←رابطه عقل و علم با دین
| خط ۲۳۷: | خط ۲۳۷: | ||
# '''پیوند دستوری جامع:''' مجموعه راهبردهای [[حکومتی]] را از [[دین]] میتوان برداشت کرد<ref>النظریات السیاسیة الاسلامیه، ص۲۸.</ref>. [[قرآن کریم]] در بردارنده اصولی است که [[عقلها]] بینیاز از فراگیری آن نیستند<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص۳۷؛ المیزان، ج ۷، ص۸۱-۸۲.</ref>. بازکاوی ماهیّت [[حکومت]] که کاملترین راه دستیابی به [[اهداف دین]] است و تجلّیگاه [[ولایت]] که شرط [[کمال دین]] خوانده شده: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۶۲؛ الکافی، ج ۱، ص۱۹۸؛ نک: الدر المنثور، ج ۲، ص۲۵۹.</ref> در کنار لحاظ [[دین]] که تشریعِ برآمده از [[فطرت]] است: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و [[احیاگر]] [[معرفت]]<ref>نهج البلاغه شرح عبده، ج ۱، ص۱۴.</ref> و اعمّ از هدایتهای [[عقلانی]] و نقلی جریانپذیری [[آموزههای قرآنی]]، بر متغیّرها و مدیریّت [[تغییر]] است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۲۰۳؛ الغیبه، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۳۴ـ ۲۴۶.</ref> | # '''پیوند دستوری جامع:''' مجموعه راهبردهای [[حکومتی]] را از [[دین]] میتوان برداشت کرد<ref>النظریات السیاسیة الاسلامیه، ص۲۸.</ref>. [[قرآن کریم]] در بردارنده اصولی است که [[عقلها]] بینیاز از فراگیری آن نیستند<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص۳۷؛ المیزان، ج ۷، ص۸۱-۸۲.</ref>. بازکاوی ماهیّت [[حکومت]] که کاملترین راه دستیابی به [[اهداف دین]] است و تجلّیگاه [[ولایت]] که شرط [[کمال دین]] خوانده شده: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}}<ref>«امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم» سوره مائده، آیه ۳.</ref>.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۶۲؛ الکافی، ج ۱، ص۱۹۸؛ نک: الدر المنثور، ج ۲، ص۲۵۹.</ref> در کنار لحاظ [[دین]] که تشریعِ برآمده از [[فطرت]] است: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و [[احیاگر]] [[معرفت]]<ref>نهج البلاغه شرح عبده، ج ۱، ص۱۴.</ref> و اعمّ از هدایتهای [[عقلانی]] و نقلی جریانپذیری [[آموزههای قرآنی]]، بر متغیّرها و مدیریّت [[تغییر]] است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۲۰۳؛ الغیبه، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۳۴ـ ۲۴۶.</ref> | ||
== رابطه | == رابطه عقل با دین == | ||
{{ | {{اصلی|ارتباط عقل و دین}} | ||
رابطه عقل و دین از جمله مباحثی است که هم در عالم [[اسلام]] بحث و گفتگوهای فراوانی در مورد آن صورت گرفته و هم در مغرب زمین، موضوع جدالهای فراوانی شده است. [[عقل]] به معنای قوه مدرکه [[حقایق]] و مرکز تشخیص خوبی از بدی، و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در نگاه [[دین]] از جایگاه و [[شرافت]] بالایی برخوردار است. نزدیک به سیصد [[آیه قرآن]] به عقل، [[تفکر]] در [[عالم هستی]]، دوری از تقلیدهای غیر منطقی و تأکید بر [[استدلال]] و [[برهان]] پرداخته است. [[روایات]] نیز به بیانهای مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبههای مختلف پرداختهاند. | رابطه عقل و دین از جمله مباحثی است که هم در عالم [[اسلام]] بحث و گفتگوهای فراوانی در مورد آن صورت گرفته و هم در مغرب زمین، موضوع جدالهای فراوانی شده است. [[عقل]] به معنای قوه مدرکه [[حقایق]] و مرکز تشخیص خوبی از بدی، و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در نگاه [[دین]] از جایگاه و [[شرافت]] بالایی برخوردار است. نزدیک به سیصد [[آیه قرآن]] به عقل، [[تفکر]] در [[عالم هستی]]، دوری از تقلیدهای غیر منطقی و تأکید بر [[استدلال]] و [[برهان]] پرداخته است. [[روایات]] نیز به بیانهای مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبههای مختلف پرداختهاند. | ||
| خط ۲۴۴: | خط ۲۴۴: | ||
# [[عقل نظری]] و معارف بنیادین: عقل نظری جنبه ای از عقل است که به [[کشف]] واقعیتها و هست و نیستها مانند [[خداشناسی]] و [[انسانشناسی]] میپردازد. [[دینشناسی]] مبتنی بر عقل، از استدلال منطقی برخوردار است؛ چه در اصل خداشناسی که [[امام صادق]]{{ع}} دراینباره میفرماید: «[[بندگان]] به سبب عقل، [[خداوند]] خویش را میشناسند و میفهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون}}؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همانگونه که [[امامعلی]]{{ع}} میفرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] [[پایدار]] میگردد»<ref>{{متن حدیث|بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُهُ وَ بِالْفِکْرَةِ تَثْبُتُ حُجَّتُه}}؛ حرانی، تحف العقول، ص۶۲.