←۲. شبهات خاورشناسان
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۷۱: | خط ۳۷۱: | ||
در پاسخ اتهام [[سحر]] نیز میفرماید: "من اگر دروغگویم خود گرفتار عذاب میشوم" جز وحی الهی از چیزی پیروی نمیکنم"." | در پاسخ اتهام [[سحر]] نیز میفرماید: "من اگر دروغگویم خود گرفتار عذاب میشوم" جز وحی الهی از چیزی پیروی نمیکنم"." | ||
==۲. شبهات خاورشناسان== | ==۲. شبهات خاورشناسان== | ||
===۱ | ===۲-۱. منشأ قرآن؛ یهود، نصارا و دیگر ادیان=== | ||
برخی مستشرقان با تمسک به سفرهای [[پیامبر خاتم|پیامبر]] به شام یا دیدار با علمای یهود و نصارا، و نسبت دادن مطالعه کتب اهل کتاب به پیامبر مصادری را برای وحی بیان میکنند. ریچارد بل در کتابش قرآن را در بهکارگیری برخی الفاظ و قصص متأثر از مذهب مانوی و یا متکی بر مصادر شفوی "غیر مکتوب" دانسته. برخی پیامبر را متأثر از مبشران مسیحی جنوب عربستان و برخی قرآن را متأثر از یهود و برخی دیگر پیامبر را از حنیفان و ادیان گذشته تأثیرپذیر دانستهاند<ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۴۲ و ۲۴۳.</ref>. برخی نیز در حالت تردید بین این مدعا سیر کردهاند که قرآن یا حاصل اختراع پیامبر یا اقتباس از غیر است. وجود برخی الفاظ غیرعربی در قرآن، به اتهام یاد شده بیشتر دامن زده است. چنانکه تشابه مضامین برخی آیات قرآن با آیات عهدین نیز به این شبهه بیشتر دامن میزند؛ برخی هم به همگونی آموزههای قرآن با کتب یهود و انجیل و آموزههای زردشت و برهما متمسک شدهاند. | برخی مستشرقان با تمسک به سفرهای [[پیامبر خاتم|پیامبر]] به شام یا دیدار با علمای یهود و نصارا، و نسبت دادن مطالعه کتب اهل کتاب به پیامبر مصادری را برای وحی بیان میکنند. ریچارد بل در کتابش قرآن را در بهکارگیری برخی الفاظ و قصص متأثر از مذهب مانوی و یا متکی بر مصادر شفوی "غیر مکتوب" دانسته. برخی پیامبر را متأثر از مبشران مسیحی جنوب عربستان و برخی قرآن را متأثر از یهود و برخی دیگر پیامبر را از حنیفان و ادیان گذشته تأثیرپذیر دانستهاند<ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۴۲ و ۲۴۳.</ref>. برخی نیز در حالت تردید بین این مدعا سیر کردهاند که قرآن یا حاصل اختراع پیامبر یا اقتباس از غیر است. وجود برخی الفاظ غیرعربی در قرآن، به اتهام یاد شده بیشتر دامن زده است. چنانکه تشابه مضامین برخی آیات قرآن با آیات عهدین نیز به این شبهه بیشتر دامن میزند؛ برخی هم به همگونی آموزههای قرآن با کتب یهود و انجیل و آموزههای زردشت و برهما متمسک شدهاند. | ||
ازجمله داستان معراج، صراط، آغاز با ؟؟؟ و ... | ازجمله داستان معراج، صراط، آغاز با ؟؟؟ و ... | ||
| خط ۳۷۹: | خط ۳۷۹: | ||
===نقد و بررسی=== | ===نقد و بررسی=== | ||
[[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} به گواهی تاریخ و قومش، در وطن و مسافرت هیچ آموزگاری نداشته. عهد قدیم در زمان رسول {{صل}} به اعتراف خود مستشرقان به زبان عربی ترجمه نشده بود. اگر قرآن محصول آموزش افراد ادیان دیگر بود بهیقین نخبگانی در میان عرب بودند تا آنها نیز مانند محمد {{صل}} سخنانی بیاورند در حالی که چنین نکردند بر اساس دشمنی که اهل کتاب با آن حضرت داشتند اگر قرآن از سوی آنان بود حتماً افشا میکردند اما چنین چیزی وجود ندارد. از طرفی داستانهای قرآنی تفاوت جوهری و اساسی با دیگر [[کتب آسمانی]] دارد؛ ازجمله داستان آفرینش آدم {{ع}} و غیره. یکی از این تفاوتها نجات بدن فرعون است که قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً}}﴾}} افزون بر آن، معرفی [[پیامبران]] در قرآن با نوعی نزاحت، اخلاق والا و [[عصمت]] بیان شده است برخلاف کتب عهدین. بسیاری از داستانهای قرآنی در تورات و انجیل یافت نمیشود ازجمله داستان هود، صالح و شعیب {{عم}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۴۹-۲۵۱.