بیداری در قرآن
بیداری گام نخست خودسازی
گام نخست در سیر و سلوک، بیداری است که رهایی از غفلت و گام نهادن در مسیر توبه و بازگشت در مسیر درست است؛ زیرا تا انسان گرفتار غفلت است، توبهای نخواهد داشت و گام در مسیر کمالی نخواهد گذاشت. بنابراین، بیداری مقدمه است و خود شاید منزلی از منازل عرفانی نباشد، ولی بیگمان مهمترین حالتی است که به انسان دست میدهد و او را نسبت به موقعیت خود در هستی آگاه میسازد. کسانی که به توبه به عنوان منازل، مقامات و منازل عرفانی اشاره کردهاند، نمیتوانند بیداری و یقظه را نادیده بگیرند؛ زیرا بدون بیداری و رهایی از غفلت نمیتوان، سخن از توبه و بازگشت به مسیر درست و راست کرد؛ چراکه غافل هرگز نمیتواند موقعیت درست و نادرست را تشخیص دهد و به تفسیر آن پردازد و محاسبه و سنجشی داشته باشد؛ پس چگونه میتواند تغییر رویه دهد و راه بازگشت را برگزیند، بنابراین، توبه جز با بیداری و رهایی از غفلت شدنی نیست.[۱]
بیداری، رهایی از غفلت
واژه عربی «یقظه» به معنای بیداری در اصل به معنای انتباه و توجه است. هر چند این واژه نسبت به خواب به کار رفته است؛ ولی در اصطلاح عرفانی - اخلاقی به معنای رهایی از غفلت و بیداری و هوشیاری نسبت به موقعیت خود است. از اینرو در تعریف یقظه گفتهاند: یقظه و بیداری از جمله مفاهیم خاص دینی و عرفانی است که در مقابل غفلت و بیتوجهی قرار دارد و لازمه رسیدن به مقام توبه و گام نهادن در وادی سلوک است. یقظه حالی است که با جذبه و عنایت الهی آغاز میشود و انقلابی درون انسان به پا میکند که او را با سلوکی عارفانه به کمال مطلوب میرساند. در فرهنگ مصطلحات عرفا، اصطلاح «یقظه» اینگونه تعریف شده است: «بیداری است از خواب غفلت و موجب آن واعظ الله و معرفت و تجلی انوار الهی است در قلوب که به واسطه اجابت دعوت هادیان الی طریق الحق و خدمت اولیاء الله حاصل میشود»[۲]. در واقع یقظه نقطه شروع تربیت معنوی است که با جذبه و عنایت الهی رخ میدهد «بیداری، جذب و کششی از سوی حقتعالی است»[۳]. و انسان غافل را به کمند عنایت حق از خواب مجازی به حقیقت ماورایی سوق میدهد و به برکت این بیداری از حیات طیبه برخوردار میسازد. مولوی میسراید: یقظه آمد نوم حیوانی نماند / انعکاس حس خود از لوح خواند[۴] «جذبه آسمانی تاریکیها را به روشنایی و کدورتها را به صفا بدل میکند، روح را آرامش میبخشد، حتی به جایی میرسد که خوف و اندیشه مرگ و شهادت را از دل میبرد»[۵].
یقظه ندایی الهی است که از پس حجابهای نفسانی و تعلقات مادی به گوش جان مینشیند و اگر زنگار ظلمت دل صیقل داده شود او را به مرتبه آینگی و کمال میرساند. ندای حق همیشه تکرار میشود تا انسان مجذوب را به سوی خویش فراخواند. «محبت و عشق کمند جاذبهای است که مشیت حق سالک را بدان وسیله در طلب میآورد. عاشق را جذبه معشوق به عشق و طلب میکشاند و تا این جذبه در کار نباشد، محبت در قلب سالک تایب راه پیدا نمیکند»[۶]. البته اصطلاح یقظه و بیداری یک اصطلاح قرآنی نیست، ولی نزدیکترین واژه به مفهوم اصطلاحی بیداری، همان واژه قرآنی «ذکر» است[۷]. ذکر به معنای یادداشتن زمانی رخ میدهد که انسان از غفلت و نسیان رها باشد. خداوند در تقابل میان ذکر و غفلت به این مهم اشاره داشته و مثلاً میفرماید: ﴿وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ﴾[۸].
پس غافل در تقابل با ذاکر قرار دارد و کسی که ذاکر است دیگر غافل نیست؛ انسان وقتی نسبت به چیزی آگاهی یافت و توجه و اهتمام نسبت به آن روا داشت، از غفلت بیرون میآید؛ چنانکه خدا در جایی دیگر میفرماید: ﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ﴾[۹]. پس ذکر چیزی به معنای رهایی از غفلت است و کسی ذاکر است که غافل نباشد و در مرتبه انتباه و توجه و التفات به چیزی باشد. خدا قرآن را به عنوان ذکر دانسته است؛ زیرا انسان را از غفلت نسبت به خدا و جهانها بیرون میآورد[۱۰]. خداوند از انسان میخواهد هماره ذاکر خداوند باشد تا مذکور خدا قرار گیرد: ﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ﴾[۱۱]. این ذکر باید دائمی و بسیار باشد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا﴾[۱۲]؛ زیرا با ذکر بسیار و دایمی است که انسان از غفلت بیرون میآید؛ چراکه ظواهر هستی چنان است که موجبات غفلت از خدا را فراهم میآورد و انسان از مسیر خود دور میافتد؛ زیرا کمال مطلق که همان خدا است مقصود و مقصد انسان است و غفلت از وی به معنای غفلت از کمال مطلق و مقصد و مقصود است.
از نظر آموزههای وحیانی اسلام، ذکر از جمله قرآن کریم و دیگر اذکار الهی به عنوان آیات رهاییبخش از غفلت عمل میکند و انسان را بیدار کرده و از خواب غفلت رها میسازد. از نظر امیرمؤمنان امام علی(ع) تمام آیات انذار و تبشیر، برای زدودن آثار غفلت، بیداری مردم از خواب غفلت و تنبه و تذکر نازل شده است؛ پس یکی از مهمترین رسالتهای پیامبران، بیداری و تنبه مردم بوده است؛ چنانکه امیرمؤمنان علی(ع) فرموده است: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَ إِلَيْكُمْ رَسُولًا لِيُزِيحَ بِهِ عِلَّتَكُمْ وَ يُوقِظَ بِهِ غَفْلَتَكُمْ»[۱۳]؛ «ای مردم! خداوند پیامبری به سوی شما فرستاد تا به وسیله آن بیماریهای روحی و اخلاقی] شما را برطرف سازد و شما را از غفلت، بیدار نماید». البته «ذکر»، از اعمال و صفات خاص انسان و جن است و دیگر موجودات که دارای اراده و اختیار نیستند، از ذکر نیز بهرهای نمیبرند؛ چراکه غفلت و نسیان در آنان نیز راه نمییابد. از این روست که ذکر تنها برای انسان و جن مطرح است؛ همچنانکه غفلت و نسیان برای ایشان است؛ چراکه ذکر و غفلت از مصادیق عدم و ملکه هستند؛ زیرا در جایی کوری معنا مییابد که چیزی شأنیت بینایی را داشته باشد و چیزی که اصلاً شأنیت بینایی را ندارد، نمیتوان نسبت به آن چیز «کوری» را ب ه کار برد و بر آن این واژه را اطلاق کرد. همچنین به کسی یا چیزی که ذکر برای او معنا ندارد، گفتن غافل و ناسی نسبت به او معنایی ندارد. از این روست که در قرآن «ذکر» برای دیگر موجودات به کار نرفته است؛ چنانکه غفلت و نسیان به کار نرفته است. البته تسبیح الهی برای همه موجودات هستی ثابت و به آیات قرآنی اثبات شده است؛ چراکه همه هستی شأنیت تسبیح را دارا هستند. خداوند میفرماید: ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾[۱۴]. چنانکه گفته شد، واژه یقظه در قرآن در تقابل با غفلت بیان نشده است؛ اما در روایات چندی از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) واژه یقظه در برابر غفلت به کار رفته است. به عنوان نمونه، حضرت علی(ع) در توصیف پیامبران به مسئله بیداری و یقظه اشاره میکند و میفرماید: «فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ»[۱۵]؛ «آنان چراغ هدایت را با نور بیداری در دیدهها و گوشها و دلها برافروختند».
