←جستارهای وابسته
(←منابع) |
|||
| خط ۲۶۷: | خط ۲۶۷: | ||
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میگوید: هنگامی که آیهای را به [[آیه]] دیگر مبدّل کنیم - حکمی را [[نسخ]] نماییم - و [[خدا]] بهتر میداند چه حکمی را نازل کند {{متن قرآن|وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ}} آنها میگویند: تو [[افترا]] میبندی {{متن قرآن|قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ}} و این [[تهمت]] [[افترا]] به [[پیامبر]] از سوی [[مشرکان]]، بر اثر [[ناآگاهی]] از حقیت تبدیل و [[نسخ]] [[آیات الهی]] است و بیشترشان - [[حقیقت]] را - نمیدانند {{متن قرآن|بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}} و [[نزول وحی]] توسط [[روح القدس]] -[[جبرئیل]] - [[دلیل]] بر [[حقانیت]] [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] از سوی [[خداوند]] {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}؛ | # [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میگوید: هنگامی که آیهای را به [[آیه]] دیگر مبدّل کنیم - حکمی را [[نسخ]] نماییم - و [[خدا]] بهتر میداند چه حکمی را نازل کند {{متن قرآن|وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ}} آنها میگویند: تو [[افترا]] میبندی {{متن قرآن|قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ}} و این [[تهمت]] [[افترا]] به [[پیامبر]] از سوی [[مشرکان]]، بر اثر [[ناآگاهی]] از حقیت تبدیل و [[نسخ]] [[آیات الهی]] است و بیشترشان - [[حقیقت]] را - نمیدانند {{متن قرآن|بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}} و [[نزول وحی]] توسط [[روح القدس]] -[[جبرئیل]] - [[دلیل]] بر [[حقانیت]] [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] از سوی [[خداوند]] {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}؛ | ||
#خواسته بهانهجویانه [[مشرکان]] برای تبدیل – [[تغییر]] [[احکام]] و [[معارف]] و [[آیات]] - [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ}} و [[دستور خداوند]] به [[پیامبر]] به اعلام مجاز نبودن ایشان به تبدیل [[قرآن]] از پیش خود {{متن قرآن|قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي}} و فقط [[اطاعت]] از [[وحی الهی]] [[رسالت]] اوست: {{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | #خواسته بهانهجویانه [[مشرکان]] برای تبدیل – [[تغییر]] [[احکام]] و [[معارف]] و [[آیات]] - [[قرآن]]، {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ}} و [[دستور خداوند]] به [[پیامبر]] به اعلام مجاز نبودن ایشان به تبدیل [[قرآن]] از پیش خود {{متن قرآن|قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي}} و فقط [[اطاعت]] از [[وحی الهی]] [[رسالت]] اوست: {{متن قرآن|إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۹۳-۴۳۰.</ref>. | ||
==قرآن در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل== | |||
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعدد صفاتی را در یک نگاه کلی برای خود بیان میفرماید که در اینجا به طور مختصر آنها را مرور مینماییم: | |||
#[[قرآن]] [[نور]] و [[برهان]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا}}<ref>«ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستادهایم» سوره نساء، آیه ۱۷۴.</ref>. | |||
#قرآن [[کتابی]] مبین و روشنگر سایر امور است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به راستی به سوی شما آیاتی روشنگر و مثلی (عبرت آموز) از کسانی که پیش از شما گذشتند و اندرزی برای پرهیزگاران فرو فرستادهایم» سوره نور، آیه ۳۴.</ref>. | |||
#قرآن نه تنها تبیان [[شریعت]]، بلکه تبیان کل اشیا است و از اطلاق آن فهمیده میشود که سایر امور در پرتو قرآن ابهامزدایی شده و روشن میشوند: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>. از همین سه مورد میتوان نتیجهگیری کرد آنچه نور، [[مبیّن]]، دلیل و تبیان سایر امور است، عقلاً خود باید روشن و خالی از [[اجمال]] و ابهام باشد تا بتواند سایر امور را [[روشنگری]] کند. | |||
#مفاد قرآن هماهنگ با یکدیگر و به دور از [[تعارض]] است. اساساً قرآن در طیّ ۲۳ سال بر [[رسول اکرم]]{{صل}} نازل شد. در این دوران، [[امت اسلام]] نشیب و فراز فراوانی را تجربه کرد؛ از [[هجرت]]، [[جنگ]]، [[تحریم]]، [[فقر]] و بأساء و [[ضرّاء]] گرفته تا [[فتح]]، [[صلح]]، [[مبارزه]] با [[شرک]] و [[نفاق]] و پیچیدگیهای [[اداره حکومت]] نوپای [[دینی]] با صدها مشکل ریز و درشت دیگر. در چنین فضایی، [[خداوند]] در [[اعجاز]] این [[کتاب مقدس]] میفرماید که اگر از سوی غیر [[پروردگار]] بود، در آن [[اختلاف]] و ناهمگونی فراوان دیده میشد: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمیاندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند میبود در آن اختلاف بسیار مییافتند» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>. | |||
#مفاد [[قرآن]] [[ارتباط]] موضوعی و ماهوی با یکدیگر دارند. [[خداوند متعال]] در [[وصف]] قرآن میفرماید: «این [[کتابی]] است که [[آیات]] آن [[متشابه]] و منعطف و ناظر بر یکدیگر است»: {{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ}}<ref>«خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است» سوره زمر، آیه ۲۳.</ref>. «إنثناء کتاب» به معنای انعطاف و [[گرایش]] مطالب کتاب به یکدیگر است؛ به گونهای که هر یک دیگری را تقیید یا تخصیص نموده و [[تأیید]] و تبیین مینماید. | |||
به این ترتیب، اگر در آیهای تشابه وجود دارد، امکان ارجاع به [[آیه]] دیگر برای تبیین وجود دارد که از این طریق، در نهایت معنای روشنی حاصل میگردد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۳۰۰.</ref> | |||
===صفات قرآن در [[کلام]] [[معصومین]]{{عم}}=== | |||
در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} نیز برای قرآن اوصافی ذکر شده که مؤید بیان فوق درباره قرآن است: | |||
#قرآن؛ کتاب [[تدبر]] و [[تفقه]]: [[خداوند]] در قرآن بیشترین [[ارزش]] را به متدبرین در [[آیات الهی]] میدهد و با تأکیدی توبیخگونه میفرماید: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}<ref>«آیا در قرآن نیک نمیاندیشند یا بر دلها، کلون زدهاند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>. در همین راستا است که [[نبیّ]] مکرم{{صل}} [[تدبر در قرآن]] را بر همه [[مؤمنان]] [[واجب]] نموده و میفرمایند: {{متن حدیث|مَا مِنْ مُؤْمِنٍ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى حُرٍّ أَوْ مَمْلُوكٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ عَلَيْهِ حَقٌّ وَاجِبٌ أَنْ يَتَعَلَّمَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ يَتَفَقَّهَ فِيهِ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ {{متن قرآن|وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ}}<ref>«هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (میتواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش میداده و درس میگرفتهاید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref>}}<ref>مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط. مؤسسة آل البیت{{عم}}، ۱۴۰۸ه.ق.)، ج۲، ص۲۳۳.</ref>. | |||
#[[قرآن]]؛ [[کتاب عمل]]: در [[آیات]] فراوان، [[عمل به قرآن]] توصیه شده است. [[خداوند]] کسانی را که تنها به [[خواندن قرآن]] بسنده میکنند و بنای عمل به آن را ندارند، به درازگوشهایی [[تشبیه]] میکند که تنها [[حمال]] کتاب هستند و بهره آنها از [[کتاب خدا]]، تنها وزرووبالی است که بر پشتشان سنگینی میکند. [[فرهنگ]] [[تعلم]] قرآن در میان [[اصحاب رسول اکرم]]{{صل}} نیز چنین بود که به تدریج آیات را از آن [[حضرت]] میآموختند و بنا را بر عمل به آنها میگذاشتند تا آیات دیگر را دریافت نمایند: {{متن حدیث|أَنَّهُمْ كَانُوا يَأْخُذُونَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} عَشْرَ آيَاتٍ فَلَا يَأْخُذُونَ فِي الْعَشْرِ الْأُخْرَى حَتَّى يَعْلَمُوا مَا فِي هَذِهِ مِنَ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ}}<ref>مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۴، ص۳۷۲.</ref>. [[بدیهی]] است کسی میتواند به [[آیات الهی]] عمل نماید که مفهوم و معنای [[واقعی]] آنها را فهمیده باشد. | |||
#قرآن؛ [[بهار]] [[دلها]]، طراوت قلبها و شفادهنده [[بیماریها]]: در کلمات [[اهل بیت]]{{عم}} تعابیر زیبای گوناگونی درباره قرآن به کار رفته که هر یک اشاره به بعدی از ابعاد آن دارد؛ از جمله آنکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} میفرمایند: «قرآن شفای [[بیماری]] دلها و مایه طراوت و [[شادابی]] آن است». {{متن حدیث|تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَصِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمِهِ كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِي لَا يَسْتَفِيقُ مِنْ جَهْلِهِ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ أَعْظَمُ وَ الْحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَلْوَمُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۲، ص۱۶۵.</ref>. در این [[روایت شریف]]، حضرت ابتدا امر به تعلم قرآن همراه با عمیقنگری و [[تفقه]] در آیات نمودهاند. مسلماً چنانچه کسی چیزی را نفهمد، نمیتواند آن را [[تلاوت]] کند و در نتیجه، [[تبعیت]] نماید. [[قلب]] نیز با فهمیدن [[معارف]] بلند [[نشاط]] پیدا میکند. حال اگر [[قرآن کریم]] [[کتابی]] معمّاگونه باشد که مطالب آن برای عموم قابل [[فهم]] نیست، چگونه میتوان برای شفای بیماریهای [[قلب]] از آن استشفا جست؟! بر همین منوال میتوان نتیجه گرفت سایر صفاتی که در این [[روایت]] برای [[قرآن]] ذکر شده، فرع بر [[درک]] قرآن است. | |||
#در کلمات [[اولیای الهی]]{{عم}}، مطالب فراوان دیگری در [[ضرورت]] [[اهتمام به قرآن]] و [[تدبر]] در آن و استشفا به این [[کتاب الهی]] و [[امام]] قراردادن آن در [[زندگی]] وارد شده که ذکر همه آنها به طول میانجامد؛ لذا در اینجا به عنوان نمونه به [[کلام]] جامع و هشداردهنده [[رسول خدا]]{{صل}} خطاب به جناب [[مقداد]] اشاره میکنیم که فرمود: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّكُمْ فِي دَارِ هُدْنَةٍ وَ أَنْتُمْ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ وَ قَدْ رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيدٍ وَ يُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيدٍ وَ يَأْتِيَانِ بِكُلِّ مَوْعُودٍ فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ لِبُعْدِ الْمَجَازِ-قَالَ فَقَامَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا دَارُ الْهُدْنَةِ قَالَ دَارُ بَلَاغٍ وَ انْقِطَاعٍ فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ الدَّلِيلُ يَدُلُّ عَلَى خَيْرِ سَبِيلٍ وَ هُوَ كِتَابٌ فِيهِ تَفْصِيلٌ وَ بَيَانٌ وَ تَحْصِيلٌ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ وَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظَاهِرُهُ حُكْمٌ وَ بَاطِنُهُ عِلْمٌ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَهُ نُجُومٌ وَ عَلَى نُجُومِهِ نُجُومٌ لَا تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تُبْلَى غَرَائِبُهُ فِيهِ مَصَابِيحُ الْهُدَى وَ مَنَارُ الْحِكْمَةِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۵۹۹.</ref>. | |||
قرآن در بیان خود و کلام [[عصمت]] [[کتابی]] است که از یک سو [[نور]] و بیان و [[برهان]] است و در نتیجه، تبیان سایر امور نامفهوم و تاریک است و از سوی دیگر، اجزای آن با یکدیگر [[متشابه]] و هماهنگاند و درنتیجه، مبین یکدیگر هستند. در مجموع [[قرآن]] میتواند خود [[مفسر]] و مبین خویش و حجتی مستقل در [[معارف الهی]] باشد. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در این زمینه میفرمایند: {{متن حدیث|كِتَابُ اللَّهِ تُبْصِرُونَ بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ وَ لَا يَخْتَلِفُ فِي اللَّهِ وَ لَا يُخَالِفُ بِصَاحِبِهِ عَنِ اللَّهِ}}<ref>نهج البلاغة، ص۱۹۲.</ref>. | |||
به این ترتیب، از مجموعه صفاتی که برای قرآن ذکر شده اجمالاً چنین به دست میآید که قرآن [[حجت]] مستقلی است که میتوان به [[تنهایی]] به آن مراجعه کرد و [[تفسیر متشابهات]] [[آیات]] را با کمک آیات دیگر روشن نمود و با [[تدبر]] و [[تفقّه]] در آن، پیچیدگیهای [[زندگی]] و [[مشکلات]] [[دینی]] در [[اعتقادات]] و [[اعمال]] را حل نمود و فتنههای دوران را با [[امامت]] قرآن پشت سرگذاشت<ref>البته بحث در مورد مراتب فهم قرآن و بطون و تأویلات آن در مطالب بعدی خواهد آمد و براساس آن باید گفت که علم کامل به قرآن در انحصار اهل بیت{{عم}} است.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۳۰۲.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||