کاربر:Ali/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
نسبش معلوم نیست ولی با توجه به نسبتش به ثمالی<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۱۰۷؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۲۰۵.</ref> به ثمالة بن [[اسلم]] بن کعب، از [[قبیله ازد]] از [[عرب]] جنوبی [[نسب]] می‌برد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۹۱؛ سمعانی، الانساب، ج۱، ص۵۱۳.</ref>. نام پدرش را عمرو نیز گفته‌اند<ref>ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج۱، ص۱۳۶.</ref> و همین امر سبب شده [[ابن عبدالبر]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۴-۴۱۵.</ref> دو مصداق برایشان فرض کند و در دو مدخل ([[حکم بن عمرو]] شمالی و [[حکم بن عمیر]]) به شرح حال وی بپردازد، در حالی که مصداق هر دو عنوان یکی است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۴ و ۱۸۱.</ref>. [[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینته الدمشق، ج۵۹، ص۱۲۵.</ref>، مادرش را [[مریم]]، دختر [[ابوسفیان بن حرب]] گفته است که به نظر می‌رسد [[اشتباه]] است؛ زیرا اولاً، در نام [[فرزندان]] ابوسفیان بن حرب چنین شخصی نیست<ref>ر.ک: مدخل ابوسفیان بن حرب.</ref> و دیگر اینکه بعضی منابع از مریم [[دختر ابوسفیان]] [[انصاری]] [[اوسی]] یاد کرده‌اند که [[صحابی]] بوده و پدرش در [[احد]] به [[شهادت]] رسیده است. ممکن است وی مادر[[حکم]] بوده و ابن عساکر پدرش را با ابوسفیان بن حرب قرشی خلط کرده باشد.
وی از [[موالی]] [[هشام بن مغیره]] پدر [[ابو جهل]] از [[تیره بنو مخزوم]] [[قریش]] است. در [[سال اول هجرت]] [[اسلام]] آورد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۱.</ref>. در سبب اسلام آوردنش گفته‌اند: روزی وی به همراه [[کاروان تجاری قریش]] از [[مکه]] خارج شد. در بین راه با سریه اعزامی [[پیامبر]]{{صل}} به [[فرماندهی]] [[عبدالله بن جحش]] مواجه شد و میان آنها [[جنگ]] رخ داد<ref>این جنگ به سریه نخله معروف است که در سال دوم رخ داد. ر.ک: واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۳.</ref>. در این میان [[حکم بن کیسان]] [[اسیر]] شد و در حالی که عبدالله بن جحش قصد کشتن او را داشت با وساطت [[مقداد]] وی را نزد پیامبر{{صل}} آوردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۷؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۲، ص۵۴؛ ابن حجر، الإصابة، ج۲، ص۹۵ به نقل از ابن اسحاق.</ref>. حضرت او را به اسلام [[دعوت]] کرد اما وی مقداری درنگ کرد. در این هنگام عمر گفت: او تا [[قیامت]] هم اسلام نمی‌آورد، بگذار گردنش را بزنم و او را به [[جهنم]] بفرستم. [[رسول خدا]]{{صل}} نپذیرفت و حکم بن کیسان اسلام آورد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۳.</ref>. [[حکم]] از نخستین کسانی است که به دست [[مسلمانان]] اسیر شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۲۵۶.</ref>. وی در سریه [[بشر]] معونه (صفر سال ۴) [[شهید]] شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۲۵۵؛ ابن شَبَّه النمیری، تاریخ المدینة المنوّرة، ج۲، ص۴۷۷؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۴۱۳.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله بانشی|بانشی، رحمت‌الله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن عمیر ثمالی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۰۴-۱۰۵.</ref>
 
برخلاف [[ابن حبان]]<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۵.</ref> که در صحابی بودنش تردید دارد، بسیاری از منابع بر آن تصریح کرده‌اند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۹۱؛ ابن ابی عاصم، الاحاد والمثانی، ج۴، ص۳۷۳؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ج۵، ص۲۵۰.</ref> و حتی برخی او را [[بدری]] دانسته‌اند<ref>دارقطنی، سنن، ج۱، ص۳۰۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۵۳.</ref>. هر چند منابع [[سیره]] و [[مغازی]] از شرکت او در [[غزوات]] خبر نداده‌اند. حکم در شمار صحابه‌ای است که به [[شام]] رفته و در [[حمص]] ساکن شدند و [[اهل شام]] از او [[روایت]] نقل می‌کنند<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۷۲۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۵.</ref>.
 
روایت‌های بسیاری از سوی وی از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است، از جمله در باب [[بدعت]]<ref>ابن ابی عاصم، الاحاد و المثانی، ج۴، ص۳۷۳.</ref>، [[صدق]] [[جماعت]] به بیش از دو نفر<ref>ابن عبدالبر، التمهید، ج۱۴، ص۱۳۸.</ref>، دعای هنگام [[اقامه نماز]] و تکبیرة الاحرام<ref>طبرانی، کتاب الدعاء، ص۱۷۳.</ref> و در موضوعات دیگر<ref>ر.ک: منابع تفسیری چون طبری، جامع البیان، ج۱، ص۹۰؛ ثعلبی، الکشف والبیان، ج۹، ص۲۷۷؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۱۷-۲۱۹؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفا الرجال، ج۵، ص۲۵۰.</ref>. اما دو [[روایت]] بحث‌برانگیز وی: یکی درباره جهر به [[بسم الله]] از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} در برخی [[نمازها]]<ref>دارقطنی، سنن، ج۱، ص۳۰۸؛ شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۸، ص۱۱۸.</ref> و دیگری روایتی است که بر پایه آن رسول خدا{{صل}} درباره [[مدیریت]] [[آینده]] [[مسلمان]] از [[خلفای سه‌گانه]] و [[حضرت علی]]{{ع}} پرسش‌هایی داشته و سپس آنان را [[ستوده]] است. در این گزارش معاویة بن [[ابی سفیان]] نیز حضور داشته که حضرت او را [[ستمکار]] و بدعتگر در [[دین]] معرفی می‌کند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه الدمشق، ج ۵۹، ص۱۲۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۹۷.</ref>. هرچند روایت‌های او از سوی غالب [[تراجم‌نگاران]] منکر (روایتی که تنها از یک طریق نقل شده است) دانسته شده و [[راوی]] او [[موسی]] بن ابی حبیب [[تضعیف]] شده است<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۱۲۵.</ref>، اما دو روایت اخیر به شدت از سوی [[ابن جوزی]]<ref>ابن جوزی، الموضوعات، ج۲، ص۲۷.</ref> و زیلعی<ref>زیلعی، ج۱، ص۴۷۳.</ref> رد شده تا آنجا که به طور کلی [[حکم]] را از جرگه [[صحابه]] خارج کرده‌اند. چنان که [[ابن حجر]] در [[لسان المیزان]]<ref>ابن حجر، لسان المیزان، ج۲، ص۳۳۷.</ref> [[صحابی]] بودن وی را رد کرده است. هرچند برخی منابع [[شیعی]] نیز حکم را مجهول دانسته‌اند<ref>امین، أعیان الشیعه، ج۶، ص۲۱۲.</ref>، اما به نظر می‌رسد تعصب‌های مذهبی در رد صحابی بودن وی از سوی برخی تراجم‌نگاران [[اهل سنت]] [[دخالت]] داشته باشد.<ref>[[رحمت‌الله بانشی|بانشی، رحمت‌الله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن عمیر ثمالی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۰۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی‌کنانه]] (قبیله)
* [[ازد]] (قبیله)
* [[مجدع بن حدیم بن حارث بن نعیله]] (جد)
* [[مریم بنت ابوسفیان الأنصاری الأوسی]] (مادر)
* [[غفار بن ملیل]] (برادر)
* [[أمامة بنت عبدالمالک]] (مادر)
* [[عبدالکبیر بن حکم]] (فرزند)
* [[جنوب بنت حکم]] (فرزند)
* [[قثم بن عباس بن عبدالمطلب]] (داماد)
{{پایان مدخل وابسته}}  
{{پایان مدخل وابسته}}  



نسخهٔ ‏۲۸ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۳۰

آشنایی اجمالی

وی از موالی هشام بن مغیره پدر ابو جهل از تیره بنو مخزوم قریش است. در سال اول هجرت اسلام آورد[۱]. در سبب اسلام آوردنش گفته‌اند: روزی وی به همراه کاروان تجاری قریش از مکه خارج شد. در بین راه با سریه اعزامی پیامبر(ص) به فرماندهی عبدالله بن جحش مواجه شد و میان آنها جنگ رخ داد[۲]. در این میان حکم بن کیسان اسیر شد و در حالی که عبدالله بن جحش قصد کشتن او را داشت با وساطت مقداد وی را نزد پیامبر(ص) آوردند[۳]. حضرت او را به اسلام دعوت کرد اما وی مقداری درنگ کرد. در این هنگام عمر گفت: او تا قیامت هم اسلام نمی‌آورد، بگذار گردنش را بزنم و او را به جهنم بفرستم. رسول خدا(ص) نپذیرفت و حکم بن کیسان اسلام آورد[۴]. حکم از نخستین کسانی است که به دست مسلمانان اسیر شد[۵]. وی در سریه بشر معونه (صفر سال ۴) شهید شد[۶].[۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۱.
  2. این جنگ به سریه نخله معروف است که در سال دوم رخ داد. ر.ک: واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۳.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۷؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۲، ص۵۴؛ ابن حجر، الإصابة، ج۲، ص۹۵ به نقل از ابن اسحاق.
  4. واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۳.
  5. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۲۵۶.
  6. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۲۵۵؛ ابن شَبَّه النمیری، تاریخ المدینة المنوّرة، ج۲، ص۴۷۷؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۴۱۳.
  7. بانشی، رحمت‌الله، مقاله «حکم بن عمیر ثمالی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۰۴-۱۰۵.