غدر امت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Admin (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ مهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۵۴ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل غدر امت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

غدر امت در روایات متعددی پیشگویی پیامبر خدا(ص) نسبت به "غدر امّت" دربارۀ علی(ع) دیده می‌شود[۱].


مقدمه

  • پیامبر، بارها به امیر مؤمنان خبر داده بود که گروهی از امت، پس از وی با او سر ناسازگاری و مخالفت و دشمنی خواهند داشت و مانع رسیدن خلافت به آن حضرت خواهند شد. در این احادیث سخن از مظلومیّت علی(ع) و غصب خلافت و آسیب دیدن فاطمه زهرا و مسمومیت امام مجتبی و شهادت سید الشهدا است. قضایای پس از رحلت رسول خدا(ص) پیشاپیش به علی(ع) گفته شده بود و آن حضرت از توطئه‌های قریش خبر داشت و بنابرآن بود که بر سر مسألۀ خلافت به نزاع نپردازد و خون دل بخورد و به خاطر حفظ اسلام تحمّل کند. پیامبر فرموده بود: امّت با تو نیرنگ خواهند زد، کینه‌هایشان را آشکار خواهند ساخت و اوضاع را به هم خواهند زد. گاهی هم امیر مؤمنان در برخی حوادث که می‌فرمود: اگر نبود عهدی که با پیامبر خدا دارم چنین و چنان می‌کردم، اشاره به این قضایاست. یکی از سخنانپیامبر به امام چنین است: انّ أمّتی ستغدر بک بعدی و یتّبع برّها فاجرها[۲] امتم پس از من با تو نیرنگ خواهند زد، نیکان هم از بدان پیروی خواهند کرد. نیز فرمود: اذا متّ ظهرت لک ضغائن فی صدور قوم یتمالئون علیک و یمنعونک حقّک.[۳] آنگاه که بمیرم، کینه‌هایی در سینه‌های گروهی آشکار خواهد شد که بر ضدّ تو همدست شوند و تو را از حق خودت بازدارند. در اینگونه احادیث، حوادث یاد شده امتحانی هم برای امّت و هم برای اهل بیت به شمار آمده و خاندان پیامبر هم قول داده‌اند که بر آن صبر کنند.[۴][۵].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۴۳۱.
  2. بحار الأنوار، ج ۲۸ ص ۵۰ ح ۱۷، اثبات الهداة، ج ۲ ص ۳۲
  3. همان، ح ۱۶، در منابع اهل سنت هم آمده است. ر. ک: «فضائل الخمسة من الصحاح السته» ، ج ۳ ص ۵۱
  4. ر. ک: «بحار الأنوار»، ج ۲۸ ص ۳۷ تا ۸۴
  5. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۴۳۱.