←اقوال برخی از علمای شیعی مبنی بر علم غیب نداشتن ائمه {{ع}}
| خط ۷: | خط ۷: | ||
#در صفحه ۶۷ کتاب الاوایل المقالات، شیخ مفید مینویسد: «در مورد اینکه میگویند امامان{{عم}} علم غیب دارند، این یک باور بسیار ناپسند است که فساد آن آشکار است»<ref>{{عربی| فأمّا إطلاق القول عليهم بأنّهم يعلمون الغيب فهو منكَر بيّن الفساد}}.</ref>. | #در صفحه ۶۷ کتاب الاوایل المقالات، شیخ مفید مینویسد: «در مورد اینکه میگویند امامان{{عم}} علم غیب دارند، این یک باور بسیار ناپسند است که فساد آن آشکار است»<ref>{{عربی| فأمّا إطلاق القول عليهم بأنّهم يعلمون الغيب فهو منكَر بيّن الفساد}}.</ref>. | ||
#'''شیخ طوسی''' در کتاب تلخیص الشافی، جلد اول صفحه ۲۵۲، نوشته است: «ما این مسئله که امام چیزهایی که ارتباط مستقیم با قوانین اسلامی ندارند را بداند، ضروری نمیدانیم»<ref>{{عربی|ولم نوجب أن يكون عالماً بما لا تعلق له بالأحكام الشرعية}}.</ref>. | #'''شیخ طوسی''' در کتاب تلخیص الشافی، جلد اول صفحه ۲۵۲، نوشته است: «ما این مسئله که امام چیزهایی که ارتباط مستقیم با قوانین اسلامی ندارند را بداند، ضروری نمیدانیم»<ref>{{عربی|ولم نوجب أن يكون عالماً بما لا تعلق له بالأحكام الشرعية}}.</ref>. | ||
# در '''مجمع البیان''' که یکی از تفاسیر معروف شیعه از قرآن است، علامه طبرسی درباره تفسیر آیه {{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و نهان آسمانها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده میشود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref> مینویسد: «ما هیچ عالم شیعهای را نمیشناسیم که اجازه دهد علم الغیب به هیچ مخلوقی نسبت داده شود زیرا تنها کسی که شایسته است با چنین صفتی شناخته شود، کسی است که دارای تمام این آگاهیها بدون اتهام است و این تنها درباره خود خداوند صدق میکند که دانشش ابدی است و همه چیز را به خودی خود میداند و عالم است (بدون کسب آن از هیچ منبعی). هیچ کس شریک او در این صفت نیست و هر کسی که باور دارد که کسی غیر از خداوند غیب میداند از حدود اسلام خارج است. اکنون بنابر آنچه که روایت شد از سوی شیعیان و غیرشیعیان در میان احادیث امام علی{{ع}} در جایی که به اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد، اشاره میکند، همه آن علوم، چیزهایی است که از پیامبر{{صل}} به او رسیده است که او نیز به نوبه خود به وسیله خدا مطلع شده است (درباره بعضی از وقایع محدود در آینده). بنابراین آن احادیث به هیچ وجه به این معنا نیست که ائمه{{عم}} علم غیب داشتند»<ref>{{عربی| ولا نعلم أحدا منهم استجاز الوصف بعلم الغيب لأحد من الخلق، فإنما يستحق الوصف بذلك من يعلم جميع المعلومات، لا بعلم مستفاد. وهذه صفة القديم سبحانه، العالم لذاته، لا يشركه فيها أحد من المخلوقين. ومن اعتقد أن غير الله سبحانه يشركه في هذه الصفة فهو خارج عن ملة الاسلام. فأما ما نقل عن أمير المؤمنين{{ع}}، ورواه عنه الخاص والعام، من الإخبار بالغائبات في خطب الملاحم وغيرها... [و] غير ذلك مما روي عنهم{{عم}}، فإن جميع ذلك متلقى عن النبي{{صل}}، مما أطلعه الله عليه، فلا معنى لنسبة من روى عنهم هذه الأخبار المشهورة إلى أنه يعتقد كونهم عالمين للغيب...}}؛ مجمع البیان، | # در '''مجمع البیان''' که یکی از تفاسیر معروف شیعه از قرآن است، علامه طبرسی درباره تفسیر آیه {{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و نهان آسمانها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده میشود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref> مینویسد: «ما هیچ عالم شیعهای را نمیشناسیم که اجازه دهد علم الغیب به هیچ مخلوقی نسبت داده شود زیرا تنها کسی که شایسته است با چنین صفتی شناخته شود، کسی است که دارای تمام این آگاهیها بدون اتهام است و این تنها درباره خود خداوند صدق میکند که دانشش ابدی است و همه چیز را به خودی خود میداند و عالم است (بدون کسب آن از هیچ منبعی). هیچ کس شریک او در این صفت نیست و هر کسی که باور دارد که کسی غیر از خداوند غیب میداند از حدود اسلام خارج است. اکنون بنابر آنچه که روایت شد از سوی شیعیان و غیرشیعیان در میان احادیث امام علی{{ع}} در جایی که به اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد، اشاره میکند، همه آن علوم، چیزهایی است که از پیامبر{{صل}} به او رسیده است که او نیز به نوبه خود به وسیله خدا مطلع شده است (درباره بعضی از وقایع محدود در آینده). بنابراین آن احادیث به هیچ وجه به این معنا نیست که ائمه{{عم}} علم غیب داشتند»<ref>{{عربی| ولا نعلم أحدا منهم استجاز الوصف بعلم الغيب لأحد من الخلق، فإنما يستحق الوصف بذلك من يعلم جميع المعلومات، لا بعلم مستفاد. وهذه صفة القديم سبحانه، العالم لذاته، لا يشركه فيها أحد من المخلوقين. ومن اعتقد أن غير الله سبحانه يشركه في هذه الصفة فهو خارج عن ملة الاسلام. فأما ما نقل عن أمير المؤمنين{{ع}}، ورواه عنه الخاص والعام، من الإخبار بالغائبات في خطب الملاحم وغيرها... [و] غير ذلك مما روي عنهم{{عم}}، فإن جميع ذلك متلقى عن النبي{{صل}}، مما أطلعه الله عليه، فلا معنى لنسبة من روى عنهم هذه الأخبار المشهورة إلى أنه يعتقد كونهم عالمين للغيب...}}؛ مجمع البیان، ج۵،ص٣١٣.</ref>. | ||
#'''ابن شهرآشوب''' در کتابش متشابه القرآن مینویسد: «پیامبر{{صل}} و امامان{{عم}} باید آگاهی کامل از قوانین اسلامی داشته باشند اما ضرورتی ندارد که از علم غیب و آنچه بوده و خواهد بود اطلاع داشته باشند زیرا این سخن منجر به آن می شود که آنها را شریک خداوند متعال بدانیم»<ref>{{عربی|النبي و الإمام يجب أن يعلما علوم الدين و الشريعة و لا يجب أن يعلما الغيب و ما كان و ما يكون لأن ذلك يؤدي إلى أنهما مشاركان للقديم تعالى}}؛ متشابه القرآن و مختلفه، ج۱، ص۲۱۱.</ref>. | #'''ابن شهرآشوب''' در کتابش متشابه القرآن مینویسد: «پیامبر{{صل}} و امامان{{عم}} باید آگاهی کامل از قوانین اسلامی داشته باشند اما ضرورتی ندارد که از علم غیب و آنچه بوده و خواهد بود اطلاع داشته باشند زیرا این سخن منجر به آن می شود که آنها را شریک خداوند متعال بدانیم»<ref>{{عربی|النبي و الإمام يجب أن يعلما علوم الدين و الشريعة و لا يجب أن يعلما الغيب و ما كان و ما يكون لأن ذلك يؤدي إلى أنهما مشاركان للقديم تعالى}}؛ متشابه القرآن و مختلفه، ج۱، ص۲۱۱.</ref>. | ||