا در ضلالتی که با [[سوء]] [[اختیار]] برای خود رقم زده‌اند، بیشتر فرو رفته و بیشتر [[مستحق عذاب]] شوند:{{متن قرآن|قُلْ مَن كَانَ فِى ٱلضَّلَـٰلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ ٱلرَّحْمَـٰنُ مَدًّا حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوْا۟ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا ٱلْعَذَابَ وَإِمَّا ٱلسَّاعَةَ}}<ref>سوره مریم، آیه ۷۵.</ref>. به گفته برخی{{متن قرآن|مَن كَانَ فِى ٱلضَّلَـٰلَةِ}} در [[آیه]] به استمرار در [[گمراهی]] اشاره دارد، تا کسی نپندارد تحقق مصداقی از [[ضلالت]] سبب آن [[تهدید]] شده است، چون صِرف چنین ضلالتی [[استحقاق]] [[کیفر]] [[استدراج]] را که از ضلالت شدیدتر است، در پی ندارد<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۱۰۱.</ref>. در آیه‌ای دیگر نیز سبب مهلت دادن به [[کافران]] افزایش [[گناهان]] برای عذابی خوارکننده دانسته شده است:{{متن قرآن|وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌۭ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدَادُوٓا۟ إِثْمًۭا وَلَهُمْ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭ}}<ref>«کافران هیچ مپندارند اینکه مهلتشان می‌دهیم برای آنها نیکوست؛ جز این نیست که مهلتشان می‌دهیم تا بر گناه بیفزایند و آنان را عذابی خوارساز خواهد بود» سوره عمران، آیه ۱۷۸.</ref>. از سوی دیگر باید توجه داشت مهلتی که [[خدا]] به [[گمراهان]] می‌دهد و عذابشان را به تأخیر می‌اندازد و آنان را از نعمت‌های [[دنیایی]] مانند [[اموال]] و [[فرزندان]] بهره‌مند می‌کند، برای [[تکریم]] و [[پیشی گرفتن]] آنان بر [[مؤمنان]] در برخورداری از [[نعمت‌ها]] نیست:{{متن قرآن|أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِۦ مِن مَّالٍۢ وَبَنِينَ * نُسَارِعُ لَهُمْ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ}}<ref>«آیا می‌پندارند در آنچه از مال و فرزندان که آنان را بدان یاری می‌رسانیم * برای آنان در نیکی‌ها شتاب می‌ورزیم؟ (خیر،) بلکه در نمی‌یابند» سوره مؤمنون، آیه ۵۵-۵۶.</ref>، بلکه از این روست که [[خداوند]] آنان را تا هنگام فرارسیدن [[عذاب]] در ورطه [[جهالت]] به حال خود رها ساخته است:{{متن قرآن|فَذَرْهُمْ فِى غَمْرَتِهِمْ حَتَّىٰ حِينٍ}}<ref>«پس آنان را چندی در تنگنایی که در آنند واگذار!» سوره مؤمنون، آیه ۵۴.</ref>. از سوی دیگر، اموال و فرزندان، سبب [[امتحان]] و عذاب آنان در [[دنیا]] خواهند بود و آنان [[کافر]] از دنیا خواهند رفت:{{متن قرآن|وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَٰلُهُمْ وَأَوْلَـٰدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِى ٱلدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَـٰفِرُونَ}}<ref>«و دارایی‌ها و فرزندانشان تو را به شگفتی نیندازد، جز این نیست که خداوند می‌خواهد در این جهان آنان را با آنها به عذاب افکند و جانشان در حالی که کافرند (از تن) بیرون رود» سوره توبه، آیه ۸۵.</ref>. بنابراین امکانات [[اقتصادی]] و [[نیروهای انسانی]] در دست افراد [[ناصالح]] سعادت‌آفرین نیست، بلکه غالباً مایه [[بلا]] و [[بدبختی]] است؛ زیرا چنین کسانی نه [[اموال]] خود را بجا صرف می‌کنند، تا از آن بهره مفید و سازنده‌ای ببرند، و نه [[فرزندان]] باایمان و تربیت‌یافته‌ای دارند تا مایه روشنی چشم آنان و [[حل مشکلات]] زندگانیشان شوند، بلکه غالباً اموالشان در راه هوس‌های کشنده و [[سرکش]] و [[تولید]] [[فساد]] و [[تحکیم]] پایه‌های [[ستم]] صرف می‌شود و مایه [[غفلت]] آنها از [[خدا]] و مسائل اساسی [[زندگی]] خواهد بود و فرزندانشان هم در [[خدمت]] [[ستمگران]] و فاسدان قرار می‌گیرند و به انواع [[انحراف‌های اخلاقی]] [[مبتلا]] می‌شوند و سرانجام مشکل‌آفرین خواهند بود<ref>نمونه، ج ۸، ص۷۰.</ref>. بر اساس آیه‌ای دیگر کسی که به سبب [[سوء]] [[رفتار]] خود به [[گمراهی]] افکنده شود، [[خداوند]] او را [[هدایت]] نکرده و در [[حیرت]] و [[سرگردانی]] رهایش خواهد کرد:{{متن قرآن|مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}<ref>«کسانی را که خداوند در گمراهی وانهد هیچ رهنمایی ندارند و آنان را سرگردان در سرکشی‌شان وا می‌گذارد» سوره اعراف، آیه ۱۸۶.</ref>. بنابراین می‌توان معنای دیگر امداد در [[ضلالت]] را عدم [[هدایت الهی]] و رها ساختن [[گمراهان]] در [[وادی]] حیرت و سرگردانی دانست<ref>البحر المدید، ج ۳، ص۳۷۵.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۷.</ref>
===[[تکذیب آیات خدا]]===
از پیامدهای ضلالت در [[دنیا]]، [[تکذیب آیات الهی]] است. در [[روز قیامت]] وقتی که از [[دوزخیان]] با استفهامی توبیخی پرسیده می‌شود که آیا در دنیا همواره [[آیات الهی]] بر شما خوانده نمی‌شد و شما همواره آن را [[تکذیب]] نمی‌کردید:{{متن قرآن|أَلَمْ تَكُنْ ءَايَـٰتِى تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ}}<ref>«آیا آیات من برای شما خوانده نمی‌شد و شما آن را دروغ می‌شمردید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۵.</ref> در پاسخ، [[شقاوت]] درونی و [[گمراهی]] خود را علت [[تکذیب آیات الهی]] می‌شمارند:{{متن قرآن|قَالُوا۟ رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًۭا ضَآلِّينَ}}<ref>«می‌گویند: پروردگارا! سنگدلی ما بر ما چیره بود و ما گروهی گمراه بودیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۶.</ref>. به گفته برخی، اگر [[دوزخیان]] [[شقاوت]] را به خود نسبت دادند، اعتراف است به اینکه [[خداوند]] [[حجت]] را بر آنان تمام کرده و آنان، خود در [[غلبه]] شقاوتشان مؤثر بوده و آن را به [[سوء]] [[اختیار]] برای خود برگزیده‌اند و جمله{{متن قرآن|وَكُنَّا قَوْمًۭا ضَآلِّينَ}} تأکیدی بر این اعتراف است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۷۰.</ref>. در آیه‌ای دیگر، [[ارتکاب گناه]] که از مصادیق بارز [[گمراهی]] است، از عوامل [[تکذیب]] و [[تمسخر]] [[آیات خدا]] برشمرده شده است:{{متن قرآن|ثُمَّ كَانَ عَـٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَـٰٓـُٔوا۟ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُوا۟ بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ}}<ref>«سپس سرانجام آنان که بدی کردند بدی بود، برای آنکه آیات خداوند را دروغ شمردند و آن را به ریشخند می‌گرفتند» سوره روم، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۸.</ref>
===[[عذاب اخروی]]===
[[قرآن کریم]] [[جهنم]] را میعادگاه ضلالت‌پیشگان دانسته:{{متن قرآن|...إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ * وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند * و به یقین دوزخ وعده‌گاه همه آنان است» سوره حجر، آیه ۴۲-۴۳.</ref> و از افکنده شدن [[گمراهان]] و معبودان [[باطل]] آنان در [[دوزخ]]، در [[روز قیامت]] خبر می‌دهد:{{متن قرآن|وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ * وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ * مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ * فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ}}<ref>«و دوزخ را برای گمرهان آشکار می‌گردانند * و به آنان می‌گویند: آنچه به جای خداوند می‌پرستیدید (اکنون) کجایند؟ * آیا به شما یاری می‌رسانند یا خود را یاری می‌دهند؟ * و آنان و گمرهان را سرنگون در آن (دوزخ) می‌افکنند؛» سوره شعرا، آیه ۹۱-۹۴.</ref>. برپایه آیاتی دیگر، [[پذیرایی]] از گمراهان در دوزخ با آب داغ و [[کیفر]] آنان [[آتش]] سوزان:{{متن قرآن|وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلْمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ * فَنُزُلٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ * وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ}}<ref>«و اما اگر از دروغ‌انگاران گمراه باشد، * پس پذیرایی از (او با) آب داغ است * و در آمدنی در دوزخ» سوره واقعه، آیه ۹۲-۹۴.</ref> و وقوع این [[کیفر]] برای آنان [[یقینی]] و تردیدناپذیر است:{{متن قرآن|إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلْيَقِينِ}}<ref>«به راستی این همان «حقیقت بی‌گمان» است» سوره واقعه، آیه ۹۵.</ref>. [[تغذیه]] از [[گیاه]] تلخ زَقّوم و پرشدن شکم آنان از این گیاه نیز از دیگر عذاب‌های آنان در [[دوزخ]] است:{{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلْمُكَذِّبُونَ * لَـَٔاكِلُونَ مِن شَجَرٍۢ مِّن زَقُّومٍۢ * فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ}}<ref>«سپس شما ای گمرهان دروغ‌انگار؛ * از درختی می‌خورید که از زقّوم است * و شکم‌ها را از آن می‌انبارید» سوره واقعه، آیه ۵۱-۵۳.</ref>. واژه شجره ‌گاه به معنای گیاه و در اینجا همین معنا مورد نظر است<ref>نمونه، ج ۱۹، ص۷۰.</ref>. [[تشنگی]] شدید ناچارشان می‌کند از آبی [[جوش]]، بیاشامند، بی‌آنکه [[سیراب]] شوند؛ همانند شتران [[تشنه]] که هرچه آب بیاشامند سیراب نمی‌شوند:{{متن قرآن|فَشَـٰرِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ ٱلْحَمِيمِ * فَشَـٰرِبُونَ شُرْبَ ٱلْهِيمِ}}<ref>«آنگاه روی آن، آب داغ می‌نوشید * می‌نوشید چونان که شتران تشنه می‌نوشند» سوره واقعه، آیه ۵۴-۵۵.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ضلالت (مقاله)|مقاله «ضلالت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۲۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش