بحث:علمای ابرار: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۴: خط ۵۴:
این استدلال از نظر ظاهری خوب به نظر می‌رسد اما وقتی درباره همه آیات اعمال می‌شود، معنایی متبادر نمی‌کند:
این استدلال از نظر ظاهری خوب به نظر می‌رسد اما وقتی درباره همه آیات اعمال می‌شود، معنایی متبادر نمی‌کند:
#مثال اول: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. در این آیه داشتن علم غیب با کسب خیر کثیر و آسیب ندیدن ربط پیدا می‌کند، چگونه می‌توانیم استدلال «مستقل و اکتسابی» را در اینجا اعمال کنیم؟ مهم نیست که پیامبر{{صل}} علم غیب مستقل و یا اکتسابی داشته باشد، نکته این است که اگر او این علم را داشت می‌توانست خیر بیشتری به دست آورد و هیچ آسیبی به او نرسد. ما می‌دانیم آسیب‌های بسیاری متوجه پیامبر ما شد، مردم در جنگ احد او را رها کردند و او بسیار شکنجه شد، زباله بر سر او ریخته شد و.... از پیامبر خواسته شده است که در آیه فوق بگوید که اگر علم غیب داشت، می‌توانست از وقوع همه اینها جلوگیری کند. واضح است که استدلال «استقلال و اکتساب» نمی‌تواند در اینجا اعمال شود.
#مثال اول: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. در این آیه داشتن علم غیب با کسب خیر کثیر و آسیب ندیدن ربط پیدا می‌کند، چگونه می‌توانیم استدلال «مستقل و اکتسابی» را در اینجا اعمال کنیم؟ مهم نیست که پیامبر{{صل}} علم غیب مستقل و یا اکتسابی داشته باشد، نکته این است که اگر او این علم را داشت می‌توانست خیر بیشتری به دست آورد و هیچ آسیبی به او نرسد. ما می‌دانیم آسیب‌های بسیاری متوجه پیامبر ما شد، مردم در جنگ احد او را رها کردند و او بسیار شکنجه شد، زباله بر سر او ریخته شد و.... از پیامبر خواسته شده است که در آیه فوق بگوید که اگر علم غیب داشت، می‌توانست از وقوع همه اینها جلوگیری کند. واضح است که استدلال «استقلال و اکتساب» نمی‌تواند در اینجا اعمال شود.
#مثال دوم: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا}}<ref>«بگو: نمی‌دانم آیا آنچه به شما وعده می‌دهند نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی دراز می‌نهد؟» سوره جن، آیه ۲۵.</ref>. اگر پیامبر علم اکتسابی درباره زمان روز قیامت داشت، چرا از او خواسته شد تا بگوید که چیزی در این باره نمی‌داند؟ او باید می‌‌گفت: «خدا مرا از این مسئله آگاه کرده است اما این علمی سرّی است که نمی‌تواند بیان شود». اما این چیزی نیست که پیامبر فرمود. نمی‌توانیم استدلال «استقلال و حصول» را در اینجا اعمال کنیم.
#مثال دوم: {{متن قرآن|قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا}}<ref>«بگو: نمی‌دانم آیا آنچه به شما وعده می‌دهند نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی دراز می‌نهد؟» سوره جن، آیه ۲۵.</ref>. اگر پیامبر علم اکتسابی درباره زمان روز قیامت داشت، چرا از او خواسته شد تا بگوید که چیزی در این باره نمی‌داند؟ او باید می‌‌گفت: «خدا مرا از این مسئله آگاه کرده است اما این علمی سرّی است که نمی‌تواند بیان شود». اما این چیزی نیست که پیامبر فرمود. نمی‌توانیم استدلال «علم استقلالی» و «علم مستفاد» را در اینجا اعمال کنیم.


====سوال سوم: ====
====سوال سوم: ====
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش