بیداری در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بیداری | عنوان مدخل = بیداری | مداخل مرتبط = بیداری در قرآن - بیداری در عرفان اسلامی | پرسش مرتبط = }} ==بیداری گام نخست خودسازی== گام نخست در سیر و سلوک، بیداری است که رهایی از غفلت و گام نهادن در مسیر توبه و...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۲۲: خط ۲۲:
[[خداوند]] از انسان می‌خواهد هماره ذاکر خداوند باشد تا مذکور خدا قرار گیرد: {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ}}<ref>«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» سوره بقره، آیه ۱۵۲.</ref>. این ذکر باید دائمی و بسیار باشد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>؛ زیرا با ذکر بسیار و دایمی است که انسان از غفلت بیرون می‌آید؛ چراکه [[ظواهر]] هستی چنان است که موجبات غفلت از خدا را فراهم می‌آورد و انسان از مسیر خود دور می‌افتد؛ زیرا [[کمال مطلق]] که همان خدا است مقصود و مقصد انسان است و غفلت از وی به معنای غفلت از کمال مطلق و مقصد و مقصود است.
[[خداوند]] از انسان می‌خواهد هماره ذاکر خداوند باشد تا مذکور خدا قرار گیرد: {{متن قرآن|فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ}}<ref>«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» سوره بقره، آیه ۱۵۲.</ref>. این ذکر باید دائمی و بسیار باشد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>؛ زیرا با ذکر بسیار و دایمی است که انسان از غفلت بیرون می‌آید؛ چراکه [[ظواهر]] هستی چنان است که موجبات غفلت از خدا را فراهم می‌آورد و انسان از مسیر خود دور می‌افتد؛ زیرا [[کمال مطلق]] که همان خدا است مقصود و مقصد انسان است و غفلت از وی به معنای غفلت از کمال مطلق و مقصد و مقصود است.


از نظر [[آموزه‌های وحیانی اسلام]]، ذکر از جمله [[قرآن کریم]] و دیگر [[اذکار]] [[الهی]] به عنوان [[آیات]] [[رهایی‌بخش]] از غفلت عمل می‌کند و انسان را [[بیدار]] کرده و از [[خواب غفلت]] رها می‌سازد. از نظر [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} تمام آیات [[انذار]] و [[تبشیر]]، برای زدودن [[آثار غفلت]]، [[بیداری]] [[مردم]] از خواب غفلت و تنبه و [[تذکر]] نازل شده است؛ پس یکی از مهم‌ترین رسالت‌های [[پیامبران]]، بیداری و تنبه مردم بوده است؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَ إِلَيْكُمْ رَسُولًا لِيُزِيحَ بِهِ عِلَّتَكُمْ وَ يُوقِظَ بِهِ غَفْلَتَكُمْ}}<ref>بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۹۶؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق.</ref>؛ «ای [[مردم]]! [[خداوند]] [[پیامبری]] به سوی شما فرستاد تا به وسیله آن بیماری‌های [[[روحی]] و [[اخلاقی]]] شما را برطرف سازد و شما را از [[غفلت]]، [[بیدار]] نماید».
از نظر [[آموزه‌های وحیانی اسلام]]، ذکر از جمله [[قرآن کریم]] و دیگر [[اذکار]] [[الهی]] به عنوان [[آیات]] [[رهایی‌بخش]] از غفلت عمل می‌کند و انسان را [[بیدار]] کرده و از [[خواب غفلت]] رها می‌سازد. از نظر [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} تمام آیات [[انذار]] و [[تبشیر]]، برای زدودن [[آثار غفلت]]، [[بیداری]] [[مردم]] از خواب غفلت و تنبه و [[تذکر]] نازل شده است؛ پس یکی از مهم‌ترین رسالت‌های [[پیامبران]]، بیداری و تنبه مردم بوده است؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَ إِلَيْكُمْ رَسُولًا لِيُزِيحَ بِهِ عِلَّتَكُمْ وَ يُوقِظَ بِهِ غَفْلَتَكُمْ}}<ref>بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۹۶؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق.</ref>؛ «ای [[مردم]]! [[خداوند]] [[پیامبری]] به سوی شما فرستاد تا به وسیله آن [[بیماری‌های روحی]] و [[اخلاقی]]] شما را برطرف سازد و شما را از [[غفلت]]، [[بیدار]] نماید».
البته «ذکر»، از [[اعمال]] و صفات خاص [[انسان]] و [[جن]] است و دیگر موجودات که دارای [[اراده]] و [[اختیار]] نیستند، از ذکر نیز بهره‌ای نمی‌برند؛ چراکه غفلت و [[نسیان]] در آنان نیز راه نمی‌یابد. از این روست که ذکر تنها برای انسان و جن مطرح است؛ همچنان‌که غفلت و نسیان برای ایشان است؛ چراکه ذکر و غفلت از مصادیق عدم و [[ملکه]] هستند؛ زیرا در جایی [[کوری]] معنا می‌یابد که چیزی شأنیت [[بینایی]] را داشته باشد و چیزی که اصلاً شأنیت بینایی را ندارد، نمی‌توان نسبت به آن چیز «کوری» را ب ه کار برد و بر آن این واژه را اطلاق کرد. همچنین به کسی یا چیزی که ذکر برای او معنا ندارد، گفتن [[غافل]] و [[ناسی]] نسبت به او معنایی ندارد. از این روست که در [[قرآن]] «ذکر» برای دیگر موجودات به کار نرفته است؛ چنان‌که غفلت و نسیان به کار نرفته است.
البته «ذکر»، از [[اعمال]] و صفات خاص [[انسان]] و [[جن]] است و دیگر موجودات که دارای [[اراده]] و [[اختیار]] نیستند، از ذکر نیز بهره‌ای نمی‌برند؛ چراکه غفلت و [[نسیان]] در آنان نیز راه نمی‌یابد. از این روست که ذکر تنها برای انسان و جن مطرح است؛ همچنان‌که غفلت و نسیان برای ایشان است؛ چراکه ذکر و غفلت از مصادیق عدم و [[ملکه]] هستند؛ زیرا در جایی [[کوری]] معنا می‌یابد که چیزی شأنیت [[بینایی]] را داشته باشد و چیزی که اصلاً شأنیت بینایی را ندارد، نمی‌توان نسبت به آن چیز «کوری» را ب ه کار برد و بر آن این واژه را اطلاق کرد. همچنین به کسی یا چیزی که ذکر برای او معنا ندارد، گفتن [[غافل]] و [[ناسی]] نسبت به او معنایی ندارد. از این روست که در [[قرآن]] «ذکر» برای دیگر موجودات به کار نرفته است؛ چنان‌که غفلت و نسیان به کار نرفته است.
البته [[تسبیح]] [[الهی]] برای همه موجودات هستی ثابت و به [[آیات قرآنی]] [[اثبات]] شده است؛ چراکه همه هستی شأنیت تسبیح را دارا هستند. خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی می‌ستاید» سوره تغابن، آیه ۱؛ سوره جمعه، آیه ۱؛ سوره حشر، آیه ۲۴؛ سوره نور، آیه ۴۱.</ref>.
البته [[تسبیح الهی]] برای همه موجودات هستی ثابت و به [[آیات قرآنی]] [[اثبات]] شده است؛ چراکه همه هستی شأنیت تسبیح را دارا هستند. خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی می‌ستاید» سوره تغابن، آیه ۱؛ سوره جمعه، آیه ۱؛ سوره حشر، آیه ۲۴؛ سوره نور، آیه ۴۱.</ref>.
چنان‌که گفته شد، واژه [[یقظه]] در قرآن در [[تقابل]] با غفلت بیان نشده است؛ اما در [[روایات]] چندی از [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} واژه یقظه در برابر غفلت به کار رفته است. به عنوان نمونه، [[حضرت علی]]{{ع}} در توصیف [[پیامبران]] به مسئله [[بیداری]] و یقظه اشاره می‌کند و می‌فرماید: {{متن حدیث|فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ}}<ref>نهج‌البلاغه، محمد دشتی، ص۳۲۲.</ref>؛ «آنان [[چراغ هدایت]] را با [[نور]] بیداری در دیده‌ها و گوش‌ها و [[دل‌ها]] برافروختند».
چنان‌که گفته شد، واژه [[یقظه]] در قرآن در [[تقابل]] با غفلت بیان نشده است؛ اما در [[روایات]] چندی از [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} واژه یقظه در برابر غفلت به کار رفته است. به عنوان نمونه، [[حضرت علی]]{{ع}} در توصیف [[پیامبران]] به مسئله [[بیداری]] و یقظه اشاره می‌کند و می‌فرماید: {{متن حدیث|فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ}}<ref>نهج‌البلاغه، محمد دشتی، ص۳۲۲.</ref>؛ «آنان [[چراغ هدایت]] را با [[نور]] بیداری در دیده‌ها و گوش‌ها و [[دل‌ها]] برافروختند».


۲۲۷٬۴۰۲

ویرایش