تربیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۵: خط ۳۵:
== جایگاه تربیت ==
== جایگاه تربیت ==
تربیت یکی از مسائل مهم در [[ادیان]]، [[مذاهب]] و [[ملل]] مختلف به‌شمار می‌آید و اندیشمندان در آن دیدگاه‌های خود را بیان کرده‌اند و هر یک بر اساس نگرش و [[جهان‌بینی]] خود در ترسیم نظامی که فرد و [[جامعه]] در رسیدن به کمال و [[سعادت]] خود باید آن را رعایت کنند، کوشیده‌اند<ref> مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۵۰۴–۵۰۵.</ref>. یکی از [[وظایف انبیا]]{{ع}} [[تربیت الهی]] [[مردم]] بوده است و تأثیر آن در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] آن‌چنان مهم و حیاتی است که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] برای [[هدایت]] و [[سعادت بشر]] آن را اصلی‌ترین [[هدف بعثت انبیا]]{{ع}} قرار داده است<ref>جمعه، ۲؛ بقره، ۱۲۹؛ آل عمران، ۱۶۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۹/۲۶۴–۲۶۶؛ سبزواری، مواهب الرحمن، ۶/۴۲۲.</ref>. در [[روایات]] نیز تربیت و [[ادب]] صحیح، نیکوترین صفت [[انسان]] معرفی شده است<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۷.</ref>. [[اندیشمندان اسلامی]] تربیت صحیح و اتصاف به [[اخلاق نیکو]] را از سرمایه‌های [[زندگی بشری]] در [[ترقی]] و کمال می‌دانند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۳/۷۶۱.</ref>. علمای اخلاق و [[عرفان]] [[علم]] [[تهذیب نفس]] و [[اخلاق]] را که [[تربیتی]] [[باطنی]] است، از شریف‌ترین [[علوم]] دانسته‌اند<ref>رازی، مرصاد العباد، ۱۷۳–۱۷۴؛ خواجه‌نصیر، اخلاق ناصری، ۶۹–۷۰؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۳۲.</ref>.<ref>[[علی محمد پورابراهیم|پورابراهیم]] و [[محمد مهدی فیروزمهر|فیروزمهر]]، [[تربیت - پورابراهیم و فیروزمهر (مقاله)|مقاله «تربیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.</ref>
تربیت یکی از مسائل مهم در [[ادیان]]، [[مذاهب]] و [[ملل]] مختلف به‌شمار می‌آید و اندیشمندان در آن دیدگاه‌های خود را بیان کرده‌اند و هر یک بر اساس نگرش و [[جهان‌بینی]] خود در ترسیم نظامی که فرد و [[جامعه]] در رسیدن به کمال و [[سعادت]] خود باید آن را رعایت کنند، کوشیده‌اند<ref> مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۵۰۴–۵۰۵.</ref>. یکی از [[وظایف انبیا]]{{ع}} [[تربیت الهی]] [[مردم]] بوده است و تأثیر آن در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] آن‌چنان مهم و حیاتی است که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] برای [[هدایت]] و [[سعادت بشر]] آن را اصلی‌ترین [[هدف بعثت انبیا]]{{ع}} قرار داده است<ref>جمعه، ۲؛ بقره، ۱۲۹؛ آل عمران، ۱۶۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۹/۲۶۴–۲۶۶؛ سبزواری، مواهب الرحمن، ۶/۴۲۲.</ref>. در [[روایات]] نیز تربیت و [[ادب]] صحیح، نیکوترین صفت [[انسان]] معرفی شده است<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۷.</ref>. [[اندیشمندان اسلامی]] تربیت صحیح و اتصاف به [[اخلاق نیکو]] را از سرمایه‌های [[زندگی بشری]] در [[ترقی]] و کمال می‌دانند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۳/۷۶۱.</ref>. علمای اخلاق و [[عرفان]] [[علم]] [[تهذیب نفس]] و [[اخلاق]] را که [[تربیتی]] [[باطنی]] است، از شریف‌ترین [[علوم]] دانسته‌اند<ref>رازی، مرصاد العباد، ۱۷۳–۱۷۴؛ خواجه‌نصیر، اخلاق ناصری، ۶۹–۷۰؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۳۲.</ref>.<ref>[[علی محمد پورابراهیم|پورابراهیم]] و [[محمد مهدی فیروزمهر|فیروزمهر]]، [[تربیت - پورابراهیم و فیروزمهر (مقاله)|مقاله «تربیت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.</ref>
== مبانی تربیت ==
منظور از مبانی، سلسله معارف نظری است که جنبه‌های مختلفی از یک موضوع [[انسانی]]، از جمله جنبه‌های وجودشناختی، [[انسان‌شناختی]] و [[معرفت‌شناختی]] را دربر دارند. این معارف، با بینش‌ها و [[باورها]] و [[احکام]] ناظر به هست و نیست‌ها سر و کار دارند. در یک تقسیم‌بندی مبانی بر چهار دسته اساسی تقسیم می‌شوند: ۱. مبانی [[هستی‌شناختی]] ۲. مبانی انسان‌شناختی ۳. مبانی معرفت‌شناختی ۴. مبانی ارزش‌شناختی. این مبانی به موضوع [[فلسفه]]، [[مکتب]] و یا قلمرو خاصی اختصاص ندارند و هر مکتبی با توجه به نوع نگرش خود این مبانی را ترسیم می‌کند<ref>لطفی، مرتضی، پایان‌نامه، ص۴۷.</ref>.
=== مبانی هستی‌شناختی ===
[[دانش]] هستی‌شناسی در پی تشخیص و شرح رده‌های بنیادین و ارتباطات آنها در هستی یا عالم وجود بر می‌آید، تا بدین وسیله به تعریف موجودات و انواع آنها در آن چارچوب قادر گردد. [[تربیت اسلامی]] می‌کوشد میان [[انسان]] و [[خدا]] رابطه‌ای که به نام [[عبودیت]] می‌باشد و هستی‌شناسی از آن جهت در تربیت اسلامی اهمیت دارد که این رابطه را برای انسان معرفی می‌کند. برخی از این مبانی عبارت‌اند از:
# '''[[وحدت]] [[جهان هستی]]:''' جهان هستی مانند پیکرۀ واحدی است که تمامی عناصر و اجزاء آن با یکدیگر ارتباط ذاتی، ساختاری و وجودی دارند و هماهنگی و [[پیوستگی]] و همبستگی پدیده‌های [[نظام هستی]] مجموعه واحدی را نشان می‌دهد که از یک ارگانیسم متقن، مستحکم، زنده، باشعور و هدف‌مند و نظام‌مند حکایت دارد. بی‌تردید [[تربیتی]] که بر مبنای [[وحدت]] جهان هستی سترگ شده باشد، زمینه تعالی و عروج [[انسان]] را از حضیض دنیای [[حس]] و ماده به عالم [[قدس]] و [[ملکوت]] فراهم می‌آورد؛ زیرا [[آیات شریفه]] [[جهان‌شناسی]] [[قرآن کریم]] علاوه بر اینکه انسان را با عظمت و بزرگی [[آفرینش]] آشنا می‌سازد و خداوند را بدو نشان می‌دهد، [[فطرت خداشناسی]] و [[خداجویی]] و خدایابی او را شکوفا می‌سازد و زمینه [[حق‌شناسی]] و سپاس‌گذاری او را فراهم می‌آورد<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹.</ref>
# '''فقر وجودی موجودات:''' جهان هستی عین نیاز و تعلق و وابستگی به خداوند است و این فقر ذاتی و این نیاز، ساختاری و وجودی است و در هیچ [[زمان]] و مکانی و در هیچ شریطی گسسته نمی‌شود. حال با توجه به اینکه انسان خود نیازمند است و جهانی که در آن [[زندگی]] می‌کند نیازمند پدیده‌هایی که با آنها مواجه است، قطعاً باید این [[فقر]] گسترده انسان و [[جهان]] مبنای تربیت قرار گیرد و تمامی برنامه‌های تربیت و اهداف و اصول آن بر این پایه [[استوار]] باشند و [[مربیان]] و متربیان [[باور]] کنند که همه وجود از خداست و ماسوی‌الله عدم‌های هستی‌نما هستند و همه برنامه‌های [[تربیتی]]، متربیان را در برابر [[آفریدگار هستی]] [[متواضع]] سازد.
# '''[[هدایت]] تمام موجودات [[جهان هستی]]:''' تمام موجودات جهان هستی از کوچک‌ترین ذره تا بزرگ‌ترین کهکشان و از موجود جامد و بی‌جان گرفته تا نباتات و حیوانات و انسان و... همه از [[هدایت الهی]] برخورداند، یعنی [[خداوند متعال]] به گونه‌ای ساختار وجودی آنها را سامان داده که به صورت طبیعی، غریزی و [[فطری]] به سوی مقصد از پیش تعیین شده کشیده می‌شوند؛ زیرا خداوند فیاض علی الاطلاق است و هر یک از موجودات مورد عنایت و [[لطف]] ویژه او هستند و به هریک آنچه بایسته و شایسته آنها است داده شده است<ref>[[مرتضی لطفی|لطفی]] و [[محمد شعبانی|شعبانی]]، [[نظام تربیتی اسلام - لطفی و شعبانی (مقاله)|مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]]، ص۴۳۸ ـ ۴۴۱.</ref>.
=== مبانی [[انسان‌شناختی]] ===
[[انسان]] در مجموعه عالم در نوع نگاه [[دینی]] [[اشرف]] از سایر موجودات است و جایگاه خاصی در [[تفکر]] [[اندیشمندان مسلمان]] دارد که در ذیل به نمونه‌هایی از مبانی انسان‌شناختی از زاویه دید ایشان اشاره می‌گردد:
# '''ترکیب انسان از دو ساحت جسمانی و [[روحانی]]:''' [[خداوند]]، انسان را از ترکیب جسم و [[روح]] آفریده است. در [[اسلام]] مسأله جسم و روح توأم‌اند و از هم قابل تفکیک نیستند و لذا انسان باید جسم و روح را با هم پرورش دهد. پرورش جسم مقدمه‌ای برای پرورش روح است و این مقدمه بودن به معنای تقدم زمانی نیست، بلکه تربیت جسمانی و [[معنوی]] هر دو با هم و در کنار هم و به موازات هم هستند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله ورزش، ۲۱/۵/۱۳۶۶.</ref>
# '''برخورداری انسان از فطرتی خداجو:''' از جمله ویژگی‌های انسان، برخورداری از فطرتی [[پاک]] و [[الهی]] است. همه [[انسان‌ها]] بر این [[فطرت]] [[خلق]] شده‌اند؛ چنان که [[آیات قرآن کریم]] نیز اشاره به این مطلب دارد<ref>سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. در [[بینش]] [[اسلامی]] که اساس [[نظام]] تربیت ما بر آن [[استوار]] است [[انسان]] این طور معرفی شده که {{متن حدیث|كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۳.</ref> هر بنی [[آدمی]] بر اساس [[سرشت انسانی]]، موجود خوب و [[مطهر]] و پاکیزه‌ای متولد شده که این سرشت انسانی همان [[فطرت]] [[انسانیت]]، فطرت [[صراط مستقیم]]، فطرت [[اسلام]] و فطرت [[توحید]] است<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله آینده‌سازان، ۲۱/۷/۱۳۶۵.</ref>.
# [[انسان]] موجودی مختار و انتخاب‌گر: یکی از مسائل مهم [[انسان‌شناسی]]، بحث [[اختیار انسان]] می‌باشد. [[اختیار]] به معنای تصمیم‌گیری پس از سنجش می‌باشد و از زیر بناهای اصلی [[انسان‌شناختی]] توجه به نقش چشمگیر «[[گزینش]] [[آزاد]]» در فرایند [[رشد]] و حرکت تکاملی انسان است.
# '''وجود روحیه کمال‌جویی در [[فطرت انسان]]:''' [[حقیقت]] این است که [[زندگی]] انسان وقتی معنا پیدا می‌کند که در [[راه کمال]] صرف شود. کسی که [[هدف]] کمال را دنبال نکند و [[سرمایه]] ارزشمند [[حیات]] و [[عمر]] را در همین مدتی که در [[اختیار]] دارد صرف خوشگذرانی کند، زندگی را ضایع کرده است.
# '''وجود [[عزم]] و [[اراده]] [[قوی]] در انسان:''' گرچه بعضی از مکاتب برای اراده و نقش آن در تربیت انسان، چندان اهمیتی قائل نیستند و نقش اصلی را به عامل [[وراثت]] و محیط می‌دهند، ولی نقش اصلی در تربیت به [[اراده]] و تصمیم خود [[انسان]] وابسته است و اگر [[ایمان]] به اراده [[انسانی]]، در کنار [[اعتقاد]] و ایمان و [[اطمینان]] به [[کمک الهی]] واقع شود بزرگ‌ترین [[مشکلات]] به آسانی حل می‌شود.
# وجود ویژگی [[ضعف]] در انسان: انسان در میان [[اعمال]] خود نباید تنها نقاط قوتش را ببیند، بلکه باید به دنبال جبران نقاط ضعف و خطاهایش هم باشد همان‌طور که [[خداوند]] یکی از ویژگی‌های انسان را [[ضعیف]] بودن او می‌داند<ref>حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اعضای کادر مرکزی جنبش انقلابی حزب‌الله لبنان، ۱۲/۱۲/۱۳۷۰.</ref>
# '''تأثیرپذیری و تأثیر‌گذاری:''' فرازهای مختلف زمانی و موقعیت‌های مختلف مکانی، منشاء آثار متفاوتی هستند. [[آدمی]] در بسیاری از وضعیت‌های پیش‌آمده در عرصه مختلف [[زندگی]]، تأثیرگذار است و یا از آنها تأثیر می‌پذیرد. تأثیرپذیری [[انسان]] از شرایط به معنای [[اضطرار]] او در برابر آن نیست، بلکه این امکان نیز وجود دارد که در قبال فشار وارد شده، [[ایستادگی]] کند و رنگ نپذیرد و یا در حدی فراتر، بر شرایط [[اجتماعی]] تأثیر گذارد. یکی از ویژگی‌های انسان، [[تربیت‌پذیری]] اوست؛ چراکه انسان بر خلاف سایر موجودات به دلیل برخورداری از [[اراده]] و [[اختیار]]، توان آن را دارد که تربیت شود و در واقع اساس تربیت انبیاء تربیت انسان بوده است؛ پس باید این قابلیت در انسان وجود داشته باشد تا [[خداوند]]، انبیاء را برای پرورش او [[مبعوث]] نماید</ref>.
# '''تأکید خاص بر [[تزکیه]]:''' در مرحله اول، [[انبیاء الهی]] برای تزکیه و [[خودسازی]] [[مبعوث]] شده‌اند و در مرحله دوم امر به [[تعلیم]] دادن داشته‌اند. آنها آمده‌اند تا افراد را بسازند و تربیت کنند و بعد [[آموزش]] بدهند و اگر یک [[جامعه]] بخواهد رشد کند و [[اخلاق]] صحیح [[اسلامی]] را در خود به وجود آورد، محتاج تأکید خاص بر امر تزکیه است.
# '''[[کرامت]] و [[عزت]] [[نفس انسانی]]:''' [[خدای متعال]] به [[آدمیان]] نعمت‌های ویژه‌ای عطا فرموده که با داشتن این [[نعمت‌ها]] از توان و ظرفیت‌های چشمگیر و بالایی برخوردار شده‌اند و به گونه‌ای [[احساس]] [[کرامت]] و [[عزت]] در [[انسان‌ها]] قرار داده است که باورشان شود که دست‌یازیدن به کارهای [[پست]] به منزله [[آلوده]] کردن گوهر [[انسانیت]] است و [[پیروی]] کردن از [[خواسته‌های نفسانی]] چیزی جز برده ساختن و زبون کردن [[عقل]] و [[روح]] [[ملکوتی]] و [[الهی]] در [[انسان]] نیست. [[آموزش و پرورش]] الهی با تکیه بر این اصل باید تأمین کننده کرامت و عزت فراگیران و بازکننده راه [[گزینش]] درست برای آنان باشد<ref>[[مرتضی لطفی|لطفی]] و [[محمد شعبانی|شعبانی]]، [[نظام تربیتی اسلام - لطفی و شعبانی (مقاله)|مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱]]، ص۴۴۱ ـ ۴۴۹.</ref>.


== تعلیم و تربیت یکی از فلسفه‌های بعثت ==
== تعلیم و تربیت یکی از فلسفه‌های بعثت ==

نسخهٔ ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۲

تربیت به معنای پروردن و پرورانیدن و تهذیب است. تربیت یعنی برانگیختن و پرورش استعدادها و قوای گوناگون انسان برای رسیدن به کمال. تعلیم و تربیت پایه همه کمالات انسانی است و هیچ انسانی بدون آگاهی و معرفت و تربیت صحیح به هیچ کمالی نمی‌رسد.

معناشناسی

معنای لغوی

واژه «تربیت» در لغت، به معنای رشد، نمو، زیاد شدن و افزایش یافتن و اصلاح چیزی آمده است. ابن منظور در لسان العرب می‌گوید: تربیت از ربو، به معنای زیادتی، رشد، نمو و نگه‎داری می‌باشد[۱]. راغب اصفهانی تربیت را، تغییر تدریجی امری، به گونه‌ای که آن چیز به حد تمام برسد، می‌‎داند[۲].[۳] در اصطلاح اخلاقی تربیت به معنای رساندن افراد انسانی به کمال شایسته و به قدر استعدادشان[۴] و حصول فضایل اخلاقی و صفات عملی[۵] است[۶].

در تفاوت بین تعلیم و تربیت می‌توان گفت "تربیت" معنایی دامنه‌دار و گسترده دارد، در حالی که واژه "تعلیم" از نظر مدلول، جزئی از تربیت یا وسیله‌ای از وسایل آن است. تربیت یعنی برانگیختن و پرورش استعدادها و قوای گوناگون انسان که باید با کوشش خود متربّی نیز توأم گردد تا به منتهای کمال خود برسد. تعلیم با مفهوم محدود آن عبارت است از تلقین و ایصال و انتقال معلومات به اذهان شاگردان[۷]، بر این اساس اگر تربیت به صورت مطلق و به تنهایی به کار رود مفهوم تعلیم را نیز در برمی‌گیرد؛ اما وقتی با تعلیم همراه گردد معنای آن محدود و متمایز می‌شود، به هر روی، عطف تعلیم و تربیت بر این نکته دلالت می‌کند که تحقّق هریک از این دو و سودمند بودن آن برای بشر، منوط به تحقّق دیگری است، از همین‌رو در حوزه معنایی علم در قرآن، از سویی حلم را دربرمی‌گیرد و از سوی دیگر با واژه‌هایی نظیر معرفت، فقه، حکمت و شعور مرتبط می‌شود[۸].

معنای اصطلاحی

تربیت در اصطلاح، تعریف واحدی ندارد، بلکه دانشمندان، هر کدام بر اساس دیدگاه خود در باب هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی و به طور کلی فلسفه تربیتی خویش، تعریفی از تربیت ارائه داده‎اند. شهید مطهری تربیت را پرورش استعدادهای درونی بالقوه و به فعلیت رساندن آن دانسته است[۹]. برخی دیگر، تربیت را پرورش استعدادهای مادی و معنوی و هدایت آن به سوی کمالاتی که خداوند در وجود آدمی قرار داده، تعریف کرده‌اند[۱۰]. تعریف نسبتاً جامع و کامل تربیت، چنین است: «فرایند کمک و یاری‎رسانی به متربی برای ایجاد تغییر تدریجی در گستره، زمان، در یکی از ساحت‎های بدنی، ذهنی، روحی و رفتاری که به واسطه عامل انسانی دیگر به منظور دست‎یابی وی به کمال انسانی و شکوفاسازی استعدادهای او یا بازدارندگی و اصلاح صفات و رفتارهای اوست»[۱۱].

