←انواع ارتباط علم و دین
| خط ۲۶۷: | خط ۲۶۷: | ||
=== انواع ارتباط علم و دین === | === انواع ارتباط علم و دین === | ||
استقصای ترابط میان علم و دین و مجموعه همخوانی و ناهمخوانیهای میان آن دو را با توجه به آنچه امروزه دراینباره مطرح است<ref>در کتاب علم و دین استاد مصباح یزدی، با یک نگرش وسیعتر به گستره جامعتری از این نوع ارتباط با توجه به تفاوت معنایی این دو واژه میپردازد. (فصل سوم: نسبتهای مفهومی علم و دین).</ref>، میتوان در موارد زیر برشمرد: | استقصای ترابط میان علم و دین و مجموعه همخوانی و ناهمخوانیهای میان آن دو را با توجه به آنچه امروزه دراینباره مطرح است<ref>در کتاب علم و دین استاد مصباح یزدی، با یک نگرش وسیعتر به گستره جامعتری از این نوع ارتباط با توجه به تفاوت معنایی این دو واژه میپردازد. (فصل سوم: نسبتهای مفهومی علم و دین).</ref>، میتوان در موارد زیر برشمرد: | ||
# '''تمایز:''' برخی از متفکران غربی با تمایز و تفکیک میان این دو، به حل مشکل پرداختند. کانت [[فیلسوف]] پرآوازه آلمانی را میتوان آغازگر این [[تفکر]] دانست. او با تمایز میان خاستگاه عقل و دین که اولی از [[عقل نظری]] و دیگری از [[عقل عملی]] اشراب میگردد، جداانگاری میان آنها را مطرح کرد، با این نگاه [[وظایف]] آنها نیز متفاوت خواهد بود؛ از این رو حوزه [[معرفت]] به علم و امور [[اخلاقی]] به دین مرتبط است<ref>باربور، علم و دین، ص۵۹.</ref>. با این مبانی علم و دین، مؤید و مکمل هم نخواهند بود، و هرکدام در حوزه و حریم خود قرار میگیرد. رویکرد مذکور با توجه به ذهنیت مثبت ارائهکنندگان، دیدگاهی قابل [[احترام]] است؛ زیرا در [[حقیقت]] میتوان این تفکر را در حوزه [[الهیات]] سلبی جای داد که معمولاً در جایی مطرح میشود که الهیات ثبوتی محفوف به معضلات و [[شبهات]] غیر قابل حلی است. | |||
# '''تعارض:''' از جمله نظریات جنجالی دراینباره، ناسازگاری و ناهمگونی میان علم و دین است، بهگونهای که میان گزارههای متضاد از آنها نمیتوان جمع نمود. هفت آسمان در [[دین]] و یک [[آسمان]] در [[علم]] از جمله نمونههای آن است. به خصوص تعارض میان [[خلقت]] تکاملی یا دفعی [[انسان]] در علوم طبیعی و [[قرآن]] که خود موجب پیدایش دو تفکر متضاد طبیعتگرایی و [[نفی]] [[خداباوری]] به سود علم و همچنین [[بنیادگرایی]] و علمزدایی از سوی دیگر گردید<ref>بنگرید به: علم و دین، ص۱۲۴؛ پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۳۶۵ - ۳۶۳.</ref>. | |||
برخی از متفکران غربی با تمایز و تفکیک میان این دو، به حل مشکل پرداختند. کانت [[فیلسوف]] پرآوازه آلمانی را میتوان آغازگر این [[تفکر]] دانست. او با تمایز میان خاستگاه عقل و دین که اولی از [[عقل نظری]] و دیگری از [[عقل عملی]] اشراب میگردد، جداانگاری میان آنها را مطرح کرد، با این نگاه [[وظایف]] آنها نیز متفاوت خواهد بود؛ از این رو حوزه [[معرفت]] به علم و امور [[اخلاقی]] به دین مرتبط است<ref>باربور، علم و دین، ص۵۹.</ref>. با این مبانی علم و دین، مؤید و مکمل هم نخواهند بود، و هرکدام در حوزه و حریم خود قرار میگیرد. | # '''توافق:''' این نظریه با رویکرد نفی تعارض و حتی تمایز میان علم و دین بر سازگاری و همگن بودن آنها تأکید میورزد. از جمله مدافعان این نظر وایتهد، [[فیلسوف]] انگلیسی است. او با این نگاه که خاستگاه دین، [[تجربه دینی]] و خاستگاه علم [[تجربه]] طبیعی است، آنها را سازگار و حتی مکمل هم میدانند<ref>بنگرید به: پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۳۷۰ - ۳۶۵؛ باربور، علم و دین، ص۱۲۸ - ۱۲۷.</ref> و با مبنای دینی [[استاد مطهری]] چنین نظری دارد و در آثار متعدد خویش علم و دین را دو بال مکمل و مؤید هم میداند که هر دو برای گسترش [[شناخت]] انسان هستند، علم [[توسعه]] افقی و دین، شناخت عمودی را عهدهدار است<ref>مطهری، انسان کامل، ص۲۰۰؛ همو، امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص۹۲؛ همو، مسئله شناخت، ص۲۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۳۹ ـ ۲۴۰.</ref> | ||
رویکرد مذکور با توجه به ذهنیت مثبت ارائهکنندگان، دیدگاهی قابل [[احترام]] است؛ زیرا در [[حقیقت]] میتوان این تفکر را در حوزه [[الهیات]] سلبی جای داد که معمولاً در جایی مطرح میشود که الهیات ثبوتی محفوف به معضلات و [[شبهات]] غیر قابل حلی است | |||
از جمله نظریات جنجالی دراینباره، ناسازگاری و ناهمگونی میان علم و دین است، بهگونهای که میان گزارههای متضاد از آنها نمیتوان جمع نمود. هفت آسمان در [[دین]] و یک [[آسمان]] در [[علم]] از جمله نمونههای آن است. به خصوص تعارض میان [[خلقت]] تکاملی یا دفعی [[انسان]] در علوم طبیعی و [[قرآن]] که خود موجب پیدایش دو تفکر متضاد طبیعتگرایی و [[نفی]] [[خداباوری]] به سود علم و همچنین [[بنیادگرایی]] و علمزدایی از سوی دیگر گردید<ref>بنگرید به: علم و دین، ص۱۲۴؛ پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۳۶۵ - ۳۶۳.</ref>. | |||
این نظریه با رویکرد نفی تعارض و حتی تمایز میان علم و دین بر سازگاری و همگن بودن آنها تأکید میورزد. از جمله مدافعان این نظر وایتهد، [[فیلسوف]] انگلیسی است. او با این نگاه که خاستگاه دین، [[تجربه دینی]] و خاستگاه علم [[تجربه]] طبیعی است، آنها را سازگار و حتی مکمل هم میدانند<ref>بنگرید به: پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۳۷۰ - ۳۶۵؛ باربور، علم و دین، ص۱۲۸ - ۱۲۷.</ref> و با مبنای دینی [[استاد مطهری]] چنین نظری دارد و در آثار متعدد خویش علم و دین را دو بال مکمل و مؤید هم میداند که هر دو برای گسترش [[شناخت]] انسان هستند، علم [[توسعه]] افقی و دین، شناخت عمودی را عهدهدار است<ref>مطهری، انسان کامل، ص۲۰۰؛ همو، امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص۹۲؛ همو، مسئله شناخت، ص۲۸.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، | |||
== زبان دین == | == زبان دین == | ||