چنانکه ایشان درباره فلسفه و هدف بعثت پیامبر مکرم اسلام(ص) میفرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَ إِلَيْكُمْ رَسُولًا لِيُزِيحَ بِهِ عِلَّتَكُمْ وَ يُوقِظَ بِهِ غَفْلَتَكُمْ». چنانکه معلوم است این فلسفه تنها فلسفه بعثت پیامبر(ص) نیست بلکه همه پیامبران برای بیداری مردمان از غفلت مأمور بودند؛ زیرا هدف پیامبران، تعلیم و تزکیه بود تا مردم خود، خدا و خلقت را بشناسند و نسبت خود را با آنها دریافته و برای رسیدن به کمال و رهایی از نقص طبق برنامه وحیانی قرآن عمل کنند[۱۶]. امام حسن مجتبی(ع) نیز در سخنرانی خویش با مردم کوفه میفرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ تَيَقَّظُوا مِنْ رَقْدَةِ الْغَفْلَةِ وَ مِنْ تَكَاثُفِ الظُّلْمَةِ»[۱۷]؛ «ای مردم از خواب و بستر غفلت بیدار شوید و از پردههای ظلمت بیرون آیید». البته امام صادق(ع) واژه غفلت را در برابر تذکر و واژه یقظه را در برابر سهو به کار برده و فرموده است: «فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ مَكَانَ نُقْصَانِهَا تَمَاماً وَ عَجَلَتِي تَثَبُّتاً وَ تَمَكُّناً وَ سَهْوِي تَيَقُّظاً وَ غَفْلَتِي تَذَكُّراً وَ كَسَلِي نَشَاطاً»[۱۸]. امیرمؤمنان امام علی(ع) بارها خواهان بیداری از خواب غفلت میشود و مثلاً میفرماید: «أَ مَا مِنْ دَائِكَ بُلُولٌ أَمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمَتِكَ يَقَظَةٌ»[۱۹]؛ «آیا درد تو را درمان و خواب تو را بیداری نیست؟» یا میفرماید: «أَلَا مُسْتَيْقِظٌ مِنْ غَفْلَتِهِ قَبْلَ نَفَادِ مُدَّتِهِ»[۲۰]؛ «آیا بیداری از غفلت پیش از پایان مدت نیست؟!».
ایشان در جای دیگری فرمودند: «وَ كَيْفَ لَا يُوقِظُكَ خَوْفُ بَيَاتِ نِقْمَةٍ وَ قَدْ تَوَرَّطْتَ بِمَعَاصِيهِ مَدَارِجَ سَطَوَاتِهِ فَتَدَاوَ مِنْ دَاءِ الْفَتْرَةِ فِي قَلْبِكَ بِعَزِيمَةٍ وَ مِنْ كَرَى الْغَفْلَةِ فِي نَاظِرِكَ بِيَقَظَةٍ وَ كُنْ لِلَّهِ مُطِيعاً وَ بِذِكْرِهِ آنِساً»[۲۱]؛ «و چگونه ترس از فرود آمدن بلای به یک معنی میتوان گفت که تمام آیات انذار و تبشیر، برای زدودن آثار غفلت، بیداری مردم از خواب غفلت و تنبه و تذکر نازل شده است». در موارد پیش گفته و نیز جاهای دیگر امامان معصوم(ع) غفلت را همانند خواب یا مستی دانسته و خواهان تذکر و بیداری و التفات میشوند. مثلاً امیرمؤمنان امام علی(ع) میفرماید: «سُكْرُ الْغَفْلَةِ وَ الْغُرُورِ أَبْعَدُ إِفَاقَةً مِنْ سُكْرِ الْخُمُورِ»[۲۲]؛ «بیداری از مستی و فریب دنیا سختتر و دورتر از هوش آمدن از مستی شراب است». از نظر آن حضرت(ع) بیداری و یقظه همانند چراغی است که شخص را از تاریکی بیرون میآورد و در فضای روشن قرار میدهد: «فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ»[۲۳]. از نظر قرآن کسانی که به ظاهر زندگی چسبیده و از باطن و ملکوت آن غافل هستند، در حقیقت غافل از حقیقت هستند. خدای متعال میفرماید: ﴿يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ﴾[۲۴]. اصولاً غفلت نسبت به چیزی است که در برابر آدمی است، ولی توجه و التفاتی نسبت به آن ندارد. کسانی که به ظاهر زندگی و دنیا توجه دارند، از خدا غافل میشوند در حالی که خدا در همه هستی ظهور حقیقی دارد، چنانکه امیرمؤمنان امام علی(ع) میفرماید: «مَا رَأَيْتُ شَيْئاً إِلَّا وَ رَأَيْتُ اللَّهَ قَبْلَهُ وَ مَعَهُ»[۲۵]؛ «هیچ چیز را ندیدم، جز آنکه خدا را پیش از آن و با آن مشاهده نمودم».[۲۶]
مراتب سهگانه یقظه
صدیقین ۳ مرتبه برای یقظه قائل شدهاند:
- اولین مرتبه از مراتب یقظه ملاحظه و لحاظ قلبانی است. قلب انوار الهی را درک میکند اما نمیتواند آنها را هضم کند. عاجز است از درک صحیح مواهب الهی اما از حدّ و مرز نعم باطنی و حقیقی الهیه، وقوف پیدا میکند که نمیتواند چیزی را از نعمتهای سرمدی الهی به دست بیاورد، ملتفت میشود که معرفت نعم الهیه را هنوز عیاناً و جداً به دست نیاورده است، و در درک معارف ناتوان است.
- مرتبه دوم پس از ورود به عالم یقظه بررسی گذشته است. انسان آثار گناهان خود را به خوبی درک کرده و از خطرات عالم غفلت و غوطهور بودن در آن آگاه میشود. وی در مییابد که نتوانسته از فرصتها استفاده کند. برای مثال انسان به خود خواهد گفت که ۷۰ سال دارم، اما هنوز هم که هنوز است در حال درجا زدن هستم، در نفس اماره و موسوله ماندهام، هنوز هم که هنوز است از آن خلاصی پیدا نکردهام.
- سوم اینکه انسان نتایج اعمال خود را بررسی کرده و از خود میپرسد که من چه کردهام، این عمر عزیز را کجا سپری کردهام وَ مِنَ الاتِّصالِ إِلَى اللهِ أَوْ عَدَمِهِ وَ عَدَمِ تَدارُكِ مَا فاتَ مِنْ عُمُرِي، هیچ کار نکردم، تأمین نکردم باقی عمرم را تدارک ننمودم.
امام خمینی در دوران اقامتشان در نجف اشرف خطاب به طلاب میفرمودند: «تا کی میخواهید در خواب غفلت به سر برید و در فساد و تباهی غوطه ور باشید؟ از خدا بترسید و از عواقب امور بپرهیزید! از خواب غفلت بیدار شوید، شما هنوز بیدار نشدید، هنوز قدم اول را برنداشتید. قدم اول در سلوک، یقظه است؛ ولی شما در خواب به سر میبرید. چشمها باز است و دلها در خواب فرو رفته است. اگر دلها خوابآلود و قلبها بر اثر گناه سیاه و زنگزده نمیشد، اینطور آسوده خاطر و بیتفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمیدادید. اگر قدری در امور اخروی و عقبات هولناک آن فکر میکردید، به تکالیف و مسئولیتهای سنگینی که بر دوش شما است بیشتر اهمیت میدادید».
امام خمینی میفرمایند: «بدان که اول منزل از منازل انسانیت، منزل یقظه و بیداری است؛ چنانکه مشایخ اهل سلوک در منازل سالکان بیان فرمودهاند. و از برای این منزل، چنانکه شیخ عظیمالشأن شاهآبادی بیان فرمودند، ده بیت است که اکنون در مقام تعداد آن نیستیم؛ ولی آنچه اکنون لازم است بیان شود، این است که انسان تا تنبه پیدا نکند که مسافر است و لازم است از برای او سیر، و دارای مقصد است و باید به طرف آن مقصد ناچار حرکت کند و حصول مقصد ممکن است، «عزم» برای او حاصل نشود و دارای اراده نگردد. و هر یک از این امور دارای بیان و شرحی است که به ذکر آن اگر بپردازیم، به طول انجامد»[۲۷]. انسان غافل همانند ناسی و فراموشکار گرفتار خودفراموشی نیز میشود؛ زیرا کسی که از حقیقت به ویژه حق مطلق یعنی خدای تبارک و تعالی و اهداف و فلسفه خلقت غافل و گرفتار فراموشی است، موقعیت خود را نیز نمیشناسد و خود را نیز به دست فراموشی میسپارد. از این روست که خداوند میفرماید: ﴿وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾[۲۸]. انسان غافل به دلایلی چون کمی مواظبت و هشیاری[۲۹]، گرفتار نوعی فراموشی، سهو و بیخبری، نادانی، بیپروایی، سهلانگاری، عدم اعتنا و التفات به مسائلی است که در خود و پیرامونش میگذرد.
این شخص، به سبب این امور، همچنین گرفتار ارتداد[۳۰]، انحطاط و سقوط[۳۱]، انکار آخرت و دلبستگی به مادیات و دنیا[۳۲]، پیروی از هواهای نفسانی از شهوت و غضب[۳۳]، ترک آموزههای دستوری خدا و قرآن[۳۴]، تکبر و خودبرتربینی[۳۵]، تکذیب پیامبران[۳۶]، غفلت از دشمنان و تهاجم آنان[۳۷]، حسرت[۳۸]، خسران و زیان[۳۹]، فریفتگی[۴۰]، گناه و گمراهی[۴۱]، فقدان بصیرت[۴۲] و محرومیت از رشد[۴۳] و امور دیگری میشود که جز بدبختی و شقاوت نصیبی برای آدمی ندارد و حتی از نظر آرامش و آسایش در دنیا با سختی مواجه خواهد شد.
عواملی که در غفلت انسان نقش دارد اموری چند از جمله آرزوهای باطل[۴۴]، برخورداری از دنیا و مادیات آن[۴۵]، ترک عقل[۴۶]، تزیین اعمال زشت به نیک[۴۷]، دنیاطلبی[۴۸]، سطحینگری[۴۹]، فریبایی دنیا[۵۰]، موقعیت برتر[۵۱]، مهر شدن قوای ادراکی و شناختی[۵۲] و مانند آنهاست. کسی که به مقام یقظه و بیداری میرسد از غفلت بیرون میآید و در مییابد که موقعیت او در هستی چگونه است و در چه مسیری باید قرار گیرد که شامل توبه از راه نادرست نیز میشود. البته از آن جایی که غفلت در هر مرحلهای به سراغ آدمی میآید، بیداری و هوشیاری نسبت به عوامل غفلت در همه مراحل و منازل سیر و سلوک لازم است تا گرفتار نشود.[۵۳]
منابع
پانویس
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۳.
- ↑ سجادی، سید جعفر، فرهنگ مصطلحات عرفا، چاپ اول، تهران بوذر جمهوری، ۱۳۳۹، ص۴۲۹.
- ↑ شجاعی، محمد، مقالات چاپ هشتم، تهران، سروش، ۱۳۸۸، ج۲، ص۵۳.
- ↑ مولوی بلخی رومی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۴، ج۴، ص۱۵۲۴.
- ↑ همایی، جلالالدین، مولوی چه میگوید، چاپ نهم، هما، تهران، ۱۳۷۶، ص۶۳۵.
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین، سرنی، ص۲۸۰.
- ↑ بقره، آیه ۱۵۲.
- ↑ «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.
- ↑ «ما با این قرآن که به تو وحی کردهایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان میگوییم و بیگمان تو پیش از آن از ناآگاهان بودی» سوره یوسف، آیه ۳.
- ↑ انعام، آیه ۹۰؛ تکویر، آیه ۲۷؛ یوسف، آیه ۱۰۴؛ قلم، آیه ۵۲؛ ص، آیه ۸۷.
- ↑ «پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم» سوره بقره، آیه ۱۵۲.
- ↑ «ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید» سوره احزاب، آیه ۴۱.
- ↑ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۹۶؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق.
- ↑ «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خداوند را به پاکی میستاید» سوره تغابن، آیه ۱؛ سوره جمعه، آیه ۱؛ سوره حشر، آیه ۲۴؛ سوره نور، آیه ۴۱.
- ↑ نهجالبلاغه، محمد دشتی، ص۳۲۲.
- ↑ ﴿قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾ «گفتیم: همه از آن (بهشت فرازین) فرود آیید، آنگاه اگر از من به شما رهنمودی رسید، کسانی که از رهنمود من پیروی کنند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره بقره، آیه ۳۸.
- ↑ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۶۷.
- ↑ بحارالأنوار، ج۸۳، ص۱۴.
- ↑ نهجالبلاغه، الخطبه ۲۲۳.
- ↑ غررالحکم، ح۲۷۵۲.
- ↑ نهجالبلاغه، ص۲۳۲، خطبه ۲۲۳.
- ↑ غررالحکم، ح۵۶۵۱.
- ↑ نهجالبلاغه، الخطبه ۲۲۲.
- ↑ «نمایی از زندگانی این جهان را میشناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.
- ↑ مفتاح الفلاح، ص۳۶۷.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۳.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، ح۱۰، ص۱۷۴؛ برگرفته از: عارف کامل، ص۱۲۷-۱۲۸.
- ↑ «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد؛ آنانند که نافرمانند» سوره حشر، آیه ۱۹.
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۶۰۹، «غفل».
- ↑ ﴿مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾ «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت * آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوستتر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دلها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند» سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۸.
- ↑ ﴿سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ﴾ «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی میورزند از نشانههای خود روگردان خواهم کرد و هر نشانهای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانههای ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶؛ ﴿وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت آگاهاند که هنگام رستخیز کسی را بر آنان برمیانگیزد تا بدترین عذاب را به آنها بچشاند؛ بیگمان پروردگارت زودکیفر است و به راستی او آمرزندهای بخشاینده است» سوره اعراف، آیه ۱۶۷؛ ﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾ «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ﴾ «به یقین آنان که لقای ما را امید نمیبرند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانههای ما غافلند» سوره یونس، آیه ۷؛ ﴿عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ﴾ «که همگونههایتان را جایگزین شما گردانیم و شما را در آنچه نمیدانید، باز آفرینیم * و به یقین، شما آفرینش نخستین (خود) را شناختهاید، پس چرا پند نمیپذیرید؟» سوره واقعه، آیه ۶۱-۶۲.
- ↑ ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا﴾ «و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.
- ↑ ﴿فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ * فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ﴾ «آنگاه کار (دین) خود را در میان خویش پارهپاره کردند؛ هر گروهی بدانچه خود دارد شادمان است * پس آنان را چندی در تنگنایی که در آنند واگذار!» سوره مؤمنون، آیه ۵۳-۵۴.
- ↑ ﴿سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ﴾ «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی میورزند از نشانههای خود روگردان خواهم کرد و هر نشانهای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانههای ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.
- ↑ ﴿كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ * فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ * وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ﴾ «کسانی که پیش از آنان بودند (پیامبران را) دروغگو شمردند آنگاه عذاب از جایی که در نمییافتند به سراغشان آمد * آنگاه خداوند در زندگانی این جهان به آنان خواری چشانید و اگر میدانستند عذاب جهان واپسین بزرگتر است * و در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی آوردهایم باشد که پند گیرند» سوره زمر، آیه ۲۵-۲۷.
- ↑ ﴿وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا﴾ «و (به هنگام خطر) چون در میان ایشان بودی و برای آنان نماز برپا داشتی باید گروهی از ایشان با تو (به نماز) ایستند و جنگافزارهایشان را (نیز) با خود بردارند و چون به سجده روند (و رکعت دیگر را فرادی تمام کنند) باید پس شما بایستند و پس از آن دسته دیگری که نماز نخواندهاند با تو نماز بگزارند و (اینان نیز) باید آمادگی (خود را حفظ کنند) و جنگافزارهای خودشان را با خود بردارند؛ کافران دوست میدارند که شما از جنگافزارها و بار و بنه خویش غفلت ورزید و آنان با یک تاخت بر شما بتازند؛ و اگر از باران در سختی باشید با بیمار شوید، گناهی بر شما نیست که جنگافزارها را با خود برندارید و (به هر روی) آمادگیتان را حفظ کنید؛ خداوند برای کافران عذابی خواریآفرین آماده کرده است» سوره نساء، آیه ۱۰۲.
- ↑ ﴿فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ﴾ «آنگاه از میان ایشان چند دسته اختلاف ورزیدند؛ وای بر کافران از دیدارگاه روزی سترگ!» سوره مریم، آیه ۳۷؛ ﴿وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ﴾ «و روز دریغ را به آنان هشدار ده! آنگاه که کار یکسره شود و آنان در غفلت باشند و ایمان نیاورند» سوره مریم، آیه ۳۹؛ ﴿وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ﴾ «و آن وعده راستین نزدیک شود و ناگاه دیدگان کافران خیره گردد (و بگویند:) وای بر ما که از این (امر) در ناآگاهی به سر میبردیم بلکه ستمکاره بودیم» سوره انبیاء، آیه ۹۷.
- ↑ ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ * لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ﴾ «آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوستتر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دلها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند * ناگزیر چنین است که آنان در جهان واپسین زیانکارند» سوره نحل، آیه ۱۰۷-۱۰۹.
- ↑ ﴿يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ * ذَلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ﴾ «ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند * آن از این روست که (سنّت) پروردگارت (این است که) نابود کننده شهرها به ستم- در حال بیخبری مردم آن (شهر) ها- نبوده است» سوره انعام، آیه ۱۳۰-۱۳۱.
- ↑ ﴿إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ * أُولَئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾ «به یقین آنان که لقای ما را امید نمیبرند و به زندگی این جهان خشنود و به آن دلگرمند و آنان که از نشانههای ما غافلند * به سزای آنچه میکردند، جایگاهشان آتش است» سوره یونس، آیه ۷-۸؛ ﴿وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ﴾ «و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از ایشان گفتند: چرا قومی را پند میدهید که خداوند یا آنان را نابود یا به سختی عذاب خواهد کرد؟ گفتند: تا عذری نزد پروردگارتان گردد و باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره اعراف، آیه ۱۶۴؛ و آیات دیگر.
- ↑ ﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا * قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى﴾ «و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت * میگوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا برانگیختی در حالی که من بینا بودم؟ * فرمود: بدینگونه بود که نشانههای ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردی و همانگونه امروز تو فراموش میگردی» سوره طه، آیه ۱۲۴-۱۲۶؛ ﴿لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴾ «به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.
- ↑ ﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا * قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى﴾ «و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت * میگوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا برانگیختی در حالی که من بینا بودم؟ * فرمود: بدینگونه بود که نشانههای ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردی و همانگونه امروز تو فراموش میگردی» سوره طه، آیه ۱۲۴-۱۲۶؛ ﴿لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴾ «به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.
- ↑ ﴿رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ * ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ﴾ «بسا کافران آرزو کنند که مسلمان میبودند * آنان را واگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزو سرگرمشان دارد، زودا که بدانند» سوره حجر، آیه ۲-۳.
- ↑ ﴿قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ﴾ «بگو چه کسی شب و روز شما را از (عذاب) (خداوند) بخشنده در پناه میگیرد؟ باری، آنان از یاد پروردگارشان رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۴۲؛ ﴿بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ﴾ «بلکه، اینان و پدرانشان را بهرهمند کردیم چندان که زندگانی دراز یافتند؛ آیا نمیبینند که ما به (سر) زمین (کفر) میآییم، از پیرامونهای آن میکاهیم، آیا باز آنان پیروز خواهند شد؟» سوره انبیاء، آیه ۴۴.
- ↑ ﴿وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴾ «و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بیگمان برای کسانی که پرهیزگاری میورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲؛ ﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الْأَدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثَاقُ الْكِتَابِ أَنْ لَا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَدَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴾ «پس از آنان، جانشینانی آمدند که کتاب (آسمانی) را به ارث بردند؛ کالای ناپایدار این جهان فروتر را میگیرند و میگویند: به زودی (توبه میکنیم و) آمرزیده خواهیم شد و اگر باز کالای ناپایداری مانند آن به دستشان برسد آن را میگیرند! آیا از اینان در کتاب (تورات) پیمان گرفته نشده است که جز حقّ به خداوند نسبت ندهند؟ در حالی که آنچه در آن (کتاب) است آموختهاند و سرای واپسین برای آنان که پرهیزگاری میورزند بهتر است؛ آیا خرد نمیورزید؟» سوره اعراف، آیه ۱۶۹.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ * فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ «و به یقین برای امّتهایی که پیش از تو بودند (پیامبرانی) فرستادیم و آنان را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند * پس چرا آنگاه که خشم ما به سراغشان آمد لابه نکردند؟ لیکن (در حقیقت) دلهایشان سخت شد و شیطان، کاری را که انجام میدادند برای آنان آراست» سوره انعام، آیه ۴۲-۴۳.
- ↑ ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾ «آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوستتر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دلها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند» سوره نحل، آیه ۱۰۷-۱۰۸.
- ↑ ﴿يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ﴾ «نمایی از زندگانی این جهان را میشناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.
- ↑ ﴿يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ﴾ «نمایی از زندگانی این جهان را میشناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.
- ↑ ﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا﴾ «و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کسانی که کفر ورزیدهاند به کسانی که ایمان دارند میگویند: کدام یک از (ما) دو گروه دارای جایگاهی بهتر و محفلی آراستهتر است؟» سوره مریم، آیه ۷۳؛ ﴿قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضْعَفُ جُنْدًا﴾ «بگو: کسانی که در گمراهی به سر برند، باید که (خداوند) بخشنده به (زمان و مهلت) آنها نیک افزونی دهد تا آنگاه که آنچه را به آنان وعده دادهاند- یا عذاب یا رستخیز- ببینند و خواهند دانست چه کسی دارای جایگاهی بدتر و سپاهی ناتوانتر است» سوره مریم، آیه ۷۵.
- ↑ ﴿مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾ «بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت * آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوستتر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند * آنان کسانی هستند که خداوند بر دلها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده است و همانانند که غافلند» سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۸؛ ﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾ «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۲۹.