هر چند تعریف اخیر از تربیت، نسبت به دو تعریف پیشین، جامع‌تر بوده و به جنبه‌های گوناگون تربیت توجه کرده است، ولی چون به اراده و تصمیم متربی تصریح نشده و همچنین فرایند تربیت را در مقام اجرا به یکی از ساحت‌های آن منوط کرده است، از این رو با نظر به آیات و یافته‌های اندیشمندان مسلمان می‌توان گفت تربیت عبارت است از: «فرایند منظم و هدفمندی که به منظور فراهم ساختن زمینه رشد همه جانبه متربی در ساحت‎های مختلف انجام می‌گیرد؛ به گونه‌ای که خود وی با اراده و اختیار خویش در مسیر تکامل مادی و معنوی گام بردارد و به هدف نهایی که همان تقرب به خداست، نائل گردد».

ویژگی‌های این تعریف عبارت است از اینکه: اولاً، تربیت به این معنا می‌تواند به صورت مستقیم و غیر مستقیم، رسمی و غیر رسمی و به شیوه‌های مختلف اجرا شود که روش آن، عمدتاً بر اساس مبانی، اهداف، اصول، امکانات و ابزار موجود، تعیین می‌گردد؛ ثانیاً، فرایند تربیت به همه ابعاد وجودی متربّی توجه دارد، نه به بُعد خاصی از وی؛ ثالثاً، تربیت باید دارای برنامه‌ریزی و نظم و قانون باشد تا فعالیت‎های تربیت، به نتیجه مطلوب برسد؛ رابعاً، حصول چنین چیزی نمی‎تواند دفعی باشد؛ بلکه فرایند تربیت نیازمند زمان نسبتاً طولانی است و تدریجاً به سامان می‌رسد. خامساً: متربی باید استعدادهای لازم برای تربیت‌پذیری را داشته باشد، و گرنه تلاش و فعالیت مربی، مؤثر نخواهد بود. افزون بر این، پرورش واقعی در صورتی محقق می‌شود که جریان تربیت بر اساس فطرت و سرشت متربی انجام گیرد[۱۲].

پیشینه

بحث از تربیت پیشینه‌ای دیرینه دارد و در تمام سرزمین‌ها، تمدن‌ها، ادیان و آیین‌های مختلف به آن توجه شده است. در هند و چین باستان آموزه‌های تربیتی وجود داشته است؛ مانند آموزه‌های کنفوسیوس که فیلسوف و معلم اخلاق معروفی در چین بوده[۱۳] و آموزه‌های بودا که از راهبان هندی بود و این آموزه‌ها در مدرسه‌ها و مرکزهای گوناگونی آموزش داده می‌شد[۱۴]. در یونان باستان نیز جنبه ادبیِ تربیت بیش از جنبه مذهبی آن بود و به خواندن، نوشتن، حساب، شعر، علوم، فلسفه و اخلاق اهمیت داده می‌شد و فیلسوفانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو به مسئله تربیت و تعلیم توجه ویژه‌ای داشتند[۱۵]. در ایران باستان تربیت بر آرمان‌های خداشناسی استوار بوده و هدف ایرانیان ایجاد خصلت‌های اخلاقی و راستی بوده است؛ چنان‌که در آن زمان برای مردان، شجاعت و برای زنان، متانت اهمیت داشت[۱۶].

در ادیان آسمانی به تربیت و تعلیم توجه ویژه شده است. در دین زرتشت، تربیت افراد به افعال نیک، عشق به راستی و غلبه بر هوای نفس و شهوت و مبارزه با اهریمن از اهمیت فراوانی برخوردار است[۱۷]. در یهودیت، طبقه‌ای به نام ربّانی و رِبّیّون وظیفه‌شان تربیت مردم و تعلیم تورات و انجام مراسم عبادات و مناسک مذهبی بوده است[۱۸] و اساس آموزه‌های تربیتی مسیحیت بر اخلاق شخص و اهمیت فرد استوار است و اصلاح جامعه بر پایه اصلاح افراد آن است[۱۹].

قرآن کریم بر ربوبیت و تربیت حق‌تعالی در همه اشیا تأکید کرده[۲۰] و در نخستین سوره قرآن، صفت «ربوبیّت» خداوند برای عالمیان بیان شده است[۲۱]. در روایات نیز به تربیت نیکوی فرزند[۲۲] و زمان آن[۲۳] اشاره شده است. ظهور اسلام به همراه تربیت، تزکیه و تربیت پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با مسلمانان بود[۲۴]. امامان معصوم(ع) نیز در زمان حیات خود به تربیت شیعه و شاگردانی که معارف اسلامی را گسترش می‌دادند، پرداختند[۲۵]. اندیشمندان بسیاری در اسلام به بحث از علوم تربیتی پرداخته‌اند و بیشتر، مباحث تربیتی را در کنار مباحث اخلاقی بحث شده است[۲۶].

تربیت در آیات و روایات

ماده «ربب» یا «ربو» در قرآن به شکل‎های فراوان دیگر در آیات مختلف به کار رفته که در اغلب آنها به معنای ربوبیت تکوینی و تشریعی[۲۷] و زیادت و فزونی در امور مادی[۲۸] می‌باشد. در تمام قرآن دو مورد به معنای تربیت انسان آمده است: یکی به شکل فعل ماضی: ﴿رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا[۲۹]. دوم، در قالب فعل جحد: ﴿قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ[۳۰].

تربیت، به همین هیئت، به معنای تربیت روحی و معنوی انسان در روایات بسیاری به کار رفته است. از جمله امام زین العابدین(ع) در صحیفه سجادیه با زبان دعا عرض می‌کند: «وَ أَعِنِّي عَلَى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَأْدِيبِهِمْ‌، وَ بِرِّهِمْ»؛ «[پروردگارا] مرا یاری فرما که فرزندانم را بپرورم و ادب نمایم و به آنان مهربانی کنم»[۳۱].

امام علی(ع) در ستایش انصار می‌فرماید: «هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ»؛ «به خدا آنان (انصار)، اسلام را پروراندند، چنان که کره اسب از شیر گرفته را پرورش می‌دهند»[۳۲]. در روایت اول تربیت به معنای تربیت معنوی انسان و در روایت دوم تربیت به معنای مطلق پرورش، اعم از مادی و معنوی و انسان و غیر انسان به کار رفته است؛ چراکه در مورد اسلام رشد و نمو معنوی و در مورد دوم (کره اسب) پرورش مادی و جسمی مراد است؛ یعنی انصار پیامبر(ص) کسانی بودند که با تلاش و جهاد و مبارزه‎شان، زمینه رشد و پیشرفت اسلام را فراهم ساختند[۳۳].

جایگاه تربیت

تربیت یکی از مسائل مهم در ادیان، مذاهب و ملل مختلف به‌شمار می‌آید و اندیشمندان در آن دیدگاه‌های خود را بیان کرده‌اند و هر یک بر اساس نگرش و جهان‌بینی خود در ترسیم نظامی که فرد و جامعه در رسیدن به کمال و سعادت خود باید آن را رعایت کنند، کوشیده‌اند[۳۴]. یکی از وظایف انبیا(ع) تربیت الهی مردم بوده است و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان آن‌چنان مهم و حیاتی است که خداوند در قرآن کریم برای هدایت و سعادت بشر آن را اصلی‌ترین هدف بعثت انبیا(ع) قرار داده است[۳۵]. در روایات نیز تربیت و ادب صحیح، نیکوترین صفت انسان معرفی شده است[۳۶]. اندیشمندان اسلامی تربیت صحیح و اتصاف به اخلاق نیکو را از سرمایه‌های زندگی بشری در ترقی و کمال می‌دانند[۳۷]. علمای اخلاق و عرفان علم تهذیب نفس و اخلاق را که تربیتی باطنی است، از شریف‌ترین علوم دانسته‌اند[۳۸].[۳۹]

مبانی تربیت

منظور از مبانی، سلسله معارف نظری است که جنبه‌های مختلفی از یک موضوع انسانی، از جمله جنبه‌های وجودشناختی، انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی را دربر دارند. این معارف، با بینش‌ها و باورها و احکام ناظر به هست و نیست‌ها سر و کار دارند. در یک تقسیم‌بندی مبانی بر چهار دسته اساسی تقسیم می‌شوند: ۱. مبانی هستی‌شناختی ۲. مبانی انسان‌شناختی ۳. مبانی معرفت‌شناختی ۴. مبانی ارزش‌شناختی. این مبانی به موضوع فلسفه، مکتب و یا قلمرو خاصی اختصاص ندارند و هر مکتبی با توجه به نوع نگرش خود این مبانی را ترسیم می‌کند[۴۰].

مبانی هستی‌شناختی

دانش هستی‌شناسی در پی تشخیص و شرح رده‌های بنیادین و ارتباطات آنها در هستی یا عالم وجود بر می‌آید، تا بدین وسیله به تعریف موجودات و انواع آنها در آن چارچوب قادر گردد. تربیت اسلامی می‌کوشد میان انسان و خدا رابطه‌ای که به نام عبودیت می‌باشد و هستی‌شناسی از آن جهت در تربیت اسلامی اهمیت دارد که این رابطه را برای انسان معرفی می‌کند. برخی از این مبانی عبارت‌اند از:

  1. وحدت جهان هستی: جهان هستی مانند پیکرۀ واحدی است که تمامی عناصر و اجزاء آن با یکدیگر ارتباط ذاتی، ساختاری و وجودی دارند و هماهنگی و پیوستگی و همبستگی پدیده‌های نظام هستی مجموعه واحدی را نشان می‌دهد که از یک ارگانیسم متقن، مستحکم، زنده، باشعور و هدف‌مند و نظام‌مند حکایت دارد. بی‌تردید تربیتی که بر مبنای وحدت جهان هستی سترگ شده باشد، زمینه تعالی و عروج انسان را از حضیض دنیای حس و ماده به عالم قدس و ملکوت فراهم می‌آورد؛ زیرا آیات شریفه جهان‌شناسی قرآن کریم علاوه بر اینکه انسان را با عظمت و بزرگی آفرینش آشنا می‌سازد و خداوند را بدو نشان می‌دهد، فطرت خداشناسی و خداجویی و خدایابی او را شکوفا می‌سازد و زمینه حق‌شناسی و سپاس‌گذاری او را فراهم می‌آورد[۴۱]
  2. فقر وجودی موجودات: جهان هستی عین نیاز و تعلق و وابستگی به خداوند است و این فقر ذاتی و این نیاز، ساختاری و وجودی است و در هیچ زمان و مکانی و در هیچ شریطی گسسته نمی‌شود. حال با توجه به اینکه انسان خود نیازمند است و جهانی که در آن زندگی می‌کند نیازمند پدیده‌هایی که با آنها مواجه است، قطعاً باید این فقر گسترده انسان و جهان مبنای تربیت قرار گیرد و تمامی برنامه‌های تربیت و اهداف و اصول آن بر این پایه استوار باشند و مربیان و متربیان باور کنند که همه وجود از خداست و ماسوی‌الله عدم‌های هستی‌نما هستند و همه برنامه‌های تربیتی، متربیان را در برابر آفریدگار هستی متواضع سازد.
  3. هدایت تمام موجودات جهان هستی: تمام موجودات جهان هستی از کوچک‌ترین ذره تا بزرگ‌ترین کهکشان و از موجود جامد و بی‌جان گرفته تا نباتات و حیوانات و انسان و... همه از هدایت الهی برخورداند، یعنی خداوند متعال به گونه‌ای ساختار وجودی آنها را سامان داده که به صورت طبیعی، غریزی و فطری به سوی مقصد از پیش تعیین شده کشیده می‌شوند؛ زیرا خداوند فیاض علی الاطلاق است و هر یک از موجودات مورد عنایت و لطف ویژه او هستند و به هریک آنچه بایسته و شایسته آنها است داده شده است[۴۲].

مبانی انسان‌شناختی

انسان در مجموعه عالم در نوع نگاه دینی اشرف از سایر موجودات است و جایگاه خاصی در تفکر اندیشمندان مسلمان دارد که در ذیل به نمونه‌هایی از مبانی انسان‌شناختی از زاویه دید ایشان اشاره می‌گردد:

  1. ترکیب انسان از دو ساحت جسمانی و روحانی: خداوند، انسان را از ترکیب جسم و روح آفریده است. در اسلام مسأله جسم و روح توأم‌اند و از هم قابل تفکیک نیستند و لذا انسان باید جسم و روح را با هم پرورش دهد. پرورش جسم مقدمه‌ای برای پرورش روح است و این مقدمه بودن به معنای تقدم زمانی نیست، بلکه تربیت جسمانی و معنوی هر دو با هم و در کنار هم و به موازات هم هستند[۴۳]
  2. برخورداری انسان از فطرتی خداجو: از جمله ویژگی‌های انسان، برخورداری از فطرتی پاک و الهی است. همه انسان‌ها بر این فطرت خلق شده‌اند؛ چنان که آیات قرآن کریم نیز اشاره به این مطلب دارد[۴۴]. در بینش اسلامی که اساس نظام تربیت ما بر آن استوار است انسان این طور معرفی شده که «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ»[۴۵] هر بنی آدمی بر اساس سرشت انسانی، موجود خوب و مطهر و پاکیزه‌ای متولد شده که این سرشت انسانی همان فطرت انسانیت، فطرت صراط مستقیم، فطرت اسلام و فطرت توحید است[۴۶].
  3. انسان موجودی مختار و انتخاب‌گر: یکی از مسائل مهم انسان‌شناسی، بحث اختیار انسان می‌باشد. اختیار به معنای تصمیم‌گیری پس از سنجش می‌باشد و از زیر بناهای اصلی انسان‌شناختی توجه به نقش چشمگیر «گزینش آزاد» در فرایند رشد و حرکت تکاملی انسان است.
  4. وجود روحیه کمال‌جویی در فطرت انسان: حقیقت این است که زندگی انسان وقتی معنا پیدا می‌کند که در راه کمال صرف شود. کسی که هدف کمال را دنبال نکند و سرمایه ارزشمند حیات و عمر را در همین مدتی که در اختیار دارد صرف خوشگذرانی کند، زندگی را ضایع کرده است.
  5. وجود عزم و اراده قوی در انسان: گرچه بعضی از مکاتب برای اراده و نقش آن در تربیت انسان، چندان اهمیتی قائل نیستند و نقش اصلی را به عامل وراثت و محیط می‌دهند، ولی نقش اصلی در تربیت به اراده و تصمیم خود انسان وابسته است و اگر ایمان به اراده انسانی، در کنار اعتقاد و ایمان و اطمینان به کمک الهی واقع شود بزرگ‌ترین مشکلات به آسانی حل می‌شود.
  6. وجود ویژگی ضعف در انسان: انسان در میان اعمال خود نباید تنها نقاط قوتش را ببیند، بلکه باید به دنبال جبران نقاط ضعف و خطاهایش هم باشد همان‌طور که خداوند یکی از ویژگی‌های انسان را ضعیف بودن او می‌داند[۴۷]
  7. تأثیرپذیری و تأثیر‌گذاری: فرازهای مختلف زمانی و موقعیت‌های مختلف مکانی، منشاء آثار متفاوتی هستند. آدمی در بسیاری از وضعیت‌های پیش‌آمده در عرصه مختلف زندگی، تأثیرگذار است و یا از آنها تأثیر می‌پذیرد. تأثیرپذیری انسان از شرایط به معنای اضطرار او در برابر آن نیست، بلکه این امکان نیز وجود دارد که در قبال فشار وارد شده، ایستادگی کند و رنگ نپذیرد و یا در حدی فراتر، بر شرایط اجتماعی تأثیر گذارد. یکی از ویژگی‌های انسان، تربیت‌پذیری اوست؛ چراکه انسان بر خلاف سایر موجودات به دلیل برخورداری از اراده و اختیار، توان آن را دارد که تربیت شود و در واقع اساس تربیت انبیاء تربیت انسان بوده است؛ پس باید این قابلیت در انسان وجود داشته باشد تا خداوند، انبیاء را برای پرورش او مبعوث نماید</ref>.
  8. تأکید خاص بر تزکیه: در مرحله اول، انبیاء الهی برای تزکیه و خودسازی مبعوث شده‌اند و در مرحله دوم امر به تعلیم دادن داشته‌اند. آنها آمده‌اند تا افراد را بسازند و تربیت کنند و بعد آموزش بدهند و اگر یک جامعه بخواهد رشد کند و اخلاق صحیح اسلامی را در خود به وجود آورد، محتاج تأکید خاص بر امر تزکیه است.
  9. کرامت و عزت نفس انسانی: خدای متعال به آدمیان نعمت‌های ویژه‌ای عطا فرموده که با داشتن این نعمت‌ها از توان و ظرفیت‌های چشمگیر و بالایی برخوردار شده‌اند و به گونه‌ای احساس کرامت و عزت در انسان‌ها قرار داده است که باورشان شود که دست‌یازیدن به کارهای پست به منزله آلوده کردن گوهر انسانیت است و پیروی کردن از خواسته‌های نفسانی چیزی جز برده ساختن و زبون کردن عقل و روح ملکوتی و الهی در انسان نیست. آموزش و پرورش الهی با تکیه بر این اصل باید تأمین کننده کرامت و عزت فراگیران و بازکننده راه گزینش درست برای آنان باشد[۴۸].

تعلیم و تربیت یکی از فلسفه‌های بعثت

تعلیم و تربیت پایه همه کمالات انسانی است؛ و هیچ انسانی بدون آگاهی و معرفت و تربیت صحیح به هیچ کمالی نمی‌رسد. البتّه برای رسیدن به هر نوع کمالی لازم است انسان علاوه بر شناخت توانایی‌های خود آنها را در جهت هدف خاص خویش قرار دهد و از هدر رفتن آنها جلوگیری کند. منظور از تربیت، هدفمند کردن توانایی‌های جسم و روح و متمرکز کردن در جهت و هدفی است که موجب کمال و سعادت انسان است. هدف از خلقت انسان عبادت و بندگی خداوند متعال است. پس باید تعلیم و تربیت او نیز دور این محور بچرخد. انسان باید بداند که دوری از آن موجب تباهی و تیره روزی اوست و چون این امر اهمیّت فراوانی دارد و ممکن است انسان به خاطر عدم تعلیم و تربیت درست از راهِ بندگی و عبادت خداوند متعال منحرف گردد؛ خداوند متعال پیامبرانش را پی در پی به سوی بندگانش گسیل داشته تا آنان را از دشواری‌ها و مشکلات این راه آگاه سازند، اسباب لازم برای رسیدن به اوج کمال انسانی را به او یاد آوری کنند و شیوه‌های تربیت و تزکیه نفس را به او بیاموزند. تا او با رام کردن نفس خویش و قرار دادن آن در مسیر هدف انسانی‌اش، به سوی آینده‌ای روشن در حرکت باشد. خدای تعالی می‌فرماید: ﴿هُوَ الَّذِى بَعَثَ فىِ الْأُمِّيِّنَ رَسُولًا مِّنهُمْ يَتْلُواْ عَلَيهِمْ ءَايَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الحِكْمَةَ وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِين[۴۹]، ﴿رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنهُمْ يَتْلُواْ عَلَيهِمْ ءَايَاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَكِيمُ[۵۰]. هرچند این آیات درباره پیامبر گرامی اسلام (ص) نازل شده، اما روشن است این امر اختصاص به ایشان ندارد و در مورد همه پیامبران و رسولان الهی صادق است و شکّی نیست که یکی از وظایف مهمّ همه آنها تعلیم و تربیت بوده است[۵۱].

اصول تربیت

اصل به معنای بنیاد و پایه در مفاهیم تربیتی عبارت از مفاهیم، نظریه‌ها و قواعد نسبتاً کلی است که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان و اولیای فرهنگ در همه اعمال تربیتی باشد[۵۲]. برخی از اصول تربیتی عبارت‌اند از:

  1. خدامحوری: شناخت خدا و قرب به او پایه نظام تعلیم و تربیت دینی است؛ بر این اساس تربیت باید دارای جهت الهی باشد[۵۳] و اسلام تربیتی را صحیح و کارساز می‌داند که منطبق بر اصول تربیت اسلامی و نشئت گرفته از تعالیم اسلامی باشد[۵۴].
  2. اختیار و تربیت‌پذیری انسان: اصل تربیت بر مبنای اختیار و تربیت‌پذیری انسان بنا شده است؛ اگرچه برخی اندیشمندان بر اساس اینکه انسان در اعمال خود محکوم غرایز یا مزاج خود است، هیچ‌گونه تغییر و تحولی در انسان را نمی‌پذیرند[۵۵]؛ اما بیشتر اندیشمندان[۵۶] انسان را موجودی قابل اصلاح و تربیت می‌دانند و معتقدند انسان قابلیت تربیت را دارد و در صورتی که تحت نظارت و آموزش افراد آگاه و مهذب قرار گیرد، بی‌تردید راه صلاح و صواب را پیش خواهد گرفت.
  3. عقلانی و فطری: تربیت در اسلام بر پایه فطرت و عقلانیت استوار است[۵۷]. فرق انسان با حیوانات در ادراکات و غایات آن است، ادراکات حیوانات محدود است؛ اما انسان، ادراکاتش و قابلیتش برای تربیت غیر متناهی است و این به واسطه قوه عاقله اوست که می‌تواند به مقامی برتر از ادراک انسان برسد[۵۸]. همچنین تربیت شکوفا کردن فطرت آدمی است و انسان‌ها بر اساس فطرت خود چیزی را بدون دلیل نمی‌پذیرند و از این جهت مربی باید این قدرت استدلال و تعقل را در افراد زنده کند[۵۹].
  4. اعتدال: یکی از اصول تربیت، اجتناب از افراط و تفریط و اختیار اعتدال در امور است و این مطابق عقل و حکمت است[۶۰]. رعایت اعتدال در همه روش‌های انتخابی در تربیت لازم است. از دیدگاه اخلاقی آسیب‌های اخلاقی و تربیتی، بیشتر به سبب نبود اعتدال در قوا ناشی می‌شود و مفاسد اخلاقی ناشی از افراط و تفریط در قوای نفس است[۶۱] و تعدیل قوای نفسانی غایت کمال انسانی و منتهای سیر کمالی است[۶۲]. از اینرو باید کوشش انسان در تربیت، صرف تعدیل غرایز و مبارزه با هوای نفس شود[۶۳].
  5. تقدم اصلاح خود: مربی، نخست باید خود را اصلاح کند تا بتواند دیگران را اصلاح کند[۶۴]؛ زیرا اگر خودش تربیت نشود نمی‌تواند دیگران را تربیت کند[۶۵].[۶۶]

روش‌های تربیتی

روش‌های تربیتی، دستورهای جزئی است که مبتنی بر اصول‌اند و در واقع، شیوه‌های عملی انجام عمل تربیتی به شمار می‌آیند. برخی از روش‌های تربیتی عبارت‌اند از: روش الگوگیری؛ روش محبت؛ روش تشویق و تنبیه؛ روش توبه؛ روش تفضل (نه استحقاق بنده)؛ روش تبشیر؛ روش نیکی در برابر بدی؛ روش تأخیر در کیفر؛ روش موعظه؛ روش یادآوری نعمت؛ روش شناساندن حمد و ستایش؛ روش ابراز توانایی‌ها؛ روش حسن ظن؛ روش عذرپذیری؛ روش عیب‌‌پوشی؛ روش رفق و مدارا و روش کم شمردن خوبی‌ها و زیاد شمردن بدی‌ها[۶۷].

موانع تربیت

موانع تربیت به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود:

  1. موانع فردی: برخی از موانع تربیت، فردی‌ست مانند:
    1. ضعف اراده: ضعف اراده انسانی یکی از موانع حضور در عرصه‌های اجتماعی و رشد فعالیت‌های فردی است که مسلمانان باید با تکیه بر قدرت معنوی و اراده ناشی از ایمان و انسانیت این ضعف اراده را از بین ببرند[۶۸].
    2. غفلت: در تربیت اسلامی، یکی از موانع تربیت را غفلت معرفی می‌کنند. «غفلت» دارای مفهوم وسیع و گسترده‌ای است که هر گونه بی‌خبری از شرایط زمان و مکانی که انسان در آن زندگی می‌کند، واقعیت فعلی و آینده و گذشته خویش، صفات و اعمال خود، همچنین هشدارهایی که حوادث تلخ و شیرین زندگی به انسان می‌دهد را شامل می‌شود.
    3. تسویف و کار را به بعد انداختن: گاهی حالتی در انسان به وجود می‌آید که او خود می‌داند در کاری اشتباه می‌کند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛ اما گویی توان تصمیم‌گیری و اقدام کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت می‌گیرد، وسوسه می‌شود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا وعده می‌دهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول می‌کند.
    4. فقر عاطفی: استعدادهای عاطفی در انسان سبب رشد بسیاری از کمالات در او می‌شود. این کمالات شامل امتیازاتی است که بر اساس دیگرخواهی در انسان به وجود می‌آید از قبیل محبت و دوستی و فداکاری و از خود گذشتگی و به طور کلی مقدّم داشتن دیگران برخود. بی‌وفایی، فراموشکاری، قدرناشناسی، احترام به هنگام نیاز، و بی‌اعتنایی به هنگام بی‌نیازی، خشونت و قساوت، تنها به فکر خود بودن و از دیگران بی‌خبر ماندن، و... همه و همه نقایص روحی و اخلاقی مهمی هستند که ریشه در فقر عاطفی دارند.
  2. موانع اجتماعی: دسته دیگری از موانع تربیت، موانع اجتماعی است مانند:
    1. بی‌توجهی والدین به فرزند: بی‌توجهی والدین به فرزندان از جمله موانع تربیتی محسوب می‌گردد که موجب پدید آمدن بچه‌های خجالتی با کاهش عزت نفس می‌شود.
    2. اختلاف والدین: اختلاف پدر و مادر بلای خانمان‌سوزی است که بر روح و روان فرزندان آثار بسیار منفی دارد. مقصود از اختلاف پدر و مادر، فقط درگیری فیزیکی نیست، بلکه مجادله‌های لفظی و صدای بلند نیز، اختلاف به شمار می‌رود. والدین باید بدانند مشاجرات و مجادلاتشان در هر قالبی که باشد، آسیب‌های روانی زیادی را در کودک ایجاد می‌کند که به مرور زمان تبعات منفی خود را در رفتار، گفتار و کردار کودک نشان خواهد داد.
    3. احساس ناامنی در خانواده: احساس امنیت عبارت است از احساس آزادی نسبی از خطر. این احساس، وضع خوشایندی را ایجاد می‌کند و فرد در آن دارای آرامش جسمی و روحی است. ایمنی از عواطف و احساسات زیربنایی و حیاتی برای تأمین بهداشت روانی است. افراد ناامن، نامتعادل‌اند.
    4. عدم توجه به تفاوت‌های فردی: یکی از پدیده‌های طبیعی مشهود در تمام ساختارهای جوامع انسانی وجود تفاوت است. یک نظام آموزشی سالم، انسانی و کارآمد این تفاوت‌ها را به شکل طبیعی از توانایی‌ها و قابلیت‌ها دریافت و ادراک می‌کند[۶۹].

منابع

پانویس

  1. لسان العرب (ماده ربو).
  2. المفردات فی غرایب القرآن، (ماده رب).
  3. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲؛ کریمی، محمود، تعلیم و تربیت، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص ۶۴۹.
  4. مدنی، ریاض السالکین، ۴/۳۵۰.
  5. غزالی، مجموعه رسائل، ۲۶۲؛ صلیبا، فرهنگ فلسفی، ۲۲۱–۲۲۲.
  6. پورابراهیم و فیروزمهر، مقاله «تربیت»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.
  7. اسلام و تعلیم و تربیت، ص‌۱۵.
  8. کریمی، محمود، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷، ص ۶۴۹.
  9. تعلیم و تربیت در اسلام، ص۶.
  10. پژوهشی در تعلیم و تربیت اسلامی، ص۱۱.
  11. فقه تربیتی، ج۱، ص۲۸.
  12. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲؛ زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۲۳۶.
  13. کنفوسیوس، مکالمات، ۷۲–۷۳.
  14. مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۷۰–۸۰ و ۹۰–۹۱.
  15. مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۲۶–۱۵۶.
  16. مایر، تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ۱/۱۱۶.
  17. یسنا، سرآغاز، ۱–۱۵.
  18. ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.
  19. ناس، تاریخ جامع ادیان، ۵۳۹–۵۴۰.
  20. سوره انعام، آیه ۱۶۴.
  21. سوره فاتحه، آیه ۲.
  22. صدوق، من لایحضره الفقیه، ۳/۵۶۵.
  23. کلینی، الکافی، ۶/۴۶–۴۷.
  24. طباطبایی، المیزان، ۱/۳۲۳.
  25. سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ۶/۶۹۳.
  26. پورابراهیم و فیروزمهر، مقاله «تربیت»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.
  27. مواردی که این ماده درباره خدای تعالی به کار رفته نظیر: ﴿رَبِّ الْعَالَمِينَ، ﴿رَبِّي وَرَبُّكُمْ، ﴿رَبَّنَا....
  28. مواردی که ماده مذکور در مورد ربا به کار رفته است، مانند: ﴿مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ، ﴿رَبْوَةٍ، ﴿رِبَا....
  29. «پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۴.
  30. «(فرعون) گفت: آیا در کودکی تو را نزد خود نپروردیم و سال‌هایی از عمرت را نزد ما نگذراندی؟» سوره شعراء، آیه ۱۸.
  31. صحیفه سجادیه، ص۱۳۸.
  32. نهج البلاغه، حکمت ۴۶۵.
  33. احسانی، محمد، سیره اخلاقی و تربیتی معصومین، ص ۲۲.
  34. مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۵۰۴–۵۰۵.
  35. جمعه، ۲؛ بقره، ۱۲۹؛ آل عمران، ۱۶۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۹/۲۶۴–۲۶۶؛ سبزواری، مواهب الرحمن، ۶/۴۲۲.
  36. آمدی، تصنیف غرر الحکم، ۲۴۷.
  37. مطهری، مجموعه آثار، ۲۳/۷۶۱.
  38. رازی، مرصاد العباد، ۱۷۳–۱۷۴؛ خواجه‌نصیر، اخلاق ناصری، ۶۹–۷۰؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۳۲.
  39. پورابراهیم و فیروزمهر، مقاله «تربیت»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.
  40. لطفی، مرتضی، پایان‌نامه، ص۴۷.
  41. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۰/۹/۱۳۸۹.
  42. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص۴۳۸ ـ ۴۴۱.
  43. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله ورزش، ۲۱/۵/۱۳۶۶.
  44. سوره روم، آیه ۳۰.
  45. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۳.
  46. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مصاحبه با مجله آینده‌سازان، ۲۱/۷/۱۳۶۵.
  47. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با اعضای کادر مرکزی جنبش انقلابی حزب‌الله لبنان، ۱۲/۱۲/۱۳۷۰.
  48. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص۴۴۱ ـ ۴۴۹.
  49. اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند؛ سوره جمعه، آیه:۲.
  50. پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیه‌هایت را برای آنها می‌خواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی می‌آموزد و به آنها پاکیزگی می‌بخشد، برانگیز! بی‌گمان تویی که پیروزمند فرزانه‌ای؛ سوره بقره، آیه:۱۲۹.
  51. محمد بیابانی اسکوئی، نبوت، ص۱۰۷.
  52. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۹۴ ـ ۱۰۲؛ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌، سیره نبوی ج۴، ص۱۵۱ ـ ۱۵۷.
  53. امام‌ خمینی، صحیفه، ۱۳/۴۵۰.
  54. امام‌ خمینی، صحیفه، ۱۵/۴۱۵.
  55. شبّر، الاخلاق، ۱۳؛ فائضی، مبانی تربیت و اخلاق اسلامی، ۱۲۳–۱۲۴.
  56. غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۱۱۰؛ خواجه‌نصیر، اخلاق ناصری، ۶۵؛ حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ۳/۳۳۰.
  57. امام‌ خمینی، صحیفه، ۳/۲۲۰ و ۱۲/۵۰۹.
  58. امام‌ خمینی، صحیفه، ۴/۱۸۵–۱۸۶.
  59. امام‌ خمینی، صحیفه، ۴/۳۱۶.
  60. ارسطو، علم الاخلاق، ۱/۲۶۴.
  61. خواجه‌نصیر، اخلاق ناصری، ۷۱؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۸۵.
  62. امام‌ خمینی، حدیث جنود، ۱۴۸و۱۵۲.
  63. ابن‌مسکویه، تهذیب الاخلاق، ۲۱۸–۲۱۹؛ شبّر، الاخلاق، ۱۱–۱۲.
  64. امام‌ خمینی، جهاد اکبر، ۳۶؛ امام‌ خمینی، چهل حدیث، ۳۷۹.
  65. امام‌ خمینی، صحیفه، ۱۵/۴۹۱.
  66. پورابراهیم و فیروزمهر، مقاله «تربیت»، دانشنامه امام خمینی ج۳، ص ۳۰۱ ـ ۳۱۴.
  67. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۱۰۲ ـ ۱۱۷؛ دل‍ش‍اد ت‍ه‍ران‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌، سیره نبوی ج۴، ص ۱۶۰.
  68. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در مراسم افتتاحیه مانور فرهنگی، ورزشی جانبازان و معلولان کشور سال ۱۳۷۶، ص۹۳.
  69. لطفی و شعبانی، مقاله «نظام تربیتی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص۴۷۹ ـ ۴۸۴.