</ref>. | # [[عقل نظری]] و معارف بنیادین: عقل نظری جنبه ای از عقل است که به [[کشف]] واقعیتها و هست و نیستها مانند [[خداشناسی]] و [[انسانشناسی]] میپردازد. [[دینشناسی]] مبتنی بر عقل، از استدلال منطقی برخوردار است؛ چه در اصل خداشناسی که [[امام صادق]]{{ع}} دراینباره میفرماید: «[[بندگان]] به سبب عقل، [[خداوند]] خویش را میشناسند و میفهمند که خود [[آفریده]] هستند»<ref>{{متن حدیث|فَبِالْعَقْلِ عَرَفَ الْعِبَادُ خَالِقَهُمْ وَ أَنَّهُمْ مَخْلُوقُون}}؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref> و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همانگونه که [[امامعلی]]{{ع}} میفرماید: «با خردها [[شناخت خدا]] [[پایدار]] میگردد»<ref>{{متن حدیث|بِالْعُقُولِ تُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُهُ وَ بِالْفِکْرَةِ تَثْبُتُ حُجَّتُه}}؛ حرانی، تحف العقول، ص۶۲.</ref>. | ||
# [[عقل عملی]] و [[حسن و قبح]] [[اخلاقی]]: [[وظیفه]] عقل عملی [[شناخت]] بایدها و نبایدها، مانند تشخیص [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] و عمل به [[دستورهای الهی]] است. امام صادق{{ع}} درباره این جنبه عقل میفرماید: «عقل آن است که [[عمل]] [[نیکو]] را از عمل قبیح باز میشناسند»<ref>{{متن حدیث|وَ عَرَفُوا بِهِ الْحَسَنَ مِنَ الْقَبِیحِ}}؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>. | # [[عقل عملی]] و [[حسن و قبح]] [[اخلاقی]]: [[وظیفه]] عقل عملی [[شناخت]] بایدها و نبایدها، مانند تشخیص [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] و عمل به [[دستورهای الهی]] است. امام صادق{{ع}} درباره این جنبه عقل میفرماید: «عقل آن است که [[عمل]] [[نیکو]] را از عمل قبیح باز میشناسند»<ref>{{متن حدیث|وَ عَرَفُوا بِهِ الْحَسَنَ مِنَ الْقَبِیحِ}}؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>. | ||
# عقل ابزاری و مدیریت زندگی: عقل ابزاری وسیلهای برای سامان دادن به [[زندگی]] مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامهریزی]] درست، تشخیص سود و [[زیان]] و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است. در این حوزه نیز در [[روایات]] بر به کار انداختن [[عقل]] جهت فهم درست امور و [[آیندهنگری]] نسبت به سرانجام کارها تأکید زیادی شده است. [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند: «شخصی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و عرض کرد: ای [[رسول خدا]]! توصیه و سفارشی به من کن. آن حضرت سه بار پرسید: اگر سفارشی کنم، انجام میدهی؟ آن شخص هر سه بار جواب داد: آری، ای رسول خدا! حضرت فرمود: به تو سفارش میکنم هرگاه خواستی کاری انجام دهی، درباره سرانجام آن [[تدبر]] کن؛ اگر مایه [[رشد]] و [[هدایت]] بود، انجام بده و اگر مایه [[گمراهی]] بود، از آن بپرهیز»<ref>{{متن حدیث|قَالَ: إِنَّ رَجُلًا أَتَی النَّبِیَّ صفَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صفَهَلْ أَنْتَ مُسْتَوْصٍ إِنْ أَنَا أَوْصَیْتُکَ حَتَّی قَالَ لَهُ ذَلِکَ ثَلَاثاً وَ فِی کُلِّهَا یَقُولُ لَهُ الرَّجُلُ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صفَإِنِّی أُوصِیکَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ یَکُ رُشْداً فَامْضِهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّاً فَانْتَهِ عَنْهُ}}؛ کلینی، کافی، ج۸، ص۱۵۰.</ref>. | # عقل ابزاری و مدیریت زندگی: عقل ابزاری وسیلهای برای سامان دادن به [[زندگی]] مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامهریزی]] درست، تشخیص سود و [[زیان]] و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است. در این حوزه نیز در [[روایات]] بر به کار انداختن [[عقل]] جهت فهم درست امور و [[آیندهنگری]] نسبت به سرانجام کارها تأکید زیادی شده است. [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند: «شخصی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و عرض کرد: ای [[رسول خدا]]! توصیه و سفارشی به من کن. آن حضرت سه بار پرسید: اگر سفارشی کنم، انجام میدهی؟ آن شخص هر سه بار جواب داد: آری، ای رسول خدا! حضرت فرمود: به تو سفارش میکنم هرگاه خواستی کاری انجام دهی، درباره سرانجام آن [[تدبر]] کن؛ اگر مایه [[رشد]] و [[هدایت]] بود، انجام بده و اگر مایه [[گمراهی]] بود، از آن بپرهیز»<ref>{{متن حدیث|قَالَ: إِنَّ رَجُلًا أَتَی النَّبِیَّ صفَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صفَهَلْ أَنْتَ مُسْتَوْصٍ إِنْ أَنَا أَوْصَیْتُکَ حَتَّی قَالَ لَهُ ذَلِکَ ثَلَاثاً وَ فِی کُلِّهَا یَقُولُ لَهُ الرَّجُلُ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صفَإِنِّی أُوصِیکَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ یَکُ رُشْداً فَامْضِهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّاً فَانْتَهِ عَنْهُ}}؛ کلینی، کافی، ج۸، ص۱۵۰.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۳۴ـ ۲۴۶.</ref> | ||
== رابطه دین و اخلاق == | == رابطه دین و اخلاق == | ||