طبقهنویسی: تفاوت میان نسخهها
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
یکی از گونههای | یکی از گونههای [[شرححالنویسی]]، آثاری که بر محور طبقات نوشته شده و همین طبقات هم در شکلها و با معیارهای مختلف تنظیم گشته است. یکی از قدیمترین آنها «طبقات» [[ابن سعد]] است که آغاز آن دو جلد، [[سیره نبوی]]، و در ادامه شرح حال [[صحابه]] و [[تابعین]] بر محور سابقه در [[اسلام]]، [[شهرها]]، [[زمان]] و تاریخ و مجلد آخر در شرح حال [[زنان]] است. طبقات [[خلیفة بن خیاط]] نیز نوعی دیگر از کتابهای [[تراجم]] است. ما در جای دیگری درباره مفهوم طبقه سخن خواهیم گفت. | ||
چنانکه [[بشار عواد]] در مقاله [[تاریخ علم رجال]] آورده- معنای مشخص و محصلی ندارد. محور اصلی در مفهوم طبقه، علمای همطبقه و همسن و سالاند که از سلسله مشایخی که طبقه قبلی آنانند، [[حدیث]] شنیده و برای سلسله شاگردان طبقه بعدی، حدیث نقل کردهاند. در این تقسیم، طبقه، معمولاً حدود سی سال را شامل میشود. با این حال، [[دقت]] خاصی در این مفهوم وجود ندارد. نخستین طبقاتی که در [[تاریخ اسلام]] اهمیت یافت، تقسیم نسلهای اول به صحابه، تابعین و [[اتباع]] تابعین است. البته گاه صحابه را نیز به دو طبقه یا حتی سه طبقه مستقل تقسیم میکردند. کهنترین کتابها در این زمینه، [[طبقات ابن سعد]] و خلیفة بن خیاط است، طرح جامع ابن سعد برای تقسیم طبقات صحابه تا علمای اواخر [[قرن دوم]] بر اساس [[نسل]] و [[شهر]]، یکی از نخستین و [[جامعترین]] طرحهایی است که درباره شرححالنویسی بر اساس طبقات ارائه شده است. با این حال مفهوم طبقه در ابن سعد، گاه دقیقاً بر اساس تقسیم افراد بر حسب سال نیست، بلکه [[ایمان آوردن]] در [[مکه]]، [[بدری]] یا احدی بودن یا اسلام قبل از فتح یا بعد از آن، از معیارهایی است که سبب شده گفته شود او طبقات [[صحابه]] را به سه تا پنج طبقه تقسیم کرده است. | چنانکه [[بشار عواد]] در مقاله [[تاریخ علم رجال]] آورده- معنای مشخص و محصلی ندارد. محور اصلی در مفهوم طبقه، علمای همطبقه و همسن و سالاند که از سلسله مشایخی که طبقه قبلی آنانند، [[حدیث]] شنیده و برای سلسله شاگردان طبقه بعدی، حدیث نقل کردهاند. در این تقسیم، طبقه، معمولاً حدود سی سال را شامل میشود. با این حال، [[دقت]] خاصی در این مفهوم وجود ندارد. نخستین طبقاتی که در [[تاریخ اسلام]] اهمیت یافت، تقسیم نسلهای اول به صحابه، تابعین و [[اتباع]] تابعین است. البته گاه صحابه را نیز به دو طبقه یا حتی سه طبقه مستقل تقسیم میکردند. کهنترین کتابها در این زمینه، [[طبقات ابن سعد]] و خلیفة بن خیاط است، طرح جامع ابن سعد برای تقسیم طبقات صحابه تا علمای اواخر [[قرن دوم]] بر اساس [[نسل]] و [[شهر]]، یکی از نخستین و [[جامعترین]] طرحهایی است که درباره شرححالنویسی بر اساس طبقات ارائه شده است. با این حال مفهوم طبقه در ابن سعد، گاه دقیقاً بر اساس تقسیم افراد بر حسب سال نیست، بلکه [[ایمان آوردن]] در [[مکه]]، [[بدری]] یا احدی بودن یا اسلام قبل از فتح یا بعد از آن، از معیارهایی است که سبب شده گفته شود او طبقات [[صحابه]] را به سه تا پنج طبقه تقسیم کرده است. | ||
نسخهٔ ۱۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۴
مقدمه
یکی از گونههای شرححالنویسی، آثاری که بر محور طبقات نوشته شده و همین طبقات هم در شکلها و با معیارهای مختلف تنظیم گشته است. یکی از قدیمترین آنها «طبقات» ابن سعد است که آغاز آن دو جلد، سیره نبوی، و در ادامه شرح حال صحابه و تابعین بر محور سابقه در اسلام، شهرها، زمان و تاریخ و مجلد آخر در شرح حال زنان است. طبقات خلیفة بن خیاط نیز نوعی دیگر از کتابهای تراجم است. ما در جای دیگری درباره مفهوم طبقه سخن خواهیم گفت.
چنانکه بشار عواد در مقاله تاریخ علم رجال آورده- معنای مشخص و محصلی ندارد. محور اصلی در مفهوم طبقه، علمای همطبقه و همسن و سالاند که از سلسله مشایخی که طبقه قبلی آنانند، حدیث شنیده و برای سلسله شاگردان طبقه بعدی، حدیث نقل کردهاند. در این تقسیم، طبقه، معمولاً حدود سی سال را شامل میشود. با این حال، دقت خاصی در این مفهوم وجود ندارد. نخستین طبقاتی که در تاریخ اسلام اهمیت یافت، تقسیم نسلهای اول به صحابه، تابعین و اتباع تابعین است. البته گاه صحابه را نیز به دو طبقه یا حتی سه طبقه مستقل تقسیم میکردند. کهنترین کتابها در این زمینه، طبقات ابن سعد و خلیفة بن خیاط است، طرح جامع ابن سعد برای تقسیم طبقات صحابه تا علمای اواخر قرن دوم بر اساس نسل و شهر، یکی از نخستین و جامعترین طرحهایی است که درباره شرححالنویسی بر اساس طبقات ارائه شده است. با این حال مفهوم طبقه در ابن سعد، گاه دقیقاً بر اساس تقسیم افراد بر حسب سال نیست، بلکه ایمان آوردن در مکه، بدری یا احدی بودن یا اسلام قبل از فتح یا بعد از آن، از معیارهایی است که سبب شده گفته شود او طبقات صحابه را به سه تا پنج طبقه تقسیم کرده است.
بعدها طبقه به معنای تراجم به کار رفت و این کلمه در عناوینی مانند طبقات الشافعیه از سُبکی و طبقات الحنابله ابن ابی یعلی، الجواهر المضیئة فی طبقات الحنفیة از محیی الدین عبدالقادر بن محمد قرشی حنفی (۶٩۶ - ٧٧۵) و الطبقات السنیة فی تراجم الحنفیه از تقی الدین بن عبدالقادر تمیمی الداری حنفی (م ۱۰۰۵ یا ۱۰۱۰)، به کار رفته اما ترتیب سال رعایت نشده است. در اینجا طبقه، یعنی شرح حال علمایی که تعلق به این مذاهب دارند. همین معنا از طبقات درباره کتابهای شرح حال قشرهای دیگر مانند شعرا، اطباء، حکما، قضات و غیره هم بکار رفته است. طبقات فحول الشعراء از محمد بن سلام جمحی (م ۲۳۰) و آثاری با عناوین طبقات المفسرین یا طبقات الاطباء نیز از این دست است. بسیاری از کتابهای شرح حال هم نام طبقات ندارد اما اختصاص به مشاغل خاص دارد، چنانکه کتاب الولاة والقضات ابوعمر احمد کندی (م ٣۵٠) یا الورزاء و الکُتّاب جهشیاری چنیناند.
نکته مهم از نظر نوشتار حاضر این است که علم تراجم یا طبقات، با کار تاریخنگاری عمومی تلفیق شده است؛ چنانکه حاصل این تلفیق پدید آمدن آثار گرانبهای تاریخی - تراجمی است که نمونههای برجستهای از آثار تاریخی در جهان اسلام به شمار میآیند. مهمترین آنها که جنبه تراجمی آن غلبه دارد، تاریخ الاسلام ذهبی است. کتاب البدایة و النهایه رنگ تاریخیتری دارد. یک نمونه قدیمیتر، ذیل المذیل از طبری است که به عنوان یک جلد مستقل در پایان تاریخ او آمده است.[۱]
- ↑ جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۹.