جز
جایگزینی متن - 'نظام عبادی' به 'نظام عبادی'
جز (جایگزینی متن - '</div> <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">' به '</div>') |
جز (جایگزینی متن - 'نظام عبادی' به 'نظام عبادی') |
||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
باید در اینجا به این نکته توجه کنیم که به همان اندازه که وجود خلافکاری، تبه کاری، و [[فریبکاری]]، در هنجارهای اقتصادی به صورت فردی و [[اجتماعی]] در یک [[جامعه]]، آن جامعه را به عنوان الگوی اقتصاد اسلامی - هر چند که به [[اصول اسلامی]] ملتزم باشد - رد میکند از سوی دیگر نیز چنان نیست که تحقق الگوی اقتصاد اسلامی به یک جامعه ایدهآل که در آن هیچ نوع خلاف و هیچ گونه فریبکاری صورت نمیگیرد [[نیازمند]] باشد؛ زیرا چنین ادعایی بدان معنی خواهد بود که هرگز اقتصاد اسلامی [[جامه]] عمل به خود نپوشد و همواره در اذهان به عنوان یک نظام ایدهآل باقی بماند. به نظر میرسد که بتوان در مقابل این انگاره چنین گفت که اقتصاد اسلامی به [[میزان عمل]] به آن، نتیجه بخش میباشد و فرد و جامعه به همان اندازه که پایبند به اصول و آموزههای اقتصاد اسلامی است از نتایج آن نیز بهرهمند میباشد. | باید در اینجا به این نکته توجه کنیم که به همان اندازه که وجود خلافکاری، تبه کاری، و [[فریبکاری]]، در هنجارهای اقتصادی به صورت فردی و [[اجتماعی]] در یک [[جامعه]]، آن جامعه را به عنوان الگوی اقتصاد اسلامی - هر چند که به [[اصول اسلامی]] ملتزم باشد - رد میکند از سوی دیگر نیز چنان نیست که تحقق الگوی اقتصاد اسلامی به یک جامعه ایدهآل که در آن هیچ نوع خلاف و هیچ گونه فریبکاری صورت نمیگیرد [[نیازمند]] باشد؛ زیرا چنین ادعایی بدان معنی خواهد بود که هرگز اقتصاد اسلامی [[جامه]] عمل به خود نپوشد و همواره در اذهان به عنوان یک نظام ایدهآل باقی بماند. به نظر میرسد که بتوان در مقابل این انگاره چنین گفت که اقتصاد اسلامی به [[میزان عمل]] به آن، نتیجه بخش میباشد و فرد و جامعه به همان اندازه که پایبند به اصول و آموزههای اقتصاد اسلامی است از نتایج آن نیز بهرهمند میباشد. | ||
این نظریه اختصاص به [[اقتصاد اسلامی]] ندارد بلکه [[نظام | این نظریه اختصاص به [[اقتصاد اسلامی]] ندارد بلکه [[نظام عبادی]]، [[نظام سیاسی]]، [[فرهنگسازی]] و حتی نظام [[دفاعی]] [[اسلام]] نیز چنین است و نتایج همواره به [[میزان]] [[التزام]] به آموزه [[اسلامی]] بستگی دارد. برای تکمیل این نظر، باید این نکته را بیافزاییم که برخی از اصول و آموزههای کلی [[مسؤولیت]] بهویژه در [[نظام اقتصادی]] به گونه خاص به یکدیگر وابسته و [[همگرایی]] دارند به طوری که اگر به یک اصل مانند [[احسان]] و [[صدقه]] بدون رعایت اصول دیگر مانند: [[مسؤولیتپذیری]] و نظام قراردادهای [[اقتصادی]] عمل شود نه تنها نمیتوان نتایج مثبتی از این روند [[انتظار]] داشت بلکه باید [[منتظر]] بود که نتایج معکوس و [[ضد]] احسان و صدقه در چنین شرایطی به بار آید، اندکی [[تأمل]] در آنچه در بازار [[مسلمانان]] ([[سوق المسلمین]]) میگذرد و کار و [[سرمایه]] به گل [[فساد]] مینشیند وبال، [[ظلم]] و [[عقاب]] به بار آورد میتواند ما را به [[حقیقت]] تلخی که به آن اشاره شد رهنمون باشد. | ||
میتوان نمونه دیگری را در اقتصاد سیاسی یک [[نظام اسلامی]] مورد مطالعه قرار داد. کشوری چون [[جمهوری اسلامی ایران]] به اصول و [[موازین اسلامی]] پایبند گردیده و [[کلیه]] [[قوانین]] و مقررات آن به لحاظ انطباق با موازین اسلامی بررسی و به دقت کنترل میشود لکن در عمل فاصله [[فقر]] و [[غنا]] و فرایند [[توزیع ثروت]] و بالاخره [[عدالت اجتماعی]] زیر سؤال جدی قرار میگیرد. همانند بانکها که با [[معاملات]] و [[عقود]] اسلامی با موازین اسلامی منطبق میگردد ولی در عمل از آنچه قبلاً به صورت [[نظام ربوی]] بود تفاوت چندانی پیدا نمیکند. | میتوان نمونه دیگری را در اقتصاد سیاسی یک [[نظام اسلامی]] مورد مطالعه قرار داد. کشوری چون [[جمهوری اسلامی ایران]] به اصول و [[موازین اسلامی]] پایبند گردیده و [[کلیه]] [[قوانین]] و مقررات آن به لحاظ انطباق با موازین اسلامی بررسی و به دقت کنترل میشود لکن در عمل فاصله [[فقر]] و [[غنا]] و فرایند [[توزیع ثروت]] و بالاخره [[عدالت اجتماعی]] زیر سؤال جدی قرار میگیرد. همانند بانکها که با [[معاملات]] و [[عقود]] اسلامی با موازین اسلامی منطبق میگردد ولی در عمل از آنچه قبلاً به صورت [[نظام ربوی]] بود تفاوت چندانی پیدا نمیکند. | ||