جز
جایگزینی متن - 'فطرت [[الهی]' به 'فطرت الهی'
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== *مراد از "فطرت" گونه آفرینش انسان است. *قرآن کریم این کلمه را بر...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
*این [[آیه]] علاوه بر اینکه با لفظ {{متن قرآن|لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ}} بر [[ثبات]] و [[تغییرناپذیری]] [[فطرت]] تصریح میکند، با به کار بردن واژه "ناس" به [[عمومیت]] آن نیز اشاره میکند. در [[احادیث]] متعددی نیز بر جنبه عمومی [[فطرت]] تأکید شده است؛ چنان که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: هیچ فرزندی به [[دنیا]] نمیآید، مگر همراه [[فطرت]]<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۴۹، ح۱۶۶۸.</ref>. | *این [[آیه]] علاوه بر اینکه با لفظ {{متن قرآن|لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ}} بر [[ثبات]] و [[تغییرناپذیری]] [[فطرت]] تصریح میکند، با به کار بردن واژه "ناس" به [[عمومیت]] آن نیز اشاره میکند. در [[احادیث]] متعددی نیز بر جنبه عمومی [[فطرت]] تأکید شده است؛ چنان که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: هیچ فرزندی به [[دنیا]] نمیآید، مگر همراه [[فطرت]]<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۴۹، ح۱۶۶۸.</ref>. | ||
*[[امام علی]]{{ع}} هم در [[حدیثی]] میفرماید: [[خداوند]] قلبها را بر فطرتشان [[سرشت]]<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۷۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: [[خداوند]] [[انسانها]] را بر فطرتی آفرید که بر آن مفطور ساخته بود<ref>کافی، کلینی، ج۲، ص۴۱۶.</ref>. | *[[امام علی]]{{ع}} هم در [[حدیثی]] میفرماید: [[خداوند]] قلبها را بر فطرتشان [[سرشت]]<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۷۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: [[خداوند]] [[انسانها]] را بر فطرتی آفرید که بر آن مفطور ساخته بود<ref>کافی، کلینی، ج۲، ص۴۱۶.</ref>. | ||
*معروفترین دیدگاه تجربهگرایانه دنیای [[غرب]] که در جایگزینی [[فطرت] | *معروفترین دیدگاه تجربهگرایانه دنیای [[غرب]] که در جایگزینی [[فطرت الهی]]] طرح و مبنای [[فکری]] برخی نظریات اومانیسمی و دینستیزانه شد، [[تئوری]] "[[لوح]] سفید" [[جان]] لاک، دانشمند تجربهگرای [[انگلیسی]] است. از منظر لاک، فاهمه [[انسان]] در آغاز آفریده شدن همانند [[لوح]] صافی است که ذاتاً از همه چیز عاری است؛ ولی به محض دیدن [[پدر]] و [[مادر]] و اشیای اطراف، تصورات بسیطی را کسب میکند و در مرحله دوم با توجه به پی بردن به ارتباط میان برخی پدیده ها، به مفاهیم و تصدیقات جدیدی پی میبرد. از این رو از نگاه [[جان]] لاک هیچ [[اندیشه]] یا اصل [[فطری]] وجود ندارد<ref>راسل، تاریخ فلسفه غرب، ج۲، ص۸۳۹.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۰.</ref>. | ||
*وی آموزههای افلاطونی و دکارتی را در زمینه تصورات [[فطری]] مضحک و بیپایه میدانست<ref>رابینسون و گراوز، تاریخ فلسفه غرب، ص۶۴.</ref>؛ زیرا [[معتقد]] است اگر بگوییم تصورات [[فطری]] مانند تصور [[علت]] یا تصور [[خدا]] یا تصور جوهر، موجود باشند، باید [[کودکان]]، وحشیان و [[مردم]] بیفرهنگ از آغاز [[تولد]] مانند [[فیلسوفان]] دارای چنین تصوراتی بوده، نسبت به وجود آنها [[آگاه]] باشند<ref>کریشنان، تاریخ فلسفه شرق و غرب، ج۲، ص۲۲۳.</ref>. او همه چیز را در تجربههای واقع شده در [[لوح]] سفید منحصر میدانست. البته این دیدگاه با نقدهای زیادی از جمله در دنیای [[غرب]] روبهرو شد<ref>جهت مطالعه تفصیلی و نقد نظریات تجربهگرایی، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصل سوم، مبحث تجربهگرایی.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۱.</ref>. | *وی آموزههای افلاطونی و دکارتی را در زمینه تصورات [[فطری]] مضحک و بیپایه میدانست<ref>رابینسون و گراوز، تاریخ فلسفه غرب، ص۶۴.</ref>؛ زیرا [[معتقد]] است اگر بگوییم تصورات [[فطری]] مانند تصور [[علت]] یا تصور [[خدا]] یا تصور جوهر، موجود باشند، باید [[کودکان]]، وحشیان و [[مردم]] بیفرهنگ از آغاز [[تولد]] مانند [[فیلسوفان]] دارای چنین تصوراتی بوده، نسبت به وجود آنها [[آگاه]] باشند<ref>کریشنان، تاریخ فلسفه شرق و غرب، ج۲، ص۲۲۳.</ref>. او همه چیز را در تجربههای واقع شده در [[لوح]] سفید منحصر میدانست. البته این دیدگاه با نقدهای زیادی از جمله در دنیای [[غرب]] روبهرو شد<ref>جهت مطالعه تفصیلی و نقد نظریات تجربهگرایی، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصل سوم، مبحث تجربهگرایی.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۶۱.</ref>. | ||