پرش به محتوا

غلو در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۹: خط ۵۹:
آنها که در ایمانشان [[ضعف]] و [[سستی]] داشتند و [[حقایق]] عالم را نمی‌شناختند و نسبت به [[شناخت خدا]] [[ناتوان]] بودند و نمی‌دانستند هر چه هست فقط از خداست و نخوانده بودند که قرآن می‌گوید: {{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>«و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref> آنها که [[درک]] نکرده بودند که [[خدا]] به هر که خواهد همه چیز خواهد داد وقتی علی آن عالم [[دانا]]، [[دلاور]] [[زاهد]]، [[عابد]] شب زنده‌دار، سخنگوی توانا، [[ثابت قدم]] [[عادل]]، و غیبگوی [[راستگو]] را می‌دیدند به [[شک و تردید]] فرو می‌رفتند که نکند خدا در او [[حلول]] کرده باشد، نکند او [[خالق]] باشد، نکند او [[الله]] است. آنان بدین ترتیب به [[انحراف]] و [[کجروی]] فرو غلتیدند و [[وسوسه]] و [[توطئه]] کسانی که با اصل [[اسلام]] مخالف بودند به این [[اندیشه]] کج کمک کرد تا جایی که جمعی [[غلو]] کردند و گفتند: خدا در وجود علی حلول کرده است و پس از چندی یک باره گفتند: علی خود خداست، او خالق ماست و در کنار ماست.
آنها که در ایمانشان [[ضعف]] و [[سستی]] داشتند و [[حقایق]] عالم را نمی‌شناختند و نسبت به [[شناخت خدا]] [[ناتوان]] بودند و نمی‌دانستند هر چه هست فقط از خداست و نخوانده بودند که قرآن می‌گوید: {{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}}<ref>«و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref> آنها که [[درک]] نکرده بودند که [[خدا]] به هر که خواهد همه چیز خواهد داد وقتی علی آن عالم [[دانا]]، [[دلاور]] [[زاهد]]، [[عابد]] شب زنده‌دار، سخنگوی توانا، [[ثابت قدم]] [[عادل]]، و غیبگوی [[راستگو]] را می‌دیدند به [[شک و تردید]] فرو می‌رفتند که نکند خدا در او [[حلول]] کرده باشد، نکند او [[خالق]] باشد، نکند او [[الله]] است. آنان بدین ترتیب به [[انحراف]] و [[کجروی]] فرو غلتیدند و [[وسوسه]] و [[توطئه]] کسانی که با اصل [[اسلام]] مخالف بودند به این [[اندیشه]] کج کمک کرد تا جایی که جمعی [[غلو]] کردند و گفتند: خدا در وجود علی حلول کرده است و پس از چندی یک باره گفتند: علی خود خداست، او خالق ماست و در کنار ماست.
اما علی{{ع}} با [[اعتقادی]] [[راسخ]] و [[ایمانی]] محکم به [[جنگ]] این [[خرافه‌ها]] رفت و تا نابودی و ریشه‌کن ساختن آن گروه [[منحرف]] از پای ننشست.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۱۷.</ref>
اما علی{{ع}} با [[اعتقادی]] [[راسخ]] و [[ایمانی]] محکم به [[جنگ]] این [[خرافه‌ها]] رفت و تا نابودی و ریشه‌کن ساختن آن گروه [[منحرف]] از پای ننشست.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۱۷.</ref>
==[[نفی]] غالی‌گری در سخنان [[پیشوایان]] [[اسلام]]==
از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} و علی{{ع}} و سایر [[ائمه معصومین]]{{عم}} [[روایات]] زیادی در [[مذمت]] و [[نهی]] [[غلو]] وارد شده است که در این جا به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|يَا عَلِيُّ مَثَلُكَ فِي أُمَّتِي مَثَلُ الْمَسِيحِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ افْتَرَقَ قَوْمُهُ ثَلَاثَ فِرَقٍ فِرْقَةٌ مُؤْمِنُونَ وَ هُمُ الْحَوَارِيُّونَ وَ فِرْقَةٌ عَادُوهُ وَ هُمُ الْيَهُودُ وَ فِرْقَةٌ غَلَوْا فِيهِ فَخَرَجُوا عَنِ الْإِيمَانِ وَ إِنَّ أُمَّتِي سَتَفْتَرِقُ فِيكَ ثَلَاثَ فِرَقٍ فَفِرْقَةٌ شِيعَتُكَ وَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ فِرْقَةٌ عَدُوُّكَ وَ هُمُ الشَّاكُّونَ وَ فِرْقَةٌ تَغْلُو فِيكَ وَ هُمُ الْجَاحِدُونَ وَ أَنْتَ فِي الْجَنَّةِ يَا عَلِيُّ وَ شِيعَتُكَ وَ مُحِبُّ شِيعَتِكَ وَ عَدُوُّكَ وَ الْغَالِي فِي النَّارِ}}؛ [[یا علی]]، مثل تو در [[امت]] من مانند مثل [[عیسی بن مریم]] است که [[قوم]] او به سه [[فرقه]] تقسیم شدند: [[حواریون]]، که [[مؤمن]] بودند، [[دشمنان]] او که یهودیانند و فرقه‌ای که در [[حق]] او غلو کردند و از [[ایمان]] بیرون رفتند. امت من درباره تو نیز به سه دسته تقسیم می‌شود: [[شیعیان]] و [[پیروان]] تو که مؤمنانند؛ دشمنانت که درباره تو بدگمانند؛ و گروهی که درباره تو غلو کنند و ایشان منکر حق هستند. و شیعیانت بهشتی‌اند و [[دشمن]] و فلوکننده درباره تو در [[دوزخ]] است»<ref>تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلام، ص۱۸۳.</ref>.
#از [[امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده است که فرمود: «گوش و چشم و گوشت و [[خون]] من از [[غلات]] بیزار است. [[خدا]] و پیغمبرش از ایشان بیزارند. غلات بر [[دین]] من و [[پدران]] من نیستند»<ref>اصول کافی، ج۲، ص۱۱.</ref>.
# [[حضرت رضا]]{{ع}} هم فرموده است: «غلات، کافرند و مفوضان، مشرکند. هر که با ایشان بنشیند و بیامیزد و بخورد و بیاشامد و بپیوندد و [[ازدواج]] کند و... از [[ولایت خدا]] و [[ولایت]] ما [[اهل بیت]]، بیرون است»<ref>اصول کافی، ج۲، ص۱۱.</ref>.
#و نیز [[امام رضا]]{{ع}} فرموده است: «خدایا، من از هر توان و نیرویی [[بیزاری]] می‌جویم. به سوی تو می‌گرایم. توان و نیرویی جز از جانب تو نیست. خدایا، من [[بیزاری]] می‌جویم از کسانی که برای ما آنچه را سزاوار نیست ادعا می‌کنند. خدایا، من به سوی تو بیزاری می‌جویم از کسانی که درباره ما آنچه را که خود نگوییم می‌گویند. خدایا، [[آفرینش]] مخصوص تو و روزی از جانب تو است. تو را می‌پرستیم و از تو [[یاری]] می‌جوییم. خدایا، تو [[خالق]] ما و خالق [[پدران]] پیشینیان و پدران آیندگانی. [[ربوبیت]] جز برای تو سزاوار نیست و خدایی جز تو را نشاید»<ref>اعتقادات صدوق، ص۱۴۱.</ref>.
# [[دانشمندان]] و بزرگان [[شیعی]] هم [[غلات]] را [[کافر]] دانسته‌اند؛ فی المثل، [[شیخ صدوق]] در خصوص آنان می‌گوید: «آنان کافر به خدایند و از [[یهود]]، [[نصارا]]، [[مجوس]]، [[قدریه]]، [[حروریه]] و از تمامی [[اهل بدعت]]، بدترند. و [[خداوند]] به هیچ چیز مثل کوچک نمودن آنان در نظر [[مردم]] کوچک نشده است»<ref>اعتقادات صدوق، ص۱۳۷.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۲۴.</ref>
==غلات و [[شیعیان]]==
شاید برای برخی که در [[تاریخ]]، مطالعاتی دارند این سؤال به وجود آمده باشد که چرا در برخی از [[منابع تاریخی]]، غلات از شمار شیعیان ذکر شده‌اند؟
در پاسخ باید گفت که اولاً در روزگاران اخیر، این مسأله بیشتر از سوی [[مستشرقان]] و غربیان که معمولاً اطلاعات [[اسلامی]] خود را از منابع مخالف [[شیعه]] می‌گیرند، دامن زده شده است. آنان پیوند نزدیکی بین [[عقاید شیعه]] و دیدگاه‌های غلات زده‌اند و تا آنجا پیش رفته‌اند که شیعه بودن را مترادف غالی بودن دانسته‌اند، به عنوان مثال در [[دائرة المعارف]] [[اسلام]] در ذیل کلمه «غلات» آمده است که:
«[[تفکر]] مربوط به [[غیبت امام]] ([[مهدویت]]) برای نخستین بار توسط غلات مطرح شد. و نیز مسأله «[[عصمت امام]]» و [[مخالفت]] با [[ابوبکر]] و [[عمر]] را برای اولین بار، غلات مطرح کردند»<ref>دائرة المعارف اسلام، لیدن، ۱۹۳۸.</ref>.
و یا مستشرقی که کتاب [[تاریخ شیعه (کتاب)|تاریخ شیعه]] را نوشته است مهمترین [[طوایف]] و [[فرقه‌های شیعه]] را «[[سبائیه]]» و «[[کیسانیه]]» دانسته است و وقتی به بررسی تاریخ شیعه می‌پردازد تنها از دو [[طایفه]] فوق و سایر غلات یاد می‌کند و از فرقه‌های دیگر همچون [[امامیه]] و [[زیدیه]] هیچ نامی نمی‌برد.
وی در خصوص [[مذهب شیعه]] می‌گوید: «[[شیعه]] از [[حزب]] سیاسیی که اموی‌ها آن را در «بحرورا» مغلوب کردند متفرع شد و توسعه پیدا کرد تا توانست [[اقدام]] به یک [[جنبش]] [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] و [[دینی]] و جهانی کند!»<ref>فلوتن، تاریخ شیعه یا علل سقوط بنی امیه، ص۱۲۷.</ref>.
بنابراین، اولاً آوردن نام [[غلات]] در ردیف [[شیعیان]] کار مستشرقین و غربی‌ها بوده است.
ثانیاً نسبت دادن غلات به شیعه ناشی از این است که غلات عموماً [[تفکرات]] و اندیشه‌های خود را در مورد [[ائمه شیعه]] ابراز کرده‌اند؛ لذا همین باعث شده که آنها را در شمار شیعیان آورند.
ثالثاً نسبت غلات به شیعه، همواره در طول [[تاریخ]]، حربه‌ای در دست [[مخالفان شیعه]] بوده است. آنان هرگاه که خواسته‌اند شیعه را بکوبند و اندیشه‌های والای این [[مذهب]] را بایکوت نمایند از این [[تهمت]] بهره جسته‌اند. در این ماجرا دو گروه دخالت داشته‌اند: دسته اول، [[حکام جور]] و [[سلاطین]] و [[پادشاهان]] [[ستمگر]] بوده‌اند که برای سرکوبی شیعیان و خاموش کردن ندای [[حق‌طلبی]] آنان، غلات را به شیعه نسبت می‌دادند و دسته دوم، علمای مخالف شیعه بودند که برای غیر [[اسلامی]] نشان دادن [[افکار]] شیعه و رواج مذهب خود به این تهمت، دست می‌زدند.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۲۶.</ref>


==پرسش مستقیم==
==پرسش مستقیم==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش