دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۶۵: خط ۲۶۵:
رابطه میان عقل و دین از چه سنخی است؟ آیا می‌‌توان هم عالم بود و هم [[متدین]]؟ در موارد تناقضات ظاهری، چگونه می‌‌توان میان آنها جمع نمود؟<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۳۸.</ref>.
رابطه میان عقل و دین از چه سنخی است؟ آیا می‌‌توان هم عالم بود و هم [[متدین]]؟ در موارد تناقضات ظاهری، چگونه می‌‌توان میان آنها جمع نمود؟<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۳۸.</ref>.


=== انواع ارتباط علم و دین ===
استقصای ترابط میان علم و دین و مجموعه همخوانی و ناهمخوانی‌های میان آن دو را با توجه به آنچه امروزه دراین‌باره مطرح است<ref>در کتاب علم و دین استاد مصباح یزدی، با یک نگرش وسیع‌تر به گستره جامع‌تری از این نوع ارتباط با توجه به تفاوت معنایی این دو واژه می‌پردازد. (فصل سوم: نسبت‌های مفهومی علم و دین).</ref>، می‌‌توان در موارد زیر برشمرد:
استقصای ترابط میان علم و دین و مجموعه همخوانی و ناهمخوانی‌های میان آن دو را با توجه به آنچه امروزه دراین‌باره مطرح است<ref>در کتاب علم و دین استاد مصباح یزدی، با یک نگرش وسیع‌تر به گستره جامع‌تری از این نوع ارتباط با توجه به تفاوت معنایی این دو واژه می‌پردازد. (فصل سوم: نسبت‌های مفهومی علم و دین).</ref>، می‌‌توان در موارد زیر برشمرد:
# '''تمایز:''' برخی از متفکران غربی با تمایز و تفکیک میان این دو، به حل مشکل پرداختند. کانت [[فیلسوف]] پرآوازه آلمانی را می‌‌توان آغازگر این [[تفکر]] دانست. او با تمایز میان خاستگاه عقل و دین که اولی از [[عقل نظری]] و دیگری از [[عقل عملی]] اشراب می‌‌گردد، جداانگاری میان آنها را مطرح کرد، با این نگاه [[وظایف]] آنها نیز متفاوت خواهد بود؛ از این رو حوزه [[معرفت]] به علم و امور [[اخلاقی]] به دین مرتبط است<ref>باربور، علم و دین، ص۵۹.</ref>. با این مبانی علم و دین، مؤید و مکمل هم نخواهند بود، و هرکدام در حوزه و حریم خود قرار می‌‌گیرد. رویکرد مذکور با توجه به ذهنیت مثبت ارائه‌کنندگان، دیدگاهی قابل [[احترام]] است؛ زیرا در [[حقیقت]] می‌‌توان این تفکر را در حوزه [[الهیات]] سلبی جای داد که معمولاً در جایی مطرح می‌‌شود که الهیات ثبوتی محفوف به معضلات و [[شبهات]] غیر قابل حلی است.
# '''تمایز:''' برخی از متفکران غربی با تمایز و تفکیک میان این دو، به حل مشکل پرداختند. کانت [[فیلسوف]] پرآوازه آلمانی را می‌‌توان آغازگر این [[تفکر]] دانست. او با تمایز میان خاستگاه عقل و دین که اولی از [[عقل نظری]] و دیگری از [[عقل عملی]] اشراب می‌‌گردد، جداانگاری میان آنها را مطرح کرد، با این نگاه [[وظایف]] آنها نیز متفاوت خواهد بود؛ از این رو حوزه [[معرفت]] به علم و امور [[اخلاقی]] به دین مرتبط است<ref>باربور، علم و دین، ص۵۹.</ref>. با این مبانی علم و دین، مؤید و مکمل هم نخواهند بود، و هرکدام در حوزه و حریم خود قرار می‌‌گیرد. رویکرد مذکور با توجه به ذهنیت مثبت ارائه‌کنندگان، دیدگاهی قابل [[احترام]] است؛ زیرا در [[حقیقت]] می‌‌توان این تفکر را در حوزه [[الهیات]] سلبی جای داد که معمولاً در جایی مطرح می‌‌شود که الهیات ثبوتی محفوف به معضلات و [[شبهات]] غیر قابل حلی است.
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش