ولید بن عقبه: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۲۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ مارس ۲۰۲۱
خط ۳۱: خط ۳۱:


==ولید در [[زمان]] [[ابوبکر]]==
==ولید در [[زمان]] [[ابوبکر]]==
[[زبیر بن بکار]] به نقل از [[محمد بن موسی]] [[انصاری]] که به ابن مخرفه معروف است، نقل می‌کند: چون [[مردم]] با ابوبکر[[بیعت]] کردند و کار او محکم شد، گروه بسیاری از [[انصار]] از [[بیعت]] با او پشیمان شدند و در این باره سخن بسیار گفته شد. ولید بن عقبه بن ابی معیط که با انصار، [[دشمن]] بود؛ زیرا آنان پدرش را در [[جنگ بدر]] [[اسیر]] گرفته و در برابر پیامبر{{صل}} گردنش را زده بودند. به انصار [[دشنام]] می‌داد و درباره‌شان سخنان یاوه می‌گفت. از جمله گفت: [[انصار]] برای خود بر عهده ما حقی را می‌بینند که ما آن را نمی‌بینیم. به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر آنان [[پناه]] دادند، همانا در پناه ما [[عزت]] و [[قدرت]] یافتند و اگر مواساتی کردند، [[منت]] آن را بر ما نهادند. به [[خدا]] [[سوگند]]! نمی‌توانیم آنان را [[دوست]] بداریم که همواره کسی از ایشان درباره [[زبونی]] ما در [[مکه]] سخن می‌گوید و دیگری از به [[عزت]] رساندن ما در [[مدینه]] [[سخن]] می‌گوید. همواره به [[مردگان]] ما [[دشنام]] می‌دهند و زندگان ما را به [[خشم]] می‌آورند. اگر پاسخ دهیم، می‌گویند: [[قریش]] بر کوهان خود خشم گرفته است. البته که کار ایشان به سبب [[حرص]] گذشته ایشان بر [[حفظ دین]] و عذر خواهی امروز ایشان از [[گناه]]، برای من سبک و [[تحمل]] پذیر است. سپس این ابیات را سرود:
[[زبیر بن بکار]] به نقل از [[محمد بن موسی]] [[انصاری]] که به ابن مخرفه معروف است، نقل می‌کند: چون [[مردم]] با ابوبکر[[بیعت]] کردند و کار او محکم شد، گروه بسیاری از [[انصار]] از [[بیعت]] با او پشیمان شدند و در این باره سخن بسیار گفته شد. ولید بن عقبه بن ابی معیط که با انصار، [[دشمن]] بود؛ زیرا آنان پدرش را در [[جنگ بدر]] [[اسیر]] گرفته و در برابر پیامبر{{صل}} گردنش را زده بودند. به انصار [[دشنام]] می‌داد و درباره‌شان سخنان یاوه می‌گفت. از جمله گفت: [[انصار]] برای خود بر عهده ما حقی را می‌بینند که ما آن را نمی‌بینیم. به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر آنان [[پناه]] دادند، همانا در پناه ما [[عزت]] و [[قدرت]] یافتند و اگر مواساتی کردند، [[منت]] آن را بر ما نهادند. به [[خدا]] [[سوگند]]! نمی‌توانیم آنان را [[دوست]] بداریم که همواره کسی از ایشان درباره [[زبونی]] ما در [[مکه]] سخن می‌گوید و دیگری از به [[عزت]] رساندن ما در [[مدینه]] [[سخن]] می‌گوید. همواره به [[مردگان]] ما [[دشنام]] می‌دهند و زندگان ما را به [[خشم]] می‌آورند. اگر پاسخ دهیم، می‌گویند: [[قریش]] بر کوهان خود خشم گرفته است. البته که کار ایشان به سبب [[حرص]] گذشته ایشان بر [[حفظ دین]] و عذر خواهی امروز ایشان از [[گناه]]، برای من سبک و [[تحمل]] پذیر است. سپس این ابیات را سرود: [[انصار]]، میان [[مردم]] با این نام خود [[گردن‌کشی]] می‌کنند و حال آنکه [[نسب]] آنان میان [[قبیله ازد]]، [[عمر]] بن عامر است؛ آنان می‌گویند: ما را حق بزرگ و [[منت]] بر همه شهرنشینان و [[بادیه]] نشیان [[قبیله]] معد است؛ بر فرض که برای [[انصار]] فضیلتی باشد؛ هرگز با همه [[حرمت]] خود به [[فضیلت]] [[مهاجران]] نمی‌رسند.<ref>{{عربی|تباذخت الأنصار فی [[الناس]] باسمها و نسبتها فی [[الأزد]] [[عمرو]] بن [[عامر]]
{{عربی|تباذخت الأنصار فی [[الناس]] باسمها و نسبتها فی [[الأزد]] [[عمرو]] بن [[عامر]]
و قالوا: لنا [[حق]] [[عظیم]] و منة [[علی]] کل باد من معد و حاضر
و قالوا: لنا [[حق]] [[عظیم]] و منة [[علی]] کل باد من معد و حاضر
فإن یک للأنصار [[فضل]] فلم تنل بحرمته الأنصار فضل المهاجر}}؛
فإن یک للأنصار [[فضل]] فلم تنل بحرمته الأنصار فضل المهاجر}}</ref>
١-[[انصار]]، میان [[مردم]] با این نام خود [[گردن‌کشی]] می‌کنند و حال آنکه [[نسب]] آنان میان [[قبیله ازد]]، [[عمر]] بن عامر است؛
 
