دین در جزیرة العرب: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = دین در لغت - دین در قرآن - دین در حدیث - دین در کلام اسلامی - دین در فلسفه دین و کلام جدید - دین در اخلاق اسلامی - دین در فقه سیاسی - دین در معارف دعا و زیارات - دین در معارف و سیر...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:
در [[آیه]] دیگری عرب‌های [[مشرک]] را مورد [[خطاب]] قرار می‌دهد و ماه را هم بدان اضافه می‌کند:{{متن قرآن|لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ}}<ref>«به خورشید و ماه سجده نبرید» سوره فصلت، آیه 37.</ref>.
در [[آیه]] دیگری عرب‌های [[مشرک]] را مورد [[خطاب]] قرار می‌دهد و ماه را هم بدان اضافه می‌کند:{{متن قرآن|لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ}}<ref>«به خورشید و ماه سجده نبرید» سوره فصلت، آیه 37.</ref>.


قبل از آن [[ستاره]] را هم بدان اضافه کرده بود، در آنجا که از [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} حکایت می‌کند که گفت: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ}}<ref>«و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این [[پروردگار]] من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را [[دوست]] نمی‌دارم» [[سوره انعام]]، [[آیه]] 76.</ref> و شاید که این [[کوکب]] همان عشتر ([[زهره]]) بوده است و شب این حادثه از شب‌های آخر ماه [[قمری]] بوده است که ماه بعد از زهره طلوع می‌کند. سپس گفت: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}<ref>«آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود» سوره انعام، آیه 77.</ref>. بنابراین آن شب از شب‌های اولیه دهه سوم ماه قمری بوده است؛ زیرا که ماه با [[تأخیر]] طلوع و سپس افول می‌کند و تا [[صبح ]]باقی نمی‌ماند و هنگامی که [[خورشید]] در صبح آشکار شد گفت این خدای من است، این بزرگ‌تر است: «فَلَمَّا رَأَی الشمس بازِغَةً قالَ هذا رَبِّی هذا أَکبَرُ» و شاید که این [[طعنه]] و اعتراضی به آنها بوده است که چرا ماه را که کوچک‌تر است بر خورشید که بزرگ‌تر است؛ مقدم داشته‌اند:{{متن قرآن|ُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ}}<ref>«هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم» سوره انعام، آیه 78.</ref>
قبل از آن [[ستاره]] را هم بدان اضافه کرده بود، در آنجا که از [[ابراهیم خلیل]]{{ع}} حکایت می‌کند که گفت: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ}}<ref>«و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این [[پروردگار]] من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را [[دوست]] نمی‌دارم» [[سوره انعام]]، [[آیه]] 76.</ref> و شاید که این [[کوکب]] همان عشتر ([[زهره]]) بوده است و شب این حادثه از شب‌های آخر ماه [[قمری]] بوده است که ماه بعد از زهره طلوع می‌کند. سپس گفت: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}<ref>«آنگاه چون ماه را تابان دید گفت: این پروردگار من است و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بی‌گمان از گروه گمراهان خواهم بود» سوره انعام، آیه 77.</ref>. بنابراین آن شب از شب‌های اولیه دهه سوم ماه قمری بوده است؛ زیرا که ماه با [[تأخیر]] طلوع و سپس افول می‌کند و تا [[صبح ]]باقی نمی‌ماند و هنگامی که [[خورشید]] در صبح آشکار شد گفت این خدای من است، این بزرگ‌تر است: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ}}<ref>«هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم» سوره انعام، آیه ٧٨.</ref> و شاید که این [[طعنه]] و اعتراضی به آنها بوده است که چرا ماه را که کوچک‌تر است بر خورشید که بزرگ‌تر است؛ مقدم داشته‌اند:{{متن قرآن|ُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ}}<ref>«هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم» سوره انعام، آیه ٧٨.</ref>


شاید که [[شرک]] همین [[صابئین]] [[بابلی]] باعث شرک [[اهل یمن]] و سپس [[حجاز]] شده بود<ref>العصر الجاهلی، ص۸۹.</ref>. امّا طبیعی است که هدهد به هنگامه [[روز]] به سراغ اهل یمن رفت و دید که آنها برای خورشید[[ سجده]] می‌کنند و برای همین ماه و زهره را ذکر نکرده، ولی [[نفی]] هم نکرده است.
شاید که [[شرک]] همین [[صابئین]] [[بابلی]] باعث شرک [[اهل یمن]] و سپس [[حجاز]] شده بود<ref>العصر الجاهلی، ص۸۹.</ref>. امّا طبیعی است که هدهد به هنگامه [[روز]] به سراغ اهل یمن رفت و دید که آنها برای خورشید[[ سجده]] می‌کنند و برای همین ماه و زهره را ذکر نکرده، ولی [[نفی]] هم نکرده است.
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش