نظام عبادی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

اسلام دارای مبانی و اصول جامع انسان‌شناختی، جهان‌شناختی و جامعه‌شناختی و... است. از این رو، به همه قلمروها و زوایای مادی، معنوی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، عبادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی انسان توجه کرده است. در این راستا، مبانی مسأله عبادت را در قالب و ساختار وحی و اصول ارزشی الهی و عقلی معرفی کرده و هیچ نیازی را فروگذار نکرده است. نکته مهم این است که در این نظام، همه اجزاء و قلمروها به هم مرتبط‌اند؛ طوری که نه تنها نظام عبادی در پیوستگی و تنیدگی با دیگر نظام‌های اسلامی است؛ بلکه جهت و سمت و سوی غایت دیگر نظام‌ها را تعیین و تبیین می‌کند. از این رو، نظام عبادی دیگر نظام‌ها را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده است. بدون تردید، فرض گسستگی و انفصال نظام‌های دیگر از نظام عبادی به شکل‌گیری جریان‌های انحرافی از جمله عرفان‌های کاذب و نوظهور، خرافه‌گرایی، رهبانیت، سکولاریسم، فمینیسم و... منجر خواهد شد.

بدین ترتیب، این نظام از یک سو در معناداری و ارائه صبغه دینی بر دیگر نظام‌ها نقش دارد و از سوی دیگر، اهداف و راهبردها را نشان می‌دهد؛ از سوی سوم، ضمن نقد و به چالش کشیدن نظام‌های رقیب، قدرت ظهور و بروز و مدیریت جهان را متناسب با نیازها و مدل‌های نو، به منصه ظهور می‌رسانده و طرحی نو در نگرش به عالم و آدم می‌اندازد[۱].

معناشناسی

نظام یا سیستم تعاریف گوناگونی دارد. در یک تعریف جامع که قابل انطباق با همه نظام‌ها باشد، می‌توان گفت: نظام‌ها به مجموعه‌ای از اجزای به هم وابسته گفته می‌شود که در راه نیل به اهداف معین با همدیگر هماهنگی دارند[۲].

اسلام دارای نظام‌های عبادی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... است که مبانی هر کدام از آنها، نشأت گرفته از این مکتب است. می‌توان گفت که نظام عبادی مهم‌ترین این نظام‌هاست که در طبقه‌بندی نظام‌ها، در ذیل نظام‌های منشی و رفتاری قرار می‌گیرد. در تعریف نظام عبادی می‌توان گفت: نظام عبادی مجموعه نیات، اندیشه، رفتارها، الگوها و عملکردهایی است که از طرف خداوند متعال ترسیم شده و نسبت و پیوند انسان را در چهار قلمرو کلی: رابطه انسان با خالق خویش، رابطه انسان با محیط زیست، رابطه انسان با هم‌نوعان و رابطه انسان با خویشتن خویش، جهت نیل به سعادت ابدی سامان می‌دهد[۳].

نظام یکپارچه عبادی

عبادت و پرستش خداوند یکتا و ترک پرستش هر موجود دیگر، یکی از اصول تعلیمات پیامبران الهی است. تعالیم هیچ پیامبری خالی از عبادت نبوده است. دین اسلام نیز عبادت را سرلوحه همه تعلیمات خود قرار داده است و صددرصد مورد تأیید اسلام و جزء متون آن به‌شمار می‌آید[۴]. اگر عبادت درست باشد، تعلیمات اخلاقی و اجتماعی هم درست خواهد بود و واقعیت پیدا می‌کند. نمی‌توان کسی را پیدا کرد که در مسائل اخلاقی و اجتماعی مسلمان خوبی باشد؛ ولی در مسائل عبادی مسلمان خوبی نباشد[۵]. البته برخلاف ادیان دیگر، عبادت در اسلام به صورت یک سلسله تعلیمات جدای از زندگی که صرفاً به دنیای دیگر تعلق دارد نیست؛ بلکه عبادت‌های اسلامی با فلسفه‌های زندگی توأم بوده و در متن زندگی قرار دارد.

گذشته از عبادت‌هایی که به صورت مشترک و همکاری دسته‌جمعی انجام می‌گیرد مانند حج، جهاد و... عبادت‌های فردی نیز به گونه‌ای شکل داده شده است که دربرگیرنده انجام پاره‌ای از وظایف زندگی است. نماز که مظهر کامل اظهار عبودیت و بندگی است؛ در اسلام، چنان شکل خاصی یافته است که حتی فردی که می‌خواهد در گوشه ای خلوت به تنهایی نماز بخواند، خودبه‌خود به انجام پاره‌ای از وظایف اخلاقی و اجتماعی از قبیل نظافت، احترام به حقوق دیگران، وقت‌شناسی، جهت‌شناسی، ضبط احساس‌ها، اعلام صلح و دوستی با بندگان شایسته خدا و... مقید می‌شود.

در فرهنگ اسلام، عبادت در کنار عوامل دیگر به عنوان یک عامل برای تربیت و کسب اخلاق فاضله است[۶]. با اینکه روح عبادت، ارتباط و پیوند بنده با خدا و شکستن دیوار غفلت و توجه به خدا است، اما اسلام، خواسته است این روح را در لباس یک سلسله تربیت‌های دیگر که آنها را برای زندگی لازم می‌داند پیاده کند؛ لذا در شکل آن هم که در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است، یک سلسله برنامه‌های تربیتی لحاظ شده است[۷].

عبادات ظاهری جلوه‌ای از معنویت اسلامی

عبادت پوسته‌ای است برای حفاظت از معنویت درونی انسان و از این منظر همه عبادات جلوه معنویتی هستند که در قلب عابد جا دارد و در قالب مناسک و اعمال عبادی نمود پیدا می‌کند. عبادات دو کارکرد اساسی در ساختار معنوی اسلامی دارند. نخست اینکه در متن زندگی مادی و تلاش و مجاهدت دنیوی، دنیا و زندگی این جهانی را به منزله گذرگاه و فرصتی برای جلب رضای خدا و شکوفایی معنوی تثبیت می‌کنند[۸]. در این میان نماز برجسته‌ترین عبادتی است که «هیچ وسیله‌ای مستحکم‌تر و دایمی‌تر از نماز برای ارتباط میان انسان با خدا نیست. مبتدی‌ترین انسان‌ها رابطه خود با خدا را به وسیله نماز آغاز می‌کنند. برجسته‌ترین اولیای خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز می‌جویند»[۹].

از سوی دیگر جلوه معنویت درونی به صورت اعمال ظاهری، نمادی است که یاد معنویت را در دل‌های سایر مردم زنده می‌کند و روح معنویت را در زندگی آنها می‌دمد. به ویژه عبادات جمعی نظیر نمازهای جماعت به ویژه نمازهای اعیاد بزرگ اسلامی که دو جهت سازنده دارد: «یک جهت آن توجه به خدا و معنویت و دیگر جهتش تجمع همه مسلمین، حول یک محور واحد است»[۱۰].

عبادت بزرگ دیگری که در جنبه سازندگی جامعه و شکوفایی معنویت جمعی نقش دارد حج است، که نقش بارزی «در جهت ایجاد حیات طیبه امت اسلامی و نجات آن از زنجیرها و غل‌های استعباد و استبداد و خداوندان زر و زور و تزریق روح عزت و عظمت به آن و زدودن کسالت و ملالت از آن» دارد[۱۱].[۱۲]

مبانی نظام عبادی

نظام عبادی در اسلام، همانند دیگر نظام‌های رفتاری دارای مبانی است. این مبانی را می‌توان به دو بخش مبانی فلسفی و مبانی مکتبی دسته‌بندی کرد. در مبانی فلسفی، نوع نگرش به هستی و انسان تعریف شده و در قالب قضایای وجودی بیان می‌شود. برخی از این قضایا و گزاره‌ها عبارت‌اند از: واجب الوجود موجود است. انسان ممکن الوجود است، ممکن در وجود و بقا نیازمند واجب الوجود است. احتیاج و نیاز به واجب الوجود عین هستی انسان بوده و ذات انسان جز احتیاج و فقر به واجب چیز دیگری نیست. انسان، مسافری است که همواره به سوی مقصد اصلی یعنی معاد در حرکت است و جز از طریق رسیدن به مقصد و غایت خود آرام و قرار نمی‌گیرد. عقل و نقل برنامه و چگونگی سیر انسان را تبیین می‌نمایند.

در مبانی مکتبی نیز مبانی و عناصر نظام عبادی و چگونگی پیوند و ارتباط آنها با یکدیگر، جهت حرکت و نحوه رسیدن به اهداف مشخص شده است. بسیاری از این مبانی، نه تنها با مبانی فلسفی در تعارض نیستند بلکه مؤید یکدیگرند. این مبانی در قالب کتاب و سنت بیان شده‌اند. برخی از این مبانی عبارت‌اند از:

  1. توحید: هستی و نظام آفرینش، خالق و پروردگار یکتا دارد و هیچ معبودی جز او نیست؛ توحید در سه مرتبه ذاتی، صفاتی و افعالی، اساسی‌ترین مبناست. بدون اعتقاد به توحید هیچ فعل و عبادتی مستند به آفریدگار نیست. در مقابل توحید، شرک قرار دارد. شرک در همه اشکال و نمودهای خود اعم از شرک جلی و خفی با توحید منافات دارد. نظام عبادی در اسلام طوری طراحی شده است که همه اشکال شرک و رویکردهای غیر الهی را برنتافته و جز اخلاص در نظر و عمل چیز دیگر را نمی‌پذیرد.
  2. تقرب به خدا: مقصد و غایت همه نظام آفرینش خداوند است[۱۳]، انس و جن نیز برای عبادت و پرستش آفریده شده‌اند[۱۴] خداوند نه تنها خالق انسان؛ بلکه خالق همه موجودات و جهان هستی است[۱۵]. بنابراین همه مخلوقات در کاروان هستی به سوی او روان‌اند و زنجیره به هم پیوسته‌ای را تشکیل می‌دهند.
  3. معاد: معاد و رستاخیز بعد از اعتقاد به مبدأ عنصر اساسی در عبادت و پرستش خداست. انسان دارای روح مجرد است و فانی نمی‌شود، زندگی آدمی منحصر در این جهان نبوده و جهان آخرت در پیش بوده و مهم‌تر از این دنیاست. عبادت انسان را در سمت و سویی قرار می‌دهد که به سعادت اخروی منتهی گردد.
  4. رسالت و امامت: در نظام عبادی اسلام برنامه‌های مشخص و معینی وجود دارد که نیازسنجی‌ها، راهکارها، شرایط، موانع و اهداف را در نظر گرفته است. بخشی از این برنامه‌ها در قرآن و بخش دیگر آن در سنت نبوی و ائمه معصومین تبیین شده است. سیره عملی معصومین و راهنمایی‌های آنان به منزله نقشه راه‌اند تا انسان با تأسی و الگو گرفتن آن حضرات به سعادت ابدی نایل شود. در همین راستا اطاعت و پیروی از سخنان، روش و سیره امامان معصوم و رسول خدا(ص) در طول اطاعت از خدا قرار داشته و برخی از اعتقادات مانند شفاعت زیارت و... به معنای عبادت آنان نبوده؛ بلکه در راستای اطاعت و پیروی از خداوند معنی می‌یابند.
  5. مالکیت: خداوند مالک آسمان‌ها و زمین و انسان‌ها و همه مخلوقات است. مالکیت او حقیقی است؛ نه اعتباری و قراردادی. بنابراین، مخلوقات و از جمله انسان با همه آنچه در اختیار دارند ملک خدا هستند و انسان مالک هیچ چیزی نیست و انسان جز ربط محض و فقر محض چیزی نیست.
  6. هدف‌دار بودن هستی: جهان آفرینش مجموعه هدف‌دار است که در آن چیزی بیهوده و بی‌هدف آفریده نشده است[۱۶]؛ زیرا قانون علی و معلولی بر نظام آفرینش حکم‌فرماست و هیچ عمل و اندیشه‌ای خارج از نظام تأثیر و تأثّر نیست، در نتیجه فرمانبرداری و عبادت، طغیان و استکبار، فسق و ایمان از تأثیر و تأثر مخصوص به خود برخوردارند.
  7. اختیار: انسان مسئول اعمال خویش است، هم در برابر خود و هم جامعه و خدا؛ لذا اگر از حدود الهی تجاوز کند، مؤاخذه خواهد شد. اهدافی که مبانی فلسفی و دینی عبادت را ترسیم کرده است با بخش‌ها و اجزاء جزئی نظام عبادی رابطه منطقی دارند. یعنی طوری طراحی شده‌اند که به طور منطقی هدف اصلی نظام عبادی که تقرب به خداست، تأمین می‌شود[۱۷].

اهداف نظام عبادی

اهداف نظام عبادی، مقاصدی هستند که نظام عبادی برای تحقق عملی آن تنظیم شده است. برخی از این اهداف، نقش وسیله و یا واسطه را برای رسیدن به آن مقاصد ایفا می‌کنند و برخی دیگر، خودشان و فی نفسه عبادت‌اند. در تعابیر فقهی و در قلمرو واجبات از آنها به واجبات تعبدی و توصلی تعبیر شده است. اما مقصود ما از نظام عبادی، تنها انحصار آن در واجبات نیست؛ بلکه قلمرو آن همه احکام پنجگانه را در برمی‌گیرد.

به طور کلی می‌توان گفت: اهداف نظام عبادی، مقاصدی هستند که نظام عبادی برای رسیدن به آنها از طرف شارع مقدس طراحی شده است. سامان‌دهی این نظام، طوری است که همه اجزاء و شاخه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، فردی، اجتماعی و... را شامل شده و همگی هدف واحدی را دنبال می‌کنند و آن تقرب به خداست.

مهم‌ترین این اهداف عبارت‌اند از:

  1. ایجاد حیات طیبه امت اسلامی[۱۸].
  2. نجات امت اسلامی از زنجیرها و غل‌های استعباد و استبداد و خداوندان زر و زور. تزریق روح عزت و عظمت به امت اسلامی و زدودن کسالت و ملالت از آن[۱۹].
  3. شکستن بت درون (بت من)[۲۰].
  4. انس با خدا و تسلیم در مقابل او[۲۱].
  5. مبارزه با مشتهیات نفسانی[۲۲].[۲۳]

منابع

پانویس

  1. غفاری، ابوالحسن، مقاله «نظام عبادی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص ۴۹۸.
  2. چرچمن، چارلزوست، نظریه سیستم‌ها، ترجمه رشید اصلانی، ص۲۶.
  3. غفاری، ابوالحسن، مقاله «نظام عبادی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص ۴۹۳.
  4. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۳، ص۱۱۴.
  5. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۱، ص۱۹۷.
  6. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۲، صص ۷۳۷ و ۷۳۸؛ ج۲۳، ص۵۱۵.
  7. جبرئیلی، محمد صفر، اسلام‌شناسی، ص ۴۹.
  8. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۳۱/۶/۱۳۷۵.
  9. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۵/۷/۱۳۷۰.
  10. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۲۱/۱۱/۱۳۷۵.
  11. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات، ۱۶/۱/۱۳۷۴.
  12. مظاهری‌سیف، حمید رضا، مقاله «نظام معنویت اسلامی»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص ۳۹۱.
  13. سوره شوری، آیه ۵۳.
  14. سوره ذاریات، آیه ۵۶.
  15. سوره انعام، آیه ۱۰۲.
  16. سوره دخان، آیه ۳۸-۳۹.
  17. غفاری، ابوالحسن، مقاله «نظام عبادی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص۵۰۱ ـ ۵۰۴.
  18. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در اجتماع مردم مشهد و زائران، ۲۹/۱/۱۳۷۰.
  19. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، پیام به حجاج، ۱۴/۴/۱۳۶۸.
  20. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مردم، سی ام رمضان، ۳۰/۱/۱۳۶۹.
  21. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار با مردم، ۲۳ رمضان، ۳۰/۱/۱۳۶۹.
  22. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۲/۱۰/۱۳۷۶.
  23. غفاری، ابوالحسن، مقاله «نظام عبادی اسلام»، منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ج۱، ص ۵۰۴.