</ref> قرآن به تحریف تورات و انجیل اشاره نموده و اگر پیامبر نقل کرده باشد بدین معناست که مطالب قرآن نیز تحریف شده است. | [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} به گواهی تاریخ و قومش، در وطن و مسافرت هیچ آموزگاری نداشته. عهد قدیم در زمان رسول {{صل}} به اعتراف خود مستشرقان به زبان عربی ترجمه نشده بود. اگر قرآن محصول آموزش افراد ادیان دیگر بود بهیقین نخبگانی در میان عرب بودند تا آنها نیز مانند محمد {{صل}} سخنانی بیاورند در حالی که چنین نکردند بر اساس دشمنی که اهل کتاب با آن حضرت داشتند اگر قرآن از سوی آنان بود حتماً افشا میکردند اما چنین چیزی وجود ندارد. از طرفی داستانهای قرآنی تفاوت جوهری و اساسی با دیگر [[کتب آسمانی]] دارد؛ ازجمله داستان آفرینش آدم {{ع}} و غیره. یکی از این تفاوتها نجات بدن فرعون است که قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً}}﴾}} افزون بر آن، معرفی [[پیامبران]] در قرآن با نوعی نزاحت، اخلاق والا و [[عصمت]] بیان شده است برخلاف کتب عهدین. بسیاری از داستانهای قرآنی در تورات و انجیل یافت نمیشود ازجمله داستان هود، صالح و شعیب {{عم}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۴۹-۲۵۱.</ref> قرآن به تحریف تورات و انجیل اشاره نموده و اگر پیامبر نقل کرده باشد بدین معناست که مطالب قرآن نیز تحریف شده است. | ||
===۲- | ===۲-۳. [[پیامبر خاتم|محمد]]، مصدر قرآن=== | ||
برخی از خاورشناسان، قرآن را ساخته [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} دانستهاند. ولی در دورههای بعد به علت مطالعه بیشتر از تعداد آنها کاسته شد؛ اما با یک رویکرد حرفهایتر وارد عرصه مخالفت شدند. | برخی از خاورشناسان، قرآن را ساخته [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} دانستهاند. ولی در دورههای بعد به علت مطالعه بیشتر از تعداد آنها کاسته شد؛ اما با یک رویکرد حرفهایتر وارد عرصه مخالفت شدند. | ||
#'''قرآن محمد {{صل}}''': این عنوانی است که عدهای از مترجمان قرآن در غرب استفاده کردهاند. این موارد چیزی جز ادعاهای بیاساس نیست که چهبسا بر حقانیت قرآن میافزاید تا جایی که محققان منصف همچون دکتر موریس بوکای گفتهاند: تنها کتابی که میشود آن را به خدا نسبت داد [[کتاب آسمانی]] مسلمانان است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۵۲ و ۲۵۳.</ref>. وی اسلام را دارای متن وحی تثبیتشده همزمان میداند. مارگولیوس استاد دانشگاه آکسفورد مینویسد: قرآن تازهترین کتاب الهی، تأثیری غیرقابل قیاس بر روی تودههای بشریت گذاشته. افزون بر آن دلایل گذشته، امی بودن پیامبر، عدم همانند آوری برای قرآن، این شبهه را باطل میکند. | #'''قرآن محمد {{صل}}''': این عنوانی است که عدهای از مترجمان قرآن در غرب استفاده کردهاند. این موارد چیزی جز ادعاهای بیاساس نیست که چهبسا بر حقانیت قرآن میافزاید تا جایی که محققان منصف همچون دکتر موریس بوکای گفتهاند: تنها کتابی که میشود آن را به خدا نسبت داد [[کتاب آسمانی]] مسلمانان است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۵۲ و ۲۵۳.</ref>. وی اسلام را دارای متن وحی تثبیتشده همزمان میداند. مارگولیوس استاد دانشگاه آکسفورد مینویسد: قرآن تازهترین کتاب الهی، تأثیری غیرقابل قیاس بر روی تودههای بشریت گذاشته. افزون بر آن دلایل گذشته، امی بودن پیامبر، عدم همانند آوری برای قرآن، این شبهه را باطل میکند. | ||
#'''وحی نفسانی''': گروه دیگری حالتهای نفسانی را عامل وحی قرآن دانستهاند. و حضور [[پیامبر]] در غار حرا را نیز مهمترین نشانه آن دانستهاند. ادوارد مونته میگوید: "[[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} همانند پیامبران بنیاسرائیل، راستگو بود و به وی الهام نفسی "درواقع دریافتی از سوی خود" میشد". در منگهام و گلدزیهز و تورآندریه و گیب نیز به این دیدگاه معتقدند ریچارد بل نیز الفاظ و کلمات قرآن را از ناحیه خداوند ندانسته. نقد اول اینکه: انتساب وحی به پیامبر {{صل}} نوعی شهود است که به آن وحی گفته نمیشود، اما وحی [[پیامبران]] از بیرون شخصیت باطنی، بر آنان القا میشود و یقینی خطاناپذیر است. که تنها ویژه پیامبران است و ایشان را مأمور به تبلیغ مینماید. [[وحی رسالی]] بدون واسطه از خداوند گرفته شده <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۵۴-۲۵۷.</ref>. از طرفی هیچ مدرکی نیست که پیامبر قرآن را از خود بداند، بلکه آیات قرآن و روایات قرآن را از جانب خدا دانسته. از طرف دیگر حتی مخالفان آن حضرت او را راستگو و امین دانستند پس وقتی او قرآن را از جانب خدا میداند چگونه میتوان قرآن را به او نسبت داد. [[پیامبران]] [[کتب آسمانی]] پیشین نیز بشارت به وجود چنین پیامبری دادهاند. پس پیامبری که: '''۱. ''' امی بوده؛ '''۲. ''' به راستگویی معروف بوده که حتی نضر بن حارث به قریش اعلان کرد: {{عربی|اندازه=150%|"لَقَد کانَ مُحَمَّدٌ أَصْدَقُكُمْ حَدِيثاً وَ أَعْظَمُكُمْ أَمَانَة"}}؛ '''۳. ''' بسیاری از پیروان ادیان منتظر ظهور چنین پیامبری بودهاند؛ ازجمله [[سلمان فارسی]]؛ '''۴. ''' نشانههای [[نبوت]] او در عهد قدیم و جدید، انکارناپذیر است، دیگر نمیتوان وحی را به او نسبت داد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۵۸ و ۲۵۹.</ref>. نقد سوم اینکه: حوادثی در قرآن آمده که نشان از محافظت خداوند از پیامبرش است و در برخی تصمیمات آن حضرت را مورد توبیخ قرار داده چگونه میشود که شخص مورد سرزنش در آیات قرآن، خود، آورنده همان آیات باشد. | #'''وحی نفسانی''': گروه دیگری حالتهای نفسانی را عامل وحی قرآن دانستهاند. و حضور [[پیامبر]] در غار حرا را نیز مهمترین نشانه آن دانستهاند. ادوارد مونته میگوید: "[[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} همانند پیامبران بنیاسرائیل، راستگو بود و به وی الهام نفسی "درواقع دریافتی از سوی خود" میشد". در منگهام و گلدزیهز و تورآندریه و گیب نیز به این دیدگاه معتقدند ریچارد بل نیز الفاظ و کلمات قرآن را از ناحیه خداوند ندانسته. نقد اول اینکه: انتساب وحی به پیامبر {{صل}} نوعی شهود است که به آن وحی گفته نمیشود، اما وحی [[پیامبران]] از بیرون شخصیت باطنی، بر آنان القا میشود و یقینی خطاناپذیر است. که تنها ویژه پیامبران است و ایشان را مأمور به تبلیغ مینماید. [[وحی رسالی]] بدون واسطه از خداوند گرفته شده <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۵۴-۲۵۷.</ref>. از طرفی هیچ مدرکی نیست که پیامبر قرآن را از خود بداند، بلکه آیات قرآن و روایات قرآن را از جانب خدا دانسته. از طرف دیگر حتی مخالفان آن حضرت او را راستگو و امین دانستند پس وقتی او قرآن را از جانب خدا میداند چگونه میتوان قرآن را به او نسبت داد. [[پیامبران]] [[کتب آسمانی]] پیشین نیز بشارت به وجود چنین پیامبری دادهاند. پس پیامبری که: '''۱. ''' امی بوده؛ '''۲. ''' به راستگویی معروف بوده که حتی نضر بن حارث به قریش اعلان کرد: {{عربی|اندازه=150%|"لَقَد کانَ مُحَمَّدٌ أَصْدَقُكُمْ حَدِيثاً وَ أَعْظَمُكُمْ أَمَانَة"}}؛ '''۳. ''' بسیاری از پیروان ادیان منتظر ظهور چنین پیامبری بودهاند؛ ازجمله [[سلمان فارسی]]؛ '''۴. ''' نشانههای [[نبوت]] او در عهد قدیم و جدید، انکارناپذیر است، دیگر نمیتوان وحی را به او نسبت داد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۵۸ و ۲۵۹.</ref>. نقد سوم اینکه: حوادثی در قرآن آمده که نشان از محافظت خداوند از پیامبرش است و در برخی تصمیمات آن حضرت را مورد توبیخ قرار داده چگونه میشود که شخص مورد سرزنش در آیات قرآن، خود، آورنده همان آیات باشد. | ||
===۳ | ===۲-۳. نبوغ اجتماعی=== | ||
برخی بیان کردهاند که [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} از اوضاع و احوال مردم زمان خود بسیار آگاه بود و رنجهای مردم را میدانست و با استفاده از نبوغش مطالبی را آورد که مردم پذیرفتند. در همین جهت برخی، پیامبر را سیاستمدار نابغه، یا شخصی فریبکار یا قدرتطلب معرفی کردهاند. | برخی بیان کردهاند که [[پیامبر خاتم|محمد]] {{صل}} از اوضاع و احوال مردم زمان خود بسیار آگاه بود و رنجهای مردم را میدانست و با استفاده از نبوغش مطالبی را آورد که مردم پذیرفتند. در همین جهت برخی، پیامبر را سیاستمدار نابغه، یا شخصی فریبکار یا قدرتطلب معرفی کردهاند. | ||
| خط ۴۰۰: | خط ۴۰۰: | ||
'''نقد و بررسی''' | '''نقد و بررسی''' | ||
:'''۱. '''این دیدگاه در میان مخالفان [[پیامبران]] پیشین نیز مطرح بوده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ}}﴾}} <ref> سوره قلم؛ آیه: ۳.</ref>. | :'''۱. '''این دیدگاه در میان مخالفان [[پیامبران]] پیشین نیز مطرح بوده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ}}﴾}} <ref> سوره قلم؛ آیه: ۳.</ref>. هیچ دلیل و شاهدی ازنظر تاریخی بر وجود بیماری روانی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] وجود ندارد. | ||
هیچ دلیل و شاهدی ازنظر تاریخی بر وجود بیماری روانی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] وجود ندارد. | |||
:*امیل درمنگهام معتقد است "کسانی که فرضیه وجود بیماری صرع را ارائه دادهاند از نظم زندگی محمد {{صل}} قبل از [[بعثت]] و بعد از آن غافل بودهاند" <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۶۴ و ۲۶۵.</ref>. | :*امیل درمنگهام معتقد است "کسانی که فرضیه وجود بیماری صرع را ارائه دادهاند از نظم زندگی محمد {{صل}} قبل از [[بعثت]] و بعد از آن غافل بودهاند" <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۶۴ و ۲۶۵.</ref>. | ||
:*جان دیون پورت میگوید: عدهای خواستهاند با این تهمتها محمد {{صل}} را مورد انزجار جهان مسیحیت قرار دهند. | :*جان دیون پورت میگوید: عدهای خواستهاند با این تهمتها محمد {{صل}} را مورد انزجار جهان مسیحیت قرار دهند. | ||