آیه والذی جاء بالصدق و صدّق به: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
== مناقشات [[عامه]] == | == مناقشات [[عامه]] == | ||
[[ابن تیمیه]] از جمله کسانی است که به دلالت این [[آیه]] اشکال کرده و با طرح مناقشاتی حول [[احادیث]] صادر شده در [[تفسیر]] آن، تلاش کرده تا [[نزول]] این آیه در شان [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را [[انکار]] نماید. وی نخستین وجه از مناقشات خود را به [[استدلال]] علّامه حلّی مطرح ساخته و در [[صحت]] نقل ایشان تردید کرده و ادّعا میکند که بر فرض صحیح بودن این [[حدیث]]، صرفاً قول [[مجاهد]] است و قول او به [[تنهایی]] [[حجت]] نبوده و [[پذیرفتن]] آن [[واجب]] نیست. سپس مینویسد: «... این تفسیر از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده است که اگر بر فرض بپذیریم که نقل از وی صحیح است، قول مجاهد به تنهایی حجت و پذیرش آن بر همه [[مسلمانان]] واجب نیست. پس چگونه خواهد بود [استناد به این قول] اگر از او ثابت نشده باشد؟!<ref>{{عربی|والجواب من وجوه: أحدها: أنّ هذا لیس منقولاً عن النبیّ{{صل}}، وقول مجاهد وحده لیس بحجّة یجب اتباعها علی کلّ مسلم، لو کان هذا النقل صحیحاً عنه، فکیف إذا لم یکن ثابتاً عنه؟!}}؛ منهاج السنة، ج۷، ص۱۳۲.</ref> | |||
هر چند مرحوم علّامه در کتاب [[منهاج الکرامة]] این تفسیر را از مجاهد نقل کرده است، اما این تفسیر منحصر به مجاهد نیست. | |||
[[سید شرف الدین]] نیز این تفسیر را علاوه بر پنج [[امام]] از [[امامان اهل بیت]]{{عم}}، به افراد دیگری همچون [[ابن عباس]]، محمّد بن حنفیه، عبداللّه بن حسن، [[زید بن علی]] و دیگران نیز نسبت داده است. با این حال، دنباله روی ابن تیمیه چنان در [[تبعیت]] از پیشوای [[متعصب]] خود دچار [[تقلید کورکورانه]] شده است که بدون توجه به [[کلام]] [[شرف]] الدین، همان اشکالی را که ابن تیمیه به علّامه حلّی وارد ساخته عیناً [[تکرار]] کرده است. وی میگوید: به سند [[أبونعیم]] از مجاهد وارد شده {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}} یعنی علی. قول مجاهد به تنهایی ـ چنانچه نسبت این قول به او ثابت شود ـ حجت نیست، پس چگونه گفته وی را بپذیریم، در حالی که خلاف این قول از وی ثابت است<ref>{{عربی|من طریق أبی نعیم عن مجاهد {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}}، قال: علیّ. و قول [[مجاهد]] وحده لو ثبت عنه لیس بحجّة، کیف أو الثاقب عنه خلاف هذا}}.</ref>. | |||
[[مشاهده]] میشود که [[تقلید کورکورانه]] از [[ابن تیمیه]] باعث شده که وی نسبت این [[تفسیر]] به سایران را در [[کلام]] مرحوم [[سید]] ندیده و یا نادیده گرفته باشد. مرحوم [[شرف]] الدین گروهی از قائلان به این [[تفسیر]] را نام برده و برخی دیگر هم در کتاب وی ذکر نشدهاند. به عنوان نمونه [[حاکم حسکانی]] در [[شواهد التنزیل]]، به اسناد خود از ابوالطفیل، از [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[روایت]] میکند که فرمود: {{متن قرآن|وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ}} [[رسول]] خداست {{متن قرآن|صَدَّقَ بِهِ}} من هستم و تمامی [[مردم]] غیر از من و ایشان [[تکذیب]] کننده و کافرند<ref>{{عربی|وَ اَلَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ رسول الله وَ صَدَّقَ بِهِ أنا، والنّاس کلّهم مکذّبون کافرون غیری وغیره}}، شواهد التنزیل ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۵.</ref>. | |||
همچنین در تفسیر حبری، همین تفسیر از [[ابن عباس]] نقل شده است. حبری در تفسیر خود مینویسد: [[حسن بن حسین]] از حبان، از [[کلبی]]، از [[ابوصالح]]، از ابن عباس برای ما روایت کرد که دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ}} گفت: او [[رسول خدا]]{{صل}} است که [[صدق]] را آورده است و علی{{ع}} او را [[تصدیق]] کرده است<ref>{{عربی|حدّثنا حسن بن حسین، حدثنا حبّان، عن الکلبی، عن أبی صالح، عن ابن عباس: فی قوله {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}} هو [[رسول اللّه]]{{صل}} جاء بالصّدق، وعلیّ صدّق به}}. [[تفسیر الحبری]]، ج۱، ص۱۸۸. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۸۱، ح۸۱۴.</ref>. | |||
و بالاخره به عنوان نمونهای دیگر، میتوان به روایت [[ابوهریره]] در تفسیر این [[آیه]] اشاره کرد که [[سیوطی]] آن را از [[ابن مردویه]] نقل کرده است. وی در الدرّالمنثور به نقل از ابنمردویه، از ابوهریره مینویسد: [مراد از] {{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}} گفت: رسول خدا{{صل}} [و مراد از کسی که] {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِه}} گفت: [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>{{عربی|{{متن قرآن|وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ}} قال: رسول اللّه{{صل}}، {{متن قرآن|وَصَدَّقَ بِهِ}} قال: علیّ بن أبی طالب}}. الدرّالمنثور، ج۵، ص۳۲۸. همچنین ر.ک: [[مناقب]] علیّ بن أبیطالب وما نزل من القرآن فی علیّ، ص۳۱۴، ح۵۱۸ و ۳۱۵، ح۵۱۹ و ۵۲۰، به نقل از [[مجاهد]] و [[امام باقر]]؛ [[فتح القدیر]]، ج۴، ص۴۶۳ به نقل از [[مجاهد]]؛ [[تاریخ مدینة دمشق]]، ج۴۲، ص۳۶۰؛ [[معانی القرآن]] (نحاس)، ج۶، ص۱۷۵؛ [[تفسیر]] السمعانی، ج۴، ص۴۷۰ و منابع دیگر.</ref>. | |||
بنابراین تفسیر تنها از سوی [[مجاهد]] [[روایت]] نشده است، بلکه [[مفسران]] و [[قرآن پژوهان]] نامدار و مقبول نزد سنیان آن را از دیگران نیز روایت کردهاند. این نکته نیز در خور توجه است که روایت منقول از [[ابن عباس]] در تفسیر حبری از نظر [[سند معتبر]] و صحیح است<ref>سند این [[حدیث]] در [[حدیثی]] دیگر و در ذیل مباحث [[آیات غدیر]] ([[آیۀ تبلیغ]]) بررسی و اعتبار و صحتسند ثابت شده است؛ ر.ک: [[جواهر الکلام]] فی المعرفة الإمامة والإمام، ج۴، ص۲۱۸-۲۲۱.</ref> از این رو [[اهل تسنن]] باید به آن ملتزم شده، آن را بپذیرند<ref>سید علی میلانی، جواهر الکلام، ج۶، ص۲۱۷-۲۱۴.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||