۲- آنان می‌گویند: ما را حق بزرگ و [[منت]] بر همه شهرنشینان و [[بادیه]] نشیان [[قبیله]] معد است؛
این [[شعر]] او میان مردم، آشکار شد و انصار از دست او [[خشمگین]] شدند و گروهی از [[قریش]] به جهت [[دفاع]] از انصار خشمگین که [[ضرار بن خطاب فهری]]، [[زید بن خطاب]] و [[یزید بن ابی سفیان]] از ایشان بودند؛ به [[ولید]] [[پیام]] دادند و چون او پیش ایشان آمد، زید بن خطاب به او چنین گفت: "ای پسر [[عقبة بن ابی معیط]]! همانا به خدا سوگند، اگر تو از مهاجران [[فقیری]] بودی که آنان را از [[خانه‌ها]] و کنار [[اموال]] خود بیرون راندند و آنان در پی به دست آوردن [[رضایت خداوند]] بودند و از او فضیلت می‌خواستند آینه انصار را دوست می‌داشتی؛ ولی تو از جفاکارانی هستی که در [[مسلمانی]] و [[پذیرفتن]] [[آیین اسلام]]، درنگ کردی و از آنانی که پس از [[پیروزی]] [[دین]] [[خداوند]]، در حالی که از آن بیزار بودند، در آن در آمدند. ما این را به خوبی می‌دانیم که در حال [[فقر]] و [[تنگدستی]] پیش [[انصار]] آمدیم و آنها ما را توانگر و بی‌نیاز ساختند. و پس و از آنکه به [[ثروت]] رسیدیم، از ما طمعی نداشتند و در هیچ مورد ما را نیازردند. اما اینکه می‌گویند: [[قریش]]، در [[مکه]] [[خوار]] بودند و در [[مدینه]]، [[عزیز]] و قدرتمند شدند، ما همان گونه بودیم و [[خداوند متعال]] فرموده است: به یاد آورید هنگامی را که اندک و در [[زمین]]، [[مستضعف]] بودید آن داشتید که [[مردم]] شما را فرو گیرند و در ربایند. خداوند متعال ما را به کمک انصار، [[یاری]] داد و در [[شهر]] ایشان [[پناه]] ارزانی داشت اما [[خشم]] گرفتن تو برای [[قریش]]، صحیح نیست که ما هیچ کافری را یاری نمی‌دهیم و هیچ ملحد و فاسقی را [[دوست]] نمی‌داریم. تو سخنی گفتی آنان هم پاسخ دادند. سخنگو و [[شاعران]]، [[سخن]] تو را بریدند و بر دهانت لگام زدند. اما انصار؛ درباره آنچه در گذشته صورت گرفته است، بهتر است [[مهاجران]] و انصار را رها کنی که تو از زبان ایشان [[راضی]] نیستی و ما از دست آنان [[خشمگین]] نیستیم<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۶، ص۱۳۶-۱۳۸ (از اخبار موفقیات زبیر بن بکار).</ref>.
۳- بر فرض که برای [[انصار]] فضیلتی باشد؛ هرگز با همه [[حرمت]] خود به [[فضیلت]] [[مهاجران]] نمی‌رسند.
 
این [[شعر]] او میان مردم، آشکار شد و انصار از دست او [[خشمگین]] شدند و گروهی از [[قریش]] به جهت [[دفاع]] از انصار خشمگین که [[ضرار بن خطاب]] فهری، [[زید]] بن خطاب و [[یزید بن ابی سفیان]] از ایشان بودند؛ به [[ولید]] [[پیام]] دادند و چون او پیش ایشان آمد، زید بن خطاب به او چنین گفت:
همچنین نقل شده: [[ولید بن عقبه]] در [[زمان]] [[ابوبکر]] در [[جنگ]] مذار<ref>این جنگ در ماه صفر سال دوازدهم هجری روی داد. (تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۳۵۱).</ref> حضور داشت<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۳۵۱.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[ولید بن عقبه (مقاله)|مقاله «ولید بن عقبه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۷، ص۴۸۳-۴۸۵.</ref>
"ای پسر [[عقبة بن ابی معیط]]! همانا به خدا سوگند، اگر تو از مهاجران [[فقیری]] بودی که آنان را از [[خانه‌ها]] و کنار [[اموال]] خود بیرون راندند و آنان در پی به دست آوردن [[رضایت خداوند]] بودند و از او فضیلت می‌خواستند آینه انصار را دوست میداشتی؛ ولی تو از جفاکارانی هستی که در [[مسلمانی]] و [[پذیرفتن]] [[آیین اسلام]]، درنگ کردی و از آنانی که پس از [[پیروزی]] [[دین]] [[خداوند]]، در حالی که از آن بیزار بودند، در آن در آمدند. ما این را به خوبی می‌دانیم که در حال [[فقر]] و [[تنگدستی]] پیش [[انصار]] آمدیم و آنها ما را توانگر و بی نیاز ساختند. و پس و از آنکه به [[ثروت]] رسیدیم، از ما طمعی نداشتند و در هیچ مورد ما را نیازردند. اما اینکه می‌گویند: [[قریش]]، در [[مکه]] [[خوار]] بودند و در [[مدینه]]، [[عزیز]] و قدرتمند شدند، ما همان گونه بودیم و [[خداوند متعال]] فرموده است: به یاد آورید هنگامی را که اندک و در [[زمین]]، [[مستضعف]] بودید آن داشتید که [[مردم]] شما را فرو گیرند و در ربایند. خداوند متعال ما را به کمک انصار، [[یاری]] داد و در [[شهر]] ایشان [[پناه]] ارزانی داشت اما [[خشم]] گرفتن تو برای [[قریش]]، صحیح نیست که ما هیچ کافری را یاری نمی‌دهیم و هیچ ملحد و فاسقی را [[دوست]] نمی‌داریم. تو سخنی گفتی آنان هم پاسخ دادند. سخنگو و [[شاعران]]، [[سخن]] تو را بریدند و بر دهانت لگام زدند. اما انصار؛ درباره آنچه در گذشته صورت گرفته است، بهتر است [[مهاجران]] و انصار را رها کنی که تو از زبان ایشان [[راضی]] نیستی و ما از دست آنان [[خشمگین]] نیستیم<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۶، ص۱۳۶-۱۳۸ (از اخبار موفقیات زبیر بن بکار).</ref>.
 
همچنین نقل شده: [[ولید بن عقبه]] در [[زمان]] [[ابوبکر]] در [[جنگ]] مذار<ref>این جنگ در ماه صفر سال دوازدهم هجری روی داد. (تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۳۵۱).</ref> حضور داشت<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۳۵۱.</ref>.
==ولید در زمان [[عمر]]==
[[ولید]] در زمان [[عمر]]
ولید بن عقبه در زمان عمر [[همکاری]] در [[فتح]] جزیره حضور داشت<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۴، ص۵۴.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[ولید بن عقبه (مقاله)|مقاله «ولید بن عقبه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۷، ص۴۸۵.</ref>
ولید بن عقبه در زمان عمر [[همکاری]] در [[فتح]] جزیره حضور داشت<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۴، ص۵۴.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[ولید بن عقبه (مقاله)|مقاله «ولید بن عقبه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۷ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۷، ص۴۶۱.</ref>


==ولید در زمان [[عثمان]]==
==ولید در زمان [[عثمان]]==
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش